Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780115-44263S1

Date of Document: 1999-04-04

توفيق دريافت لوح تقدير را از من گرفتند نامه سرگشاده يكي از دانشجويان نمونه به رئيس جمهور سلام عليكم: ابتدا خودم را معرفي مي كنم. سيدمحمد ميرتوني دانشجوي رشته حسابداري دانشگاه مازندران متولد سال 1356 مي باشم. با /19 01معدل ديپلم گرفتم و در كنكور سال 1374 نيز رتبه 13 مناطق يك كل كشور را در رشته ادبيات و علوم انساني كسب نمودم. در مرحله دوم نيز در اكثر دانشگاهها و رشته ها با رتبه 1 تا 3 قبول شدم اما به دلايلي دانشگاه مازندران را انتخاب نموده و به اين دانشگاه آمدم و در اين دانشگا از بدو ورود مورد لطف فراوان قرار گرفتم!! در آغاز ترم سوم تحصيليم با توجه به خلاء موجود و احساس نيازي كه نمودم تهيه و گردآوري فرهنگ لغتي جامع در رابطه با حسابداري را آغاز نمودم و با تلاش شبانه روزي خود و چهار تن از دوستانم (بعضي اوقات تا اذان صبح نيز بيدار بوده و كار مي كرديم ) پس از مدت 8 ماه و در عين استهزاء و مسخره و ناباوري ديگران، همگان را انگشت به دهان گذاشته و اين كار را تمام كردم. در طول اين مدت به دليل هزينه هاي اين كار چند بار دچار مشقتهاي شديد مالي گشته و از معاونت دانشجويي تقاضاي وام نمودم. اين معاونت هم قول مساعدت داد و پرداخت 80 هزار تومان وام را منوط به تصويب هيات رئيسه دانشگاه دانست و قرار شد مسئله در هيات رئيسه مطرح شود. (در حالي كه در همان زمان وامهاي زيادي بدون مطرح شدن داده شده بود ). اين مطرح شدن نيز از هفته اي به هفته ديگر موكول سرانجام شد با وساطت و حمايت رئيس محترم انتشارات، دانشگاه حاضر شد تا آرم خود را بعد از داوري اساتيد و تاييد صحت علمي كتاب با گرفتن درصد 10 قيمت دراختيارم قرار دهد. من نيز با فروش كامپيوتري كه به اقساط خريده بودم و با حمايت مالي يكي از اساتيد آن را به چاپ رساندم. پس از چاپ و آمدن كتاب به دانشگاه استفاده گوناگون افراد از اين كتاب و به نام خود تمام كردنها و به خود نسبت دادنها آغاز شد و وعده هاي فراواني از حمايت از دانشجو و غيره آغاز گشت. اما اينها وعده هايي توخالي بيش نبود كه تاكنون بعد از گذشت يكسال و اندي هنوز هيچ حمايت و كمكي صورت نگرفته است. بعد از آن كتاب ديگري را شروع كرده و آن را نيز بعد از گذشت چند ماه به پايان و به چاپ رساندم. سپس به دليل سكوت علمي موجود در دانشگاه درصدد نشر فصلنامه اي براي دانشگاه شدم كه اين بار نيز مسئولين در ابتدا قول همه نوع همكاري دادند اما هنگامي كه به مرحله عمل رسيد جا خالي كردند. اين زمان مصادف با سردادن شعار تشكيل انجمنهاي علمي از طرف دانشگاه در حمايت از دانشجو بود، ما هم نيز باز خوشبينانه نگاه كرديم و اين انجمن را تاسيس كرديم اما به چهار انجمن مصادف و قبل از ما بودجه تخصيصي داده شد، ولي هيچگونه بودجه اي به ما تعلق نگرفت. لذا با كمك دوستان از صندوق قرض الحسنه مبلغ 100 هزار تومان وام گرفتم و كار چاپ اين فصلنامه را به پايان رسانديم (البته به دليل شرايط وزارت ارشاد فصلنامه به صورت مجموعه مقالات درآمد ). لازم