Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780117-44273S1

Date of Document: 1999-04-06

اسلام و تحولات علمي نوشته: دكتر سيدمحمد عباس زادگان جستارگشايي: مقاله حاضر بر آنست كه احياي محيط علمي در دانشگاه را از ديدگاه اسلامي مورد بحث قرار دهد. ايجاد يك فضاي فعال علمي كه سنت هاي دانشگاهي بتواند در آن ريشه گرفته و روحيه غني علمي را در دانشجويان به وجود آورد. در اين مقاله ابتدا رويكرد اسلام به مقوله دانش از ديدگاه قرآن و حديث جهت بحث قرار مي گيرد. از آنجا كه دانشگاه فارغ از محيط سياسي، اقتصادي و اجتماعي خويش نيست پس از اين ارزيابي عمومي از فضاي علمي در دانشگاه، اين مقاله برخورد دانشجويان با موقعيت سياسي، اجتماعي و اقتصادي كشور با هدف تحليل آرمان هاي دانشجويان را مورد بررسي قرار داده است. در انتها با ارائه يك جمع بندي از مبحث اول و دوم، تلاش شده است تا اهداف معيني براي توسعه محيط علمي در دانشگاه ترسيم گردد. محدوديت عمده اين مقاله پيوند مبحث اول و دوم با محدوديت اطلاعات كمي دقيق از وضعيت علمي دانشگاه به است همين دليل تمركز اين مقاله بر جنبه هاي كيفي است. توجه خوانندگان گرامي را به اين جستار جلب مي كنيم. گروه معارف اسلام در دوراني پاي به عصر حيات گذاشت كه جهان وضعي آشفته داشت و مردم در گمراهي و انحراف بودند وغالبا از ادياني تحريف شده و نادرست پيروي مي كردند. پاره اي از مردم آن عصر هيچ ديني نداشتند، برخي ديگر به گمان خود از آراء فلاسفه پيروي مي كردند و آنها را چون احكام ديني مي پنداشتند. اكثريت اعراب با اينكه معتقد بودند كه بر دين ابراهيم هستند، بت ها را به عنوان تقرب به درگاه خداوند مي پرستيدند و يهوديان گمان مي كردند كه از شريعت موسي (ع ) پيروي مي كنند در صورتي كه تورات موجود در دست آنها تحريف شده و مشتمل بر يك سلسله افسانه و خرافات بود. مسيحيان مدعي بودند كه از شريعت عيسي ( ع ) پيروي مي كنند در صورتي كه در نزد آنان انجيل واحدي نبود از اين رو به فرقه هاي گوناگون تقسيم شده بودند و هر فرقه از انجيل جداگانه اي پيروي مي كردند و هيچ سند مورد اعتمادي كه همگي آن را پذيرفته باشند در ميان آنان وجود نداشت. با اين وضع آشفته جهان و پراكندگي عقايد و دنياي افكار، آن روز به ديني استوار و آئيني آسماني نياز داشت كه موجب جمع پراكندگي ها و يگانگي انديشه شود و ميان جوامع انساني پيوند دهد و همه مردم را به راه راست و طريق به زيستن راهنمايي كند تا همه افراد به هدف عالي خود در اين جهان برسند. در چنين اوضاع و احوالي كه اعراب در نهايت جاهليت دچار انواع شركها و انحرافاتي چون دزدي، فرزندكشي، ربا، قمار و... بودند، خداوند از ميان همين اعراب، انساني امي (درس ناخوانده ) را به پيامبري برگزيد تا انسانيت را از ورطه هلاكت و نابودي نجات داده و به سر منزل سعادت رهنمون گردد. در اين رابطه قرآن مي فرمايد: هوالذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلو عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين. اوست خدايي كه ميان اعراب امي، (كساني كه خواندن و نوشتن هم نمي دانستند ) پيامبري بزرگوار از ميان همان مردم برانگيخت تا بر