Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771219-44154S7

Date of Document: 1999-03-10

خاتمي در پارلمان ايتاليا: ملت ايران جهانيان را به پايدار و عادلانه صلح فرامي خواند اگر مي خواهيم در هزاره سوم حرمت، و حقوق انسان و صلح و عدالت و آرامش حاكم باشد بايد انسان همه جا مورد احترام باشد و به درجه يك و دو و غربي و غير غربي تقسيم نشود گروه سياسي: حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمدخاتمي رئيس جمهوري اسلامي ايران، ديروز در حضور نمايندگان مجلسين ايتاليا پيرامون گفت و گوي تمدنها، فرهنگ ايران و ايتاليا، اصلاح ساختار سازمان ملل متحد، جنگ، نابرابري، خشونت، امنيت انساني و امنيت اجتماعي سخنراني كرد. گزيده متن سخنان آقاي خاتمي بدين شرح است: خوشحالم كه اين فرصت را يافته ام تا در ميان نمايندگان برگزيده ملت ايتاليا به عنوان منتخب ملت ايران از ضرورت ها و زمينه هاي همكاري در سطوح ملي، منطقه اي و جهاني سخن بگويم. جهان از ستيز تا همزيستي جهان ما در آستانه قرني نو بيش از هميشه به صلح پايدار و همزيستي استوار نياز دارد. از اين رو بايد با نگاهي انتقادي به گذشته و حال جهان و موانع فهم حقيقت و امكان تحقق صلح نگريست تا امكان غلبه بر دشواريها و موانع ديريني را كه در برابر همه ملتها قرار داشته است، فراهم كرد. قرني را كه پشت سر نهاده ايم متاسفانه سرشار از تنش، خشونت، جنگ، نابرابري، پايمال شدن كرامت انساني و تجاوز به حقوق ملت هاي ستمديده و دوگانگي در رفتارهاي سياسي و حقوقي بوده است. ريشه اين نابسامانيها را مي توان در مباني و باورها و رويه هايي دانست كه خودمحورانه و قوم مدارانه به جهان و جامعه انساني مي نگريستند و عدالت، آزادي، استقلال و همه حقوق اساسي ديگران را فداي فزون طلبي ها و تقديس قدرت خويش مي كردند.... واقعيت اين است كه اگر چه در درون تمدن جديد غرب، قدرت بي قيد و شرط و خودكامگي مورد نقدها و ترديدهاي جدي قرار گرفت، اما نه تنها به جوهر و اساس تاريخي روابط استعماري ميان غرب و شرق تبديل شد، بلكه به نحوي در جهان ستمديده و غارت شده مورد حمايت و پشتيباني سلطه گران نيز قرار گرفت، كه اين خود مهمترين عامل رخنه و تزلزل در بناي صلح پايدار است. ترديدي نيست كه تمدن جديد توانسته است در درون خود به دستاوردهاي گرانبهايي در رشد و توسعه و دموكراسي نايل آيد. اما بايد به بهاي اين دستاوردها در عرصه روابط بين المللي نيز نگريست. هر چند كه تمدن جديد، فاشيسم و ديكتاتوري پرولتاريا را در عمل تجربه كرده و هزينه هاي فراواني را در مبارزه با آنها پرداخته است و در نتيجه دموكراسي را ماندگارتر و بادوام تر كرده است، اما بحث اصلي اين است كه گونه هاي مختلفي از همان تجارب نامطلوب يعني ديكتاتوري، فاشيسم، جنگ طبقاتي، تبعيض و ستم به سطح روابط بين الملل و به درون جوامع استثمارشده تزريق شده است. روشن است كه تنظيم روابط بين كشورها براساس نابرابري و تبديل پيوندهاي ميان غرب و شرق به نبردي طبقاتي ميان ستمگران و ستمديدگان، حاصلي جز صلح مسلح، خشونت، تنش و تروريسم نداشته است. اگر خواستار صلح واقعي هستيم بايد خواستار عدالت و تعادل و تبادل نظر و رفتار بر اين اساس باشيم. تلاش بشر در اين قرن براي آزادي و استقلال و مهار قدرت و مقيدكردن قدرت سياسي به اراده و خواست مردمي كه بر آنان حكومت مي شود، دست آوردهاي بزرگي است كه بايد آنرا پاس داشت و تقويت كرد و در جهت دستيابي به تعادل و ثبات پايدار جامعه بشري از آن بهره گرفت.... هزاره سوم با صلح آزادي، و عدالت ورود به هزاره سوم و برخورداري از جهاني بهتر، مستلزم درك اين واقعيت ها و غلبه بر مشكلات و نابساماني هايي است كه كشورهاي مسلط به خاطر فزون طلبي ها، بي عدالتي ها، ديگرناپذيري