Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780118-44280S2

Date of Document: 1999-04-07

انضباط و اخلاق چگونه دروني ؟ مي شود پياژه مي گويد: اگر تا دوسالگي و مدتي بعد هيچ اخلاقي كه مورد قبول واقعي كودك باشد، وجود ندارد، به اين علت است كه ساختمان ذهني او هنوز توسعه نيافته و اجتماعي نشده است و طفل از آنچه خود به آن گرايش دارد پيروي مي كند. اين دوره از نظر اخلاقي دوره ناپيروي است. بعدها طفل اخلاق بزرگسالان را مي پذيرد و آنچه را بزرگسالان مي گويند براي او قابل قبول است و به همين جهت اعمال بزرگسالان را تكرار مي كند. از حدود 7 تا 12 سالگي با اين نوع اخلاق كه به صورت ديگر پيروي بروز پيدا مي كند روبه رو هستيم. در اين دوران هرچه الگوهاي اخلاقي اطرافيان كودك، خصوصا والدين يكپارچه تر باشد، كار آسانتر است و تعارضي در وضع كودك ايجاد نمي شود، در غير اين صورت نوعي تزلزل در كودك ايجاد مي شود. به تدريج از سالگي 12 به بعد به اخلاق خود پيروي نزديك مي شويم كه در آن كودك ملاكهاي اخلاقي خود را بنا مي كند. بنابراين روشن است كه در اواسط دوران كودكي است كه فرزندان ما به رشد قضاوت اخلاق خود دست پيدا مي كنند. آنها مي توانند روابط و مسائلي را كه به نحوي با اخلاق سروكار دارد درك كرده و بفهمند. اما نبايد تعجب كرد برخي رفتارهاي آنها با قضاوت اخلاقي كسب كرده آنها هماهنگ نباشد. ما بزرگسالان نيز كه مجهز به قضاوت اخلاقي پيچيده و كاملي هستيم، گاهي همزمان رفتارهاي آزادگرانه و دور از اخلاق را نشان مي دهيم، يعني رفتاري را مرتكب شويم كه با معيارهاي اخلاقي ما مغايرت داشته باشد. رفتار اخلاقي نياز بيشتري به مهارتهاي شناختي سطح بالا دارد كه يكي از آنها توانائي تشخيص درست از نادرست است. عوامل ديگري كه بر رفتار اخلاقي تاثير دارد: شناخت درست از نادرست اولين ضرورت در ايجاد رفتار اخلاقي است، اما دانش و شناخت خودش به تنهايي كافي نيست. كودك بايد بداند كه چگونه هميشه رفتار خودش را در ميان موقعيتهاي مختلف زندگي مثل سروصدا و شلوغي كلاس، حياط بازي يا محله و در جمع يا به تنهايي، مورد بازبيني و كنترل قرار دهد. رفتار كودكان مدرسه اي توسط عوامل بيشماري شكل مي گيرد; مدلهاي رفتاري ديگران، انضباط همراه با تنبيه و تشويق، منطقي، راهنمايي اخلاقي والدين و آموزگاران و توانايي جديد او در فهم و درك ديدگاه ديگران (همدلي ). به تدريج كه كودك بزرگتر مي شود و با همسالان تعامل اجتماعي پيدا مي كند، دوستان و همبازيان منبع قدرتمند نفوذ و تاثير در نگرشها و رفتار كودك خواهند شد. بنابراين، ارزشهاي اخلاقي دوستان نزديك و صميمي به شكل اجتنابناپذيري با ارزشهاي حاكم در منزل رقابت مي كنند. تكنيكهايي براي فراگرفتن كنترل برخود: چندين راهبرد موءثر در آموزش خودداري و كنترل نفس توسط روان شناسان شناخته شده است كه مي توان آنها را به كودك آموخت تا در برابر وسوسه ها مقاومت كند و بر پريشانيها غلبه كند. يكي از اين روشها نظارت بر خود است كه به شكل يادداشت مسائل و رفتارها و تكرار رفتار مناسب صورت مي گيرد. مطالعه اي نشان داد كه يك گروه از دانش آموزان دوران راهنمايي وقتي رفتار درسي و تحصيلي خود را مورد بازبيني قرار مي دادند و فاصله استراحت و توقفهاي خود را ثبت مي كردند، عملكرد بهتري نسبت به ديگران كه از اين روش استفاده نمي كردند، به دست آوردند. برهم زدن تمركز و حواس خصوصا براي كودكان پيش دبستاني بسيار مناسب است، شايد بدانيد كه شما مي توانيد به راحتي حواس فرزند خود را از يك رفتار نامناسب پرت كنيد و به سوي يك سرگرمي يا داستان معطوف كنيد. همان طور كه آنها بزرگتر مي شوند مي توانيد به آنها بياموزيد كه خود از اين روش براي مقاومت در برابر رفتار نامناسب استفاده كنند. كودكان خود را مسئول تربيت كنيد اگرچه در دوران مياني نوجواني، آنها به توانايي خودداري دست پيدا مي كنند. اما رفتار انضباطي فعال بزرگسالان بويژه والدين به عنوان بخش مهمي از رشد اخلاقي او محسوب مي