Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780115-44251S1

Date of Document: 1999-04-04

فقط جايزه گرفته ايم، همين! فيلم هاي ايراني بيش از يك امتياز معنوي موقعيت مادي و مالي خاصي براي سينماي ايران به بار نياورده است،؟ چرا مقدمه: حضور فعال در بازارهاي بين المللي و اكران عمومي گسترده در كشورهاي ديگر يكي از مهمترين اركان بقاي سينماي مستقل و پيشرفته امروز دنياست. همين حضور است كه بخش اعظم بهره اقتصادي سينما را به عنوان يك هنر - صنعت مي تواند تامين نمايد و ضامن بقاي آن گردد. متاسفانه توجه به اين مقوله در سينماي ايران تاكنون چندان جدي گرفته نشده، چنانچه سينماي ايران در جشنواره هاي متعدد جهاني حضوري موفق داشته است و جوايز بسياري از اين جشنواره ها به ارمغان آورده است. اما در بازارهاي جهاني اين حضور تقريبا صفر بوده و به هيچوجه قابل توجه نيست. اين در حالي است كه بسياري از كارشناسان معتقدند يكي از راههاي مهم كسب درآمد براي سينماي امروز ايران راهيابي به بازارهاي جهاني است و با وضعيت بحراني مالي قابل ملاحظه اي كه در اين دوره سينماي ايران با آن دست به گريبان است، يافتن بازارهايي در خارج از مرزهاي كشور راه حل معقول و اساسي به نظر مي رسد. وضعيت كنوني نكته تازه اي نيست كه متذكر شوم بخش عمده اي از اقتصاد سينماي كشورهاي پيشرفته براساس حضور بين المللي شان و آن هم نه در سطح جشنواره ها، بلكه اكران عمومي وسيع جهاني استوار است. اما متاسفانه سينماي ما از اين منبع درآمدي محروم است. اين نكته هم غيرقابل انكار است كه فيلم هاي سينمايي ايران در سال هاي اخير به دفعات در جشنواره هاي بين المللي موفقيت هايي كسب كرده اند و بعضا به دريافت جوايزي نيز نائل آمده اند، اما اين موفقيت ها در واقع بيش از يك امتياز معنوي، موقعيت مادي و مالي خاصي براي سينماي ايراني به بار نياورده است.؟ چرا با نگاهي اجمالي به آن دسته از فيلم هاي ايراني كه در چند سال اخير توفيق يافته در جشنواره هاي جهاني مورد تحسين و تقدير قرار گرفته اند متوجه اين مسئله خواهيم شد كه اينگونه فيلم ها به دليل ساختار و نوع مضمون، مخاطب خاصي مي طلبد و گزارشات هم حاكي است هنگام اكران عمومي برخي از اين فيلم ها در سينماهاي اروپا يا آمريكا تعداد محدودي به تماشاي آن نشسته اند. بنابراين نمايش جهاني اين فيلم ها نه تنها براي سينماي ما درآمدزا نيست، بلكه حتي نمي تواند بر بازگشت سرمايه اوليه ساخت آن ها تاثير بگذارد. و متاسفانه تنها تلاش هايي كه بوسيله برخي سازمانها و ارگان هاي مسئول جهت فروش فيلم هاي ايراني به بازارهاي جهاني صورت گرفته، تنها در جهت ارائه همين فيلم هاي جشنواره اي بوده است. يكي از موءسساتي كه متولي فروش فيلم هاي ايراني به درخواست كنندگان خارجي محسوب مي شود، موءسسه رسانه بين المللي سيما ( CMI) است كه نگاهي به كاتالوك فيلم هاي عرضه شده از طرف اين موءسسه به بازارهاي جهاني موءيد همان مطلبي است كه در بالا ذكر كردم. اين اتفاق دقيقا از سوي متوليان ديگر مانند بنياد سينمايي فارابي كه بطور مداوم در بازارهاي بين المللي فيلم شركت مي كند نيز افتاده است. شايد دليل اصلي اين سياست اساسا ارتباط اوليه جهاني اين سازمان ها با جشنواره ها بوده و يكي گرفتن سليقه جشنواره ها با سليقه عمومي مردم. بنابراين فيلم هاي ايراني ديگري كه از نظر مسئولان اين ارگان ها، غيرجشنواره اي محسوب شده به جز داخل كشور شانس نمايش خارجي در نمي يابند حالي كه در سراسر دنيا با وجود گستردگي عقايد، مسلك ها و آداب مختلف حتما ملت هايي وجود دارند كه طالب تماشاي اينگونه فيلم هاي ايراني هستند. با رعايت اصول و قواعد خاصي كه در تمامي مناسبات تجاري - فرهنگي