ها و به رسميت نشناختن حق وجود و حاكميت انسان هاي ديگر و به طور خلاصه، دوگانگي در برخورد ميان خود و ديگري پديد آورده اند. دشواري هايي كه تمدن بزرگ بشري امروز با آن روبروست مانند خود اين تمدن، بزرگ و سنگين است. بشري كه همواره در جستجوي حقيقت،، خواستار آزادي و دلداده عدالت بوده و خواهد بود، در سطوحي خود را ناكام مي بيند و همين حرمان و محدوديت به، عدم تعادل و نااستواري صلح در سطوح ملي، منطقه اي و بين المللي دامن مي زند. علت ضمني بسياري از منازعات، توسعه نيافتگي است كه بسياري از انسانها را نوميد مي كند و به خشونت وامي دارد. توسعه بر پايه امنيت محقق مي شود و امنيت در صورتي تحقق مي يابد كه انسان را در همه حال و همه جا محترم بدانيم و حقوق او را به رسميت بشناسيم و تواناترها، ناتوان ترها را در راه رسيدن به اين حقوق ياري كنند، به اين ترتيب بايد سهم و نقش كشورهاي توسعه يافته را در اين ميانه تعيين كنيم... امروز، گفتمان برتري جويي و تلاش براي ادغام همه فرهنگها و جوامع در نظام مسلط جهاني، وسوسه قدرت هاي بزرگ براي صدور مشكلات خود به بيرون از مرزهاي جغرافيايي، افزون طلبي هاي اقتصادي، گسترش بي رويه تسليحات نظامي، سلاحهاي شيميايي و ميكروبي و بي توجهي به مباني معنوي و اخلاقي، تعادل جهاني را برهم زده است. از اين رو بايد با نگاهي انتقادي به گذشته روابط بين المللي، به آينده اي انديشيد كه همه بشريت و همه جوامع در آن سهيم صلح باشند به، معناي واداركردن جهان به سازش نباشد و از جهان گرايي معناي بيگانگي با خويش و هضم در فرهنگ مسلط و يكسان سازي جهاني استنباط نشود. ما در آغاز راه درازي هستيم كه حرمت نهادن به انسان، سهيم شدن و همكاري كردن با يكديگر را از راه گفتگو بازنگري مي كند. در جهاني كه مي شناسيم تمامي روابطي كه مسلم فرض مي شد، در معرض بازانديشي و بازسازي عميقي قرار دارد گفتگو، مشاركت و پيوند متقابل بين المللي، از اجزاي ضروري حل مسايلي است كه به صلح پايدار و ترسيم آينده اي روشن منتهي مي شود... اگر مي خواهيم درهزاره سوم، حرمت و حقوق انسان و صلح و عدالت و آرامش، حاكم باشد، بايد انسان در همه جا مورد احترام باشد و به درجه يك و دو، غربي و غيرغربي، تقسيم نشود.. همه ملت ها حق دارند كه از نظام هاي مردمي و قدرت هاي مسئول در مقابل مردم و تحت نظارت مردم برخوردار باشند، همه ملت ها حق توسعه يافتگي در همه زمينه ها را دارند، همه ملت ها حق دارند كه از صلح پايدار مبتني بر آشتي و مفاهمه بهره مند گردند... ايتالياي امروز يكي از كانونهاي مدنيت نو و صاحب تاثير فراوان و عرصه حيات بين المللي است. ايران آينده; مردم سالاري تعادل، و همزيستي ملت ما نيز به رهبري حضرت امام خميني (ره ) با تكيه بر غناي فرهنگي و تاريخي در راه تازه اي قدم گذاشته است و با انتخاب جمهوري اسلامي، راه خود را به سوي جمهوريت مشخص كرده است بي آنكه از مايه مهم هويت فرهنگي خويش يعني اسلام دست بردارد و حاضر نيست و ضرورتي نمي بيند كه يكي از اين دو را فداي ديگري كند و تاكنون نيز راه خود را كه چندان هموار هم نبوده است، ادامه داده و به رغم دشمني ها و سوءتفاهم ها كوشيده است تا نظامي را پديد بياورد كه در عين ريشه داشتن در آموزه هاي اسلامي بر راي و گزينش مردم مبتني باشد. همين دوهفته پيش مردم سراسر ايران در يك انتخابات پرشكوه بيش از دويست هزار تن را به نمايندگي در انجمن هاي شهر و روستاي كشور انتخاب كردند. هر چند افتخار انجام دادن اين انتخابات نصيب دولت كنوني شده است اما نبايد فراموش كرد كه دولت با اين كار، بخشي از قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران را متحقق كرده است و اين انتخابات، بيستمين انتخاباتي است كه در دوران عمر بيست ساله جمهوري