Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771218-44140S7

Date of Document: 1999-03-09

شيوه ء شناسايي افراد كم درآمد خط فقر مشخصات افراد فقير و راه رفاه - 2 مقدار ضريب جيني در ايران بيش از آنكه به كشورهاي در حال توسعه نزديك باشد شبيه كشورهاي پيشرفته است. اين مسئله نشانگر آنست كه توزيع امكانات زندگي بين خانوارها بهتر از آنست كه سطحي مشابه درآمد ملي سرانه ما در مورد ساير كشورها به دست مي دهد در روستاها درصد بزرگتري - حدود دو برابر - نسبت به شهرها، زير خط فقر قرار گرفته اند كه به نوبه خود ناشي از نابرابري بيشتر است نخستين بخش اين گزارش كه توسط كارشناسان موءسسه ء عالي پژوهش در برنامه ريزي و توسعه تهيه شده در تاريخ 11 اسفندماه چاپ شد. در اين گزارش با بهره گيري از آمار بودجه خانوار (سالهاي 1375 1367 تا) تلاش شده است تا چشم اندازي از وضعيت رفاه اجتماعي و روند تحول آن در كشور ارائه شود. براي اين هدف توزيع هزينه ناخالص خانوار درگروههاي سني، شغلي و جنسيتي بررسي شده، سپس معيارهاي مختلف خط فقر و تغييرات آن مرور شده است. با استفاده از دو روش متداول، خط فقر براساس ميانه درآمدي و خط فقر با معيار كالري، جمعيت فقير كشور كه از امكانات معيشتي مناسب بهره مند نيستند برآورد و ويژگيهاي عمده اقشاري كه در پايين ترين گروههاي درآمدي قرار دارند، تعيين شده است. مشخصات افراد فقير، به منظور بدست دادن معياري ملموس براي شناسايي اين گروه و راهگشايي برنامه ريزي براي تدابير اقدامات تاميني ايشان تعيين شده است. اين بررسي نشان داده است كه در دوره مورد بررسي ( تا 1367 ) 1375 دهك پايين هزينه اي در ايران /1 5حدود درصد كل هزينه را به خود تخصيص داده اند. اين نسبت براي كشورهاي پيشرفته /2 5حدود درصد درصد است پايين سهم كم بهره ترين اقشار اجتماعي، از شدت محروميت اين گروه و نابساماني و عدم كفايت و ناكارائي ساز و كارهاي تاميني حكايت دارد. ضريب جيني: ضريب جيني از رايج ترين ابزارها براي سنجش درجه نابرابري است و هر چه به يك نزديكتر باشد نشان دهنده عدم تساوي بيشتر در توزيع درآمد بوده و هر چه به صفر نزديكتر باشد نشان دهنده توزيع بهتر درآمد است. بنابر اين كاهش اين ضريب نشان دهنده آنست كه توزيع درآمد روندي همراه با كاهش نابرابري داشته است. ذكر اين نكته ضروري است كه در آمار ارائه شده مقدار ضريب جيني در سال 1370 تفاوت فاحشي با سال قبل و بعد دارد و اين غيرعادي به نظر مي رسد. از اين رو در اين سال ميانگين سال قبل و بعد (يعني استفاده از درونيابي ) را در كنار مقدار محاسبه شده ترسيم كرده ايم و به نظر مي رسد اين ميانگين به واقعيت نزديكتر باشد. مسئله ديگر آنست كه مقدار ضريب جيني در ايران بيش از آنكه به كشورهاي در حال توسعه نزديك باشد شبيه كشورهاي پيشرفته است. به عنوان مثال ضريب جيني براي ژاپن /0 407 /0 344انگلستان /0 346سوئد /0 404آمريكا و براي /0 569برزيل /0 498مالزي /0 533مكزيك و /0 57كلمبيا برآورد شده است گزارش ] توسعه جهاني -اين [ مسئله 1996 نشانگر آنست كه توزيع امكانات زندگي بين خانوارها بهتر