Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771223-44182S1

Date of Document: 1999-03-14

همراه با مردم و آيين هاي بوي سبزه، آغاز سال نو شمسي; عطر نوروز... * در كتاب اسماء العالم مجلسي نيز از حضرت صادق (ع ) روايت شده است كه: در آغاز فروردين، حضرت آدم آفريده شد و آن روز، روز فرخنده و مباركي است براي مناجات و برآورده شدن آرزوهاي انسان. همچنين از ايشان نقل شده كه قدمت اين روز، بسيار است نوروز مي آيد. نوروز پس از سفري يك ساله مي آيد. نوروز آمد و دشت، دشت. كوه، كوه و دريا، دريا، محبت و آشتي با خود آورد. نوروز كه ميهمان عزيز سيزده روزه ما است... به استقبالش مي رويم. با دلي سرشار از شوق. با نگاهي مملو از مهر، و با گامهايي پرشتاب كه از سرشوق است و اشتياق... به استقبالش نوروزي مي رويم كه عطر سكرآور و دلنشين فرهنگ ايران زمين و ايراني را در درون خويش جاي داده است. نوروز جشن ما ايرانيان، از روزگاران كهن و آشكارترين جشن بهاري در جهان است. نوروز بهارانه اي كه روايت هاي تاريخ در مورد پيدايش شيرين آن، چون ديگر اعياد ميراث جهان كهنسال و همچنين، ديگر جشن ها، بسيار است و در اين بين، ابوريحان بيروني دلايلي چند براي آن نقل مي كند كه مشهورترين آن، نسبت دادن نوروز به جمشيد شاه است كه حكيم طوس، شيخ ابوالقاسم فردوسي، موجب شهرت آن شده است. براساس اين روايت گويند، جمشيد شاه، تختي شگفت بساخت كه ديوان، اين تخت را بر دوش گرفته و به هوا بردند و سپس، به يك روز، از كوه دماوند به بابل فرود آوردند. مردم با مشاهده اين عمل در شگفت شدند و به همين دليل، آن روز خاص را، روزي ديگر، يا نوروز خواندند. و باز در جايي ديگر و به روايتي ديگر، نوروز، جشن شروع فروردين و يا به اصطلاح مخصوص اين فصل، فروردگان است كه جشن يادآوري اجداد و نياكان ما بود و چنان مي پنداشتند كه در پنج شب متوالي، ارواح طيبه مردگان، براي ديدار وضع زندگي و احوال بازماندگان به زمين فرود آمده و در خانه و آشيانه خويش مشغول تماشا و سركشي مي شوند. اگر خانه منور و پاكيزه و افراد حاضر در آن راحت و شاد باشند، ارواح مسرور و سرافراز برمي گردند، اما در غير اينصورت، آنان غمگين و ناراحت به منزلگاه خويش برگشته و تا سال آينده به انتظار مي نشينند! درباره پيدايش نوروز، در روايتي ديگر چنين آمده كه نيشكر را جمشيد، در اين روز پيدا كرد و مردم از كشف و خاصيت آن متحير شدند. پس جمشيد دستور داد تا از شهد آن شكر ساختند و به مردم هديه دادند. از اين رو، آن روز را نوروز ناميدند. همچنين روايت شده اهريمن، بلاي خشكسالي و قحطي را بر كره زمين فرونشانيد، اما جمشيد به جنگ با اهريمن پرداخت و عاقبت او را شكست داد، آنگاه خشكسالي و قحطي و نكبت را از ريشه بخشكانيد و به زمين بازگشت. با بازگشت وي، درختان و هر نهال و چوب خشكي سبز شد، پس مردم اين روز را نوروز خواندند و هر كس به يمن و مباركي، در تشتي جو كاشت و اين رسم سبزه نشانيدن در ايام نوروز، از آن زمان تا به امروز باقي مانده است. در خصوص نوروز و انگيزه به وجود آمدن آن در نوروز نامه خيام نيز اين گونه روايت شده است كه چون از اميري جمشيد، سال 421 گذشت جهان با او به يكسره راست همي آمد. ايران و ايرانيان همه مطيع و مريد او شدند تا بفرمود، گرمابه هاي بسيار ساختند و سيم و زر از معادن برآوردند و ديباي ابريشمي بافتند كه آن روز، روز اول ح م ل بود. پس جشني برپا ساخته و نوروزش نام نهاد و فرمود تا هر سال، چو فرودين آيد، آن روز را جشن گيرند. نوروز از ديدگاه تاريخ و دين نوروز از ديدگاه تاريخ نيز به روايت هاي تقريبا بي شمار و اسامي خاصي آمده است. ممتازترين آنها