Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771220-44157S1

Date of Document: 1999-03-11

هنرنگارگري، سيراب از عرفان ايراني - اسلامي گفت وگو با غلامرضا اسماعيل زاده، نگارگر ايراني نقاشي ايراني (مينياتور ) متاسفانه، چون ديگر رشته هاي هنري به خوبي شناسايي نشده علت است اصلي اين توقف نيز روشن است، هنرمندخواهان تجسم ذوق و انديشه خويش است نه مجري سفارش اربابان زر وسيم. درباره پيشينه نقاشي ايراني مي توان گفت كه بررسي نقاشي هاي عهد غارنشيني; اشياء سفالي نقاشي شده اي را نشان مي دهد كه قديم ترين آنها در غارهاي لرستان بدست آمده اند. اين نقاشي ها تاكيد آشكاري بر قدمت هنر نقاشي در ايران باستان دارد. پژوهشگران بر اين باورند كه نقاشي ايراني از نقطه نظر تكنيك متاثر از نقاشي هاي دوره هخامنشي است و اين هنر در آن دوره وجود داشته و بعدها راه تكامل پيموده درباره است منشا و چگونگي تحول سبكهاي مينياتور نيز اختلاف نظر فراوان گروهي است معتقدند اين هنر از چين به ايران آمده و بسيارنظرهاي ديگر... درميان كارشناسان اين اتفاق نظر وجود دارد كه در تمام دوران هاي تاريخي آثار علمي و هنري و معنوي ملت ها نسبت به يكديگر موءثر بوده اند و اين تاثيرپذيري همواره مورد توجه بوده از جمله ايرانيان در رويارويي با هنر ساير ملل، نه تنها ماهيت هنر قومي خود را از دست نداده اند، بلكه ويژگي هاي ديگر نيز به دست آورده اند و به باور تاريخ نويسان هنر، يكي از ويژگي هاي ترقي و تعالي هنر ايران در همين راز پنهان است. البته بررسي هنر نگارگري ايران را بايد با نسخه هاي خطي دوره عباسيان آغاز كرد. از همين رهگذر در طول قرن هاي قرن سبك ها و مكتبهاي مختلفي پديدار گشت از آن جمله مكتب عباسي ( بغداد، مكتب مغول، هرات، صفوي و مكتب معاصر... ) در گذر از مكتب نگارگري معاصر ايران نيز همواره نام دو تن از نگارگران ايراني جاودانه و ماندگار خواهد بود. استاد حسين بهزاد و استاد محمود فرشچيان. استاد حسين بهزاد، هنرمندي بود كه دگرگوني هاي ژرفي در نگارگري ايراني بوجود آورد از آن جمله و مهمترين آن به كار بردن چهره هايي ايراني به جاي چهره هاي مغولي و... ژان كوكتو درباره بهزاد مي گويد: بهزاد پيامبر افسونگري است از مشرق زمين داستان سرا و.. و اما استاد محمود فرشچيان كه شهرت و آوازه اي جهاني دارد و چرخش سماع گونه قلمش و اعجاب رنگ هاي سحرآميزش همواره زبان زد خاص و عام بوده و هست. به منظور گذر و نظري بر وضعيت نگارگري ايراني - اسلامي و چگونگي وصف حال هنرمندان اين شاخه هنري گفت وگويي با غلامرضا اسماعيل زاده، نگارگر ايراني انجام داده ايم. وي متولد 1344 بوده و پس از پايان دوره هنرستان نقاشي مدت پانزده سال است كه به فعاليت هنري در زمينه نگارگري ايراني - اسلامي پرداخته و مطالعه وكار در زمينه سبك هاي مختلف نقاشي ايراني سرانجام او را به سوي شيوه نوين نگارگري ايراني يعني سبك هنري استاد محمود فرشچيان كشانده است. *** * موقعيت كنوني هنر نگارگري ايراني - اسلامي را چگونه ارزيابي؟ مي كنيد - درحال حاضر كه مسئولان و متوليان امور فرهنگي به طور مدام سخن از حفظ ارزشها و اعتلاي فرهنگ ايراني - اسلامي سر مي دهند، جا دارد كه هر چه بيشتر وآنچه كه در توان داريم، از اينگونه هنرها پشتيباني فراموش كنيم نكنيم كه هنر اصيل و سنتي ما فقط قالي نيست كه قالي خود از دل نگارگري بيرون آمده گويا است ققنوس نگارگري خود در آتش سوخته و خاكستر شده و قالي جاي آن را گرفته است. وضعيت نگارگري وهنرمندان دلسوخته اي كه در اين وادي پرسوز و گداز دست بر قلم مو مي برند و نقش خيال حضرت دوست را بر كارگاه ديده بي خواب مي زنند، چندان خوشايند نيست. البته تجليل از يك يا چند هنرمند پيشكسوت در اين رشته كه خود داراي سوابق تجليل هاي بسيار در قبل و بعد از انقلاب هستند; در خور سپاس است اما اين شيوه هاي سپاس وتجليل بايد مسئولان امور فرهنگي را به سوي توجه هر چه بيشتر به قشر گسترده نگارگران جوان و ميانسال و آسيبپذير اين سرزمين سوق دهد كه ساليان سال بدون هيچ گونه توقع وحمايتي دراين راه دشوار كمر همت بسته اند و هنوز سعي بر آن دارند كه در حفظ و حراست ارزشهاي اين هنر ايراني - اسلامي بكوشند. البته ناگفته نماند كه در طول دهه هاي گذشته، غربي ها بودند كه هنرنگارگري ايراني را مورد نقد و بررسي قرار دادند و در حال حاضر نيز بيشترين كتابهاي تحقيقي در اين زمينه مربوط به پژوهش هاي ارزشمند آنها است. از سوي ديگر هميشه بزرگترين و پرطرفدارترين خريداران آثار نگارگران ايراني، غربي ها بوده اند و اين هنر به طور مستقيم در ارتباط با وضعيت توريست (جهانگرد ) بوده و هميشه اين توريست ها بوده اند كه به گونه اي با خريداري كردن آثار، از اين هنر حمايت كرده اند. * برگزاري دوسالانه هاي نگارگري ايراني - اسلامي چه تاثيري در رشد و پويايي اين هنر داشته است و به طور كلي برگزاري اين گونه دوسالانه ها را چگونه؟ مي بينيد - برگزاري دوسالانه هاي نگارگري بسيار پسنديده است اما كافي نيست، آن هم دوسالانه هاي نگارگري كه هيات داوران آن را نقاشان مدرنيسم تشكيل مي دهند. بايد بگويم اگر اين گروه از عزيزان تمايز ميان نگارگري ايراني و نقاشي مدرن غرب را نمي دانند، جاي تعجب نيست. اين هنر حتي متمايز از مينياتور چيني و هندي است چه برسد به خطوط و رنگهاي نامانوس نقاشي مدرن. چندي پيش يك پروفسور خارجي به ايران آمده بود و به هنگام بازديد از نمايشگاهي در موزه هنرهاي معاصر، دچار بهت و شگفت شده و گفته بود: اين آثار كه شبيه نقاشي هاي سرزمين ماست. من دوست داشتم وقتي به ايران آمدم، در نمايشگاههاي شما، نقاشي هاي ايراني را ببينم; نقاشي اي كه برتافته از انديشه و فرهنگ با ارزش شما ايرانيان باشد، تماشاي آن نقاشي ها براي من ارزش بيشتري داشت. اصولا چرا مسئولان امور در اين گونه دوسالانه هاي نگارگري از كارشناسان و پژوهشگران خارجي و بي طرف استفاده نمي كنند. چرا كه در اين صورت، انعكاس آن را در جهان غرب شاهد خواهيم بود و از ملاحظات برخي افراد در داوري نيز جلوگيري خواهدشد. درحال حاضر فرهيختگاني در جهان هستند كه بيشتر از هر ايراني درباره هنرهاي سنتي اين آب و خاك مطالعه و تحقيق كرده اند و كتاب نوشته اند و صاحبنظرند. درزمينه دوسالانه ها مي بايد كار فراتر از يك رفع تكليف باشد چرا كه اگر با اين قضيه ريشه اي برخورد نشود تا