Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780114-44241S2

Date of Document: 1999-04-03

چگونه موفقيت تحصيلي كودكان را بالا؟ ببريم يكي از مسائل مهم در بهداشت رواني، احساس خود ارزشمندي، عزت نفس و احترام به خود است. فردي كه خود را با ارزش و مفيد مي داند داراي ويژگيهايي است از جمله اينكه داراي اعتماد به نفس خوبي است و نسبت به تواناييهاي خويش اطمينان دارد، با اراده و پشتكار اهداف خويش را دنبال مي كند، نسبت به زندگي و اطرافيان خويش خوش بين است و احساس مي كند مي تواند براي جامعه و اطرافيان خويش مفيد واقع شود. نقطه مقابل اين مسئله، احساس حقارت، بي ارزشي و خود كم بيني است. احساس احترام به خود و ارزشمند بودن از جمله ويژگيهايي است كه تا حد زيادي محصول روشهاي تربيتي در محيط خانه و مدرسه است. از آن جا كه كودك مهمترين سالهاي زندگي خود را يعني سنين قبل از دبستان را در محيط خانواده مي گذراند بنابر اين مسلم است كه نوع برخوردها و ارتباط والدين با يكديگر و با كودك تاثير بسزايي در شكل گيري شخصيت كودك خواهد داشت. متاسفانه بسياري از والدين به اهميت دوران كودكي آن چنان كه بايد و شايد توجهي ندارند و فكر مي كنند در دوران كودكي تنها بايد به امور تغذيه، مسائل جسماني و پس از آن به فراهم كردن امكانات آموزشي همت گماشت در حالي كه عامل اصلي براي موفقيت هاي آينده كودك، ارتباطي است كه بايد پدر و مادر به نحو صحيح با كودك برقرار كنند. مسلم است كه چنين ارتباطي بايد مبتني بر شناخت كودك و در نظر گرفتن تواناييهاي او باشد تا در حد نياز به او اجازه بازي، تفريح، ابراز عواطف و احساسات، افزايش اطلاعات داده شود و از محدود كردن و به حساب نياوردن او جلوگيري به عمل آيد. والدين و مربيان بايد توجه داشته باشند كه خود ارزشمندي و احترام به فرد در تمام سالهاي رشد از طريق افراد پيرامون كودك ساخته و پرورده بنابر مي شود اين اتخاذ تدابير و سياستهاي مناسب آموزشي از سوي والدين و مربيان و افراد اجتماع مي تواند به پرورش حس احترام و ارزش در كودكان كمك كند. از جمله روشهاي موءثر در پرورش و بالا بردن خود ارزشمندي در كودكان مي توان به موارد زير اشاره كرد: - پذيرش مثبت و بدون قيد و شرط كودك از طرف والدين و مربيان، اعتماد و اطمينان و خوش بيني نسبت به ديگران را در كودك به وجود آورده و كودك در محيط زندگي خود احساس امنيت كرده و مطمئن مي شود ديگران براي او و كارش ارزش قائل هستند و او را آن چنان كه هست مي پذيرند و دوست دارند نه آن چنان كه بايد باشد و آنها انتظار دارند. - تشويق به موقع و مناسب رفتار و عملكرد درست كودك و تقدير از تلاشهاي او هر چند كه به نتيجه مورد نظر هم نيانجامد، البته بايد توجه داشت كه تشويق در عين حال كه بايد متناسب با نوع فعاليت و سن كودك باشد و به خاطر تلاش كودك صورت گيرد نبايد شكل افراطي نيز به خود بگيرد. - احترام به كودك و بها دادن به او، پذيرش عقايد، تصميمات و سليقه كودك و اجازه اظهارنظر به او و پرهيز از به كار بردن روشهاي تحقيرآميز و سرزنش كودك در مقابل ديگران - كمك به كودك در يادگيري و كسب مهارتهاي مختلف و فراهم آوردن زمينه هاي مختلف براي بروز استعدادها و