Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771215-44107S1

Date of Document: 1999-03-06

صدمات ناشي از ورزش در ناحيه دست و مچ شكستگيهاي مچ دست در كدام رشته بيشتر؟ است شكستگيها در ناحيه دست يا مچ است. صدمات واقعي ناشي از ورزش نيز همين مي باشد. با وجود مستثني بودن شكستگيهاي زند زبرين انتهايي، صدمات وارد بر استخوانهاي مچ و كف دست و انگشت در ورزش بسيار معمول مي باشد. صدمات بافتهاي نرم در مفاصل نيز به همان اندازه اتفاق مي افتد. نحوه استفاده از مچ و دست در ورزشهاي مختلف در چگونگي صدمه ديدن آنها تاثير دارد. بازيكنان فوتبال (غير از دروازه بانان ) اجازه دست زدن به توپ را ندارند، اما در راگبي و بازيهاي مانند آن در آمريكا و استراليا، بازيكنان نه تنها توپ را بلكه حريفان يكديگر را مي گيرند، بنابر اين در اين بازيها صدمات دست معمول تر مي باشد. در بسكتبال، نت بال، واليبال و هندبال مستقيما با دست به توپ در حال حركت ضربه وارد مي شود كه در نتيجه خطر صدمه ديدن دست بسيار زياد است. ورزشهاي پرتابي ديگر بيشتر باعث صدمات در ناحيه هاي كتف و آرنج مي شوند. در بازي گلف، با يك فلز به يك توپ ساكن ضربه زده مي شود در حالي كه در بازيهايي كه با راكت انجام مي شود توپ در حال حركت است، در هاكي و هاكي روي يخ نيز بين بازيكنان برخوردهاي مستقيمي بوجود مي آيد. در حالي كه در كريكت و بيس بال تنها يك نفر از بازيكنان از چوب چوگان استفاده مي كند و ديگر بازيكنان ممكن است از دستكشهاي محافظ استفاده كنند. در بوكس نيز از دستكش استفاده مي شود اما در ورزشهاي رزمي ديگر مانند كاراته و جودو استفاده نمي شود. در ورزشها خطر اصلي افتادن روي دستي است كه كشيده شده به ويژه در ورزشهايي مانند پرش، ژيمناستيك، كوهنوردي، اسكيت بازي و اسكي. بنابر اين بايد به ورزشكاران آموخته شود كه به گونه اي زمين بخورند كه صدمه زيادي نبينند، به گونه اي روي زمين بغلتند كه گويي آنها به زمين ضربه وارد مي كنند. صدمات ناشي از بسياري از ورزشها در ناحيه دست بسيار مختصر هستند اما برخي از آنها بسيار جدي تر از آن هستند كه به نظر مي آيند و به تشخيص و درمان صحيح نياز دارند. دررفتگي ممكن است كه در رفتگي ناشي از شكستگي باشد بنابر اين بايد عكسبرداري شود. صدمات ناحيه مچ اغلب بسيار جدي هستند حتي اگر عكس گرفته شده از در ظاهر طبيعي باشد. فوتبال محبوبترين بازي سازمان داده شده در دنيا فوتبال است. بطور كلي صدمات وارد شده به دست، به نسبتهاي مساوي در نتيجه افتادن روي دست در اثر برخورد با بازيكن ديگر و برخورد توپ به دست علت است آن يعني برخورد توپ به دست بيشتر براي دروازه بانان اتفاق مي افتد كه اگر چه يكي از بازيكن 11 درون زمين هستند يك سوم صدمات دستي را متحمل مي شوند زيرا بازيكنان ديگر اجازه دست زدن به توپ را ندارند. دروازه بانان همچنين در معرض صدمات غيرمعمول ولي جدي مي باشند كه در سال 1994 تحت عنوان ترس دروازه بانان از تور توضيح داده شد. پيش از شروع بازي، بازيكن 3 حرفه اي با پريدن قصد داشتند تا تور روي قلابهاي تير دروازه را بگيرند اما در عوض انگشتانشان به هنگام برخورد با قلابها صدمه ديدند. يكي از آنها حالش خوب شد ولي دوتن ديگر مجبور به پذيرش قطع عضو شدند. اغلب دست راست سه برابر دست چپ صدمه مي بيند. صدمات غالبا شكستگي مي باشند تا صدمات مفصلي و دررفتگي; در بازيكنان زير 15 سال اين صدمات بيشتر شكستگيهايي هستند كه تنها يك طرف استخوان صدمه مي بيند. شكستگيهاي انگشت معمول ترين نوع شكستگي هستند و بعد از آن شكستگي استخوانهاي كف دست است، اما تعداد قابل توجهي از بازيكنان دچار شكستگيهاي