Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771227-44228S1

Date of Document: 1999-03-18

از مباركي هفت سين تا نحسي سيزده بدر! مروري گذرا بر تاريخچه نوروز در فرهنگ مردم * هفت سين به احتمال نشانه هفت ستاره بوده است كه هركس مي توانست هفت نماد از آنها را در اختيار داشته باشد، خوشبخت مي شد. * حاجي فيروز احتمالا بازمانده صورتكهاي سياهي است كه در جشن فروهر يعني فرود نماد زنده مردگان به زمين، برصورت مي زدند ايرانيان باستان دو جشن مهم داشتند; يكي در آغاز گرما و ديگري در آغاز سرما كه آنها، دامها را به آغل مي بردند و برايشان دوره اي نو بود و به آن جشن مهرگان مي گفتند. اما جشن نوروز يا جشن آغاز گرما، يعني آغاز سبز شدن زمين و خروج دامها از آغل ها و چريدن در سبزه زارها بود، پس آن را نيز جشن مي گرفتند و نشانه آنها، سرسبزي زمين بود. تقويم آن روزگار نيز كه با توجه به ستارگان تنظيم مي شد، چندان دقيق نبوده كه حتما اين جشن بر اول فروردين منطبق شود. درواقع، با آغاز سرماي پاييزي، جشن مهرگان آغاز مي شد و با سرسبزي زمين جشن نوروز پا مي گرفت، تا زماني كه تقويم جلالي، تقريبا اول برج حمل را كه بر اول فروردين منطبق بود، با تقويمي دقيق تر مشخص كرد كه هر چهار سال نيز يك بار سال 366 روزه طبق آن حساب مي شد. ريشه كلمه نوروز آن را نورگ روز در مي گفتند اين روز همه دست از كار مي كشيدند و به استراحت مي پرداختند و برخي معتقدند آثاري از جشن گموك بابليان در نوروز وجود دارد. در برخي نوشته ها، نوروز را روز پيدايش جهان مي دانند و برخي، آن را از ابتكارات جمشيد جم، پادشاه اسطوره اي پيشدادي برمي شمرند. نوروز، قبل از اوستا وجود داشته است و به مرور در اثر تداخل با جشن ها و آئين هاي ديگر تحول يافته، اما پيوسته از جشن هاي جدي و مورد توجه ايرانيان بوده است. اعتقادات باستاني چنين بود كه هر مرده اي فروهري دارد كه از 26 اسفند به ديدار مردگان مي آيند، آنها از آسمان مي آيند و ده روزي در نزد مردگان مي مانند. به همين دليل، در روزهاي آخر سال به ديدار مردگان مي شتافتند و برايشان آب و غذا مي بردند و احترامشان مي گذاشتند. به گفته دكتر مهرداد بهار، صورتك هاي سياهي نيز به نشانه آنها بر صورت مي زدند، زيرا صورتكها در نمايش هاي آييني ما سهم مهمي دارد و نماد شخصيت ها و اسطوره ها بوده است. دكتر مهرداد بهار، معتقد است شايد حاجي فيروز نيز بازمانده همان رسم كهن باشد، زيرا حاجي فيروز نيز قبل از نوروز به راه مي افتد. به هرحال حضور فروهرها يا را فرورها جشن مردگان يا جشن فرور نيز مي گفتند. با آغاز فروردين يا اول برج حمل به، ديداربزرگان و خواص مي رفتند و براي آنها هداياي گوناگون مي بردند. در پنج روز اول، تغيير و تحولات حكومتي، كسب ماليات ها و عزل و نصبها انجام مي گرفت و حتي ميرنوروزي اميري بود كه فقط 5 پنج روز بر تخت مي نشست و عزل و نصب مي نمود تا نظم را برهم زند و دوره اي نو بيافريند. به هرحال، روز ششم مخصوص نزديكان بوده و جشن، جلوه صميمانه تري مي گرفت. در نوروز، سلاطين با لباس فاخر يا برد يماني در دربار حاضر مي شدند و سعي مي كردند اولين كسي كه به آنها وارد مي شود، قدمش مبارك باشد كه معمولا پيشواي روحانيون، به حضور آنان مي رفت و هدايايي چون شمشير و تيروكمان و قلم مي بردند. همين طور خويد سبزرسته كه سبزي جوانه زده اي بود زندانيان، آزاد مي گرديدند، آتشكده ها پاك و مطهر مي شدند و مردم در روز اول كنار نهرها مي رفتند و به يكديگر آب مي پاشيدند و بعد شكر