Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771219-44155S1

Date of Document: 1999-03-10

چاره ترك اعتياد به مواد مخدر حكم شرعي است بلاي خانمانسوز اعتياد كه امروزه دامنگير قشر وسيعي از جامعه ما بويژه جوانان شده چيزي نيست كه با محدود كردن ورود موادمخدر به كشور يا حبس و اعدام عاملان آن مهار گردد، زيرا تاكنون بارها شاهد تلاش برادران ايثارگر مرزبان و حتي شهادت عزيزاني در اين راه بوده ايم كه همه ساله هزاران كيلو موادمخدر را از سوداگران مرگ كشف وضبط نموده و به آتش كشيده اند و قاچاقچيان بسياري در اين رابطه اعدام يا به دست مامورين مرزبان به هلاكت رسيده اند اما باز هم مي بينيم كه تهيه يك بسته هروئين يا يك لول ترياك براي كسي كه مشتري آن باشد از تهيه يك قوطي شيرخشك آسانتر است و هيچ گاه كشف و تحريق خروارها موادمخدر در روند دستيابي افراد معتاد به اين سم مهلك تاثير چنداني نداشته است به نظر من علت اين امر اينست كه محدود كردن ورود مواد مخدر به كشور صرفا در يك جريان ترانزيتي وقفه اي مقطعي ايجاد مي كند كه ربط چنداني به كنترل مصرف داخلي نخواهد داشت زيرا مصرف داخلي توسط فروشندگان خرده پا كه اغلب خود مصرف كننده هم مي باشند به هرطريق ممكن تامين مي شود و كمتر تحت تاثير فعاليتهاي كنترل مرزي و بين المللي قرار مي گيرد، بنابراين چاره اي نيست جز اينكه زمينه مصرف مواد مخدر را در كشور به وسيله ايجاد محدوديتهاي قانوني و مقررات و قوانين جزايي سخت و قاطع از بين ببريم به طوري كه كسي جرات و جسارت آن را نداشته باشد با ظاهري كه نشان دهنده اعتياد او باشد در جامعه ظاهر شود. اين حالت ميسر نمي شود مگر اينكه به نفي حيثيت و آبروي شخص معتاد و مصرف كننده مواد مخدر منتهي گردد، يعني براي استعمال كننده موادمخدر تحت هر شرايط و هر مقداري در كشور اسلامي ايران حدود شرعي توسط ولي فقيه تعيين و امر به اجرا گردد، كه بحمدالله از اين لحاظ كشور انقلابي و اسلامي ما با مشكلي مواجه نيست زيرا در راس حكومت جمهوري اسلامي ايران فقيه جامع شرايط قرار داردكه فتاوي و اوامر ايشان براي آحاد جامعه انقلابي و مسلمان كشورمان مطاع و لازم الاجرا مي باشد، كافيست كه مقام معظم رهبري اعلام فرمايند: ترياك و متعلقات آن حرام است. آيا خطري كه پديده اعتياد جامعه امروز ما را تهديد مي كند كمتر است از عواقب زيانبار قرارداد انگليس (رژي ) كه فقيه شجاع آن زمان به حرام بودن تنباكو فتوي داد و چنان اثري بخشيد كه حتي ناصرالدين شاه هم از قليان كشيدن منع شد. يا مگر رشد فكري و مذهبي ما كمتر از مردم آن موقع است. بديهي است كه اگر مجازات تنبيه بدني براي فرد معتاد يا استعمال كننده مواد مخدر منظور و مقرر شود خواهيم ديد چگونه اولا بساط تدفين مواد مخدر از مجالس شبنشيني اعيان و ثانيا از داخل خرابه ها و دستشويي پاركها و ساختمانهاي نيمه ساز برچيده خواهدشد. زيرا درحال حاضر اعتياد جرم است اما كيفر آن كه نگهداري معتاد در مراكز بازپروري مي باشد چندان ناخوشايند نيست و شخص معتاد از آن واهمه اي ندارد، به علاوه هزينه اين امر بار مالي سنگيني بر دوش دولت خواهد بود اما اگر استعمال كننده موادمخدر بداند كه مجازات شلاق در ملاءعام پايان كار اوست و احيانا يكبار سوزش تازيانه را بر بدن خود تجربه نمايد بعيد است كه تحمل اين كيفر را بر لذت افيون ترجيح دهد، زيرا از خصوصيات اشخاص افيوني زبوني و ترس آنان فقط از تنبيه بدني است نه بيم از نفي آبرو، اين مصداق حال افراد معتاد حرفه اي و كساني است كه همه چيز خود را در اين راه باخته و انگل وار به زندگي فلاكت بار ادامه مي دهند. و اما افرادي هم هستند كه مواد مخدر را براي تفريح و تفنن استعمال مي كنند و چه بسا افرادي با شخصيت و معتقد به دين و مذهب هم باشند از اين دسته براي آناني كه معتقد و موءمن هستند همان حكم و فتواي شرعي حرام بودن ترياك كافيست كه به يكباره دست از عمل خود بكشند و آناني كه اعتقادشان ضعيف تر است بلحاظ رعايت حفظ آبرو و حيثيت اجتماعي خود ناگزير از ترك استعمال موادمخدر خواهند گرديد بايد اضافه كنيم كه امر شناسايي اين دو گروه از استعمال كنندگان مواد افيوني مي ماند به عهده مجريان قانون كه پويايي و طرق لازم شناسايي و معرفي مصرف كنندگان موادمخدر را از هر دو گروه انجام بدهند و پس از اعطاي فرصت و مهلت لازم حكم شرعي را درباره آنان به مرحله اجرا بگذارند. لهراسبي - كارشناس امور جنايي