در جهان حاكم است، مي توان منبع درآمد قابل توجهي به لحاظ ارزي براي سينماي ايران به وجود آورد و اين يك بازاريابي تخصصي را مي طلبد كه تاكنون به آن توجه نشده است. ديدگاه جشنواره اي فوق را مي توان از وراي صحبت هاي يكي از مسئولان رسانه بين المللي سيما ( CMI) دريافت. كتايون شهابي معاون اين موسسه مي گويد: اعتقاد من بر اين است كه حتي بدترين توليد ما در زمينه فيلم يا سريال يك امتياز مثبت دارد و آن پيام اخلاقي نهفته در آن است كه در اكثر توليدات سينمايي و تلويزيوني دنيا از بين رفته است و به صورت سوءاستفاده از احساسات و غرايض انساني در آمده كه مردم جهان را خسته كرده است. آنها منتظر برنامه هاي جديدتري به هستند همين دليل فيلم هاي ايراني كه در جشنواره هاي جهاني موفق بوده اند را مي توان عرضه كرد و آنها استقبال مي كنند! . اگر چه بخش اول سخنان خانم شهابي چندان بيراه نيست ولي به عنوان يك ملاك سطحي براي ارائه فيلم جهت اكران عمومي جهاني چندان منطقي به نظر نمي رسد. اما در مورد عرضه فيلم هاي جشنواره اي به بازارهاي جهاني، عليرضا شجاع نوري يكي از بنيان گذاران واحد امور بين المللي بنياد سينمايي فارابي كه سالها باني حضور فيلم هاي ايراني در جشنواره هاي بين المللي بوده اعتقاد منطقي تر و واقع بينانه تري را ارائه مي كند. عليرضا شجاع نوري در باره تعداد كم مخاطبان فيلم هاي موفق ايراني در جشنواره هاي بين المللي هنگام اكران عمومي جهاني مي گويد: اگر ما بتوانيم اين تعداد محدود مخاطب خاص را در سراسر دنيا شناسايي كنيم با برنامه ريزي دقيق شرايطي را بوجود بياوريم كه يك دهم اين تعداد فيلم هاي ايراني را ببينند، سينماي ايران يكي از ثروتمندترين و پررونق ترين سينماهاي دنيا خواهد بود به عبارتي اگر 10 درصد از انديشمندان مخاطب سينمايي ما باشند يعني همان خواص كه گفته مي شود، براي ماكفايت مي كند. توجه كنيد ما در ايران فيلم هايي با بودجه 100 يا 80 ميليون دلار نمي سازيم. اگر همان 10 درصد به سراغ فيلم هاي ما بيايند نه تنها درآمد خوبي خواهيم داشت، بلكه چرخ سينماي ما هم خوب به گردش در مي آيد. اينگونه تفكر براساس قناعت به همان 10 درصد مخاطب فيلم هاي به اصطلاح جشنواره اي ايران به اين فكر مي كند حتي چند رقم فروش 4 تا 5 هزار دلاري با احتساب قيمت برابري دلار و ريال كه اختلاف فاحشي دارند نسبت به هزينه توليد 30 تا 40 ميليون توماني فيلم هاي ايراني رقم قابل قبولي است! شجاع نوري نهايت استقبال از فيلم هاي ايراني را بسيار محدود مي داند و خيال خودش را از اكران وسيع فيلم هاي ايراني در آن سوي مرزها اساسا به لحاظ تاريخي! راحت مي كند. او مي گويد: ... ما مخاطبان ويژه اي داريم و غير از آنها درصد ايراني هايي كه در آنجا زندگي مي كنند، نقش مهمي دارند. آنها تماشاگران پر و پا قرص فيلم هاي ما خواهند بود. غير از آن نزديك بودن محل نمايش با مراكز دانشگاهي و يا بافت شهري ميزان تحصيل كرده ها و روشنفكران نيز در اين برآورد موءثر است و طبيعتا ميزان استقبال از فيلم هاي ايراني را بالاتر مي برد. شجاع نوري ادامه مي دهد: سينماي ما سينمايي نيست كه در غرب شنبه شبهاي مردم را پر كند. ما اصلا ادعاي پر كردن شنبه شبها را نداريم. نه مي توانيم و نه مي خواهيم. ما سينماي وسط هفته ايم. يعني آن سينمايي كه اتفاقا موقع نمايش آن پاپ كورن كمتر از هميشه فروش مي رود. سينماي ما فقط با احساسات صرف تماشاگر سر و كار ندارد بلكه از تعلق او استفاده مي كند و با شعور مخاطب ارتباط برقرار مي كند! اين كل تجزيه و تحليل اين مسئولان دولتي و نهايت توقع آنها از حضور بين المللي سينماي ايران در بازارهاي جهاني است. اما واقعيت چيز ديگري است. واقعيت