Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771224-44195S1

Date of Document: 1999-03-15

غم برو، شادي بيا; زردي برو، سرخي بيا بحثي پيرامون تاريخچه چهارشنبه سوري و آداب آن فرهنگ مردم * افروختن آتش و پريدن از روي آن، خوردن شيريني و آجيل و اغذيه مختلف، تخم مرغ بازي، بخور اسفند و اسفنددانه در آتش انداختن، فالگوش ايستادن و كليد گذاردن و فال كوزه، قاشق زني يا كاسه زني، شال اندازي يا شال اندازان، هديه دادن به خويشان و دوستان، خانه تكاني و شكستن و دور ريختن بعضي وسايل كهنه و فراهم آوردن بوته و يا ساقه هاي برنج براي آتش افروزي از مهمترين آئين هاي چهارشنبه سوري است. چهارشنبه آخر سال، پيام آور نوروز است. با نام و نشاني كهن كه چهارشنبه سوري مي ناميمش و نشان از شادي و شادماني و فرارسيدن نوروز و بهار دارد. چون چهارشنبه سوري فرا مي رسد، نه تنها خانه تكاني مي كنيم كه خانه دل را نيز از كدورت ها و تيرگي ها مي پالائيم و پاك و روشن و دلشاد به استقبال نوروز اين خجسته روز، روز آغاز بهار مي رويم. در اين شب، ايرانيان در شهر و روستا، از شمال تا جنوب به استقبال چهارشنبه سوري مي روند، تا نه تنها جشن وشادي خود را فراهم سازند، بلكه سنتي را به جاي آورند كه بيش از صدها سال سابقه گرچه دارد آداب و آئين هاي متعدد و مختلف جشن چهارشنبه سوري اغلب كنار گذاشته شده است و امروز مشغله هاي گوناگون، به مردم فرصت قاشق زني، فالگوش ايستادن و كيلد گذاردن نمي دهد، اما اساس آئين جشن چهارشنبه سوري همچنان به قوت خود باقي است و مردم در آن، شادي و خوشدلي را جستجو مي كنند و چون از روي آتش مي پرند، فرياد برمي آورند، غم بروشادي بيا; زردي برو، سرخي بيا. سابقه چهارشنبه سوري نام چهارشنبه سوري از دو كلمه چهارشنبه و سور تشكيل شده است. منظور از چهارشنبه، چهارشنبه آخر سال است و سور در فارسي به معني رنگ سرخ يا گل سرخ و همچنين به معني جشن است و چند معني ديگر نيز دارد. درباره پيدايي چهارشنبه سوري، روايت هاي گوناگوني نقل شده است. ازجمله اينكه چون چهارشنبه آخر سال در بعضي روايت ها نحس دانسته شده است، آتش مي افروختند تا نحوست و پليدي ها را از ميان ببرند. در روايتي ديگر، كه تاحدي منطقي تر به نظر مي آيد، پس از شهادت حضرت امام حسين (ع ) مختار ثقفي به خوانخواهي امام و يارانش قيام كرد. مختار با انصار و متحدين خود قرار گذاشت با افروختن آتش بر بام ها، توجه مردم را به نهضت مقدس خود معطوف دارند و براي سركوبي قاتلين امام حسين (ع ) مسلمانان را به ياري خود طلبند و چون آن آتش افروزي مصادف با شب چهارشنبه بود و مختار نيز در قيام خود موفق از گرديد، آن پس، آئين چنان شد كه در آخرين شب چهارشنبه هرسال، مسلمانان در بام خانه هاي خود آتش افروخته و شادي كنند و چون ايرانيان دين اسلام را به طور قلبي پذيرفته بودند با تثبيت آئين آتش افزوزي در شب چهارشنبه آخر سال موافقت كردند. كتاب تاريخ بخاراي نرشحي درباره چهارشنبه در صفحه 32 مي نويسد: .. و چون امير سديد منصوربن نوح، به ملك بنشست، اندر ماه