نوروز معتضدي - نوروز كشاورزان - نوروز سلطاني تا جلالي و نوروز خوارزمشاهي است كه هر يك از اين نوروزها، براساس دستورها و قوانين مشخصي به اسامي مورد نظر، شناخته مي شد. در كتاب اسماء العالم مجلسي نيز از حضرت صادق ( ع ) روايت شده است كه: در آغاز فروردين، حضرت آدم آفريده شد و آن روز، روز فرخنده و مباركي است براي مناجات و برآورده شدن آرزوهاي انسان. همچنين از ايشان نقل شده كه قدمت اين روز، بسيار است. در نوروز، خداوند از بندگان پيمان مي گرفت تا او را پرستش كنند و او را بدون شريك خوانند. حتي بعضي از محققين و مورخين براين عقيده و راي هستند كه روز عيد غدير خم، با اول فروردين مصادف بوده است. به طور مسلم، همان گونه كه عنوان شد درباب نوروز از نقطه نظر تاريخ، سخن بسيار به ميان آمده است. ولي همه محققين و تاريخ نويسان بر ايراني بودن آن تاكيد فراوان به داشته اند راستي هم كه نوروز، از فرهنگ زوال ناپذير و پرمايه ايراني زاده شده است و مجموعه آداب و رسومات آن جلوه باشكوهي است از فرهنگ ملي و ميهني و اجتماعي، مذهبي و اقتصادي و باورهاي زيبا و فلسفي قوم هاي ايران زمين. طي صدها و هزاران سال، اقوام ايراني حتي در روزگاران نامباركي كه تحت نفوذ يا زير سلطه اجانب گوناگون بوده اند، همواره آئين و مراسم به ياد ماندني و جاويدان نوروز را برگزار كرده اند. مراسمي كه در واقع از شبي به نام چهارشنبه سوري و پيك اميد و مايه شادي، به نام حاجي فيروز آغاز شده و به رسم زيباتري همچون هفت سين و سفره نوروزي و جشن و عيدي مي رسد. زردي من از تو، سرخي تو از من! يكي از مراسم بسيار زيبا و به ياد ماندني كه ارمغاني بر به جلوه درآوردن نوروز است، مراسم چهارشنبه سوري نام دارد. چهارشنبه سوري از سنت هاي زيباي طليعه نوروز پيروز است كه همه ساله در آخرين شب چهارشنبه سال برگزار مي شود. آتش افروزي در آستانه سال نو، همراه با اجراي مراسم و جشن هايي كه شاد و سرور انگيز است. اگر چه تاكنون ريشه مراسم چهارشنبه سوري چون بسياري از رسم هاي دنياي كهن ناشناخته مانده است اما، مردم ما طي قرون متمادي اين رسم زيباي نوروزي را زنده نگهداشته اند. در اين شب، مردم بته آتش مي زنند و از روي آتش مي پرند و پيام زردي من از تو، سرخي تو از من را به آن مي دهند! همچنين در اين شب آجيل مخصوص چهارشنبه سوري مي خورند. فالگوش مي ايستند. كوزه مي شكنند، به قاشق زني مي روند و بغل در آتش گذاشته و آش مخصوص مي پزند. در خصوص چهارشنبه سوري نيز روايت هاي متفاوتي به يادگار مانده است. به اعتبار يك روايت، ايرانيان مراسم آتش افروزي سال نو را پس از قبول دين مبين اسلام، در آخرين چهارشنبه سال قراردادند تا از عقيده اعراب كه روز يوم الاربعاء چهارشنبه را روز شوم و نحس، مي دانستند پيروي نكرده باشند. چهارشنبه شادي! درباره معناي سور كه آنرا سرخ گفته اند، ناصر خسرو قبادياني مي گويد: در سور جهان شدم وليكن بس لاغر بازگشتم از سور زين سور زمن بي تبر رفت اسكندر و اردشير و شاپور همين طور فرخي يزدي كه درباره سور مي گويد: نيكو مثلي است شاها دستور بز را چه به انجمن كشند و چه به سور در گويش ها نيز سور به معناي بزم و شادي آمده است كه بدين ترتيب مي توان چهارشنبه سوري را چهارشنبه شادي ناميد. از ديگر سنت هاي قديمي رايج در چهارشنبه آخر سال، انداختن پول سياه در كوزه است كه در وقت غروب آفتاب آن را از بالاي بام در كوچه مي اندازند و مي گويند: درد و بلام بره تو كوزه، بره تو كوچه! و يا سبويي را پر از آب مي كنند و غروب آفتاب آنرا از بام به كوچه مي اندازند و به پشت سرشان نگاه نمي كنند كه مبادا بلا دوباره برگردد! سين هاي معروف! و