شود. خوب است كه تلاش شما براي منضبط ساختن كودكتان حول اين محور باشد كه او بياموزد چگونه تصميم گيريهاي مسئوليت پذيري براي خودش اتخاذ كند. چراكه شما هميشه در دسترس نيستيد تا او را كنترل كنيد. انتخاب شما در مورد تكنيكهاي انضباطي اثر ويژه اي بر توانايي كودك شما براي رسيدن به قضاوت مستقل و تمايز بين رفتارهاي مناسب و نامناسب دارد. برطبق نظر روان شناسان، سبكهاي انضباطي به سه گروه مهم تقسيم مي شود- 1 استبدادي - 2 توانا- 3 آسان گير. والدين مستبد كنترل بيش ازحدي را بر رفتار خود اعمال مي كنند، پرسشها و كنجكاويهاي آنها را سركوب مي كنند و براي هر رفتاري محدوديتي خاص را وضع مي كنند. درصورتي كه والدين توانا بيشتر به ارائه راهنمايي محكم و مناسب به فرزند خود گرايش دارند، سعي مي كنند براي هر قانون دليل قانع كننده آن را به فرزند خود يادآور شوند و تلاش مي كنند تا فرزند خود را به گفت وشنود تشويق كنند. والدين آسان گير محدوديتهاي بسيار ناچيزي را براي رفتار فرزندانشان درنظر مي گيرند. كودك رابه حال خود رها مي سازند تا خود هرچه مي خواهند به دست آورند و هر كاري را انجام متخصصان دهند عقيده دارند كه سبك و الگوي والدين توانا به كودكان كمك مي كند تا بهتر بياموزند چطور مسئوليت بپذيرند، فكر كنند و به عواقب رفتار خود بيانديشند. اين شيوه رفتاري بر اين هدف است كه كودك خودش، خودش را كنترل كند. بنابراين بهتر است بگوئيم: در خيابان بازي كردن خطرناك است، چون ممكن است اتومبيلها با تو تصادف كنند نه اينكه بگوئيم: در خيابان بازي نكن، چون من مي گويم. شما مي توانيد روح همكاري كودك رابه وسيله توانائيهاي استدلالي كه از سنين 12 تا 15 سالگي به بعد در او شكل مي گيرد، جلب كنيد. به عنوان مثال اگر فرزند شما آن قدر رشد كرده كه مفهوم مقابله به مثل را درك كند، مي توانيد او را تشويق كنيد كه يكي از دوستان خود را كه بارها به منزلشان رفته به خانه دعوت كند. نكته مهمي كه نبايد فراموش شود اين است كه رفتار والدين مي بايست با نصايح كلامي و دلايل او هماهنگي داشته باشد. از آنجا كه فرزند شما در حال هويت يابي است و دائم با شما در حال همانندسازي، بنابراين بسياري از رفتارها و معيارهاي اخلاقي او براساس گفته ها و اعمال شما شكل مي گيرد. بچه ها بايد بدانند چه رفتاري از آنها پذيرفته مي شود و چه چيز ممنوع قوانين است انضباطي و دلائل آن بايد براي فرزندان روشن باشد. او بايد بداند كه رفتارش مورد نظارت شماست و از شما درقبال رفتارش عكس العملهاي هميشگي و هماهنگ و يكسان اگر مي بيند به او مي گوئيد ده دقيقه براي جمع كردن اسباببازيهايش فرصت دارد، بايد پس از گذشت 10 دقيقه براي نظارت بر كاري كه به عهده او گذاشته ايد مراجعه كنيد و اوضاع را بازرسي كنيد. اما اگر چند روز بعد براي سركشي به اتاق او برويد تلاش شما براي ايجاد نظم و انضباط در او بيهوده خواهدبود. ميان پدر و مادر بر سر ارائه و اجراي قوانين بايد وفاق و هماهنگي وجود داشته باشد تا از تصميم گيريهاي يكديگر حمايت كنند. هيچ پدر و مادري بي عيب و ايراد نمي باشد و حتي والديني كه از روشهاي بجا و مناسب استفاده مي كنند گاه كنترل خود را از دست مي دهند و به شيوه هاي موقت استبدادي روي مي آورند. مهم آن است كه به او نشان داده شود هنوز فرزند عزيز و دوست داشتني آنها مي باشد. در هر صورت به خاطر داشته باشيد كه روشهاي انضباطي كه بر پايه منطق هستند بر توليد رفتارهاي پخته تر منجر مي شود. مطالعات نشان داد كه اعمال چنين روشهايي در عملكرد تحصيلي فرزندان تاثير چشمگيري داشته است. يكي از نتايج خوب تشويق كودكان به مسئوليت پذيري و تصميم گيري مستقل، تاثير بسزاي آن بر رشدشناختي و هوش آنهاست. گذشته از آن، آنها را براي قبول قوانين جامعه و اجتماع محل زندگي آماده مي سازد. اينان كساني خواهند شد كه مسئوليت پذيري در كار و انضباط اجتماعي رابه خوبي در رفتار اجتماعي و شغلي خود نشان خواهند داد. برگردان: بهمن ابراهيمي منبع: لايف تايم 1996