از آنست كه سطحي مشابه درآمد ملي سرانه ما در مورد ساير كشورها به دست مي دهد. البته چون ضريب جيني نحوه توزيع هزينه و درآمد را بين كليه گروهها نشان مي دهد، نتيجه گيري اين قسمت ناقض اين واقعيت نيست كه سهم دهك پايين در كشور از رقم مشابه در بعضي از كشورهاي در حال توسعه ديگر كمتر بوده و نشان شرايط نامطلوب اين گروه اجتماعي است. جدول [ نشان 4 مي دهد كه مقدار ضريب جيني در طول سالهاي 1375 1368 تا همواره در حدود /0 43قرار دارد (به غير از سال 1370 كه از نظر آماري نامعقول است ).اين روند حاكي از ثبات نسبي ميانگين توزيع درآمد در دوره مورد نظر است. در عين حال مطالعات و مشاهدات انجام يافته در زمينه توزيع درآمد، مبين اختلافات قابل توجهي در مقايسه اوضاع شهري با روستايي است. به اين ترتيب كه مقدار ضريب جيني شهري همواره (مگر در سال ) 1367 از مقدار آن براي روستاها كوچكترست. اين در حالي است كه مقدار ضريب جيني كل با اختلافي كمتر /0 04از گاهي بيشتر و گاهي كمتر از ضريب جيني روستايي است اما، ضريب جيني شهري با اختلافي /0 02بين (سال ) 1368 /0 03تا (سال ) 1372 با مقدار كل هميشه از مقدار ضريب جيني كل و نيز روستايي كمتر است. خط فقر شناسايي افراد فقير معمولا در قالب تعيين خط فقر صورت مي گيرد. در اينجا دو مقدار خط فقر (تحت عنوان خط اول و دوم ) محاسبه شده و براي تحليل بكار رفته در است اينجا از ارائه مباحث مربوط به انواع روش محاسبه خط فقر خودداري مي شود. در گزارش حاضر رويكرد تعيين خط نسبي فقر مورد استفاده قرار مي گيرد. روش بكار گرفته شده، از لحاظ تئوريك داراي مزايايي است كه از ذكر آنها صرف نظر مي شود وتنها به بيان مختصر نحوه محاسبه مي پردازيم. در اينجا، پس از رتبه بندي خانوارها براساس هزينه خانوار، مقدار شاخص متناظر با ميانه توزيع - كه پنجاه درصد خانوارهاي نمونه پايين تر از آن قرار مي گيرند - انتخاب شده است. سپس ربع اين مقدار به عنوان خط اول فقر و نصف آن به عنوان خط دوم فقر تعيين شده و مورد استفاده قرار گرفته است. به منظور ايجاد امكان مقايسه، يكي از روشهاي تعيين خط مطلق فقر برمبناي نيازهاي تغذيه اي نيز بكار گرفته شده است. توجه به اين نكته مهم است كه در بررسي وضعيت رفاهي جامعه طي زمان، افزايش تعداد خانوارهاي زير خط فقر در نمونه هاي مورد استفاده نشانگر افزايش نابرابري توزيع امكانات رفاهي اجتماعي است. همانطور كه در جدول [ ملاحظه 5 مي شود اندازه مبلغ خط فقر در طول دوره بررسي حدودا 6 برابر شده است; يعني از حدود 46 هزار ريال به بيش از 300 هزار ريال (يا از 23 هزار ريال در مورد خط فقر اول به 157 هزار ريال كه نصف همان مبلغ است ) رسيده كه نشان دهنده افزايش ميانه هزينه هاي خانوار ايراني به همين ميزان است. از آنجا كه حدود و مفاهيم فقر در شهر و روستا به طور معني داري متفاوت مي باشند، به جا خواهد بود اگر خط فقر شهري و روستايي به تفكيك، مورد محاسبه و تحليل قرار گيرند. [جدول درصد 6 جمعيت شهري واقع در زير خطوط اول و دوم فقر را براي سالهاي 1367 تا 1375 در نمونه مورد بررسي ارائه مي كند. اين رقم در