شوال سال به جوي 350 موليان فرمود تا آن سراي ها را ديگربار عمارت كردند و هرچه هلاك و ضايع شده بود، بهتر از آنچه به حاصل كردند. آنگاه امير سديد به سراي بنشست، هنوز سال تمام نشده بود كه چون شب سوري چنانكه عادت قديم است، آتش عظيم افروختند، پاره آتش سقف سراي درگرفت و ديگرباره سراي بسوخت و امير سديد در شب به جوي موليان رفت تا هم در آن شب خزئيه و دفينه را بيرون برد. استاد پور داود مي نويسد: ايرانيان شنبه و آدينه نداشتند، هر يك از دوازده ماه نزد آنان بي كم و كاست سي روز بود و هر روز به نامي خوانده مي شد، مانند: هر فرد روز بهمن، روز ارديبهشت روز و جز اينها، روز چهارشنبه يا يوم الاربعاء نزد عربها روز شوم و بسيار نحسي حافظ بود در المحاسن و الاضداد چاپ مصر در صفحه مي نويسد: والاربعاء 277 يوم ضنك و نحس و براي همين است كه ايرانيان آئين آتش افروزي پايان سال را به شب آخرين چهارشنبه انداختند تا از آسيبها محفوظ بمانند. همين طور ارمنيان ايراني در شب عيد سن سيمون كه پذيرفته شدن سيمون ازطرف حضرت مسيح (ع ) است و به زبان ارمني آن را تيارنان تاراج مي نويسند و برابر شب چهارده فوريه است، آتش روشن مي كنند و شادي فراوان مي كنند. در تركيه و يونان نيز مراسمي مشابه جشن چهارشنبه سوري ايرانيان برپا مي شود كه در تركيه اودگچه سي و در يونان عيد سن ژان ناميده مي شود. آئين هاي چهارشنبه سوري آئين هاي چهارشنبه سوري با تفاوت هايي، در اغلب نقاط ايران برگزار مي شود. مهمترين اين آئين ها عبارتنداز: فراهم آوردن بوته و يا ساقه هاي برنج و چيدن كپه هاي بوته ها با فاصله با يكديگر براي آتش افروزي. افروختن آتش و پريدن از روي آن; خوردن شريني و آجيل و اغذيه مختلف، تخم مرغ بازي، بخور اسفند و اسفنددانه در آتش انداختن، فالگوش ايستادن و كليد گذاردن و فال كوزه، قاشق زني يا كاسه زني، شال اندازي يا شال اندازان، هديه دادن به خويشان و دوستان، خانه تكاني و شكستن و دور ريختن بعضي وسايل كهنه، رفتن بر سر چشمه، آوردن آب در كوزه هاي نو براي بركت و شگون و... آقاي انجوي شيرازي، درباره اين آئين مي نويسد: در روستاهاي آذربايجان بامداد آخرين چهارشنبه سال، مردم دهكده از كوچك و بزرگ به سر نهري روند (چون آب مظهر روشني است ) و با خودشان قيچي مي برند و قيچي را در آب تكان مي دهند و در حقيقت آب را قيچي مي كنند. يعني در واقع با اين رسم نمادين، غم ها و كدورت ها و تلخي ها و اندوه هايشان را قيچي مي كنند و به آب روان مي سپرند. شب هر چهار تا چهارشنبه اسفندماه در بيشتر روستاهاي آذربايجان آتش روشن مي كنند و اين چهار تا چهارشنبه در بسياري مناطق آذربايجان اسامي عناصر اربعه را دارند، يعني: باد، خاك، آتش و آب. چهارشنبه اول ئيل چهارشنبه يا چهارشنبه باد نام دارد و معتقدند كه با افروختن آتش در اين چهارشنبه، بادي مي وزد كه زمين را گرم مي كند و علف و سبزه چهارشنبه مي روياند دوم اسفند توپراق چهارشنبه يعني چهارشنبه خاك ناميده مي شود و معتقدند كه افروختن آتش در اين چهارشنبه باعث مي شود كه خاك جان بگيرد و زمين