فعاليتهاي خلاق فرصتهاي خوبي براي تجربه كردن شايستگي و چيرگي در كارها را فراهم مي آورد. از جمله اعمالي كه سبب تضعيف حس احترام به خود و خودارزشمندي در كودكان مي شود مي توان به موارد زير اشاره كرد: - وجود تبعيض يا ايجاد رقابت ناسالم در محيط خانه و مدرسه: در چنين مواردي والدين كودك خود را به صورت نادرست با كودكان ديگر مقايسه كرده و امتيازات او را به رخ كودك خود مي كشند. والدين در هر موردي كه شاهد موفقيت كودكان ديگر باشند از فرزند خود نيز به شكل نامعقول انتظار موفق شدن را دارند. به عنوان مثال مي گويند: ببين مينا چقدر خوب نقاشي مي كشد يا درس مي خواند، خوب چرا تو؟ نمي تواني همچنين ممكن است در محيط مدرسه يا خانه، مربيان و والدين ميان كودكان موفق و كودكاني كه توانايي متوسطي دارند تفاوت قائل شوند. تكرار اين گونه رفتارهاي نامعقول و دوگانه با كودكان اين مسئله را به آنها تلقين خواهد كرد كه ديگران نسبت به او از نظر استعداد و شايستگي برترند. چنين افرادي هميشه نسبت به موفقيت هاي ديگران بيش از حد غبطه مي خورند و از خود مايوس مي شوند. بايد دانست يكي از راههاي بهتر براي ايجاد انگيزه در كودكان مقايسه قابليتهاي او با عملكرد گذشته اش مي باشد. اين عمل مي تواند مناسبترين روش براي ايجاد رضايت و خشنودي در كودك باشد، زيرا احساس رقابت مشخص سالمي را در كودك شكل مي دهد. مثلا معلم يا مادر به كودك مي گويد: مريم جان تو هر روز نسبت به روز پيش بهتر نقاشي مي كني. - حمايت بيش از حد كودك: از ديگر عواملي كه مانع از احساس خود ارزشمندي در افراد مي شود، حمايت بيش از حد از كودكان و وابسته نمودن آنها به والدين يا مربيان است كه مانع از آن مي شود كه كودك نسبت به خود و نقاط قوت و ضعف خويش شناخت پيدا كند و در نهايت باعث عدم اتكاء به نفس و استقلال كودك مي شود. چنين فردي هميشه نياز دارد به كسي متكي باشد. او نسبت به خود، توانايي اش، آنچه مي گويد، تصميم مي گيرد و عملكرد خود شك و ترديد داشته و از جرات و جسارت كمتري برخوردار است. - تنبيه، تمسخر و استفاده از برچسبهاي نادرست: بعضي از والدين و مربيان تنها راه اصلاح رفتار نادرست كودك را تنبيه يا تحقير كودك مسلما مي دانند چنين برخوردهايي با كودك باعث ايجاد احساس حقارت، خودكم بيني، عدم اعتماد به نفس، انزوا، كمرويي و ساير مشكلات رفتاري در او خواهد شد. بايد دانست راهنمايي درست و شايسته كودك و داشتن ارتباط مثبت با او در رفع و اصلاح رفتار نادرست كودك يا دانش آموز موءثرتر خواهد بود تا تنبيه و سرزنش مكرر او. همچنين كودكان اغلب از طريق شنيده ها و آنچه درباره آنها گفته مي شود به شناسايي خود پي مي برند. وقتي بزرگترها از طريق برچسبهاي نادرست مانند زشت، بداخلاق، خسيس، دست و پا چلفتي و شلخته و غيره در مورد كودكان استفاده مي كنند و يا به طريقي نادرست آنها را مورد قضاوت قرار مي دهند احساس ناخوشايندي را در كودك نسبت به خودش پديد مي آورند. بنابر اين والدين، مربيان و معلمان بايد از به كارگيري اين گونه برچسبها اجتناب ورزند، زيرا احساسات كودك را جريحه دار كرده و تصور شخصي و خودپنداري منفي را در او قوت مي بخشند. اشرف نريماني كارشناس ارشد روان شناسي