Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771219-44149S1

Date of Document: 1999-03-10

خدمات فرهنگي گسترش خلاقيت در جامعه گفت وگو با دكترحسين پرويز اجلالي نمونه اي از فضاهاي فرهنگي ساخته شده در تهران - فرهنگسراي خاوران اشاره; دكتر حسين پرويز اجلالي دكتراي جامعه شناسي است. اجلالي، مطالعات متعددي در حوزه هاي فرهنگي از جمله فرهنگ و توسعه مسائل، شهري و منطقه اي و سينما و پروژه هاي مطالعاتي دارد. از جمله فعاليتهاي مطالعاتي و تحقيقاتي وي، پروژه مطالعاتي اصلاح گزارش فرهنگي كشور است كه به منظور ارائه به مركز آمار و برنامه ريزي پروژه هاي فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي انجام داده است. فاطمه قائمي همزمان با برپايي گردهمايي راهبردها و رويكردهاي ساماندهي گفت وگويي فرهنگي با وي داشته است كه خلاصه اي از آن را درپي آورده ايم. * آيا اصولا توسعه فرهنگي يا پيشرفت در فرهنگ را مي توان با شاخص هاي كمي مثل تعداد سينماها يا ميزان پوشش راديو - تلويزيون و يا تيراژ مطبوعات اندازه گيري ؟ كرد - پاسخ به اين سوءال بستگي به اين دارد كه ما چه تعريفي از فرهنگ داشته باشيم. از نظر برنامه ريزي و آمار، فرهنگ به دو مفهوم عام و خاص تقسيم منظور مي شود از مفهوم عام، همان تعريفي است كه در حوزه علوم انساني و اجتماعي كاربرد دارد و از اين زاويه، فرهنگ در واقع دربرگيرنده همه افكار و اعمال مثل ماست تعريف جامعه شناسي، كه فرهنگ را مجموعه اي از ارزشها، هنجارها، نگرشها و قوانين مي داند. يعني فرهنگ هم تفكر، هم رفتار و هم محصول كار ماست، از محصولات معنوي مثل آثار هنري و فكري گرفته تا محصولات مادي بنابراين، فرهنگ به اين مفهوم را نمي توان با اعداد و ارقام اندازه گرفت و چون به ارزشها و آرمانها نيز مربوط مي شود، نمي توان با شاخصهاي كمي، فهميد كه آيا پيشرفتي در اين زمينه داشته ايم يا خير و حتي نمي شود در مورد آن به مفهوم واقعي كلمه برنامه ريزي كرد. البته مي توان تحقيقات اجتماعي را به خدمت گرفت. اما مفهوم خاص فرهنگ كه مي توان آن را با آمار كمي اندازه گيري كرد، بيشتر مناسب سياستگذاري و برنامه ريزي فرهنگي است كه دولتها به طور معمول انجام مي دهند و از اين زاويه، فرهنگ به معني خدماتي است كه در كشورها وجود دارد و به طور سنتي به خدمات فرهنگي معروف است و اگر بخواهيم يك هدف كلي براي همه اين خدمات قائل شويم، بايد بگوييم كه اين خدمات، يك هدف اساسي دارند كه آن گسترش خلاقيت در جامعه است. چون ريشه اصلي و موتور محرك هر تمدني، آفرينش، خلاقيت و آفرينندگي است. آفرينندگي را دولتها مي توانند با هدايت و كمك به ارائه خدمات فرهنگي گسترش دهند بنابراين، منظور از آمار فرهنگي، آماري است كه ارائه مي شود تا كمك كند به رشد و ارتقاي فرهنگ، رشد خلاقيت و آفرينندگي فرهنگي كه نهايتا ريشه و بنياد هر نوع توسعه و تمدن است. اين آمار مي تواند آمار انتشار كتاب، آمار آموزشهاي فرهنگي، اخلاقي، فعاليتهاي علمي، هنري و بعضي از جنبه هاي فعاليتهاي آموزشي و هر چيزي