آن آيات وحي خدا را ابلاغ كند و آنها را از لوث جهل و اخلاق زشت پاك سازد و شريعت كتاب سماوي و حكمت الهي بياموزد كه پيش از اين همه در ورطه جهالت و گمراهي بودند. ( ) 1 با نگرشي ديگر به قرآن كريم درمي يابيم كه اولين آيات نازله بر نبي اكرم (ص ) بحث از خواندن و نوشتن و ارزش علم و قلم و.. دارد و به طوري كه در سوره علق مي فرمايد: اقرا باسم ربك الذي خلق... اي رسول گرامي برخيز و قرآن را به نام پروردگارت كه آفريننده عالم است بر خلق قرائت كن... الذي علم بالقلم.. آن خدايي كه بشر را علم نوشتن به قلم آموخت. ( ) 2 و در سوره اي به نام قلم مي فرمايند: قسم به قلم و آنچه مي نويسد: نون والقلم و ما يسطرون قرآن كريم نه تنها از خواندن و نوشتن به عنوان يك ارزش ياد نموده بلكه از مسلمانان خواسته كه براي آموختن علم مهيا بوده و به دنبال دانش رفته و با مهاجرت نمودن براي نشر علم به نزد همنوعان خود برگردند. و ما كان الموءمنون لينفروا كافه فلولانفر من كل فرقه منهم طايفه ليتفقهوا في الدين و لينذروا قومهم اذا رجعوا اليهم لعلهم يحذرون هنگام جنگ نبايد موءمنان همگي بيرون رفته رسول را تنها بگذارند، پس چرا از هر طايفه اي جمعي براي جنگ بيرون رفته، گروهي نزد رسول براي آموختن علم مهيا؟ نباشند تا آن دانشي كه آموخته اند به قوم خود بياموزند كه قومشان هم شايد خدا ترس شده از نافرماني حذر كنند. ( ) 3 جايگاه علم و دانش در اسلام: علم و دانش جايگاه بارزي در اسلام دارد و در بسياري موارد قرآن كريم به دانش و آگاهي اشاره نموده به است طور مثال 150 بار واژه علم بيش از بار 770 اشكال مختلف آن مانند: تعقل تدبر تفكر ثقفه علم بصيرت و.. بار 49 ماده عقل 18 بار فكر و 20 بار فقه در قرآن بكار رفته است. ژول لابوم دانشمند معروف فرانسوي در مقدمه اي كه بر ترجمه قرآن نوشته است 12 مشخصه براي اسلام ذكر نموده كه يكي از مشخصه ها ارزش مخصوصي است كه اسلام براي علم قائل شده و در هيچ يك از مكاتب ديگر اين توجه و عنايت به فراگيري علم به چشم نمي خورد. با توجه به موارد فوق به مروري كوتاه و در حد ضرورت در خصوص اهميت علم در آيات و روايات مي پردازيم. الف ) آيات: در آيه 9 سوره زمر مقايسه اي بين دانايان و نادانان شده است: قل هل يستوي الذين يعلمون والذين لا يعلمون انما يتذكرو اولواالالباب بگو اي رسول آنان كه اهل دانشند با مردم جاهل؟ يكسانند (هرگز يكسان نيستند ) و منحصرا خردمندان عالم متذكر اين مطلبند كه عالم و جاهل مساوي نيست. و در سوره اي ديگر مي فرمايد: و ما يستوي الاعمي و البصير و لاالظلمات و لاالنور و هرگز كور و بينا يكسان نيست و هيچ ظلمت با نور برابر نخواهد بود. ( ) 4 از اين آيات درمي يابيم كه قرآن علم را به منزله نور و گمراهي را همان ظلمت مي داند و حدفاصل اين دو را بسيار عميق وصف مي نمايد. در آيه 128 سوره يوسف راه و روش پيامبر ( ص ) و رهروان خداشناس و موءمني كه رهرو آن وجود گرامي مي باشد را دعوت به سوي حق با بصيرت و آگاهي كامل توصيف نموده و مي فرمايد: قل هذه سبيلي ادعوا الي الله علي بصيره انا و من اتبعني و سبحان الله و ما انا من المشركين اي رسول ما، امت را بگو طريق من و پيروانم همين است كه