Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771215-44104S4

Date of Document: 1999-03-06

راز پيشرفت در مدرسه؟ چيست * كودكان بيشتر آنچه را مي دانند، در مدرسه نمي آموزند. آنان اين قبيل دانسته ها را از پدران و مادران خود مي آموزند * كداميك ابتدا ايجاد مي شود; خانه پر صفا يا يادگيري ؟ خوب اشاره: دانش آموز 2130 سال آخر دبيرستان در يك آزمون تحصيلي خاص شركت كردند و به فهرستي از پرسشهاي شخصي كه به نوعي مربوط به علت موفقيت آنها در مدرسه بود، پاسخ دادند. آنچه در اين مقاله آمده، برخي از دلايل پيشرفت دانش آموزان در مدرسه است كه توسط اين تعداد دانش آموز در پاسخ به اين سوالها مشخص شده و پس از تجزيه و تحليل توسط پژوهشگران، ارائه شده است. چرا برخي دانش آموزان موفقتر از بقيه؟ هستند براي پي بردن به علت اين مساله نشريه ريدرز دايجست از 2130 دانش آموز سال آخر دبيرستان دعوت كرد آزمون تحصيلي خاصي را بگذرانند و آنگاه به فهرستي از پرسشهاي شخصي پاسخ در دهند زمره يافته هاي اين آزمون مي توان موارد زير را نمونه آورد: * خانواده هاي مستحكم، به بچه ها برتري قابل توجهي در مدرسه مي بخشند. براي نمونه، دانش آموزاني كه با هر دو پدر و مادر خود زندگي مي كردند، غالبا در آزمون ياد شده، نمره بهتري نسبت به آناني كه با هر دوي آنان زندگي نمي كردند، گرفتند. دانش آموزاني كه به طور منظم همراه خانواده غذا مي خوردند، بهتر از بقيه آزمون را گذراندند. اين شكاف خانوادگي در همه دانش آموزان با پيشينه هاي مختلف آشكار شد. * جوانان امروزه عموما بيشتر از آنچه انديشيده مي شود، نسبت به خويش و سرنوشت خودشان خوشبين هستند. از هر 5 نفر نفر 4 مطمئن بودند خواهند توانست زندگي خود وديگران را بهتر كنند و تقريبا به همين شمار، زندگي خانوادگي خود را بسيار خوب يا عالي توصيف كردند. * همانطور كه در ديگر نظرسنجي ها مشخص شده است تمامي گروهها به يك اندازه در آزمون نمره خوب نگرفتند. بچه هايي كه والدين آنها تحصيل كرده دانشگاه هستند، نسبت به بچه هايي كه والدينشان بيشتر از دبيرستان درس نخوانده اند، بهتر آزمون را پشت سر گذاشتند. نمرات سفيدپوستان بهتر از سياهپوستان عموما بود نمرات پسران بيشتر از دختران بود. اما مهم تر اينكه نظر ريدرزدايجست سنجي نشان داد كه در هر گروه، وجود خانواده مستحكم عامل بسيار مهمي است. بهار چند سال پيش نشريه ريدرزدايجست با كمك لوئيس شركت هريس وشركاء از بخشي از دانش آموزان سال آخر دبيرستان در آمريكا كه نماينده كل اين دسته از دانش آموزان بودند، آزمون به عمل آورد. آزمون ياد شده كه ساده و با استفاده از كاغذ و قلم انجام شد، شامل هشت پرسش از هر كدام از 5 درس بود يعني رياضي علوم ادبيات جغرافيا و تاريخ و حكومت (مدني ). اين 40 پرسش كه در هر درس از موضوعات آسان تا سخت را در برمي گرفت، اكثرا از امتحاناتي برگرفته شد كه توسط سازمان ملي سنجش پيشرفت آموزشي، موءسسه فدرال آموزش، تهيه شده بود. آنگاه از دانش آموزان در مورد زندگي، ارزشها و خانواده هايشان پرسش شد و ويژگيهاي دانش آموزاني كه خوب امتحان دادند، بررسي شد. دانش آموزان روي هم رفته در حد انتظار ظاهر شدند. بيش از درصد 90 مي دانستند كه اولين ده مورد متمم قانون اساسي آمريكا، لايحه حقوق ناميده مي شود. شصت و چهار درصد مي دانستند كه زنگ زدن ميخ بر اثر تغيير شيميايي رخ مي دهد، اما آب شدن يخ، نه. اين آزمون همچنين كاستيهاي اطلاعات