كه به خلاقيت، تفكر و رشد فكري مردم مربوط شود، باشد. * يكي از ابزارهاي لازم براي برنامه ريزي فرهنگي، وجود آمار و اطلاعات شفاف درباره عوامل تاثيرگذار در مقوله فرهنگ عمومي است. به نظر مي رسد ما در اين زمينه، داراي ضعف هستيم به عنوان مثال: مركز آمار ايران، سرشماري كارگاههاي صنعتي داخل شهر و نيز سرشماري ناوگان حمل و نقل بين شهري را انجام مي دهد. ولي به طور دقيق از اماكن فرهنگي از جمله كتابخانه ها و حتي اهالي فرهنگ در حوزه هاي مختلف آمار و اطلاعات دقيقي در دست نيست. لطفا بفرماييد نقش اطلاعات صحيح در برنامه ريزي فرهنگي چيست و براي دستيابي به اطلاعات كامل و فراهم آوردن بانكهاي اطلاعاتي متعدد در حوزه فرهنگ چه بايد؟ كرد - همانطور كه گفتيد براي برنامه ريزي، سياستگذاري و هر نوع مداخله در امور اقتصادي، اجتماعي نيازمند اطلاعات هستيم، از اين لحاظ فرهنگ هيچ فرقي با ساير عرصه ها ندارد. ولي اگر بخواهيم تفاوتي قائل شويم، بايد بگويم در عرصه هايي كه عيني تر هستند، به طور طبيعي گردآوري اطلاعات ساده تر و بنابراين زودتر شروع شده است. ولي در مورد مسايلي كه جنبه ذهني و فكري دارد و معنوي تر است، طبيعتا لزوم گردآوري اطلاعات خاصه به دليل سهل الوصول نبودن، ديرتر احساس شده، به تبع، آمار فرهنگي هم ديرتر رشد كرده و مي كند. بنابراين، اصولا اين آمار پديده اي است نو و هنوز هم در مورد آن به اصول و پايه هاي دقيق و جامعي نرسيده ايم و جا دارد كه روي آن بيشتر كار شود. و اما در ايران تقريبا از سالهاي 1346 كه شوراي عالي فرهنگ و وزارت فرهنگ و هنر پديد آمد، اين مقوله مورد توجه قرار گرفت و كوشش شد تا اطلاعاتي راجع به فرهنگ گردآوري شود و در حال حاضر نيز نشريات مختلفي، آمار فرهنگي را انعكاس مي دهند. لذا اگر منظور اين باشد كه به آمار فرهنگي توجه نشده، اين درست نيست، ولي اگر منظور اين باشد كه اين آمار، هنوز آن طور كه بايد و شايد در دسترس و قابل استفاده نيست و مشكلاتي دارد، درست است و بايد اصلاح شود. كوشش و سعي ما هم همين است كه يك گزارش فرهنگي جديد طراحي كنيم كه نواقص قبلي را نداشته باشد. البته اين كار هنوز نهايي نيست و قطعا داراي اشكالاتي است و بايد در عمل تجربه شود. * معمولا در تخصيص اعتبار از سوي سازمان برنامه و بودجه به فعاليتهاي فرهنگي و به هنگام تدوين لايحه بودجه و حتي تصويب آن در مجلس، بيشتر بحثها حول و حوش مباحث كمي مقوله فرهنگ مي چرخد و كمتر به كيفيت و اثربخشي اختصاص بودجه به فعاليتها توجه مي شود. مثلا مطرح مي شود اين مقدار اعتبار براي ساخت و ساز فضاهاي فرهنگي در فلان استان و يا براي مقابله با تهاجم فرهنگي، در اين مورد ؟ بفرماييد - آمار ابزاري است كه از آن مي توان براي سياستگذاري، برنامه ريزي و تحليل و ارزيابي استفاده كرد، اگر طرحهاي سرمايه گذاري مبتني بر اهداف توسعه باشند، بحثي است كه به نظام برنامه ريزي كشور برمي گردد و اگر بدون تفكر و هماهنگي لازم باشد، مي توان گفت هزينه هاي تخصيصي در واقع نوعي اتلاف منابع خواهد بود. در اينجا، آمار نمي تواند جاي برنامه ريزي صحيح و يا جاي نظارت را بگيرد. نظارت بايد وجود داشته باشد تا طرحها و پروژه ها و فعاليت سازمانها در جهت اهداف و مصالح ملي نتيجه دهد، در واقع مي خواهم بگويم كه آمار نمي تواند جانشين مديريت صحيح، برنامه ريزي صحيح و نظارت باشد، بلكه ابزاري است براي سنجش و ارزيابي اين امور، و تا اين كارها انجام نشود نقاط قوت و ضعف آمار معلوم نمي شود. اگر اطلاعات جمع آوري شود، ولي در مديريت و اجرا و برنامه ريزي صحيح استفاده نشود، نكات ضعف آن معلوم نمي شود. ممكن است اطلاعات غلط بسياري تولد شود ولي چون در عمل مورد استفاده قرار نمي گيرد، كسي از غلط بودن آنها مطلع نشود. بنابراين در واقع نظام مديريت و اداره و برنامه ريزي بايد فعال باشد و كار كند و آمار هم به عنوان ابزاري در دست اين نظام باشد و آنجاست كه افراد كارشناس و حرفه اي از تخصصشان استفاده مي كنند تا آمار دقيقي گردآوري شود كه بتوان نكات مهمي را از آن فهميد; شاخصهايي مي سازند كه اين شاخصها مي تواند با ظرافت به شما اطلاعات زيادي را با يك عدد بدهد، نه اينكه ارقام و اعداد زيادي جمع كنيم و آخرش هم هيچ اطلاعاتي به ما مهارت ندهد در طراحي شاخصهاي مناسب و دقت نظر در گردآوري كمترين ميزان اطلاعات كه بيشترين بيان كنندگي و اطلاع رساني را داشته باشد، محصول كار كارشناسي يك نظام مديريت فعال و جدي است. * به نظر شما آيا در حال حاضر از آمار به طور صحيح در برنامه ريزيها و تخصيص بودجه استفاده؟ مي شود - اصولا پاسخ مطلقي براي اين سوءالها نمي شود داد. بخصوص در عرصه فرهنگ، آمار خيلي ضعيف است و از حداقل اطلاعات استفاده مي شود. بنابراين، وقتي اطلاعات دقيق نيست، برنامه ريزي هم دقيق نمي تواند باشد. اصولا نظام برنامه ريزي در كشور ما خوب جانيفتاده است. خيلي وقتها تصميماتي مغاير است بنابراين، نمي توانيم بگوييم از آمار دقيقا استفاده مي شود و همينطور نمي توانيم بگوييم كه اصلا استفاده نمي شود. به هر حال آماري گردآوري مي شود و در برنامه ريزي ها هم براساس همان، عمل مي شود. ولي اميدواريم و بايد بيشتر بكوشيم تا همه اطلاعات را دقيق تر كنيم و هم مديران ياد بگيرند كه با اتكا به آمار و ارقام و تحليل و بررسي تصميم بگيرند. * در واقع، بايد فرهنگ استفاده صحيح از آمار، در بين مديران گسترش؟ يابد - اين موضوع مهمي است كه فقط به مديران مربوط نمي شود و ابعاد ديگري هم دارد و يكي از اين ابعاد، اين است كه بايد پژوهشهاي واقع گرايانه مفيدي وجود داشته باشد تا بتوان از روي آن تصميم گرفت. اگر در يك كشور سطح پژوهشهاي علمي پايين باشد، چطور مديران مي توانند با استفاده از پژوهشها تصميم گيري كنند. بسياري از پژوهشهاي موجود، كلي گويي است و اصلا وارد جزئيات نشده كه بشود روي آن تصميم گيري كرد. پس، اين موضوعي است كه به هم مربوط است. از طرفي، ما احتياج داريم به دانشگاههايي كه بتوانند پژوهشهاي دقيق انجام دهند، پژوهشهاي صحيح و واقع گرا كه بتوان روي آن تصميم گرفت و از ديگر سو، احتياج به مديراني كه از اين پژوهشها، استفاده