Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771226-44215S4

Date of Document: 1999-03-17

از زندگي خود معجزه بسازيد با بخش رشد يافته وجود خود تماس برقرار كنيم بسياري از ما گاه به گاه احساس ترس و آسيبپذيري مي كنيم. گاهي احساسهاي درماندگي كودكان را داريم و از ياد مي بريم كه افراد بالغي برخوردار از صلاحيتيم. ما احتمالا اين نكته را در مي يابيم كه چسبيدن به ديگران از تجديد حيات روابط دوران كودكي مايه مي گيرد. برخي از ما تجارب دردناك دوران كودكي را، كه مانع فعاليتهاي دوران رشديافتگي مي گردد، همچنان با خود داريم. حفظ شيوه هاي كودكانه قديمي واكنش در برابر مسايل سبب مي شود كه در گذشته زندگي كنيم و تفكر و احساسي ناپخته و رشد نيافته داشته باشيم و نتوانيم خود را تا سرحد امكان توسعه دهيم. بايد بياموزيم كه درد و رنج نه به اكنون كه به گذشته تعلق دارد و لزومي ندارد كه همان واكنشهاي كودكانه را به كار گيريم. رهايي از گذشته ما را ياري مي دهد كه از صلاحيت رشد يافتگي دوران پختگي، به منظور از ميان بردن ترس، تخفيف درد و رنج و رهايي از انزوا و تنهايي، برخوردار گرديم. نبايد اجازه دهيم كه پيامهاي هراس آلود كودك ناپخته وجودمان همچنان راهبري ما را در دوران بلوغ و رشديافتگي در دست داشته باشد. ما هم اكنون تصميم هاي پخته اي را كه مناسب موقعيت كنوني ماست، اتخاذ مي كنيم. به محض آن كه احساسها و رفتارهاي كودكانه و ناپخته خود را ترك مي گوئيم، خود به خود انسانهاي پخته و رشديافته تري به سوي ما جذب مي شوند. نبايد به گذشته اجازه دهيم وضع كنوني ما را تيره و تار سازد. مي توانيم با روحيه تازه اي زندگي كنيم. از راه برقراري ارتباط با بخش رشد يافته وجود خود، كه به ما آسايش و ايمني مي بخشد، نيازهاي كودك دروني وجود خود را برآورده مي سازيم. نيازهاي خود را بيان كنيد ما در بسياري از شيوه هاي برقراري ارتباط با ديگران دچار محدوديت و تنگنا مي شويم. شايد از ابراز صادقانه و مستقيم احساسهاي خود هراس داريم. به همين دليل وجود اين احساسها را انكار مي كنيم و يا آنها را به شيوه هايي ظريف و غيرمستقيم ابراز مي كنيم. از بيان مستقيم ترجيحات، عقايد يا نيازهاي خود طفره مي رويم. احتمالا هشدارهايي گذرا و غيرمستقيم مي دهيم، يا از ديگري مي خواهيم كه به جاي ما احساس ما را بيان كند، يا از ديگران انتظار داريم فكر ما را بخوانند. هنگامي كه هيچ يك از مسائلي كه برشمرديم روي ندهد به خشم مي آييم و ديگران را به خاطر برنياوردن نيازهاي ابراز نشده خود سرزنش مي كنيم و خود قرباني ناتواني خويش در انتقال احساس خود مي گرديم. روابط انساني، بازيهاي حدسي نيست. ما نمي توانيم از ديگران انتظار داشته باشيم فكرمان را بخوانند و ياحتي اگر نيازهاي خود را به روشني بيان نكرده باشيم، آنها را پيش بيني كنند. خلاصي از شر وابستگي به ديگران به ما مي آموزد كه هيجانهاي خود را احساس كنيم و آنها را صادقانه و مستقيم ابراز داريم زيرا اين تنها روشي است كه ما را مطمئن مي سازد كه احساسها و نيازهايمان روشن و قابل درك اند. صداقت و صراحت ما با ديگران، روابط باز و عاري از مناقشه ما را تضمين مي كند. با برقراري ارتباطي مهربان، رك و صريح و صادقانه، شيوه هاي پيوند خود با مردم را مي توانيم گسترش دهيم. دكتر ب، رابينسن ترجمه دكتر منوچهر غيبي