پنجاه سال ديگر هم اميد به بهبود نمي رود. اما نبايد فراموش كرد كه بايد به زبان مردم با ايشان سخن گفت. نگوييم آنها نمي فهمند و ما از آنها بيشتر مي فهميم. هنرمند از ميان مردم بيرون مي آيد و در خدمت آرمانها و باورها و انديشه هاي جامعه خويش است. البته سخن از نفي و طرد هنر مدرن و تاييد هنر نگارگري نيست. سخن بر سر اين است كه هر هنري بايد در جايگاه خود مورد نقد و ارزيابي قرار گيرد و هنرهاي اصيل ايراني شايسته نيست كه مهجور و گمنام بمانند و اين تكرار يك حرف تاريخي است و از ياد نبريم كه رد هرگونه نقاشي ايراني به منزله خط بطلان كشيدن بر هرگونه تفكر، انديشه و فرهنگ ايراني است. چه، هنر نگارگري همواره از سر چشمه زلال انديشه و عرفان ايراني - اسلامي سيراب شده و مي شود. * سياست هاي حمايتي وزارت فرهنگ و ارشاد در چه راستايي بوده؟ است - وجه ديگري از كار هنري كه مي تواند، هنرمند را در راستاي اهداف خود ياري كند، جنبه حمايت معنوي و مادي مسئولان است. سرمايه گذاران داخلي مي توانند همچون فرش، در صادرات آثار نگارگري ايراني نيز دستي بالا بزنند. وزارت ارشاد مي تواند در نقاط مختلف جهان فروشگاهها و نمايشگاههاي دائمي تاسيس كند و آثار اصيل و باارزش هنرمندان نگارگر را در آنجا به معرض نمايش و فروش بگذارد. از ديگر حمايت ها و كمك هايي كه وزارت ارشاد مي تواند انجام دهد اين است كه با ساخت مجتمع هاي مسكوني و دراختيار قراردادن آن به صورت اقساط به هنرمندان فاقد مسكن، حركت شايسته و تاريخي اي در جهت هنرمندان بي خانمان انجام دهد و ديگر در اختيار قراردادن رنگ و وسايل لازم به هنرمندان به قيمت ارزانتر از بازار و سفارش كار به هنرمندان گمنام و بهادادن به آنها و از ياد نبريم كه سرزمين پهناور ايران نياز به هزاران استاد محمود فرشچيان دارد. * چنانچه صحبت ديگري در اين زمينه داريد،؟ بفرمائيد - در اين دنياي پرشوروشر كه هركس در پي آن است تا از قافله كسب درآمد بيشتر عقب نماند، ما نشسته ايم و نقطه در كنار نقطه، مرغي و چهره اي و درختي و گلي را به تصوير مي كشيم تا جهاني را به روي بوم بياوريم كه انسان مضطرب امروز قدري در آن آرام گيرد از آب زلال جويبارش بياشامد و در زير سايه درخت سرو آن اندكي خستگي بدر كند و... اين آن بهشتي است كه نگارگر ايراني روي زمين براي مردم مهيا مي كند. چه، هنر واقعي نگارگري سراسر عرفان است و معرفت به حضرت دوست و جز اين نيست. هرچند ما هنرمندان از سختي ها و مشكلات هراسي نداريم اما براي يك هنرمند مشكلات روزمره مي تواند آفت كاري به حساب بيايد و او را از پرداخت به هنر اصيل و ماندگار بازدارد. مگر آنكه صاحب ثروتي كلان باشد وگرنه در گرداب مخوف دلالان ناهنري موج خواهند زد و از اين رو آنان صاحب ثروت هاي هنگفت خواهند شد ودر اين ميان هنرمند هنوز درگير غم نان خويش است. اميدوارم اين صحبت ها تنها در مقام درددل يك دل سوخته تلقي نشود و مسئولان متعهد كشور هرچه زودتر به فكر چاره انديشي باشند. وقت تنگ است! تنها با كمي حسن توجه و انديشيدن به فرداي اين هنر نجيب و فروتن و توجه به قشر جوان و نوپا در اين راه مي توان براي دهه هاي آينده، حرفهاي تازه تري گفت.