Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780122-44315S1

Date of Document: 1999-04-11

ستاره ها در غربت، بازي بزرگ بدون ستاره ها فوتبال، زنده به خلاقيت و ابتكار قهرمانان است گروه ورزشي: دوران بازيكن خلاق و مبتكر در فوتبال ما به سر آمده؟ است يا فوتبال ايران به اندازه اي پيشرفت كرده كه بيش از حد تابع برنامه هاي تاكتيكي مربيان شده است و بازيكنان نيز در حركتهاي تركيبي حل؟ شده اند ذات فوتبال از حركتهاي فردي و بدعتهاي بازيكنان هوشيار شكل گرفته و در نهايت نيز اين بازيكنان مبتكر هستند كه سرنوشت يك بازي را رقم مي زنند. دوره هاي مختلف و دهه هاي گذشته كاملا اين فرضيه را ثابت كرده كه فوتبال زنده به جرقه هاي بازيكنان بزرگ و خلق صحنه هاي اعجابانگيز است اما در دوره كنوني ستاره ها در غربت مانده اند و بازي سنتي استقلال و پيروزي بدون آنها تلالوئي نداشت. در اين بازي اثري از دايي، مهدوي كيا، ميناوند، شاهرودي، يزداني، پاشازاده، منصوريان و... نبود. استقلال و پيروزي بي ستاره اما پربازيكن نتوانستند از ظرفيت خود بيرون بزنند، نتوانستند انديشه هاي مربيان خود را عملي كنند و حالا به نقطه اي رسيديم كه بايد قبول كنيم فوتبال با وجود تمام حكايتهاي علمي و تاكتيكي نياز به ستاره هاي بزرگ دارد تا در لحظاتي حساس يك تيم را به حركت درآورند و شوق برانگيزند. استيلي، مجيدي، حيدري، بزيك و... همه در حد بازيكنان بزرگ فوتبال كشورمان به حساب مي آيند اما هيچيك از آنها چون دايي، ستاره خلاق نبودند و توان حرفه اي او را نداشتند و يا مثل بقيه و حالا باور مي كنيم كه فوتبال بدون بازيكنان خلاق و مبتكر در مقاطعي به ديوار سخت و سرد برخورد مي كند، از درون مي تركد و يا در سنگيني بازي گرفتار مي شود. پيروزي و استقلال پروين و حجازي چنين بودند و اگر در بين اين همه بازيكن اسمي يك فوق ستاره همچون دايي بود در اين پيكار بزرگ تماشاگران دلسرد از يك بزن بزن خانگي راهي خانه نمي شدند. اين بازي ثابت كرد كه فوتبال در منطق خود همه چيز دارد. ستاره، تكنيك، علم و خلاقيت كه نبود هركدام از آنها فوتبال را دچار نقص خواهد كرد. يكصدهزار نفر، جمعيت كمي نيست، شايد در زبان و كلام آسان باشد اما تجمع چنين جمعيتي را در فوتبال تنها در چند كشور جهان مي توان ديد و باور كرد. از برزيل كه بگذريم در هيچ كشوري مانند ايران اين تعداد تماشاگر از فوتبال استقبال نمي كنند. شور و شوق اين جماعت كه هركدام نيز با تعصب تيم خود را تشويق كردند و گاه كارشان به افراط هم رسيد بالاتر از بازي بود كه هيچكس را راضي نكرد. هرچند كه ناصافي بازي را مي توان به داور عربستاني اين بازي هم نسبت داد كه با قضاوت دوگانه در دونيمه داوري معمولي و مبتدي بود. يك قاضي عادل و يك داور آگاه مي توانست در اين بازي حساس تاثيرات اخلاقي، فني و انساني زيادي بگذارد. زيد داور جوان عربستاني كه در جام جهاني 98 فرانسه قضاوت كردو به سفارش كنفدراسيون فوتبال آسيا در رقابتهاي دسته اول باشگاههاي انگليس هم داوري مي كند! با قضاوتي ضعيف در اين بازي سخت و حساس نارضايتيهاي زيادي به بار آورد. اما نكته مثبت ديگر اين بازي هدايت صحيح و برنامه ريزي اصولي مسئولين و تمام ارگانها بود. فوتبال يكسويش شادي است و يكسويش غم و احساسات را نيز در مواقعي جريحه دار مي كند. اما اگر آن را از مقوله ورزش و از طيف خوشبيني و انصاف نگاه كنيم در مجموع رسم خوشايندي است و افراط و تفريطش هم معقول به نظر مي رسد ولي حفظ نظم، آرامش و برنامه دادن به يك روز و يك جماعت كار دشواري است و جا دارد به خاطر اجراي اين بازي نمره قبولي به فدراسيون فوتبال، هيات فوتبال و نيروي انتظامي و تمام ارگانهاي در ارتباط با اين بازي بدهيم كه با درايت و تدبير تمام مسائل را زير نظر داشتند و به بهترين شكل زمينه را براي آرامش تماشاگران فراهم كردند. نقطه جوشش فوتبال ما هميشه بازي دو تيم استقلال و پيروزي است. در واقع فوتبال ما وارث فرهنگي است كه در ماهيت اين توجه، هيجان رقابت و هياهو را دارد. چندان هم غيرمنطقي به نظر نمي رسد، چون ذات و جو هر ورزش در رقابتهاي سالم نهفته است. فوتبال ما هم تابع اين دو باشگاه بزرگ است كه از ديرباز در صحنه رقابتها مدعي قهرماني اند. پيروزي و استقلال دو باشگاه ريشه دار در تاريخ ورزش به حساب مي آيند با دگرگوني ها، تحولات و تغييرات عمده اي كه داشته اند و هميشه بوده اند و در بستر ورزش عمده تر گشته اند اما بازي چهل و چهارم اين دو تيم ديداري بود بدون ستاره ها، چرا كه فوتبال زنده به خلاقيت و ابتكار قهرمانان بزرگ است. سيامك قليچ خاني