اسلامي ايران انجام شده است و ملت شريف ايران با چنان سابقه تاريخي و بر پايگاه استوار تجربه جديد خود، جهانيان را به صلحي پايدار و عادلانه فرا مي خواند و خيرخواهان بشر و نمايندگان انديشمند تمدن و فرهنگها را به گفتگويي سازنده دعوت مي كند. ملت هاي بزرگ و كهن ايتاليا و ايران به لحاظ تاريخي توفيق اين را داشته اند كه محلي مطمئن براي گفت و گوي ميان فرهنگها و تمدن ها و نوزايي و نوآوري آنها و محيطي براي رشد نهادها و مناسباتي باشند كه مفاهمه، تعادل، توازن و همزيستي در آنها شكل مي گيرد. از مهمترين ويژگي هاي فرهنگي و تاريخي دين ما و ملت ما، تعادل است. ورود و عبور فرهنگهاي مختلف از موقعيت ممتاز جغرافيايي ايران روحيه اي چندبعدي به ملت ما داده است كه در پرتو مكتب انسان ساز اسلام بارورتر شده است. اين تعادل و توازن اسلامي و ايراني را مي توان در آثار گوناگون فرهنگي و مدني ديد. انقلاب اسلامي ايران طي دو دهه اخير توانست اين تعادل سياسي، فرهنگي و اقتصادي را كه در طول سده هاي اخير آسيبهاي جدي از روابط ميان غرب و شرق و ساختارهاي غلط دروني ديده بود، ما بازگرداند امروز براساس همان روحيه متعادل ايراني و اسلامي كوشيده ايم تا اجزاي فراموش شده خود را براي ساختن امروز و فرداي بهتر خود بشناسيم و در كنار يكديگر قرار دهيم، از دستاوردهاي ديگران نيز بهره مند شويم و از مباني و نتايج مثبت تمدن جديد به خوبي استفاده كنيم. اگر امروز در عرصه بين المللي، سخن گفت و گوي تمدنها و فرهنگها و تنش زدايي در روابط جهاني، از ايران به گوش مي رسد، اين به مقتضاي روح ايراني و تناسب به مبادي و مباني انقلابي است كه اين تعادل را به مردم برگردانده است.. در بخش نخست بايد گفت: آينده جهان بدون ترديد در پرتو همكاري هاي مشترك جهان اسلام و اروپا و ايران و اروپا، تصوير مطلوبتر و اميدبخش تري به خود خواهد گرفت. ارتباط اروپا با جهان اسلام و خاورميانه كه يكي از عناصر اساسي سياست جهان امروز است متكي به همكاري مشترك كشورهاي منطقه و كشورهاي صاحب تمدن و فرهنگ و مستعد و رو به توسعه است. خوشبختانه، امروز نقش ايتاليا و ايران در اين ميانه به لحاظ پيشينه ها و زمينه هاي فراوان همكاري و هم نظري و تجارب مشترك تاريخي و فرهنگي و موقعيت سياسي و اقتصادي در دو منطقه اروپا و خاورميانه در روند پاسخگويي به اين ضرورت اولويت ويژه اي يافته است. امروز جهان اسلام و خاورميانه با مسايل جدي تهديدكننده صلح جهاني از جمله مسايل فلسطين، افغانستان، عراق و حضور نظامي بيگانگان در خليج فارس روبرو است كه صلح پايدار و همزيستي كشورها را تهديد مي كند. ترديدي نيست كه براي اين قبيل مخاطرات جدي بايد در چارچوب همكاري هاي منطقه اي و جهاني ميان كشورهاي مخالف سلطه و جنگ و با احترام به استقلال و حق حاكميت ملتها بر سرنوشت خود چاره جويي كرد. در بخش دوم، مقابله با تضعيف روزافزون سازمان ها و نهادهاي موءثر بين المللي نظير سازمان ملل متحد براي ايفاي نقش موءثر و حضور مقتدر در عرصه جهاني داراي اهميت فراوان بدون است ترديد براي نيل به اين مقصود اصلاح ساختار اين سازمان و تقويت حد و سهم مشاركت همه كشورها ضروري است. جهان متحد و مبتني بر صلح و تعادل، جهاني نيست كه مدار و محور آن سلطه بي چون و چراي قدرت هاي بزرگ در متني از جوامع پراكنده، ستمديده و درمانده باشد. جهان مبتني بر صلح و تعادل، جهاني است كه در آن مرجع اقتدار و منبع مشروعيت حقوق شهروندي برابر، جامعه مدني جهاني، دمكراسي بين المللي و عدالت و آزادي همگاني است و اميدوارم كه در اين ميان ايتاليا، ايران، اروپا، جهان اسلام و تمامي جوامع بهره مند از تجارب مثبت تاريخي و منتقد به نتايج ناگوار تمدن بشري بتوانند در اين زمينه نقش موءثر و تاريخ ساز ايفا كنند.