Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771222-44171S1

Date of Document: 1999-03-13

توسعه ء ارائه يك پيشنهاد; پايدار با توزيع عادلانه آموزش عالي... همزمان با تدوين برنامه سوم توسعه و جايگاه آموزش عالي در آن در دنياي امروز، عامل اصلي مهاجرت از روستا به شهر، از شهر به مراكز استان يا پايتخت، حتي از كشوري به كشور ديگر، به خاطر وجود امكانات و آزادي عمل بيشتر است و يكي از اين امكانات، وجود مراكز آموزش عالي است. تاسيس دانشگاهي در پايتخت يا مراكز استان ها، باعث مي شود نيروي تحصيل كرده، متخصص، متفكر، مبتكر و فعال منطقه، به ناچار محل زندگي خود را ترك كرده و جذب شهر دانشگاهي شود. بدين صورت، شهرهاي كوچك، افراد تحصيل كرده خود را از دست مي دهد و شهرهاي بزرگ و پايتخت، عناصر خبره را به خود جلب مي كند و در نتيجه، يك ناهمگوني بين شهرهاي كوچك و بزرگ از نظر فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي در يك كشور واحد به وجود مي آيد. اگر زندگي دانشمندان را تا دو سده قبل، مطالعه كنيم، متوجه خواهيم شد كه بزرگان علم و دانش و حتي سياست و تجارت در شهرهاي مختلف ايران پراكنده بودند; فردوسي در طوس مشهد، حافظ و سعدي در شيراز و صاحب كتاب گلشن راز در شبستر زندگي مي كردند و براي زندگي و فعاليت خود نيز احساس مشكل نمي كردند. در صورتي كه در سده اخير، تولد و تحصيلات ابتدايي و متوسطه خبرگان در روستاها و شهرهاي كوچك، ولي فعاليت هاي اساسي علمي، سياسي، تجاري و بالاخره فوت آنها به مراكز استان ها، پايتخت و حتي به كشورهاي پيشرفته دنيا ختم يعني مي شود سابق بر اين، هر منطقه مي توانست نيروي انساني خود را نگهدارد، پرورش دهد و از وي استفاده كند، در صورتي كه امروزه تعادل مناطق در مقياس داخلي و حتي خارجي به هم خورده و شهرهاي كوچك جذبه و توان نگهداري نيروهاي فعال خود را از دست داده و در نتيجه به مرور، روستاها و شهرهاي كوچك از نيروي فعال و كاردان خالي شده و در شهرهاي بزرگ و پايتخت جمع مي شوند. كوتاه سخن اينكه، توزيع نابرابر امكانات مادي و تسهيلات فعاليت هاي اقتصادي، سياسي و بالاخره آزادي هاي فردي و اجتماعي، باعث جابجايي هاي وسيع نيروي انساني در سطح ملي و بين المللي شده و مي شود. در نوشته حاضر، به يك مقوله از موارد توسعه يعني توزيع عادلانه آموزش عالي در كشورمان اشاره مي شود و اميد است مورد بحث و نقد قرار گرفته و در صورت امكان، در برنامه ريزي برنامه سوم اعمال گردد. پيشنهاد اين است كه به جاي ايجاد و توسعه مجتمع هاي دانشگاهي بزرگ در شهرهاي بزرگ، دانشكده هاي مستقل در شهرهاي كوچك تاسيس شود. البته در حال حاضر دانشگاه هاي آزاد، پيام نور و موءسسات آموزش عالي غيرانتفاعي، خوشبختانه در اغلب شهرهاي كوچك تاسيس و فعاليت دارند كه مورد بحث ما نيست و فقط در اين مقوله، دانشگاه هاي دولتي را منظور نظر داريم. براي مثال، اگر در شهري دانشكده فيزيك تاسيس شود، ابتدا تحصيل كرده هاي فيزيك آن شهر در دانشكده شهر خود شروع به فعاليت خواهند كرد، ولي متخصصين ساير رشته هاي اين شهر، به مناطقي كه با تخصص آنها ارتباط دارند، مراجعه خواهند كرد و در مقابل متخصصين رشته فيزيك و علوم مرتبط، به شهر فيزيك روي خواهند آورد. به اين صورت هر شهر نيروي متخصصي را از دست مي دهد، ولي در مقابل متخصصين ديگري جاي آنها را مي گيرد. بدين طريق، تعادل نيروي انساني متخصص در سطح استان ها و كشور به وجود مي آيد. به طور خلاصه مزايا و تاثيرات توزيع عادلانه آموزش عالي را به شرح زير، مي توان بيان كرد: - 1 دانشجوياني كه علاقه مند رشته فيزيك هستند از منطقه و اقصي نقاط كشور به شهر فيزيك روي مي آورند، و اختلاط