عمومي را پديدار كرد. سي و هفت درصد دانش آموزان نتوانستند فرانسه را روي نقشه پيدا كنند. سي و چهار درصد نمي دانستند كه دوران ركود بزرگ در اين قرن پيش دقيقا آمد يك سوم نمي دانستند كه ژاپن و آلمان دشمنان اصلي آمريكا در جنگ جهاني دوم بودند يا روز بر پايه زماني محاسبه مي شود كه زمين يك بار روي محور خود مي چرخد. مردم وقتي درباره حل اين مشكلات صحبت مي كنند، غالبا و صرفا توجه خود را معطوف مدارس مي كنند. مدارس ممتاز يقينا مهم است، اما اين مدارس فقط تا جايي مشخص دانش آموزان را هدايت مي كند. كارشناسان معتقدند موفقيت دانش آموزان از رهگذر فراهم آوري پايه لازم توسط خانواده ها حاصل مي شود. خانواده طريق اصلي انتقال ارزشها و رفتارهاي منجر به موفقيت در مدرسه و بيرون از آن به نسل آتي است. دنيس دويل پژوهشگر آموزشي در موسسه هادسن واقع در ايالت اينديانا گفت: كودكان بيشتر آنچه را مي دانند، در مدرسه نمي آموزند. آنان اين قبيل دانسته ها را از پدران و مادران خود مي آموزند. امتيازي اتزيوني نويسنده كتاب روحيه اجتماعي نكته مهمتري را متذكر مي شود. او مي گويد بدون وجود خانواده مستحكم نقش مدارس به تلاش براي بار گذاشتن در قايقهايي كه هنوز شكل نگرفته اند، تنزل مي يابد. اين مطالعه آشكارا اهميت خانواده را نشان مي دهد. براي نمونه 53 درصد از دانش آموزاني كه با هر دو پدر و مادر خود زندگي مي كنند، نمرات بهتري در آزمون به دست آوردند و از 40 پرسش به 30 پرسش يا بيشتر پاسخ دادند. در مقابل درصد 41 دانش آموزاني كه فقط با مادر خود زندگي مي كردند به اين معيار دست يافتند. اين امر نشان eدهنده شكاف خانوادگي به اندازه 12 درصد است. انگيزه پيشرفتي كه خانواده مي تواند براي دانش آموز ايجاد كند، به هيچ وجه تعجبآور نيست. چارلي دورسي پسر ساله 18 شركت كننده در آزمون كه اكنون دانشجوي سال اول است، گفت يكي از دلايل اينكه موفق به ادامه تحصيلات عالي شد، اين است كه پدر و مادر او از كلاس اول بارها وضعيت درسي اش را با آموزگاران او مورد مشورت قرار مي دادند. البته به گفته دورسي هميشه هر دوي آنان وقت نداشتند كه با هم به ديدار آموزگاران او بروند، ولي هر وقت يكي از آنان نبود ديگري اين وظيفه را بر عهده مي گرفت. اين پسر در آزمون ياد شده نمره بالايي گرفت. كوك پريسك دانش آموز همسن ديگري، كه نمره بالايي گرفت، اذعان كرد درسي بزرگ از پدر و مادر خويش كه زوج خوبي را تشكيل دادند، گرفته و آن اين است: براي دستيابي به اهداف بايد شكيبا و پايبند بود. پريسك گفت: الگوي آنان به من كمك كرد كه به ادامه زندگي علاقه مند شوم. كوك امسال كار مي كند تا پول درآورد و قصد دارد سال آينده به دانشگاه برود. يكي از جالب توجه ترين يافته هاي آزمون اين بوددرصد 60 دانش آموزاني كه گفتند همه اعضاء خانواده براي صرف غذا گرد هم مي آيند و اين كار دست كم چهاربار در هفته انجام نمرات مي شود، بالاتري از گرفتند ميان دانش آموزاني كه سه بار در هفته يا كمتر با خانواده غذا مي خوردند، فقط درصد 42 نمره بالا گرفتند كه اين نشانگر شكافي برابر با درصد 18 است. چرا غذا خوردن با هم، اين قدر تفاوت به وجود؟ مي آورد چتراي فين كارشناس آموزش با پرسيدن سوءالي آشنا جواب مي دهد: نظر شما درباره اين جمله چيست: امروز در مدرسه چه كار؟ كردي بسياري از والدين مي دانند چقدر سخت مي توان بچه ها را به پاسخ اين پرسش واداشت. با اين حال، فين مي گويد پرسيدن اين سوال بسيار موءثر او است معتقد است: اگر از بچه ها انتظار عملكرد خوب داشته باشيم، آنان موفق خواهند بود و احتمال علاقه مند شدن خانواده هايي كه با هم غذا مي خورند به آنچه بچه هايشان انجام مي دهند، بيشتر است. از يافته هاي آزمون اين گونه برمي آيد كه غذا خوردن با هم تاثير بسيار بيشتري از زندگي با هر دو والدين دارد. اتزيوني از اين حقيقت متعجب نيست. او گفت: ممكن است هر دو پدر و مادر وكيل باشند و تمام اوقات را به تفكر درباره كار خويش بگذرانند. غذا خوردن با هم نه تنها به معني وجود خانواده كه به اين معناست كه خانواده وظيفه اش را انجام مي دهد. كداميك ابتدا ايجاد مي شود، خانه پرصفا يا يادگيري؟ خوب آزمون نمي تواند پاسخي به اين پرسش اما بيابد آزمون انجام شده نشان داد كه هر دو با هم هستنددرصد 52 كساني كه زندگي خانوادگي خود را خيلي خوب عالي يا توصيف كردند در آزمون ياد شده نمرات بيشتري گرفتند. فقط 39 درصد كساني كه خانه خود بد را نيست يا بدتر توصيف كردند، نمرات بالا گرفتند يعني 13 درصد اختلاف. وانگهي اين آزمون نشان داد خانه هاي پرصفا بچه هاي متكي به نفس مي پروراند كه اعتقاد دارند مي توانند اوضاع را براي خود وديگران بهتر كنند. اين امر در 83 درصد موارد صدق مي كرد. همچنين آزمون نشان داد بچه هاي شاد و متكي به نفس در آن موفق بودند. جالبتر اين كه نظرسنجي نشان داد بچه هايي كه نه شاد هستند و نه متكي به نفس، در گذر از آزمون مشكل داشتند. دقيقا 64 درصدبچه هايي كه نمرات كم آوردند يعني كمتر از 30 پرسش را پاسخ درست دادند از اين دسته بودند. خوشبختانه، اين دانش آموزان ناشاد اقليت كوچكي بودند. به رغم آنچه احتمالا در مورد آينده تار جوانان امروز درصد 79 شنيده ايد كلاس چهارميهاي دبيرستان زندگي خانوادگي را خيلي خوب عالي يا توصيف كردند كه اين امر شگفت انگيز است. نتايج آزمون ريدرز دايجست اختلافات معني داري را ميان گروههاي بچه ها آشكار كرد 38 فقط درصد دانش آموزان اسپانيايي تبار نمره 30 يا بالاتر از مجموع 40 گرفتند درصد ياد شده در مورد سياهپوستان 16 درصد از بود ديگر سو 58 درصد دانش آموزان سفيدپوست و آسيايي نمرات بالا گرفتند. يافته ها نشان داد وضعيت تحصيلي والدين نيز تا حد زيادي در بازده علمي دانش آموزان موثر است. روي هم رفته، بچه هايي كه دست كم داراي پدر يا مادر تحصيلكرده دانشگاهي بودند از امتياز مهمي برخوردار بودنددرصد 59 آنان نمرات بالا گرفتند. بر عكس فقط 42 درصد بچه هايي كه پدر و مادرشان از سطح دبيرستان فراتر نرفته اند، نمره بالا گرفتند. اين اختلافات فقط به اينها ختم نمي شود. به نظر مي رسد كيفيت خانواده بر عملكرد بچه ها در هر گروه موثر است. براي نمونه، خانواده هاي سالم امتيازي براي بچه هاي سياهپوست هستنددرصد 220 دانش آموزان سياهپوستي كه با هر دو والدين خود زندگي مي كنند، در آزمون نمرات بالا اما گرفتند فقط 9 درصد دانش آموزان سياهپوستي كه فقط با مادر خود زندگي مي كردند، نمرات بالاي مشابه كسب كردند. اختلاف 13 درصدي در اين جا مشاهده مي شود. رولندائوكي در اين آزمون نمره بالايي گرفت. او دورگه و از پدر و مادر اسپانيايي و ژاپني است. وي نيز از بزرگ شدن با هر دو والدين خود بهره فراواني گرفت. در زمره ديگر عوامل خانوادگي كه با موفقيت درسي دانش آموزان ارتباط مستقيم داشت، اعمال ديني والدين است. يكي از دانش آموزاني كه در اين آزمون نمره بالايي گرفت، معتقد بود