خلق را به خدا با بينايي و بصيرت دعوت كنم و خدا را از شرك و شريك منزه دانم و هرگز به خدا شرك نياورم. همچنين آيه فوق يادآور اين نكته است كه اسلام انسانها را با بصيرت و علم به سوي توحيد فرامي خواند و از انسان ها نيز مي خواهند كه چشم و گوش بسته شنيده ها را نپذيرند و با بينايي و تعقل به آن چه مي شنوند، عمل نمايند و در آيات 17 و 18 سوره زمر بعداز توصيف علم و دانايان مي فرمايد: به بندگانم بشارت ده، آن بندگاني كه سخنان مختلف را مي شنوند و آنها را ارزيابي نموده و بعد از شناسايي و محك، پيروي از سخنان نيكو پسنديده مي نمايند. آن بندگان هدايت يافته و آنان در واقع صاحب خرد مي باشند. فبشر عباد، الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئك الذين هديهم الله و اولئك هم اولواالالباب، بشارت ده، آن بندگان كه چون سخن بشنوند نيكوترين آن را عمل كنند كه خدا آنها را به لطف خاص خود هدايت فرموده است و هم آنان به حقيقت خردمندان عالمند. ب ) روايات: در مورد بعضي از عبادات واجب مانند روزه، حج و يا جهاد در راه خدا محدوديتهايي از نظر زمان، مكان و همگاني بودن آنها وجود اين دارد عبادات بر همه كس واجب نيست و محدود به سن و موقعيت هاي خاص مي باشد. به طور مثال انجام اين واجبات حدودي از نظر زمان دارد كه به مواردي از آنها اشاره مي كنيم: - در هر سال فقط يك ماه از آن براي روزه اختصاص داشته و نيز براي انجام مناسك حج تنها ده روز از سال در نظر گرفته شده و همچنين جهاد در راه خدا در چهار ماه كه به ماههاي حرام معروف هستند، نهي شده است. ولي آنچه كه حد و مرزي براي آن شناخته نشده است و در همه زمان ها و مكان ها و از هركس مي توان فراگرفت علم و دانش مي باشد. به مرور رواياتي چند در اين زمينه مي پردازيم: حديث اول: پيامبر اكرم ( ص ) مي فرمايند: طلب العلم فريضه علي كل مسلم يعني جستجو و طلب علم بر هر مسلمان واجب است در اين زمينه هيچ استثنايي ندارد، حتي از لحاظ جنسيت هم استثنايي ندارد، چون مسلم يعني مسلمان خواه مرد باشد، خواه زن، به علاوه اينكه در بعضي از نقلهاي كتب شيعه كه در بحارالانوار نقل مي كند كلمه و مسلمه هم تصريح و اضافه شده است. اين حديث مي فرمايد: فريضه علم يك فريضه عمومي است، اختصاص به طبقه اي يا صنفي يا جنسي ندارد، ممكن است يك چيز مثلا براي جوانان فرض باشد و نه بر پيران، بر حاكم فرض باشد نه بر رعيت، يا بر رعيت فرض باشد نه بر حاكم، وظيفه مرد باشد نه وظيفه زن، مانند جهاد و نماز جمعه كه فقط بر مردان فرض است، بر زنان فرض نيست، اما اين فريضه كه نامش فريضه علم است بر هر مسلماني فرض است و هيچگونه اختصاصي ندارد. حديث معروف ديگري كه در اين زمينه از رسول خدا نقل مي شود، حديث اطلبوالعلم من المهد الي اللحد يعني در همه عمر، از گهواره تا گور، در جستجو و طلب علم باشيد. همانطوري كه حديث اول از لحاظ افراد و از لحاظ جنس و صنف و طبقه اختصاص و محدوديت را برداشت و اين فرضيه را از آن نظر تعميم داد، اين حديث موضوع فراگيري علم را از لحاظ وقت و زمان توسعه و تعميم مي دهد. حديث سوم، فرمود: اطلبو العلم ولو بالصين يعني علم را جستجو و تحصيل كنيد و بدست آوريد ولو در