قشر دانشجو از فرهنگ هاي مختلف، به توسعه فرهنگ ايراني كمك خواهد كرد و فضاي اجتماعي را فراخ تر خواهد كرد. - 2 دانشگاهيان هر شهر مشاورين آگاه و خوبي براي مديران اجرايي شهر جهت توسعه امور اجتماعي، اقتصادي و سياسي خواهند شد. - 3 زندگي و سكونت افراد تحصيل كرده و دانشگاهي در هر شهري، به تلطيف روابط انساني و به توسعه مدني كمك مي كند. - 4 وجود يك دانشكده تخصصي در شهر علاوه بر تحرك شادابي و نشاط در محيط، به خاطر برگزاري سمينارها و همايش هاي ملي و بين المللي و همچنين برگزاري مسابقات ورزشي بين دانشگاهي، باعث خواهد شد سالن هاي ورزشي، سخنراني، هتل ها و اقامت گاه ها توسعه يابند كه اين امر مردم بومي را به زندگي و سرمايه گذاري مادي و معنوي در شهر خود ترغيب خواهد كرد و اميد و علاقه آنها را به زادگاهشان افزايش خواهد داد و دوست خواهند داشت عوض مهاجرت به شهرهاي بزرگ يا پايتخت، با احساس مسئوليت و با همياري به توسعه شهرشان بپردازند و در اين راستا با شهرهاي ديگر رقابت خواهند كرد. - 5 وجود دانشكده تخصصي به شهر هويتي خواهد بخشيد كه شهروندان به آن مباهات و افتخار خواهند كرد و در جهت نگهداري و اعتلاي آن خواهند كوشيد. البته نظر اين نيست كه دانشگاه هاي بزرگ فعلي به دانشكده ها تقسيم و به شهرستان ها ارجاع داده شود، بلكه پيشنهاد اين است كه مقدمات ايجاد دانشكده ها در شهرهاي كوچك فراهم شود و به تدريج دوره هاي كارشناسي دانشگاه هاي مادر كاهش يافته و حذف شود و اين دانشگاه ها نيرو و سرمايه خود را روي دانشجويان دوره هاي كارشناسي ارشد و دكترا متمركز كرده و پژوهشكده هاي متعددي را تاسيس و توسعه بخشند. در اين صورت، هم از بار سنگين دوره هاي كارشناسي كه حتي در زمان حال نيز از طرف دانشگاه هاي غيردولتي برگزار مي شود، خلاص خواهند شد و هم فرصت مناسب براي مطالعات و تحقيقات اساسي و مداوم پيدا خواهند كرد. طبيعي است كه دانشكده شهرستان ها نيز در گذر زمان رشد خواهند كرد و به تدريج مجري دوره هاي تحصيلات تكميلي خواهند شد و در نهايت صاحب موءسسات تحقيقاتي تخصصي خواهند شد و در اين صورت، ضمن توزيع عادلانه آموزش عالي و تمركززدايي، توسعه اجتماعي، اقتصادي و سياسي در سطح كشور موزون و هماهنگ خواهد شد. در پايان لازم است به حل ابهاماتي كه مي تواند پيش آيد، اشاره كرد: در مجتمع هاي دانشگاهي، دانشكده هاي مختلف در كنار هم قرار مي گيرند و از تخصص هاي يكديگر استفاده مي كنند. يعني دانشجويان رشته فيزيك غير از دروس تخصصي فيزيك به دروس ديگر مانند ادبيات فارسي، زبان انگليسي، شيمي، رياضي و... نياز دارند كه به راحتي از اساتيد دانشكده هاي ادبيات، شيمي و فيزيك همان دانشگاه استفاده مي كنند، در صورتي كه يك دانشكده مستقل در يك شهر كوچك از خدمات ساير دانشكده ها محروم خواهد شد كه براي حل اين مشكل، مي توان تعدادي استاد دروس عمومي و پايه استخدام كرد و در صورت ضرورت آزمايشگاه هايي در حد نياز راه اندازي كرد كه از اين آزمايشگاه ها، براي دوره هاي دبيرستان شهر نيز مي توان سرويس داد. شايد بعضي از اساتيد فعلي دانشگاه هاي مادر، نگران اين موضوع باشند كه در صورت تاسيس چنين دانشكده هايي در شهرهاي كوچك، ناچار خواهند بود كه به دانشكده هاي تخصصي خود در شهرهاي ديگر مهاجرت نمايند، در صورتي كه در دانشكده هاي تازه تاسيس، از نيروهاي جوان كه آگاهانه و با رغبت اين دانشكده ها را انتخاب خواهند كرد، استفاده خواهد شد و البته در صورت علاقه، انتقال اساتيد ساير دانشگاه ها نيز به اين دانشكده ها بلامانع خواهد بود. اميد است با توزيع عادلانه آموزش عالي، شاهد توسعه پايدار و هماهنگ در سطح كشور باشيم. دكتر مجيد زاهدي - دانشگاه تبريز