Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771215-44112S18

Date of Document: 1999-03-06

واقعيت هاي دموكراسي ريشه هاي راديكاليسم خشونت و دموكراسي ( ) 7 دموكراسي يكي از دستاوردهاي فرهنگ بشري است. خصلتهاي بومي دارد، اما ماهيت آن جهاني است. در اين زمينه كاوشها و تاويلها و استدلالهاي بسيار شده، اما ضعفهاي آن بر قوتش نچربيده و تجربه هاي آن گوهر گرانبهايي براي بهكرد امور و ساماندهي سياسي و اجتماعي محسوب ما مي شود در اينجا از بحث مدرسه اي در اين باب در مي گذريم، اما لازم به يادآوري است كه نوعي استنباط منفي از اين اصطلاح در سالهاي پس از انقلاب مطرح شد كه دو خاستگاه متفاوت داشت: - 1 راديكالهاي انقلابي نما كمونيستها و گروههاي خشونت طلب به نقد سطحي آن پرداخته و دموكراسي ليبرال را مترادف سرمايه سالاري استثمارگر معرفي كردند. - 2 گروههايي از اصحاب انقلاب با پيش فرضهاي ضدغرب و ضدظلم، آن را بكلي مطرود و نيز متضاد با آرمانهاي ديني قلمداد نمودند. اين دو جريان، عليرغم خاستگاههاي متفاوت، رويكردهاي مشابهي داشتند. عملكردها و شيوه ها نيز گاهي دورنماهايي از مشابهت را به ذهن متبادر مي ساخت. اما واقعيت اين بود كه ما در هنگام بحث در باب دموكراسي، با آمريكا و انگليس و فرانسه و... طرف نيستيم. با يك تجربه سنگين بشري روبروييم. دموكراسي يك فرهنگ است نه يك نظام خاص يا يك اقليم ويژه... بسياري از كشورهاي در حال توسعه در اقصي بلاد جهان اين تجربه را اخذ كرده و كمابيش سعي در بهره گيري از امتيازات آن داشته اند. در اين كشورها گره هاي كور به تضادهاي قابل حل و خشونتهاي كور به مجادلات قابل بحث تبديل مي شود. شرايط تحقق دموكراسي، البته موقوف به امور مهمي نظير مسائل ذيل است: - 1 سنت هاي مشاركت بومي و اقتضائات فرهنگي و اجتماعي به عنوان بستر اصلي ساختارهاي دموكراسي مورد توجه قرار گيرد. - 2 تجربه هاي تاريخي و نقاط ضعف و ابهام به درستي تحليل شود، و نيز راههاي گريز و سوءاستفاده تا حد امكان كاهش يابد تا مدلي نزديك به تحقق فراچنگ آيد. - 3 انديشه توزيع قدرت سياسي و مديريت در بين آحاد مردم پذيرفته شود. - 4 اقليتها و گروههاي متفاوت الراي را بر محور شعارها و برنامه هاي واقع بينانه از موضع خصومت به محفل مشاركت هدايت كرد. - 5 حق حيات سياسي رقابت در شرايط قانوني و برابري حقوقي در مورد همه جريانات جاري باشد. - 6 قوانين و دستگاههاي كارآمد و فراگير تمهيد گردد تا پناهگاههاي مناسب جهت اقامه دعويها و هدايت آنها تدارك شود. - 7 مصونيتهاي نامشروع و غيرقانوني به تدبير و اقتدار دستگاههاي مستقل قانوني تحويل شود و اصلاح و پالايش دائمي و نيز تكامل اين دستگاهها با مكانيسمهاي متعدد مدنظر قرار گيرد. -........ 8 بخشي از اين موارد را ما در طي سالهاي انقلاب و پيروزي، به فراست يا تجربه دريافته ايم، اينك بايد مباني آن را دريافته و قابليتهاي آن با تدبير و آرامش مورد استفاده نظام و ملت قرار داده شود. م. رضوي