Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771222-44171S4

Date of Document: 1999-03-13

جشن هاي كهن ايرانيان در ايام نوروز; كه بيش از پنج روزي نيست حكم مير نوروزي... مير نوروز; حاكمي كه به محض خنديدن; عزل مي شد يكي از كهن ترين جشنهايي كه ايرانيان در ايام نوروز برگزار مي كردند، ميرنوروزي بود. مير نورزي امير يا حاكمي موقتي بود كه در ايام نوروز براي تفريح، شادي و نشاط برگزيده مي شد و مدت حكومت او 5 روز اين بود جشن در فاصله زماني روزهاي پاياني اسفند ماه تا نيمه اول فروردين برگزار مي شد. طبق سنتي كهن، امير يا حاكم شهر در طي اين مدت به طور موقت و به ظاهر از امارت خلع مي شد و فردي را به حكومت برمي گزيدند و او 5 روز حاكم و امير آن ناحيه مي شد. ميرنوروزي احكامي صادر مي كرد، دستور حبس و توقيف و جريمه مي داد، البته در صورت صدور فرمان جريمه، يكهزارم حكم صادر شده گرفته مي شد. كساني كه حكم جريمه بر آنها صادر مي شد، با ميل و رغبت مبلغ مزبور را مي پرداختند، چون يكي از رسوم عيد نوروز بود و آن را به فال نيك مي گرفتند. ميرنوروزي در ادب فارسي به معناي دولت زودگذر است. در غزليات حافظ به ميرنوروزي اشاره شده است: زكوي يار مي آيد نسيم باد نوروزي ازين باد، ارمدد خواهي چراغ دل برافروزي چو گل گر خرده داري خدا را صرف عشرت كن كه قارون را غلطها داد سوداي زر اندوزي طريق كام بخشي چيست ترك كام خود كردن كلاه سروري آن است كز اين ترك بردوزي سخن در پرده مي گويم چو گل از غنچه بيرون آي كه بيش از پنج روزي نيست حكم مير نوروزي عطا ملك جويني وزير هلاكوخان مغول جلد اول تاريخ، جهانگشاهي جويني در مورد تصرف خوارزم به دست مغولان مي نويسد: در آن وقت خوارزم از سلطان خالي بود. از اعيان شهر خمار نام تركي بود، از اقرباي تركان خاتون آنجا بوده است. چون در آن مواد عظيم و مجمع بني آدم هيچ هنرور معين نبود كه در نزول حادثات امور كفايت جمهور به او مراجعت نمايند... به حكم نسبت و قرابت خمار را به اسم سلطنت مرسوم كردند و پادشاه نوروزي از او برساختند.... مراسم ميرنوروزي در بيشتر شهرهاي ايران زمين برگزار مي شد، يكي از دوستان علامه قزويني كه پزشك بود و براي مداواي بيماري به بجنورد رفته بود، مشاهدات خود از برپائي جشن ميرنوروزي را براي علامه قزويني نوشت، او نيز نامه پزشك مزبور رادر شماره سوم مجله يادگار درج كرده است، متن نامه چنين است: در بهار 1302 هجري شمسي براي معالجه بيماري به بجنورد رفته بودم، از اول فروردين تا چهاردهم فروردين در آنجا بودم. دردهم فروردين ديدم جماعت كثيري سواره و پياده مي گذرند كه يكي از آنها با لباسهاي فاخر بر اسب رشيدي نشسته، چتري برسر افراشته بود. جماعتي هم سواره درجلو و عقب او روان بودند، يكدسته هم پياده به عنوان شاطر و فراش كه بعضي چوبي بلند در دست داشتند كه بر سر هر چوبي سر حيواني از قبيل سر گاو يا گوسفند بود، يعني استخوان جمجمه حيواني و اين رمز از آن بود كه امير از جنگي فاتحانه برگشته و سرهاي دشمنان را با خود مي آورد. دنبال اين جماعت، انبوه كثيري از مردم متفرقه بزرگ و خرد روان بودند و هياهوي بسيار داشتند. تحقيق كردم، گفتند كه در نوروز يك نفر امير مي شود كه تا سيزدهم عيد، امير و حكم فرماي شهر است به اعيان و اعزه شهر حواله نقدي و جنس مي دهد كه همه كم يا زياد تقديم مي كنند. بعد ازتمام شدن سيزده نوروز، امارت او به سر مي آيد و گويا در يك خانواده اين شغل ارثي بود. در استان كردستان و شهرستانهاي كردنشين نيز، جشن ميرنوروزي گرفته مي شد 1310 سال در شهرستان مهاباد ميرنوروزي پنج روز اول فروردين ماه را تعطيل عمومي اعلام كرد و دستور داد عامه مردم در مراسم جشن و شادي كه در شهر برپا مي شود، شركت كنند، در مهاباد دلقكي كه به او ريش كرن گفته مي شد، همراه ميرنوروزي بود، او كدوئي را از ميان دو نيم كرده و با نقاشي و رنگ آميزي ماسكي مضحك درست كرده بود كه بر چهره خويش مي نهاد و سعي مي كرد مردم را بخنداند، با مير نوروزي گروهي همكاري مي كردند كه عبارت بودند از: كهن وزير (پيري ژير ) كه معمولا از ميان افراد مسن، شوخ و بذله گو انتخاب مي شد. وزيردست راست و وزير دست چپ، كه فرمانهاي غيرقابل اجرا صادر مي كردند ميرزا، كه فردي با سواد بود و سمت دبيري داشت. فراشان و خدمتگزاران مرد كوپال زيوين دسته، موزيك، آوازخوانان و چرگران و وشكه رن كه لباس او از پوست حيوانات بود و تعداد بي شماري زنگوله به لباس او دوخته شده بود و در موقع حركت زنگوله ها به صدا در مي آمدند. ميرنوروزي، در مدت حكومتش اجازه نداشت بخندد، چنانچه مي خنديد فورا عزل مي شد. كوپال زيوين و دلقك سعي مي كردند او را بخندانند. هم اكنون نيز در برخي از شهرهاي استان كردستان، جشن ميرنوروزي با تغييراتي بسيار، برگزار مي شود. در سنندج نوجوانان و جوانان با آتش افروزي وپاي كوبي و دست افشاني همراه با مير نوروزي كه مدت حكومت او چند ساعت بيش نيست، خاطره جشن و مير نوروزي را زنده نگاه مي دارند. آندرانيك هويان