Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780117-44266S1

Date of Document: 1999-04-06

گيلاسي خوش طعم براي همه چگونه مخاطبان بالقوه سينماي ايران را جذب كنيم بحث مخاطب و فيلم پرمخاطب اين روزها در محافل سينمايي زياد به گوش مي خورد. چنانچه انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي سمينار سينماي ايران و مخاطبان آن را به راه مي اندازد و خانه سينما آمار پرمخاطبترين فيلم هاي سينماي ايران را اعلام مي كند. اما چرا هنوز سينماي ما نتوانسته مخاطبان بالقوه خود را جذب؟ كند به خاطر وضعيت سالن هاي؟ سينماست به خاطر مضامين فيلم هاست و يا به دليل مسائلي همچون مميزي و از اين قبيل. گزارش تحليلي زير به همين موضوع مي پردازد. تاكنون در خصوص معضل كمبود سالنهاي سينما بحثهاي زيادي بين دست اندركاران سينما و مسئولان امر صورت گرفته است ولي هيچگاه به طور جدي براي حل اين مشكل اقدامي به عمل نيامده است. اين معضل را مي توان از چند زاويه بررسي كرد. اولين پيامد آن ضربه اي است كه از اين راه بر تهيه كنندگان فيلم وارد مي شود. چراكه هر سال حدود 50 الي 60 فيلم در كشور توليد مي شود كه مخارج متوسط هركدام از آنها بين 25 تا 40 ميليون تومان ولي است سالنهاي سينماي ما ظرفيت نمايش اين تعداد توليدش را ندارند. نمونه بارز آن تعداد فيلمهاي توليد شده در سال گذشته مثل ساحره (داود ميرباقري ) جهان، پهلوان تختي (بهروز افخمي )، تولد يك پروانه (مجتبي راعي ) عش، گمشده (سعيد اسدي )، بدلكاران (مهدي صباغزاده ) و... بودند كه در جشنواره فجر شانزدهم نيز به نمايش ولي درآمدند هنوز در نوبت اكران عمومي مانده اند. جنگ بدون صلح باتوجه به اينكه در بعد از دوم خرداد و تغيير و تحولات معاونت سينمايي اكران سينماها آزاد اعلام شد و گروههاي سينمايي زير نظر كميسيون اكران دست به انتخاب و نمايش فيلم ها زدند، باز مشكل اكران هنوز به قوت خود باقي است. از گذشته تا به حال همواره صاحبان فيلم ها براي تصاحب فصل مناسب اكران با يكديگر رقابت داشته اند، هرچند فروش قابل ملاحظه رواني (داريوش فرهنگ ) مرد، عوضي (محمدرضا هنرمند ) درپاييز گذشته اين طلسم را شكست. به طوري كه سينماگران به پاييز 77 بهار در پاييز لقب دادند. ولي هنوز نگراني فصل مناسب اكران باقي است. به طوري كه در زمستان فيلمهاي خلبان (جمال شورجه ) مهر، مادري (كمال تبريزي ) و، درخت گلابي (داريوش مهرجويي ) به فروش قابل ملاحظه اي دست نيافتند. اغلب صاحبنظران گناه اين فروش كم را به گردن فصل نامناسب براي اكران كه شامل حلول ماه مبارك رمضان، تقارن با جشنواره فيلم فجر، امتحانات مدارس و محدوديت اكران و... انداخته اند. اما نمي توان اين نكته را از نظر دور داشت كه اين بار نه اجبار وزارت ارشاد براي زمان اكران هر فيلم، بلكه اين صاحبان سينماها هستند كه مايل به قبول فيلمهاي كم فروش نيستند. به طوري كه به درخت گلابي لقب فيلم اجباري را داده اند. چون بنا به اعتقاد صاحبان سينماها تجربه ثابت كرده است كه اگر فيلمي بتواند تماشاگر را جذب كند ديگر زمان اكران، كمي سالنهاي سينما و... به حساب با نمي آيند اين وصف مشكل اصلي در كجا؟ است با سينما آشتي كنيم هرچند كه در دوره هاي قبلي با استفاده از كمكها و وامهاي دولتي، بيشتر توليد محصول، بدون در نظر گرفتن سليقه و ميل خريدار در نظر گرفته مي شد. نمونه هاي آن مانند برخي فيلمهاي جنگي توليدي در سالهاي قبلي بود كه اصلا جلب مخاطب در آن به حساب نمي آمد و فقط به منظور برخي اهداف تبليغي ساخته مي شد بدون اينكه سرمايه هنگفتي را كه صرف ساختنشان شده بود بازگردانند. ولي در دوره جديد جلب تماشاگر و احترام به سليقه دو ركن اساسي است. به طوري كه كيانوش عياري (كارگردان ) مي گويد: آرزويم اين است فيلمي خوش ساخت كه بتواند با تماشاگر ارتباط برقرار كند و يا به قولي جلب مخاطب كند را ببينيم. و اين در حالي است كه جديدترين ساخته وي بودن يا نبودن علي رغم جنبه هاي سينمايي قابل ملاحظه به فروش مورد نظر دست پيدا نكرد. به نظر مي رسد دست اندركاران سينمايي به اين نتيجه رسيده اند كه هرچند معضل هاي گوناگون سينماي ايران از جمله كمبود سالن سينما باعث ايجاد ضربه هايي بر پيكره سينماي ايران مي گردد ولي اين ضربه ها را مي توان از راههايي جبران كرد يكي از اين راهها آشتي دادن مردم با سينما است. مميزي بي ضابطه يك عامل بازدارنده حميدرضا آشتياني پور (تهيه كننده ) اظهار مي دارد: تا زماني كه صداقت فيلمساز در اثرش راه نيابد، مردم با سينما آشتي نمي كنند. تا زماني كه فيلمساز مجبور باشد خود را به رنگ خواسته هاي ديگران در بياورد، حضور صداقت در اثر او كمرنگ مي شود و اين يعني ماجرايي كه چندين سال گريبان سينما را گرفته بود و تا مرز خفگي آن را فشرد. هرچند كه با تغيير سياستهاي سينمايي در دوره اخير و لغو تصويب فيلمنامه تا حدودي دست فيلمسازان براي توليد فيلمهاي مخاطبپسند باز شده، به طوري كه در جشنواره فجرسا ل شاهد 77 موج جديدي از آثار در ميان فيلمهاي ارائه شده بوديم. ولي با اين حال باز مميزي به صور گوناگون در مراحل مختلف بازبيني اعمال مي شود. بايد ابتدا اين محدوديت ها و علي الخصوص مساله نظارت را معني كرد كه خود بحث مفصلي را ولي مي طلبد در يك جمله مي توان گفت كه نظارت به معني اختلال در توليد يك اثر سينمايي جذاب نيست. حميدرضا آشتياني پور در ادامه مي افزايد: وجود نظارت به معناي مشاهده و بررسي نوع عملكردهاي جامعه هنري از طريق آثار آنها به وسيله دولت امري بديهي است، اما اين مطلب نبايد موجبات مزاحمت در امر توليد و اكران را فراهم آورد. مميزي و نظارت بايد به حدي باشد كه فيلمسازان صاحب سبك و توانا البته با حفظ ارزشها جرات كافي براي انجام تجربه هاي تازه در مضامين و ساختار جديد براي ساخت فيلمهايي نو جهت جذب مخاطباني گسترده و بالقوه سينما را داشته باشند. فيلم جذاب، سالن غيرجذاب رسول صدرعاملي (تهيه كننده و كارگردان ) به اين معضل اشاره مي كند و مي گويد: توليدات جذاب و دوست داشتني يك سوي ماجرا است. سوي ديگر آن سالنهاي نمايش يعني محل برخورد تماشاگران و فيلمهاست. در حال حاضر سالنهاي سينماي ما فاقد ابتدايي ترين استانداردهاي لازم براي نمايش فيلم و در نتيجه كشش لازم براي جذب مخاطب است. محمدعلي نجفي ( كارگردان ) در اين باره مي گويد: بايد در سالنهاي سينما جذابيت هاي لازم را بوجود آورد به خصوص در ابعاد صوتي و تصويري و امكانات رفاهي براي تماشاگران بايد به اين سالنهاي فعلي رسيدگي شود. سالنها با صداي استريوفونيك و چندباندي با تصاوير شارپ، جذابيت نمايشي كاملا متفاوتي را ايجاد مي كند. معضل كمبود سينما اصل يا فرع همانطوري كه قبلا نيز گفته شد كمبود سينما در كشور ما يك معضل اساسي است. ساخت سالنهاي جديد سينما احتياج به سرمايه، امكانات و زمان طولاني دارد كه با شرايط اقتصادي فعلي جامعه ما به سرعت عملي نخواهد شد. اما مي توان از طريق ديگري كه يكي از مهمترين آنها جلب تماشاگران در حداكثر ظرفيت سالنهاي فعلي است سرمايه لازم را براي اصلاح