سال 1368 داراي حداكثر و پس از آن تا سال 1373 به حداقل مي رسد طي اين دوره روند نزولي ملايمي را طي مي كند كه براي خط فقر اول تا پايان دوره مورد بررسي دوام يافته ولي متاسفانه براي خط فقر دوم از آن پس تا سال 1375 باز روال افزايشي مي گيرد. روال افزايشي درصد جمعيت زير خط فقر، همچنانكه ذكر شد حكايت از رشد نابرابري دارد. اما، ميزان نوسانات اين درصد جمعيتي براي خط فقر دوم، مقداري ناچيز است كه فاصله دو حد بالا و پايين آن به 4 درصد نمي رسد. كل درصد جمعيت شهري زير خط فقر اول حداكثر /4 1مساوي درصد (سال ) 1368 بوده است. نوسان درصد جمعيت زير خط فقر و روستاها نيز %از 4 تجاوز نمي كند. ولي ارقام مندرج در جدول 7 نشان مي دهند كه در روستاها درصد بزرگتري - حدود دو برابر - نسبت به شهرها، زير خط فقر قرار گرفته اند كه به نوبه خود ناشي از نابرابري بيشتر است. بنابراين محاسبات، از هر پنج نفر روستايي يك نفر در زير خط دوم فقر قرار دارد. همچنين در حالي كه نسبت افراد واقع در زير خط اول به دوم فقر، براي شهرها حول 28 درصد است اين نسبت براي روستاها به 40 درصد رسيده است. در حالي كه اوضاع روستائيان همواره از اين نظر بدتر است، حداكثر درصد تمايز بين شهر و روستا، براي هر دو خط فقر در سال 1372 رخ داده است. خط فقر برحسب معيار كالري يكي از روشهاي متداول در محاسبه خط فقر، استفاده از حداقل كالري مورد نياز فرد يا خانوار است. اين روش بر پايه سه مشاهده مهم، به شرح زير قرار دارد: - 1 در خانوارهاي كم درآمد بخش مهمي از بودجه خانوار را مخارج كالاهاي خوراكي تشكيل مي دهند. - 2 در مقايسه با ساير احتياجات اوليه مفهوم حداقل كالري مورد نياز، با استناد به بررسيهاي متخصصان بهداشت و تغذيه، قابل دفاع تر به نظر مي رسد. - 3 از لحاظ عملي بررسي مصرف خوراك خانوار از ساير مصارف آسان تر و دقيق تر است. بنابراين در صورت مشخص شدن حداقل كالري مورد نياز توسط متخصصين تغذيه و بهداشت، مي توان كم هزينه ترين راههاي دستيابي به اين كالري را بررسي كرد و با توجه به اطلاعات موجود آمارگيريهاي بودجه خانوار، اين راهها را با آنچه در عمل يك خانوار كم درآمد براي تامين كالري انتخاب مي كند مقايسه كرد. بنابراين با دقت قابل قبولي حداقل مخارج خوراكي خانوار بدست مي آيد. سپس با استفاده از اطلاعات بودجه خانوار، مي توان متوسط نسبت مخارج خوراك به كل مخارج خانوارهاي كم درآمد را نيز محاسبه كرد. با در دست داشتن اين نسبت، مخارج مترادف خط فقر از حداقل مخارج خوراكي بدست مي آيد. جدول [ ميزان 8 كالري مصرفي و هزينه خوراكي روزانه را براي بيست درصد كم درآمدترين افراد به تفكيك گروههاي دو درصدي بدست مي دهد. با داشتن حداقل كالري مصرف فرد كه حدود 2250 كالري در روز در نظر گرفته شده است مي توان ملاحظه نمود كه تقريبا 13 درصد جمعيت شهري و 19 درصد جمعيت روستايي كمتر از اين مقدار كالري دريافت مي دارند و به اين لحاظ در زير خط فقر قرار مي گيرند. در جدول 8 درصد جمعيت شهري و روستايي كه ميزان مساوي يا كمتر از كالري 2250 دريافت مي كنند با سايه مشخص شده است. ادامه دارد