كنند. حتي احتياج به كارشناساني داريم كه پژوهشهاي انجام شده در دانشگاهها را كاربردي كنند. گاهي اوقات دانشگاه پژوهشهايي انجام مي دهد كه خيلي جنبه كاربردي ندارد و كارشناسان موءسسات اجرايي، مي توانند آنها را كاربردي كنند كه اين خود يك كار پژوهشي ديگر است. اينها را بايد داشته باشيم تا يك سيستم بوجود آيد. سيستمي كه از آمارگيري شروع مي شود، در دانشگاه توليد فكر مي شود، اين فكر كاربردي مي شود و در وزارتخانه ها ابزار تصميم گيري مديران مي شود. دوباره فكرهاي دانشگاه توليد مي شود، بحث و گفت وگو مي شود و تبديل به ابزار ارزيابي مي شود و مديران با استفاده از اين چهارچوبها و فكرها و روشها، ارزيابي و نقد مي كنند و. اين سيستم بايد طراحي شود كه متشكل از دانشگاه، كارشناسان وزارتخانه ها و مديران و تصميم گيرندگان سياسي باشد و يكي از ابعاد توسعه يافتگي همين اگر است ميان دانشگاهها و موءسسات اجرايي ارتباط عميقي برقرار شود و كار مبتني بر دانش شود، مي توانيم بگوييم كه توسعه پيدا كرده ايم. * با توجه به اينكه، الگوي جديدي را براي گزارش فرهنگي كشور كه مهمترين نشريه آماري است، تهيه كرده ايد، بفرماييد اين الگوي جديد چگونه است و آيا مي تواند به بهبود وضعيت آماري كمك؟ كند - همانطور كه قبلا اشاره كردم گزارش فرهنگي كشور مهمترين نشريه آماري است كه از سال 1347 به بعد مرتبا منتشر شده است. با اين وجود اين نشريه علي رغم قدمت و تمام تلاشي كه بوجودآورندگان آن انجام داده اند، داراي نواقصي بود كه مرتبا تذكر داده مي شد. بنابراين پروژه اي مطالعاتي تعريف شد تا اين گزارش فرهنگي را مورد تجديدنظر قرار داده، نواقص آن اصلاح شود. ما اين كار مطالعاتي را ظرف دو سال با استفاده از گروه بزرگي از فرهنگ شناسان انجام داديم و فكر مي كنم گزارش جديد از گزارش اول، راحت تر اطلاعات را در اختيار مردم و مسئولين قرار مي دهد، چرا كه اولا طبقه بندي بسيار ساده و روشني دارد و ديگر اينكه در گزارش قبل تناقض وجود داشت كه تبديل شده بود به گزارش عملكرد كه در اين گزارش به چشم نمي خورد. اينكه فرموديد به بهبود وضعيت آماري كشور كمك مي كند، بخشي برمي گردد به باور مردم و اعتقاد آنها در دادن اطلاعات دقيق كه در اين ارتباط فكر مي كنم بايد تمهيدي انديشيد تا مردم ما اهميت اطلاعات ثبت صحيح و اطلاعات آمار را بفهمند كه اين خود به فرهنگ جامعه بازمي گردد و ديگر، استفاده از كساني كه در جمع آوري اطلاعات، توانايي لازم را داشته باشند. * در طرح آمايش سرزمين، براي شاخص هاي فرهنگي چه جايگاهي را مي توان براي فرهنگ متصور؟ شد - البته من، خيلي درگير كار آمايش سرزمين نيستم، ولي تا جايي كه اطلاع دارم در اين طرح، به فرهنگ توجه خاصي شده است. هم از نظر نظريه كاربردي، فرهنگ توسعه، و هم به هويت ملي و هم به خدمات برتر فرهنگي. من فكر مي كنم اين بار در طرح آمايش، انگيزه توجه به فرهنگ وجود دارد. * از اينكه در گفت وگو با ما شركت كرديد، سپاسگزاري كرده و برايتان در عرصه فعاليتهاي فرهنگي آرزوي توفيق مي كنيم.