و تعمير سالنهاي سينماي موجود و يا ساخت چند سالن محدود فراهم آورد. به چشم ديديم كه پس از فروش قابل ملاحظه رواني مرد، عوضي و چند فيلم ديگر برخي از صاحبان سالنهاي سينما دست به بازسازي و تعمير سالنهاي خود زدند. مشكلات داخلي سينما طيف تماشاگران ايراني بيشتر مايل به تماشاي فيلمهايي با داستانهاي جذاب و نو و ساختار درست مي باشد كه البته نمونه هاي آن در سينماي ما محدود است. به خاطر داشته باشيم كه رفتن به سوي سليقه هاي تماشاگران عام لزوما در غلتيدن به وادي ساده پسندي نيست. رسول صدرعاملي معتقد است: در بسياري موارد سينماي ايران ثابت كرده است كه به دور از ابتذال نيز مي توان فيلمهاي پرمخاطب ساخت او مي گويد: فيلمها بايد مضامين متنوع داشته باشند. سينماي ملودرام اصلا بد نيست، سينماي كمدي را بايد فرابگيريم، سينماي قهرمان پرداز و سينماي كودك و نوجوان را بايد جدي بگيريم، تماشاگر بايد ضلعي را كه دوست دارد ببيند نه ضلعي را كه ما مي خواهيم به او نشان دهيم. فيلم فرنگي، فيلم فارسي يكي ديگر از موانع مهم جلب تماشاگر به سينما، محدود شدن آثار سينماي ايران به دو نوع مشخص و كليشه اي است. درواقع اكنون در سينماي ما توليد دو گونه رايج است. يكي فيلمهايي كه عمدتا جهت شركت در جشنواره هاي خارجي ساخته مي شوند مانند فيلم سكوت (محسن مخملباف ) علي رغم، اين كه در داخل كشور نيز آثار وي با فروش قابل ملاحظه اي روبه رو است ولي به دلايلي اكران آن به تعويق افتاده است و در جشنواره هفدهم نيز شركت نمي كند، و دوم فيلمهايي كه براي مخاطب فيلمفارسي با تعريف جديدش جلوي دوربين مي رود و تهيه فيلمهايي در ميانه اين دو قطب كه اتفاقا بدنه سينماي ايران را شامل مي شود مهجور مانده است. به نظر صحيح تر اين است كه فيلمسازي در همه اين موارد مورد عنايت قرار گيرد. كيانوش عياري اشاره اي ظريف در اين رابطه دارد: همه گونه فيلمسازي، حق ساختن فيلم دارد. همانطوري كه همه گونه تماشاگري حق فيلم ديدن دارد. نه قرار است بادكنك سفيد با فشار نيش بتركدو نه اين كه گيلاس براي همه طعمي داشته باشد. هر فيلمي تماشاگر خودش را دارد برخي فيلم ها كمبود تماشاگرش را با تماشاگر خارجي پر مي كند و برخي هم بدون اتكاء به تماشاگر تهراني كاسه اش صرفا در شهرستانها پروپيمان مي كند. يك راه حل ديگر آنچه مسلم است تماشاگر ايراني برخلاف تصور عده اي، بسيار فهيم و آگاه است و برايش كيفيت ساختاري و سوژه هاي جذاب در اولويت قرار اما دارند چگونه مي شود اين كيفيت تقريبا از كف رفته را به سينماي ايران بازگرداند. حميدرضا آشتياني پور به اين نكته اشاره مي كند كه: تهيه كننده، كارگردان و پخش كنندگان بايد همسو شوند و منافع مشتركشان را گسترش دهند و در سايه روابط صحيح، مناسبات حرفه اي را رقم بزنند تا بتوانند كيفيت را وارد عرصه توليد كنند. پس مي توان به سمت و سويي حركت نمود كه با لحاظ نمودن روابط صحيح ذكر شده، در نظر گرفتن سليقه و خواست مخاطبان و رعايت قواعد و اصول سينمايي تحولي موءثر در ساختار فيلمهاي سينماي ايران بوجود آورد. آشتياني پور اين تحول را در دو جنبه خلاصه مي كند: الف - كيفيت برتر در روابط انساني و مناسبات درست در پيش، حين و پس از توليد ب - كيفيت محصول از نظر مضمون، ساختار و نيز عرضه. اگر اين را تنها يك كلي گويي تعيين كننده بدانيم، براي ورود به جزئيات و كسب راه كارهاي موءثر و گره گشا بايستي همه دست اندركاران سينماي ايران را فراخواند تا راه حلهاي عملي و نتيجه قطعي حاصل آيد. مهرناز تهرا ني