اين است كه با يك بازاريابي صحيح و درست اتفاقا فيلم هاي به اصطلاح غيرجشنواره اي سينماي ايران كه چندان هم داراي مخاطب خاص نبوده اند در جاي خود تماشاگر خارجي بسياري به سالن هاي سينما كشانده اند و به هيچ وجه هم ويژه وسط هفته نبوده اند. نمونه آن فروش مناسب فيلم همسر (مهدي فخيم زاده ) در كشورهاي جنوبشرقي آسيا همچون مالزي يا اندونزي و استقبال وسيع از فيلم بازمانده (سيف الله داد ) در كشورهاي عربي همچون سوريه است. اين ها مواردي بوده كه فرمول هاي يكسان، واحد و محدودي در مقابل بازاريابان قرار نداشته و فرضا نخواسته اند بازار فيلم آمريكا يا اروپا را فقط مدنظر داشته و تسخير كنند. اينجاست كه بازاريابي تخصصي و فعال نمود پيدا مي كند. نوعي بازاريابي كه بيشتر در بخش غيردولتي مي تواند جاي داشته باشد. واضح است كه بازاريابي دولتي خصوصا در شرايطي كه متكي بر يك نظام فكري و اعتقادي است بيشتر جنبه هاي فرهنگي را درنظر مي گيرد. به عنوان نمونه سيروس تسليمي يكي از تهيه كنندگان ايراني درباره نمايش فيلم پرنده كوچك خوشبختي ساخته پوران درخشنده در خارج از كشور مي گويد: پرنده كوچك خوشبختي در بيش از هفتاد كشور دنيا نمايش داده شد. ولي براي من تهيه كننده، در آمدش بيش از هزينه پوستر و چاپ كپي نبود. به اين علت كه كارگزاران بيشتر به جنبه هاي فرهنگي صدور فيلم هاي ايراني توجه داشته اند تا جنبه هاي تجاري آن. واقعيت اين است كه اين گونه برخوردها و روش ها باعث شده كه تا به امروز در اين جنبه مهم اقتصادي -فرهنگي سينما پيشرفتي حاصل نشود. رسول صدرعاملي (كارگردان و تهيه كننده ) به دولتي بودن كانال ارتباطي بين سينماي ايران و كشورهايي كه مي توانند مخاطب فيلم هاي ايراني باشند اشاره مي كند و مي گويد: عملا در اين سالها تجربه ثابت كرده است اگر فيلم توسط بنياد فارابي و يا هر نهاد دولتي ديگري محل نمايشي در خارج پيدا كند، به خصوص در كشورهاي اسلامي و همسايه كمتر موفق بوده است. بوروكراسي اداري يكي از موانع عمده بر سر اين راه به شمار مي رود و به نظر مي رسد كه اگر دست دفاتر توليد و به طور كلي تهيه كنندگان بخش خصوصي را براي بازاريابي باز بگذارند، شايد بتوان فعالانه در اين زمينه تلاش كرد ولي اين به تنهايي كافي نيست. اگر كمك هاي دولتي در خدمت تهيه كنندگان بخش خصوصي قرار گيرد و تهيه كنندگان نيز براي صدور فيلم هايشان تلاش كنند (كه قطعا تلاش موءثري خواهد بود زيرا تهيه كننده خصوصي بيشتر به بازگشت سرمايه اش مي انديشد تا نوع دولتي اش ) نتيجه مطلوبتري حاصل خواهد آمد. در دوره اي خانه سينما نيز در زمينه عرضه فيلم هاي ايراني به خارج از كشور فعاليت هايي انجام داده بود. از جمله اقدام براي تاسيس شركت يونيران با مشاركت بنياد سينمايي فارابي، خانه سينما و تهيه كنندگان و صاحبان فيلم كه به دليل برخي از مشكلات و عدم هماهنگي ها پيشرفت چنداني در اين اقدام كارساز صورت نگرفت. صادرات فيلم ايراني محتاج نگاهي دلسوزانه و پيگير است. اين دو خصلت نيز نزد صاحبان فيلم وجود دارد چرا كه صاحب فيلم بيش از هر شخص يا موءسسه ديگري نسبت به اين دو امر كوشا است. پس سريع ترين و كارآمدترين راه حل تدارك موءسسه اي از صاحبان فيلم است كه سهامداران اين موءسسه باشند. بديهي است كه كمك هاي دولت به اين موءسسه در بخش هاي كمك به تسهيل در ايجاد روابط با موءسسات خارجي، ارائه اطلاعات در زمينه شناخت بازار جهاني و مساعدت نمايندگي هاي سياسي، فرهنگي خارج از كشور مي تواند موءثر باشد. سيستم بازاريابي كنوني حتما بايستي اصلاح گردد. برنامه ريزي، بازاريابي تخصصي با تكيه بر توانايي و دلسوزي بخش خصوصي و امكانات دولتي راه حل معقولي به نظر مي رسد. سعيد مستغاثي