Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771218-44141S3

Date of Document: 1999-03-09

ميراث يك قرن جنگ در اروپا منازعه قومي در كوزوو درگيري بين آلبانيايي تبارها بر سر منطقه كوزوو يك درگيري قومي بدوي و بي رحمانه توصيف مي شود، توصيفي كه براي اروپاي پيشرفته قرن بيستم ظاهرا بسيار غريب به نظر مي رسد. ماه گذشته، ميانجيگراني از كشورهاي اروپايي با ثبات و امن در مذاكرات 17 روزه صلح كوزوو در رامبويه فرانسه دو طرف درگير در بالكان را نصيحت كردند و در مورد عواقب خشونت هاي قومي به آنها هشدار دادند. اما بهايي كه براي ايجاد ثبات در اين كشورهاي پيشرفته اروپايي پرداخت شد، يك قرن جنگ، وحشت و پاكسازي قومي بود كه در نتيجه كشورهايي به وجود آمد با اقوام و مليت هاي يك دست و مرزهايي امن. تنها به طور اتفاقي در برخي نقاط اين قاره جداسازي اقوام با روشي مسالمت آميز صورت گرفت نظير آنچه كه اخيرا در جمهوري چك و اسلواكي رخ داد. روند يك دست كردن اقوام و تعيين خطوط مرزي بين آنها كه موجب بروز دو جنگ جهاني در اروپا و كشتار ميليونها انسان بيگناه شد سالهاست كه در بالكان به تاخير افتاده است. با فروپاشي امپراطوري چند قومي اتريش - مجارستان و عثماني بعد از جنگ جهاني اول، شبه جزيره بالكان به منطقه اي با مليت ها و اقوام مختلف با زبانها و مذاهب مخصوص به خودشان تبديل شد. حكومت صربها، كرواتها و اسلاوها كه بعدها به عنوان يوگسلاوي شناخته شد در سال 1919 ظهور كرد. صربها كه مردمي مغرور و خشن هستند در اكثريت قرار داشتند ولي مليت هاي ديگر يوگسلاوي همواره در مقابل حس برتري جويي آنها مقاومت كرده وبا آن مقابله مي كردند. كروات ها كه بعد از صربها در اكثريت قرار داشتند بيشترين مزاحمت را براي آنها ايجاد مي كردند اما صربها با اسلاوها، مقدونيه اي ها، مسلمانان در بوسني و آلبانيايي تبارها در كوزوو هم مشكل در داشتند ابتدا يك پادشاه و سپس تيتو كه يك اقتدارگرابود بر اين كشور چند مليتي حكومت كردند. تيتو از فلسفه برادري و اتحاد الهام گرفته از تفكر كمونيسم حمايت مي كرد و از ا ين طريق سعي داشت كه اختلافات قومي در يوگسلاوي را به حداقل برساند. صربها از اين شكايت داشتند كه اقداماتي كه براي ايجاد برابري بين اقوام صورت مي گيرد هميشه به ضرر صربها تمام مي شود. برادري و اتحاد با مرگ تيتو از بين رفت و در پايان دهه 1980 صربها قدرت را به دست گرفتند. در دهه 1990 اقوام يوگسلاوي مبارزه را به تسليم شدن در برابر صربها ترجيح دادند و به اين ترتيب موجي از خشونت و درگيري اين كشور را فراگرفت. يك تحليلگر سياسي مي گويد: يوگسلاوي و اتحاد شوروي نمادي از آخرين تلاش ها براي حل مشكل اقليت هاي قومي به روشي غير از يك دست كردن اقوام روشي بود كه در اين كشورها پياده مي شد فدراليسم يا اصل دولت ائتلافي بود اما با فروپاشي كمونيسم، فدراليسم هم از بين رفت و ملي گرايي جاي آن را گرفت. وقتي اسلووني، كرواسي و بوسني مبارزه را در پيش گرفتند و به استقلال دست يافتند و مقدونيه هم در اين ميان به طور مسالمت آميز و بدون خونريزي از يوگسلاوي جدا شد اين كشور با شش جمهوري فدرال به دو جمهوري تبديل شد. يوگسلاوي اكنون تنها از صربستان و مونته نگرو تشكيل شده است. كوزوو كه در جنوب اين كشور واقع شده درصد 90و از جمعيت 2 ميليوني آن را آلبانيايي تبارها تشكيل مي دهند از نظر صربها زادگاه تاريخ، فرهنگ و مذهبشان به حساب مي آيد. طرح صلحي كه از سوي جامعه بين المللي براي اداره كوزوو پيشنهاد شده است به اين منطقه خودمختاري مي دهد نه استقلال; توافقي كه نه مبارزان كوزوو را قانع مي كند و نه بحران اين منطقه را حل مي كند و به اندازه پيمان صلح ديتون در سال 1995 در بوسني موفقيت آميز نخواهد بود. جنگ كه موجب به وجود آمدن كشورهاي پيشرفته اروپايي و استقلال جمهوريهاي يوگسلاوي سابق شده است، از نظر قدرتهاي عمده غربي تنها راه حل پايان درگيري كوزوو به حساب مي آيد. اما سئوالي كه بعد از نشست رامبويه مطرح شده و هنوز كسي به آن پاسخ نداده است اين است كه آيا راه حل ديگري براي پايان دادن به منازعه صربها و آلبانيايي تبارها وجود؟ ندارد ترجمه از رويتر: نيلوفر قديري