Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771216-44124S1

Date of Document: 1999-03-07

افكار قديمي ويكطرفه را كنار بگذاريد عكس از: سرور قاسمي مشكلات همسران در جامعه ء جهاني امروز در روزگاران قديم روابط حاكم بين زوجين فراز و نشيب امروز را نداشت. امروزه روابط، خواسته ها و به طور كلي نگرش زوجين تفاوت بسياري كرده است. در دنياي امروزي براي حفظ روابط پايدار با همسرتان بايد از بسياري سنتها و القائات دست برداريد. جواني كه قصد ازدواج دارد با الگو برداري از زندگي والدينش و نقش ضعيفي كه اين الگوبرداري به لحاظ كشمكشها و مشاجرات بين والدين براي او بازي مي كند گيج و مبهوت مي ماند. او سرگردان مي ماند كه آيا با تركيب سنتهاي قديم و ارزش هاي موجود مي تواند در ارتباط با همسرش موفق شود. مردان در فرهنگ اكثر كشورها حافظ، رهبر و مسلط برخانواده هستند. آنان در جامعه سنتي تكيه گاهي مطمئن براي زنان تلقي مي شدند. به عبارت ديگر زنان خانه دار، دنباله رو و گيرنده بودند. آنان خود را در اختيار برنامه هاي زندگي مردان قرار مي دادند و كاملا پاسخگوي نيازهاي مردان بودند. در زندگي سنتي مردان افرادي واقع بين و كارآمد هستند و زنان غيرفعال، گيرنده و احساسي در زندگي سنتي همين ويژگيها باعث حفظ و قوام كانون خانواده شده بود و طبيعي نيز اين است كه براي حفظ يك رابطه سالم و موفقيت آميز مردان و زنان بايد با يكديگر سازش و توافق داشته باشند ولي در قرن حاضر ازدواج يك مشكل شده است و قوام و ثبات ازدواج زير سوءال رفته است. علت اين است كه ما به انسان دو جنسي و پيچيده اي تبديل شده ايم. هر مردي داراي صفات زنانه و هرزني نيز داراي صفات مردانه است. اين بدين معني است كه برخي صفات كه زنانه به شمار مي روند در وجود هر مردي وجود دارد. البته اين صفات در هر مردي داراي درجات متفاوتي است. عكس اين قضيه نيز در مورد زنان صادق است. در گذشته محدوديتها باعث مي شد برخي از صفات مردانه و زنانه سركوب البته شود به نظر مي رسد زندگي سنتي براي جامعه مفيد باشد. نقشهاي خشك و غيرواقعي براي مردان و زنان باعث شد مردان و زنان جنبه هاي مردانه و زنانه وجودشان را سركوب كنند. در آن روزها فرهنگها و سنتهاي قومي به ما القا مي كرد تا در راههاي مشخصي قدم بگذاريم. مردها زنان را براي نيازهاي جنسي و انجام امور خانه مي خواستند و زنان نيز خوشحال بودند كه ازدواج كرده اند و به نيازهاي ماديشان توجه مي شود. زناني كه ازدواج نمي كردند مجبور بودند به تنهايي خودشان را اداره كنند. آنان با حقوقهاي كم به عنوان منشي، پيشخدمت، كارگر كارخانه يا ساير كارهاي مشخص شده زنان مشغول كار مي شدند. در اوايل سال 1970 جنبش تساوي حقوق زنان و مردان به وقوع پيوست و باعث شد تا حدودي تعادل بين آنان برقرار امروزه شود زنان در شغلهايي كه قبلا مردانه محسوب مي شد مشاركت دارند. زنان مدير، وكيل، استاد دانشگاه و مشاور رئيس جمهور هستند و تنها به شغلهاي معلمي و خانه داري اكتفا نمي كنند و جامعه نيز اين امر را قبول كرده است. به اين ترتيب زنان امروزي داراي اعتماد به نفس زيادي هستند و مي توانند در زندگي نظر بدهند. در انتخاب مسير زندگي خويش تصميم گيري كنند و از طرفي مردان نيز از حالت خشك خارج شده اند. آنان در پرورش و نگهداري از فرزندان كمك مي كنند، در مواقع لزوم به راحتي گريه مي كنند و به عبارتي طبيعت حساس خود را نيز نشان مي دهند. اين اتفاقات باعث شد تا مردان و زنان جنبه هاي وجودي زنانه و مردانه خود را بروز و رشد دهند. با توجه به اين دوگانگي يعني زندگي سنتي و زندگي ماشيني امروزي، هيچ رفتار مشخص و الگو دهنده اي براي اين تغيير وجود ندارد. مردان و زنان بين زمين و هوامانده اند و نمي دانند براي داشتن يك رابطه خوب زندگي سنتي را قبول كنند يا زندگي ماشيني را بپذيرند و محدوديتها را از بين ببرند. بدين ترتيب مرد و زن هركدام براي اثبات عقيده شان مي جنگند. مرد مايل است به احساساتش پاسخ داده شود و زن نيز به همين ترتيب. در نتيجه زندگي ميدان جنگ مي شود كه هريك خود را محق مي دانند. در جامعه جهاني مردان و زنان براي كسب موفقيت در كار تلاش مي كنند ولي در اين فرآيند فراموش مي كنند كه چگونه بناي يك زندگي را با عشق پايه ريزي كنند. با اين وجود چرا مردم تمايل به ازدواج؟ دارند شايد براي كسب منفعتهاي ازدواج كه عشق، مهرباني، تثبيت خانواده، حمايت شغلي، تقويت روح و برخورداري از القاب آقا و خانم باشد ولي آمار نشان مي دهد كه در جهان تقريبا نيمي از ازدواجها منتهي به جدايي شده بيشتر است مردم تنها هستند و بيشتر فرزندان نيز از داشتن پدر و مادر محروم. البته اين آمار بيشتر در كشورهاي غربي محسوس است ولي با توجه به نفوذ فرهنگ غرب در كشورهاي سنتي اين آمار در كشورهاي شرقي نيز در حال رشد است. بيشتر مشكلات ازدواج وقتي اتفاق مي افتد كه افراد سعي مي كنند آزادي فردي شان را حفظ و منفعتهاي حاصل از ازدواج را كسب كنند. مشكل ازدواج در جهان معاصر خودشيفتگي افراد ( Narcissism) افراد است خودشيفته هرگز آزادي هاي خود را محدود نمي كنند. در مورد خودشيفتگي سالم مشكلي وجود ندارد. مستقل شدن يك مرد يا زن پسنديده است ولي وقتي ازدواج و خانواده هدف باشد، انسان خود شيفته نمي تواند اين هدف را دنبال كند. ما سابقا براين باور بوديم كه در هر رابطه اي يك مرد يا يك زن وجود دارد ولي حالا مي دانيم كه در هر رابطه زناشويي دو مرد و دو زن وجود دارد، به لحاظ آنكه هر شخصي از انرژي مردانه و زنانه برخوردار است. بنابر اين در روابط امروز بايد چهار نفر را در نظر بگيريم. انرژي زنانه زن و انرژي مردانه او، انرژي مردانه مرد و انرژي زنانه او. البته اين طرز فكر در زندگي سنتي كه مردان سعي مي كردند احساسي بودن خود را پنهان كنند و زنان نيز سعي مي كردند فقط در كارهاي خانه مشغول به كار باشند و تابع محض شوهرشان، به هيچ عنوان پذيرفته نيست ولي اگر اين انرژي هاي وجودي را در افراد بپذيريم در آن صورت مردان سعي نمي كنند از بروز بسياري از صفاتي كه زنانه تلقي مي شوند پرهيز كنند. عكس اين حالت نيز صادق است. پذيرش اين صفات مشترك يعني شكستن خود و برقراري يك رابطه درك خوب اين صفات ارتباط بين همسران را آسانتر مي كنند. آيا مي دانيد يك رابطه رمانتيك؟ چيست اگر در زندگي زناشويي زن باور كند كه همسرش به او توجه مي كند و احساسات او را درك مي كند، او نيز دست از موضع گيريهاي بي جهت برمي دارد و به شوهرش توجه مي كند و در جهت ايجاد يك رابطه خوب تلاش زيادي را انجام مي دهد. جنبه ديگر اين رابطه رمانتيك اين است كه يك زن به عقايد شوهرش گوش مي دهد و به افكار او احترام او مي گذارد با شوهرش مبارزه نمي كند و اجازه مي دهد تا خودش را ثابت كند. در مورد جزئي ترين مسايل با او مشورت مي كند. زن در اين وضعيت در باره تصميم گيريهاي منطقي مرد از خود واكنش نشان نمي دهد. زنان در اين وضعيت هرگز نگران نيستند كه اگر تساوي بين آنان و همسرانشان وجود نداشته باشد قدرتشان را از دست مي دهند. در اين صورت اين زوج يك تيم توانا و كارآمد ايجاد مي كنند در نتيجه موفقيتشان اجتنابناپذير است. حتي در مواقع سختي و بلا اين زوج مي توانند به لحاظ داشتن يك ارتباط صحيح با وجود ناملايمات با يكديگر ارتباط برقرار كنند. بياييد افكار و احساسات قديمي و خودخواهانه را كنار زنيد. چرا ديدتان را وسعت نمي بخشيد. در قرن بيست و يكم بايد با هر جزء وجودي طرف مقابلتان يعني جسم، ذهن و روح او ارتباط برقرار اگر كنيد بتوانيد با اين سه موءلفه طرف مقابلتان ارتباط برقرار كنيد مطمئن باشيد هيچگاه در زندگي دچار سردرگمي و مشكل نخواهيد شد. كافي است فقط امتحان كنيد. اگر با همسرتان دچار مشكلي شده ايد نگذاريد ناراحتي در دل طرف مقابلتان لانه كند و به بذركينه تبديل شود. با ناراحتي او ارتباط صحيح برقرار كنيد. افكار قديمي و يكطرفه را كنار زنيد و به داشتن يك رابطه سالم با همسرتان بينديشيد. مطمئن باشيد كه موفق مي شويد. نوشته: دكتر پاتريشيا آلن ترجمه: ميرمحي الدين گلباز