زورقي مي شوند كه بسيار جدي است. امكان دارد صدمات شرياني در مچ اتفاق بيفتد كه بعدا منجر به بي ثباتي مچ شود. شكستگيهاي زورقي گاهي شكستگيهاي زورقي عليرغم درماني كه روي آنها انجام مي شود ممكن است كه جوش نخورند اما اگر روي آنها درمان انجام نشود به هيچ وجه جوش نخواهند خورد. متاسفانه تشخيص آن كار راحتي نيست. علائم باليني قابل اعتماد نيستند اما شخص نبايد از انجام معاينه هاي باليني صرفنظر كند بخاطر اين كه تعيين محل دقيق شكستگي به شخص اين اجازه را مي دهد كه با اشعه ايكس مناسب مورد معاينه قرار گيرد، ممكن است كه عكسبرداري بطور وضوح يك شكستگي را نشان دهد اما حتي جراحان شكسته بندي مجرب و راديولوژيستها هم ممكن است متوجه شكستگي نشوند و يا آن كه تنها يك شكستگي را تشخيص دهند در صورتي كه بيش از يك شكستگي وجود عكسهاي دارد معمولي گرفته شده از مچ با اشعه ايكس به تنهايي كافي نيستند و براي تشخيص به معاينات ويژه اي نياز است تا بتوان ديوار زورقي را نشان داد. اگر ترديدي وجود داشته باشد بايد مچ به مدت 2 هفته گچ گرفته شود و مجددا روي آن معاينه انجام گيرد. يك بررسي اجمالي از استخوانها، مفيدترين معاينه اگر است حالت طبيعي داشته باشد احتمالا در آن شكستگي وجود ندارد اما اگر در آن موردي مشاهده شود بايد پي گيري گردد. در بعضي موارد يك بررسي اجمالي پرتونگاري مقطعي ممكن است يك شكستگي زورقي را نشان دهد در حالي كه عكسهاي مكرر اشعه ايكس معمولي از انجام چنين كاري درمانده است. تاخير در درمان، احتمال جوش خوردن را تا حد زيادي كاهش مي دهد، اما هم آرائي بسيار كمي براي بهترين روش درمان وجود در دارد بيشتر اروپا و آمريكاي شمالي معمول اين است كه به مدت 6 هفته از بالاي آرنج تا شست را با گچ گرفتن بدون حركت نگهدارند و بعد از آن به مدت 6 هفته از پايين آرنج گچ بگيرند. تنها قسمت بالاي آرنج را گچ گرفتن كافي نيست و مطالعات ما نشان داده است كه گچ گرفتن از زير آرنج به گونه اي كه شست آزاد باشد به همان اندازه موءثر است كه تنها شست بي حركت نگهداشته شود. مچ دست بايد حداقل 8 ماه و اغلب 12 ماه كاملا بدون حركت باشد. بايد ورزشكاران را وادار به پذيرش اين امر كرد كه اگر يك شكستگي زورقي مشخص وجود داشته باشد بسيار بهتر است كه در ابتدا آن مدت زمان را براي درمان استفاده كنيم تا اين كه در زماني كه ديگر امكان جوش خوردن آن وجود ندارد مدت زمان بيشتري را در اثر ناتواني از دست بدهيم. بيمار بايد هر هفته يا دو هفته يك بار معاينه شود تا اطمينان حاصل شود كه گچ، مچ دست را ثابت نگهداشته است. اسكي معمول ترين صدمه وارد بر دست در ورزش اسكي پاره شدن بند موازي زند زيرين در محل بند انگشت شست است كه در اثر برخورد با باتوم يا حلقه اطراف آن اتفاق مي افتد. انتظار مي رود كه اين آسيب در شيبهاي ساختگي اسكي بيشتر اتفاق افتد، بخاطر اين كه اسكي كننده به اين شيبها وارد نيست و سطح آن پر از سوراخهايي است كه ممكن است شست توي آن سربخورد اما يك بررسي در بلژيك مشخص كرد كه اين شيبهاي ساختگي به احتمال بيشتر باعث شكستگي شست مي شوند تا پارگي بندهاي آن. شست به دو طرف خم مي شود و معمولا بند انگشت از نقطه انتهايي آن جايي كه به بند انگشت مبدا متصل است پاره گاهي مي شود اوقات بند انگشت سالم مي ماند اما باعث كشيدگي قسمتي از استخوان مي شود كه به آن متصل است. جدا كردن زند زيرين بند شست اين اغلب، اگر چه اشتباها شست شكاربان ناميده مي شود، اما شكاربانان طي ساليان دراز در اثر شكستن گردن خرگوشها دچار يك كشيدگي تدريجي بند شست مي شوند. ضربه شديد بهتر است كه شست اسكي باز ناميده شود چون كه اسكي معمول