چين، دستيابي به دانش مي تواند اين باشد كه به دورترين نقاط جهان مانند چين سفر كنيد. ظاهرا علت اينكه نام چين برده شده اين است كه در آن روز از چين به عنوان دورترين نقاط جهان كه مردم آن روز مي توانستند به آنجا بروند نام برده شده است. اين حديث مبين آن است كه، تحصيل علم جاو مكان معين ندارد. همانطوريكه وقت و زمان معين هم ندارد. ممكن است يك تكليف و فريضه از لحاظ جا و مكان محدوديت داشته باشد، نشود آن را در همه جا انجام داد، مثلا اعمال حج از لحاظ محل و مكان هم مقيد و محدود است، مسلمانان حتما بايد اعمال حج را در مكه، در همان سرزميني كه توحيد و اسلام از آنجا طلوع كرد و به ساير جهانيان رسيد، در اطراف خانه اي كه بدست ابراهيم و فرزند پاك نهادش بنا شد انجام يابد، مسلمانان نمي توانند با هم توافق كنند و نقطه ديگري را براي انجام اعمال حج انتخاب كنند، پس اين تكليف از اين نظر محدوديت دارد. اما در انجام فريضه علم هيچ نقطه معين در نظر گرفته نشده، هر جا كه علم هست آنجا جاي تحصيل و بدست آوردن است. علاوه بر آن در باب فضل مهاجرت و مسافرت براي علم به نقاط دور دست، احاديثي وجود دارد، حتي آيه كريمه، و من يخرج من بيته مهاجرا الي الله و رسوله ثم يدركه الموت فقد وقع اجره علي الله به مهاجرت و مسافرت در طلب علم تفسير شده است. در يكي از احاديث معتبره آمده است: لوعلمتم ما في طلب العلم لطلبتموه ولو بسفك المهج وخوض الحج يعني اگر مي دانستيد در نتيجه طلب و تحصيل علم به چه سعادتهايي مي رسيد به دنبال آن مي رفتيد ولو باينكه خون شما در اين راه ريخته شود و يا مستلزم اين باشد كه به درياها وارد شويد و اقيانوسها رابپيماييد. حديث چهارم: جمله اي از رسول اكرم ( ص ) روايت شده به اين عبارت الحكمه ضالتالمومن ياخذها اينما وجدها يا به اين تعبير كلمتالحكمتضالتالموءمن فحيث وجدها فهو احق بها يعني، حكمت، گمشده موءمن است و هر كس چيزي گم كرده آن را در هر نقطه كه پيدا كند معطل نمي شود وبرمي دارد. حكمت يعني سخن و مطلب محكم و متقن و منطقي و درست يعني دريافت حقيقت، هر قانون و قاعده اي كه با حقيقت وفق دهد و ساخته و هم و تخيلات نباشد، حكمت است. علي ( ع ) مي فرمايد: الحكمه ضاله المومن الحكمه ضاله المومن فاطلبوها و لوعندالمشرك تكونوا احق بها واهله، حكمت، گمشده موءمن است پس او را بجوييد و بيابيد، هر چند در نزد يك نفر مشرك باشد، شما كه موءمن هستيد به آن علم و حكمت سزاوارتريد و شايسته آن مي باشيد و جاي ديگري حضرت فرمود: الحكمتضالتالموءمن فخذالحكمتولومن اهل النفاق در حديث معتبر از زبان حضرت مسيح عيسي بن مريم ( ع ) نقل شده كه فرمود: خذوالحق من اهل الباطل و لاتاخذوالباطل من اهل الحق، كونو يعني نقادالكلام حق را بگيريد و بپذيريد ولو از باطل، اما باطل را هرگز نگيريد و نپذيريد ولو از اهل حق، خودتان صراف سخن و سخن شناس باشيد. به هر حال اين سلسله احاديث قيد و محدوديت را در باب علم از لحاظ طرف ارتباط، يعني از لحاظ كساني كه يك نفر مسلمان اهم خود را از آنها فرا مي گيرد، برداشته است. ادامه دارد پانوشتها: -2 1 آيه سوره جمعه - 2 و4 1آيات سوره علق - 3 آيه 122 سوره توبه - 4 آيات 19 و 20 سوره فاطر