اما سفره هفت سين. اين سفره معروف از جلوه هاي بسيار زيبا و روحاني نوروز و يا به عبارتي ديگر يكي از شكوهمندترين آيين هاي نوروزي است. در سفره هفت سين، جدا از مواردي مانند سركه - سنجد - سوهان - سمنو - سبزي - سماق و سير، كه مظهر هفت سين است، وجود آينه و شمعدان با شمع هاي فروزان سوزن و نخ، قرآن كريم، نان سنگك، گل سنبل و عكسهاي عزيزان از دست رفته يا دور از خانواده به عنوان تقدس و بركت، به كار رفته و بر زيبايي و روحانيت آن، صد چندان مي افزايد. پيام آوران شادي از ميان يادآوري و به اجرا گذاشتن رسم هاي شاد نوروزي، نقش يكي از جالبترين و نشاط انگيزترين پيام آور نوروز را نمي توان ناديده گرفت. پيام آوري چون حاجي فيروزهاي نوروزي. ابراب خودم سامبولي وليكم ابراب خودم سر تو بالا كن ابراب خودم بزبز قندي ابراب خودم چرا نمي خندي حاجي فيروزه، سالي يه روزه هميشه طنين اين جملات آهنگين و شاد، با لباس هاي رنگين زنگوله دار و كلاه قالبي كله قندي الوان و صداي دايره زنگي و شور و تحرك حاجي فيروزها، براي بچه ها و نوجوانان جذاب و نشاط افزا و براي بزرگترها خاطره انگيز و سرورآور بوده اين است سياه چهرگان نوروزي كه معمولا در زير قشر نازكي از دوده، رخ مي پوشانند از روزگاران بسيار دور، همراه با خنده و شادي و جشن نوروزي به گشت شادي آفرين خود سرگرم مي شدند. از طرفي بسيار جالب توجه است كه بدانيم در عهد ساسانيان، به حاجي فيروزها، ميرنوروز مي گفتند. ميرنوروز اغلب از ميان جوانان پاك طينت و نيكو سيرت انتخاب مي شد. ميرهاي نوروزي برطبق سنت، برفراز اشتري كه با پارچه هاي الوان ابريشمي و ترمه هاي گرانبها تزيين يافته بود، مي نشستند و به دنبالشان، نوازنده ها، با ساز و سرنا و دهل، به راه مي افتادند و از شهرها به روستاها مي رفتند و از فرارسيدن نوروز خبر مي دادند. مير نوروزي اختيار آنرا داشت تا در مدت حاكميت خود، هركاري كه خواسته اوست، انجام دهد و يا هر فرماني كه مي دهد، بدون هيچگونه چون و چرايي، توسط اطرافيانش به مورد اجرا گذاشته شود. همچنين مير نوروزي، هنگاميكه با همراهان خود از كنار سراي دولتمندان مي گذشت، طنابي به داخل منزل آنها مي انداخت. صاحب خانه موظف بود تا هديه اي به طناب ببندد. در پاره اي از مواقع هم اين كار، به خاطر گرفتن فال انجام مي شد. بدين ترتيب كه مير با نيت صاحب فال، طناب را به خانه مي انداخت و از روي چيزي كه صاحب خانه بوسيله طناب، براي او مي فرستاد، فال طرف را مي گفت! ديگر اينكه مراسم نوروزي و ميرنوروزي فقط در پنج روز اجرا مي شده و خاص مردم ايران و مرزوبوم ايرانيان بوده است. سرانجام ذكر اين روايت جالب و شايد ربط آن به شخصيتي همچون حاجي فيروز خالي از لطف نيست. اين كه وقتي برده هاي سياه آفريقايي همراه اربابانشان، سوار بر جهازهاي كالا، پس از طي ماهها به سرزمين سرسبز و كهن ايران قدم مي نهادند، اجازه و فرصت مي يافتند تا اوقات بيكاري و استراحتشان را به برگزاري شادي و سرور اختصاص دهند تا اينكه رفته رفته اين شادي در وسعتي عظيم، دچار دگرگوني و تحول شد و به صورت آييني به نام كوسه برنشين آن هم در مناطق غرب كشور، به اجرا درآمد. اما با گذشت زمان و با توجه به ديگر آداب و رسوم كهن ايرانيان، نام مير نوروزي بر آن نهاده شد. مير نوروزي كه پس از سفري يك ساله، دشت - دشت، كوه - كوه و دريا - دريا شادي و سرور را با خود به ارمغان مي آورد. بهرحال دريغ كه با رسيدن به صبح چهاردهمين روز فروردين ماه، مي بايد براي بوييدن بوي سبزه و عطر دلنشين نوروزي ديگر سيصد و پنجاه و دو شبانه روز انتظار كشيد. البته مشروط بر آنكه روزگار اجازه دهد! ... * فاطمه مشهدي رستم