Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780118-44290S1

Date of Document: 1999-04-07

بازيهاي بزرگ را چگونه طراحي كنيم به بهانه ديدار پيروزي و استقلال يك كارت قرمز براي توپ گرد گروه ورزشي: ورزش و فوتبال را چگونه مي توان همچنان بر پايه مكتب شرافت حفظ؟ كرد اين سئوالي است كه تمام جوامع مختلف به شكلهاي گوناگون با آن روبرو شده اند. فوتبال با معيارهاي امروزي در حقيقت يك زبان همگاني است. فوتبال مفري است براي شور و شوق همگاني و فرصتي است براي فرد تا به واسطه آن به زندگي اجتماعي بپيوندد. فوتبال در بعضي مواقع مرزهاي سياسي را درهم مي شكند و شوروهيجاني مي آفريند كه همه مردم پراكنده در اين سياره در آن سهيم مي شوند. مثل رويداد جام جهاني. طيف گسترده اي كه امروز از طريق فوتبال در اطراف ورزش پراكنده شده است در صورت عدم برنامه ريزي براي اين پديده مي تواند جنبه و شكل تخريبي و ضد ارزشي بخود بگيرد. امروزه نزديك به 70 درصد جامعه ما به فوتبال گرايش پيدا كرده اند. از مسئولين رده بالاي سياسي گرفته تا مردم عادي و عامي فوتبال را دوست دارند و آن را پذيرفته اند. حال با اين گرايش و علاقه چگونه بايد يك رخداد بزرگ را مثل بازي دو تيم پيروزي و استقلال كه كل جامعه را بدون هيچگونه تعارفي در بر مي گيرد هدايت كرد و براي آن نوعي طراحي اجرا در نظر گرفت. تلاش بايد در جهتي باشد كه ضمن حفظ ارزشها بتوان مسائل فني و تكنيكي را نيز در حاشيه قرار نداد و اجازه داد تا مردم تبلور اين هنر را در بهترين زمان و بهترين ميدان ببينند. پژوهش درباره اين شاخه نوين در ورزش روانشناسي و جامعه شناسي خاص خود را مي طلبد و بايد با تشكيل كميته و يا گروهي ويژه آنرا در سر منزل مقصود پيش برد. در واقع اين مسئله جزو نيازهاي بنيادي مردم است، بدون آنكه اندازه آن حس شود و يا اهميت آن نمايان گردد. در دوره هاي گذشته كه سه رشته ورزشي نيمي از زمان تلويزيون را به خود اختصاص داده اند، چگونه مي توان منكر اين واقعيت شد كه فوتبال نيازي به توجه خاص ندارد، فوتبال در خود خشونت، برخورد، تضاد و تقابل دارد، اما ذاتا منشا خشونت نيست. هيجاني كه اين رشته توليد مي كند، عارضه هايي را با خود به جامعه منتقل مي كند كه اساسا به نحوه اجراي آن بر مي گردد. گاه تماشاگراني مي آيند تا از تيم خود حمايت بي قيد و شرط كنند و در همان حال به همان اندازه دشمن تيم حريف و طرفداران آن هستند آشفتگي و درهم و برهمي طبعا به انفجار خشونت گروهها مي انجامد غالبا كوشيده شده تا گروههاي مخالف را از يكديگر جدا نگه دارند و در تريبونهاي جدا از هم جاي دهند و به هنگام ورود و خروج به ورزشگاه كنترلشان كنند. اما همانگونه كه حوادث گذشته نشان داده است اين اقدامات كافي نيست. دو تيم پيروزي و استقلال بدليل تمركز تماشاگرانشان در ورزشگاه و احساسات نهفته اي كه در ضمن بازي پراكنده مي شود، موقعيت ديگري دارند. مسئولين دو تيم و كارگزاران اين رشته، راديو و تلويزيون و مطبوعات نيز در اين ميان مي توانند نقش مهمي داشته باشند. توجيه خشونت در فوتبال (نه در داخل زمين ) به اين سادگيها امكان پذير نيست خشونت كه حاصل جامعه و تضادها و نقايص آن است، ورزشگاهها را نيز در امان نمي گذارد، اما اين وظيفه رسانه هاست كه با تبحر و شيوه هاي خود، از شدت تعصب بكاهند و مسير عشق به فوتبال را كه بيشتر يك احساس مقطعي است هموار كنند. اين پرچمها، سرودها و عنوانهايي كه تماشاگران در ورزشگاه بكار مي گيرند ناشي از خوش قلبي مردمي است كه آني ترين احساسات خود را در يك ديدار فوتبال بيرون مي ريزند و رها مي شوند. در اين حال تنها مي توان يك كارت قرمز به توپ گرد داد كه اين فضا را به وجود مي آورد.