يا عسل مي خوردند. درواقع، صبح روز اول بهار، قبل از آنكه حرف بزنند شكر يا سه مرتبه عسل مي خوردند، بدن خود را با روغن مي ماليدند تا از مرض و ناخوشي و بدبختي دور بمانند، اتاق را مي آراستند، كوزه و گلدان گل و ظرف آتش در آنجا مي گذاشتند و براي خوشبويي فضا، در آتش صندل مي ريختند و معتقد بودند هركس بايد با دست خود چوب بر آتش نهد و گذشتگان را ياد كند. روي خوانچه اي هفت شاخه از درختهاي مقدس زيتون و بيد و انار... مي گذاشتند و در هفت پياله، سكه سفيد و نو قرار مي دادند كه هفت سين، شايد يادگار همين باشد. چندين نوع بذر نيز در 12 روز نوروز مي كاشتند تا هر كدام رشد بهتري داشتند، در آن سال آن را كشت زيرا كنند معتقد بودند بركت دارد، شايد سبزه روياندن نوروزي نيز يادگار همين باشد. چنانچه لباس نو، هديه دادن، ديدن بزرگان، بازديد از درگذشتگان در آخرين هفته سال، توجه به شيريني و ديدن فرد خوش قدم يا خوش بخت در اول وقت نيز مي تواند به نوعي ريشه در همان آئين ها و آداب داشته باشد كه با آداب اسلامي درهم آميخته و جلوه اي ايراني - اسلامي به خود گرفته است. در اوستا در دعايي كه در نوروز مي خواندند، چنين آمده است: شها، جشن فروردين، آزادي گزين، به روان و دين كيان سروش آورد. ترا دانايي و بينايي، به كارداني و ديرزيو (زندگي كردن ) با خوي هژير و شادباش بر تخت... رسم نياكان در همت بلند و نيكوكاري و ورزش و داد و راستي نگاهدار. سرت سبز باد و جواني چو خويد ( Xid) اسبت كامكار و پيروز، تيغت روشن و كاري به دشمن، بازت گيرا و خجسته به شكار، كارت راست چون تير... پيشت هنري و دانا گرامي و درم خوار سرايت آباد و زندگاني بسيار آنچه مي توان از اين دعا دريافت، آرزوهاي نيكخواهانه مردم از سال نو است و آرزومندي هاي آنها در باب نيكي و جوانمردي، قدرت و كامراني و ارزش و منزلت هنرمندان و دانايان همين طور خوارشمردن ثروت اندوزان و خود ثروت درواقع نوروز آييني مردمي و به نفع مردم بوده است و راز پايداري آن نيز همين است. چرا نوروز 12 روز؟ است انسانهاي باستان زندگي خود را از روي كهكشانها و ستاره ها معني مي كردند، همان گونه كه ستاره ها را نمادي از انسانهاي روي زمين مي دانستند تحت تاثير علم ستاره شناسي (نجوم ) در، بين النهرين ايرانيان، عمر جهان را دوازده هزار سال مي دانستند كه در پايان آن دوازده هزارسال، آسمان و زمين درهم خواهدشد و نظم جهان به هم خواهدخورد. و در آسمان 12 برج مي ديدند كه هر يك از 12 اختر بر آن حاكم به همين است دليل هم سال 12 ماه بود و از روي ستاره ها نامگذاري مي شد. تمام سرنوشت سال را در نوروز مي دانستند و در همين ايام 12 نوع دانه مي كاشتند تا سرسبزترين را انتخاب كنند يا اعتقاد داشتند اگر نوروز به اندوه يا شادي بگذرد، سال هم به همان گونه خواهد گذشت. پس روز سيزدهم نماد پايان آن 12 هزار نظم است يعني بعداز 12 دوره آشفتگي و بي نظمي است لذا نحس است. حتي به روايت استاد دكتر مهرداد بهار، هفت سين نيز به احتمال در ارتباط با هفت سياره بوده است كه سرنوشت بشر در دست آنان شمرده مي شد كه همين امر در تقدس عدد هفت نيز موءثر بود و گمان بر اين بود كه هركس هر هفت را در اختيار داشته باشد، لطف هفت ستاره را دارد و خوشبخت خواهدشد. تلاوت دعا و قرآن در تحويل سال نيز، در راستاي همين نيكخواهي و طلب خوشبختي و دوري از شياطين و بلايا است. نوروز امسال بر همه مبارك و ميمون بادا و زيستني شاد و مانا پيوست با تندرستي و بهروزي نصيب شما باد و ايزد ياورتان. مسرور نعمت اللهي