انجام فرائض ديني مانند كليسا رفتن به موفقيت او بسيار كمك كرد. زندگي خانوادگي عاملي بسيار مهم در بازده تحصيلي دخترها بود. با وجودي كه 58 درصد پسراني كه در آزمون شركت كردند نمرات بالا گرفتند فقط 39 درصد دختران شركت كننده نمرات بالا گرفتند كه اين امر نشان دهنده 19 درصد اختلاف فاحش است. اين اختلاف در ميان تمام گروههاي مورد مطالعه پديدار شد: اختلاف 20 امتياري ميان پسران و دختران سفيدپوست يا آسيايي اختلاف 12 درصدي ميان دختران و پسران سياهپوست; اختلاف فاحش 28 درصدي ميان پسران و دختران اسپانيايي تبار. با اين حال دختراني كه به طور منظم همراه با خانواده خود غذا مي خوردند در 51 درصد موارد نمره بالا گرفتند. فقط درصد 32 دختراني كه كمتر با خانواده هايشان غذا مي خوردند نمره بالا گرفتند يعني اختلافي برابر با 19 درصد. درصد 44 دختراني كه با هر دو پدر و مادر خود زندگي مي كردند، نمره خوب گرفتند; اين ميزان در مورد دختراني كه فقط با مادر خود زندگي مي كردند فقط 30 درصد بود. برخي كارشناسان بر اين اعتقادند گاهي اوقات نمره كم دختران به دليل عزت نفس اندك آنان است. چنانچه اين امر درست باشد، تعجبآور نيست كه احساس خرسندي از زندگي خانوادگي در ميان دختراني كه در آزمون شركت كردند، درصد 16اختلاف ايجاد كرد. يكي از دختراني كه در آزمون يادشده شركت كرد و نمره بالايي گرفت و در دانشگاه نيز قبول شد، گفت: من مي دانم پدر و مادرم همديگر را دوست دارند و آنان هم مرا دوست دارند. دختراني كه در خانواده هاي پرآشوب زندگي مي كنند، ناچارند حالات عصبي خود را در جايي بروز دهند. آنان تصور مي كنند با دوستي با پسرها به امنيت دست اين مي يابند كار وقت درس خواني را سلب مي كند، اما خانواده من منبع شادي و روحيه براي من است. اورت لاد مدير مركز پژوهش افكار عمومي روپر كه در تجزيه و تحليل نتايج آزمون كمك كرد، گفت: در اين يافته ها ساختار روشني وجود دارد كه بارها تكرار مي شود. عوامل مرتبط با زندگي خانوادگي اختلاف بسيار بزرگي را در بازده اين دانش آموزان ايجاد مي كند. جين كانسولا چهار سال است كه در كلاس چهارم و پنجم در شهر پرينس جورج در ايالت مريلند آمريكا تدريس مي كند. وي معتقد است الگوي يادشده مدتها پيش از ورود دانش آموزان به دبيرستان ظاهر مي شود. هنگامي كه از او پرسيده شد آيا دانش آموزان كوچك او دچار تاثيرات ناشي از خانواده هايشان هستند يا نه، وي با لبخند پاسخ داد: البته، در خانواده اي كه سامان مند است، انسان شاهد سازمان بهتر، اعتماد بيشتر و انتخابهاي بهتر است. چنانچه خانواده ضعيف فرزند مثلا كلاس چهارم خانواده را دستخوش مشكلات كند، پس تا هنگامي كه آنان به دبيرستان برسند، چه پيش خواهد؟ آمد ريچارد اوگريدي آموزگار تاريخ در شهر ويلتون در ايالت كانكيتكات مي گويد: اگر توجهي را كه كودكان در خانه به آن نيازمندند، از آنان دريغ كنيم، آنان مي كوشند با همنشيني با دوستان ناباب به آن دست يابند. در اين هنگام است كه رفتارشان ميل به قهقرا مي كند. بيل گلاستون از مشاوران رئيس جمهوري معتقد است يافته هاي آزمون ريدرزدايجست يا سخنان كانسولا و اوگريدي چيز جديدي او نيست كه خودش پدر است، مي گويد: ثبات و امنيت بسيار براي بچه ها مهم اگر است بچه ها امنيتي را كه از خانواده منبعث مي شود، احساس كنند، مي توانند به خوبي با چالشهاي زندگي، چه در مدرسه چه بيرون از آن هماوردي كنند. ترجمه و تنظيم: وحيدرضا نعيمي