Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780122-44311S11

Date of Document: 1999-04-11

چشم انداز به مناسبت اعلام سال جهاني سالمندان امروزي تر اين است، كه با هم باشيم خبر غمباري كه در پي مي خوانيد چندي پيش بازتابي گسترده در رسانه هاي خبري داشت. به ظاهر، محتواي اين خبر بيانگر سرنوشت سالمندان، در جهان آينده، و نه تنها در حوزه بلكه شمال در هر جايي است كه در سر هواي نوگرايي صنعتي دارد: به گزارش ايتارتاس، جسد يك روس بازنشسته كه پنج سال پيش در آپارتمان يك اتاقه اش در شهر پرم Perm روسيه بر اثر سكته مغزي مرده بود، ديروز پيدا شد. در اين پنج سال كسي او را نديده بود. علت پيدا شدن جسد او، خرابي لوله هاي آب آپارتمانهاي مجاور آپارتمانش بود. كاركنان مربوطه پس از اينكه از باز شدن در آپارتمان توسط ساكن آن مايوس شدند، در را شكستند و در تنها اتاق آپارتمان، با اسكلتي روبرو شدند كه كف اتاق افتاده بود و لباس خانه بر تن داشت. مقابل اسكلت، تلويزيوني قرار داشت كه كليدش باز بود، اما كار نمي كرد، زيرا برق آپارتمان به علت عدم پرداخت پول برق مصرف شده، قطع شده بود. اين مرد كه نام او فاش نشده است، ظاهرا بستگاني نداشته است كه به ديدارش بروند و از واقعه مرگ او باخبر شوند. آپارتمان فاقد تلفن بوده به است تشخيص پزشكي قانوني، متوفي 66 ساله بود و در تقويمش از تنهايي ناليده و نوشته است كه آخر عمر، سالهاي بي وفايي است، خوب بود كه پيري هرگز به سراغ بشر نمي آمد. نگاهي به تحولات اجتماعي دهه هاي اخير جهان صنعتي، و به ويژه تاملي در زمينه هاي رنگ باختگي پديده خانواده در اين حوزه از جهان، به ظاهر بيانگر درستي آنچه است كه در ابتداي اين نوشتار ذكر شد. با اين وجود هواداران محيط زيست مي گويند اضمحلال پديده خانواده هسته اي نه نياز ناگزير جهان معاصر بلكه خطايي ناشي از كج فهمي شرايط زمانه بود و بشر در آينده راهي جز اين ندارد كه ديگربار خانواده را در حد پديده اي مقدس پاس بدارد. اينكه چرا خانواده هسته اي از هم پاشيد، پدر و مادر از فرزندان جدا شدند و هر كدام از فرزندان به كاشانه اي دور از ديگري پناه بردند، البته، روشن و آشكار است. شرايط به گونه اي بوده كه براي زيستن در شهرهاي چند ميليوني كنوني راهي ديگر را پيش روي آدميان قرار نمي نهاده است. اما حتي اين هم كه چرا در قلب جهان صنعتي، به پيش بيني هواداران محيط زيست، انسان دوباره ناگزير خواهد شد به خانواده رو بياورد بسيار ساده است: با به پايان رسيدن عصر طلايي مصرف، كه از ابتداي قرن معاصر گسترش يافته بود اينك بشر راهي جز آن ندارد كه روز به روز از مصرف خود بكاهد و خانواده هسته اي به انسان در اين راه كمك مي كند. زيستن پدر و مادر با شماري از فرزندان، حتي در زماني كه آن ها سال هاي نخست ازدواج شان را مي گذرانند، با توجه به امكان استفاده اشتراكي از بسياري وسايل، هزينه هاي آنها را به حداقل مي رساند. اما اگر هر فرزند پس از ازدواج راه تفرق در پيش گيرد، مصرف نيز به شدت متكثر خواهد شد. مضاف بر آن كه زيستن در تنهايي اضطراب و افسردگي، بيماري مزمن شهرنشيني را، گسترش داده و نيز موجب قطع ارتباط نسلها و محروم ماندن فرزندان از تجربيات و آموزه هاي پربار والدين آنها مي شود. هم از اين رو، اگرچه تاكنون ماندن با پدر و مادر و ترك نكردن آن ها صرفا آموزه اي اخلاقي به شمار مي آيد، اما سبزها مي گويند حتي از منظرهاي اقتصادي و اجتماعي نيز بسيار براي همه مردم و نيز جامعه سودمند است كه اعضاي يك خانواده بزرگ با هم زندگي كنند. سازمان جهاني بهداشت امسال را سال توجه به سالمندان ناميده و در روزهاي اخير اين موضوع انعكاسي بايسته در مطبوعات داشته است. شايد بهتر از تبليغات احساساتگرايانه در اين باره آن باشد كه با عدد و رقم به زوج هاي جوان نشان دهيم ماندن در كنار پدر و مادر چقدر مي تواند از نظر اقتصادي به سودشان بوده وياريگر آنها در بسياري دشواريهاي پيش رو باشد. ناصر كرمي