به ذكر است كه اين مقالات اولين نشريه چاپ شده علمي در دانشگاه مازندران مي باشد. در اين مدت يكسال عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه مازندران و عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشكده علوم انساني و اجتماعي و دو سال مسئول كانون قرآن خوابگاه شهيد نواب صفوي و همچنين عضو شوراي فرهنگي خوابگاه و... بوده ام. در آغاز سال تحصيلي جاري به توصيه دوستانم فرم دانشجوي نمونه را پر نمودم و پس از تاييد معاونت پژوهشي جهت امتيازبندي به معاونت دانشجويي تحويل دادم. در اينجا نيز ظلمي ديگر در حقم صورت گرفت و به دو كتاب و يك مجموعه مقالات و يك مقاله و يك رساله در رابطه با عوامل موءثر بر سياسي شدن دانشجويان بيش از يك سوم كل نمره تعلق نگرفت كه باعث حيرت اينجانب و اساتيد در جريان كار گرديد و در جواب اعتراضم جز پاسخهاي واهي چيزي نشنيدم و من نيز كه نمي خواستم جو را متشنج نمايم از كنار اين موضوع با خون دل اما به آرامي گذشتم. ( بعدا در امتيازبندي تهران تقريبا تمام نمره را كسب نمودم ). بعد از آن در چند نوبت از نتيجه بدست آمده در تهران جويا شدم كه هربار جواب سربالا شنيده و حتي در مواردي چون خود مي دانستند كه چه كرده اند مي گفتند ان شاءالله سال آينده و در برابر تاكيدهاي من مي گفتند هنوز از تهران جواب نيامده است. در روز 16 آذر از طريق دبيرخانه متوجه شدم كه تاييديه فاكس ارسالي وزارت به دانشگاه رسيده است و من نيز در ساعت /10 30دو ساعت پس از اتمام مراسم باخبر آن شدم هم نه از طريق مسئولين بلكه از طريق دوستانم. آري مسئولين دانشگاه نه تنها در طول مدت تحصيليم كمكي ننمودند بلكه از آخرين كاري هم كه مي توانستند در حق اينجانب انجام دهند كوتاهي نكردند و توفيق گرفتن لوح تقدير از دست رئيس جمهور كشور را از من گرفتند. آري رئيس جمهور عزيز شما شعار شايسته سالاري و قانونمندي داديد اما چيزي كه ما در برخي از مجموعه ها مي بينيم جز رفيق سالاري و قانون شكني نيست. شما كارهاي فرهنگي و توجه به جوانان را مدنظر قرار داديد اما در زيرمجموعه هاي پايين تر خرد كردن جوانان و بازيچه قرار دادن آنها ديده مي شود. آري رئيس جمهور عزيز مطمئنم كه شما نيز همين دردها و رنجها را بسيار بيشتر داريد و از كم كاريها و عدم همكاريها و ضربه زدنهاي آشنا و غريب و مخالف و موافق در سختي و مشقتيد. رئيس جمهور عزيزم اين نامه را جهت بيان اندكي از دردهاي دلم و همچنين جلوگيري از ضايع شدن حقوق ساير دانشجويان در اين دانشگاه به حضور شما نوشتم. اميدوارم كه اين نامه بدست شما برسد و دچار سرنوشت فاكس ارسالي وزارت به دانشگاه مازندران نگردد. هرچند كه مي دانم به احتمال زياد به دست شما نخواهد رسيد. در پايان يادآوري مي كنم كه اخيرا توسط رياست جديد دانشگاه تغيير و تحولاتي در سيستم دانشگاه در حال انجام است كه اميدوارم باعث بازسازي مجدد سيستم دانشگاه گردد. با آرزوي تحقق اهداف عاليه شما در بازسازي ايران اسلامي و آرزوي موفقيت كليه خدمتگزاران به اسلام و مسلمين. با تقديم احترام سيدمحمد ميرتوني دانشجوي رشته حسابداري دانشگاه مازندران