ترين علت آن است. اگر بند انگشت بطور كامل پاره شود، انگشت شست در جاي خود ثابت نمي ماند و از انگشت سبابه دور مي شود. اگر شكستگي وجود نداشته باشد عكسهاي گرفته شده طبيعي خواهند بود اما به عمل سريع نيازمند است زيرا همان طور كه قبلا اشاره شد هميشه يك غشاء فيبري بين بند انگشت و جايي كه به آن متصل است قرار مي گيرد بنابراين التيام طبيعي امكان پذير بنابراين نيست از طريق عمل جراحي بند انگشت جايگزين و پيوند زده مي شود و بعد از آن شست بايد به مدت 3 هفته در گچ محافظت شود. در سالهاي اخير برخي افراد به درمان سنتي اشتياق نشان مي دهند. اگر بند انگشت پاره شده خارج از غشاء فيبري قرار نگرفته باشد ممكن است كه روش سنتي روش مناسبي باشد. مشكل در چگونگي تشخيص آن است. به نظر آبراهامسون مي توان بند انگشت جابجا شده را با آزمايشات و معاينات پزشكي به سرجاي خود بازگرداند و اگر نتوانيم اين كار را بكنيم بايد در گچ بي حركت بماند. جراحان ديگر اين كار را مشكل مي دانند بنابراين سونوگرافي بسيار پيشرفته و درمان مغناطيسي مورد استفاده قرار مي گيرد كه دومي قابل اطمينان تر است. اگر شكستگي وجود داشته باشد عكسبرداري نشان مي دهد كه آيا جابجا شده است يا البته نه ممكن است شكستگي و در رفتن بند انگشت توام با هم باشد و در نيمي از موارد چنين نيست. بنابراين استحكام بند انگشت بايد موردآزمايش قرار گيرد حتي اگر شكستگي جابجا نشده باشد. اگر شكستگي ثابت باشد 1 الي 2 ميلي متر جابجايي قابل پذيرش است و با 3 هفته گچ گرفتگي درمان مي شود. اگر بندگاه ثابت نباشد و يا اگر جابجايي بيشتر است و يا اگر تكه استخوان چرخيده باشد بايد از طريق عمل جراحي باز شود و دوباره پيوند زده شود 20 اگر تكه استخوان وجود دارد كه يكي جابجا شده ولي ديگري جابجا نشده و ثابت است توصيه به جراحي مي شود چرا كه احتمالا بند انگشت به استخوان جابجا شده پيوند خورده است. دوچرخه سواري دوچرخه سواران مسابقه ممكن است يك سوم وزن بدنشان را به دسته دوچرخه وارد كنند، عصب زندزيرين در جايي كه به دست وارد مي شود بافت محافظ نرم بسيار كمي دارد و ممكن است كه از دسته دوچرخه فشاري برآن وارد شود. علائم شديدي كه در پي يك دوچرخه سواري طولاني بويژه درزمينهاي ناهموار نمودار مي شوند ممكن است كه ماهها ادامه داشته باشد و عليرغم اين كه شخص مدتها است كه ديگر دوچرخه سواري نمي كند علائم ديگر به شكل شديدتري نمايان مي شود. براي دوچرخه سواران دستكشهاي ويژه اي با لايه هاي نرمي وجود دارند كه بيشتر دوچرخه سواران حرفه اي از آن استفاده مي كنند. بهترين راه اين است كه هرچند وقت يكبار نحوه گرفتن دسته دوچرخه را تغيير دهيم. براي رسيدن به اين امردسته هايي كه به سمت پايين هستند بهتر از آنهايي هستند كه رو به بالا هستند. ژيمناستيك ژيمناستها مچهاي خود را تحت تركيبي از فشار زياد و حداكثر ميزان حركات قرار مي دهند، بنابراين جاي تعجبي نيست كه دچار مشكل شوند در حقيقت آنها چنين مي پندارند كه درد مچ نتيجه طبيعي و مستقيم ورزش است بنابراين كسالتهاي قابل درمان را ناديده مي پندارند. ورزشهاي ديگر در بسكتبال، نت بال و هندبال توپ مستقيما با دستها حركت داده مي شود. بنابراين دستها و بويژه شستها در خطر مي باشند. صدمات مفصلي نيز بوجود مي آيند اما به اندازه اي كه شخص انتظار دارد معمول نمي باشد. اسكيت بازها ممكن است كه واژگون شوند و اسكيت بازهاي ديگر از روي دستشان بگذرند. اين امر در يخ باعث پارگي بسيار بدي مي شود كه ممكن است همراه با شكستگيهاي مركب باشد. صدمات درجه حرارت پايين در ورزشهاي زمستاني و كوهنوردي اتفاق مي افتد. از: مجله اسپورت مديسن