نفس بكشد و ناپاكي هاي خاك بسوزد. سومين چهارشنبه اسفندماه، اود چهارشنبه يا چهارشنبه آتش مي نامند و عقيده دارند كه با افروختن آتش در اين چهارشنبه در حقيقت با حرارت و گرماي آتش زمستاني وداع مي كنند، چون هوا گرم مي شود و نيازي به آتش نخواهد بود. چهارمين چهارشنبه اسفند را هم سوچهارشنبه يا چهارشنبه آب مي نامند و باز آتش روشن مي كنند و معتقدند كه افروختن آتش در اين چهارشنبه، آب همه رودخانه ها و چشمه ها را زياد مي كند، صبح چهارشنبه به سر نهرها مي روند و سه مرتبه از روي رود يا جوي آب مي پرند، به نيت سلامتي خودشان. همچنين به نيت سلامتي احشام شان، آنها را هم با خود به سر نهر آب مي برند و از آب مي گذرانند يا با آب مي شويند. اسامي خاص چهار تا چهارشنبه اسفندماه در نقاط مختلف آدربايجان تفاوت هايي با هم دارد. مثلا در تبريز به اولين چهارشنبه اسفند قره چهارشنبه يا چهارشنبه سياه مي گويند و اين چهارشنبه، مخصوص خانه تكاني و سفيد كردن ديوارهاي خانه است. به چهارشنبه دوم اسفند، خبرچي چهارشنبه مي گويند، يعني چهارشنبه خبردهنده در اين چهارشنبه مقدار زيادي نان مي پزند و براي سبزه نوروز، گندم و جو و عدس و دانه هاي ديگر خيس مي كنند. سومين چهارشنبه را كوله چهارشنبه مي نامند، يعني چهارشنبه كوتوله و كوتاه و در اين روز، مردم تعدادي از موي سرشان را مي چينند و ناخن هايشان را كوتاه مي كنند و اين دو كار را در اين روز خيلي مبارك و خوش يمن مي دانند. چهارشنبه چهارم را هم آخير چهارشنبه مي نامند، يعني چهارشنبه آخر. يكي از مراسم زيبا، رسم شال اندازي يا در زبان تركي شال آتما است كه شب چهارشنبه سوري بعد از شام، عده اي از جوانان به پشت بام خانه ها مي روند و شال و ريسماني را كه به سر آن دستمالي بسته شده است، از روز نه خانه به پائين مي اندازند و مردم هم كه رسم را مي دانند، بي آنكه چيزي بپرسند دستمال را باز مي كنند و يكي دو تا تخم مرغ رنگ كرده يا مقداري آجيل چهارشنبه سوري و شيريني توي دستمال مي بندند و مي گويند: شالت را بكش و خدا كند كه به مطلب و مرادت برسي! در بعضي از روستاها، جواني كه توقعي از پدر و مادرش دارد، آن را در روز چهارشنبه سوري با سنتي بسيار شنيدني مطرح مي سازد. هم چنين رسم است كه پدر و مادرها براي عروس و يا داماد تازه خود، طبق ( خوانچه ) مي فرستند كه معمولا شامل پلوخورش، شيريني، پارچه، گوشواره، النگو و يا هداياي ديگري است. از مراسمي كه درچهارشنبه سوري برگزار مي شود، رسم افروختن آتش و پريدن از آن است كه آتش چهارشنبه سوري بايد سه، پنج و يا هفت كپه باشد و اين آتش ها يا در حياط و يا در بام خانه ها افروخته در مي شود آتش براي دفع چشم زخم، اسپند مي ريزند و بعد از خاكستر شدن آتش، آن را جارو مي كنند و بيرون مي برند و به دو طرف در خانه مي ريزند. اهل خانه هم در خانه را به روي فرد مي بندند و در بازگشت از وي مي پرسند: كي؟ هستي مي گويد: من هستم، در را باز كنيد. مي پرسند: از كجا؟ مي آئي مي گويد: از عروسي مي آيم! مي پرسند: چه؟ آورده اي جواب مي دهد تندرستي و بعد در را به روي او باز مي كنند. رسم هاي ديگر عبارتند از قاشق زني و رسم فالگوش فالگوش مظهر اميد و شادي است. كسي كه فالگوش مي ايستد، در دل نيتي مي كند و بر سر چهارراهي يا گذري مي ايستد و به سخن آيندگان و روندگان گوش مي دهد، و فردي كه نيتي كرده است، جملات آنها را به نوعي تعبير مي كند و از آن جملات، استنباط مي كند كه به مراد مي رسد يا خير. در طالقان، هنگام آتش افروختن كوزه آب و سفره نان را به بالاي بام خانه به نيت بركت و فراواني و پرباري محصول سال آينده شان مي برند و در روز چهارشنبه سوري لباس نو مي پوشند و زن و مرد، كوچك و بزرگ به تاببازي مشغول مي شوند. در گيلان معتقدند كه شب چهارشنبه سوري حتما بايد آتش روشن كرد و به چهارشنبه سوري مي گويند: گل گل چهارشنبه در اين روز خريد گمج يا گماجدان و كاسه هاي گلي هم بسيار رواج پيدا مي كند. تقريبا در همه شهرها و روستاهاي ايران رسم است كه در كوزه كهنه اي كمي آب مي ريزند و يكي دو سكه به نيت رفع قضا و بلا توي آن مي اندازند و كوزه را به پشت بام خانه مي برند و از بالاي سر در خانه به كوچه پرتاب مي كنند و مي گويند غم و غصه مان را به تو كوزه سپرديم مي شكند و آن سكه را هم، فقيري برمي دارد. در گيلان، در شب چهارشنبه سوري، اسپند و كندر و گلاب و شمع حتما بايد در خانه باشد. اسپند و كندر را دود مي كنند. گلاب را به صورت خود مي زنند و شمع را به نيت روشنايي، روشن مي كنند. گيلاني ها خاكستر آتش افروزي شب چهارشنبه سوري را هم صبح چهارشنبه پاي درختها مي ريزند و معتقدند كه درختها بارور كساني مي شوند كه نيت به سفر مشهد و كربلا و ساير اماكن متبرك دارند، از خانه بيرون مي كنند و به او مي گويند برو دنبال نيت خودت او كه برگشت و در زد، از او مي پرسند: از كجا؟ مي آيي مي گويد: منم! از مشهد آمده ام، از كربلا آمده ام. سرشب، عروس خانواده، گلاب را بين افراد خانواده قسمت مي كند و به آنها گلاب مي پاشد و قبل از همه بايد به پدر شوهر و مادر شوهر خود گلاب بدهد و دعا مي كند كه الهي هزار سال به اين سالها، با دلخوشي و جان پاك و روشن پدر شوهر و مادرشوهر هم در حق عروس خود، دعا مي كنند و آجيل مي خورند و شادي مي كنند. در شيراز، سبزي فروشي ها در اين روز كارشان رونق ديگري به خود مي گيرد. سبزي هاي مختلف را روي منبر دكان مي چينند و لابلاي آنها هم نارنج هاي خوشرنگ و زيبا مي چينند. ريشه هاي سفيد پيازچه را هم رنگ هاي شاد مثل قرمز و زرد و سبز و بنفش مي زنند و آنها را دسته دسته لابلاي سبزيها قرار مي دهند و به اين ترتيب تابلوي زيبائي از طبيعت ايجاد مي كنند. آجيل مخصوص چهارشنبه سوري هم كه در همه جاي ايران مرسوم است، فلسفه عميقي دارد. اجزاء اين آجيل رنگارنگ و زيبا و خوشمزه، همه از دانه هاي خوردني و رستني هائي است كه بشر از هزاران سال پيش از زمين و طبيعت مي گيرد و اين دانه ها مايه حيات او هستند. در واقع، مجموعه آجيل چهارشنبه سوري، طبقي است آراسته از هدايا و دهش هاي خاك كه رابطه انسان و طبيعت را تائيد و تاكيد مي كند. فريده مجيدي خامنه