Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771213-44095S3

Date of Document: 1999-03-04

عرض و طول تاريخ فلسفه اسلامي اگر طول تاريخ فلسفه اسلامي را به معناي سير زماني طي سيزده قرن تفكر اسلامي، و عرض تاريخ فلسفه اسلامي به معناي مباحث گوناگون فلسفي و آثاري كه در اين زمينه در هر دوران نگاشته شده و ارتباط فلسفه با ساير نحله هاي انديشه و تفكر انتزاعي تلقي كنيم، بايد اذعان داشت كه خدمات استاد آشتياني در هر دو بعد اين تاريخ بسيار شايان توجه و عظيم است. از لحاظ سير تاريخي فلسفه اسلامي ايشان ديدشان به مانند فلاسفه غربي كه تاريخ فلسفه را خود فلسفه دانسته و براي مباحث فلسفي اصالتي خارج از زمان و دوران خاص تكوين اين و آن انديشه قائل نيستند نبوده است، بلكه با وجود توجه به پيوند حلقه مانند ادوار گوناگون فلسفه اسلامي براي مكتبهاي گوناگون فلسفه اسلامي اصالت قائل بوده و گفتار انظر الي ما قال و لا الي من قال هيچ گاه از مد نظر ايشان دور نبوده است و لذا تصور ايشان از فلسفه اسلامي و تاريخ آن خود از ديدگاه فلسفه اسلامي است و نه غربي. به همين جهت هانري كربن كه سخت با تاريخ گرايي متداول در غرب مخالف بود و روزي مي گفت بايد اكنون كتابي پيرامون ضد تاريخ ضد فلسفه در غرب نگاشت. سخت به آثار استاد آشتياني حتي براي تحقيقات اصيل تاريخي ونه فقط تاريخ گرايي علاقه مند بود. از آنجا كه برخي از ادوار فلسفه اسلامي بيشتر از ادوار ديگر مورد مطالعه قرار گرفته بود، استاد آشتياني هم خود را مصروف حلقه هاي مفقوده سلسله فلسفه و حكمت اسلامي كردند. در آغاز فعاليت هاي علمي ايشان، تاريخ فلسفه اسلامي مانند سلسله جبالي رفيع بود در افق كه فقط قله هاي مرتفع آن مشهود بود و آن هم تا حدي در پرده ابرها پنهان. ايشان به تجسس و تفحص در نشيب و فرازهاي اين قلل و تپه ماهورهاي كمتر نمايان آن پرداختند. دوران بعدي تاريخ فلسفه اسلامي مورد توجه استاد آشتياني كه در واقع بيش از هر دوران ديگر از آن غفلت شده است، يعني قرون هشتم تا دهم، شاگردان خواجه و قطبالدين شيرازي را به مكتب اصفهان مي پيوندد، همواره مورد توجه ايشان بود و حقير به خاطر دارد بارها درباره بزرگان اين دوران همچون محمود و محمد دهدار و خاندان دشتكي و خفري و ديگران كه اكنون به اعضاي مكتب شيراز شهرت يافته اند با هم سخن داشتيم و اميدوار بوديم بتوانيم برخي از آثار عمده اين دوران را به حليه طبع استاد بياراييم علاقه اي خاص به يكي از برجسته ترين شخصيت هاي اين عصر داشتند كه همان ابن تركه اصفهاني بود و همين علاقه منجر به چاپ اثر بديع اين حكيم تمهيد القواعد با مقدمه مبسوط ايشان شد. از آنجا كه استاد آشتياني مانند اكثر طلاب رشته هاي معقول دوران خود به فراگيري حكمت متعاليه پرداخته بودند، طبعا توجه خاصي به آثار صدرالمتالهين و مكتب آن بزرگ داشتند چنانكه آثار متعدد ايشان در اين زمينه گواهي مي دهد. از لحاظ تاريخ انديشه اين دوران يعني عصر صفويه و دنباله آن در دوران قاجاريه آثار استاد آشتياني واقعا از لحاظ كمي و كيفي كم نظير بلكه بتوان گفت بي نظير است. ايشان بسياري از گوشه و كنارهاي تاريخ فلسفه اين دوران را به صورتي بي سابقه روشن كردند و بر بسياري از آراء متداول مانند ادعاي به اينكه حكمت متعاليه سريعا فراگير شد و ساير مكتبهاي فلسفي را از صحنه بيرون راند، و يا اينكه شاگردان بلافاصله ملاصدرا به علت شرايط خاص سياسي دوران خود از حكمت متعاليه دوري جستند خط بطلان كشيدند. ظهور كتاب منتخباتي از آثار حكماي الهي ايران خود نظريه اوليه را مطرود ساخت و چاپ اصول المعارف ملامحسن فيض كاشاني استمرار تعاليم حكمت متعاليه را در نوشته هاي معروف ترين شاگرد او روشن ساخت. *** و اما عرض تاريخ فلسفه اسلامي، در اين زمينه فعاليت استاد آشتياني بيشتر به بخش الهيات در فلسفه و نيز عرفان و تا حدي كلام اختصاص داشته است و ايشان كمتر به طبيعيات و منطق و نيز علوم طبيعي و رياضي قديم توجه داشته اند و حتي عنايتي به كلام اهل تسنن نداشته و ديدگاه ايشان نسبت به كلام كمابيش همان منظر ملاصدرا و استادان مكتب حكمت متعاليه بوده است ولي به رغم نقد از اشاعره و حتي انكار مشروعيت بحث هاي متكلمان اين مكتب، استاد آشتياني خدماتي شايان به بهتر شناسانيدن كلام فلسفي تشيع كرده و پيرامون شروح متعددي كه طي قرون بر كتاب التجريد خواجه نگاشته شده نكاتي بس ارزنده نوشته اند. كيست كه بتواند سهم بزرگ استاد آشتياني را در احياي تفكر ملاصدرا كه اكنون همه در جستجوي آثارش هستند انكار؟ كند هنگامي كه به مناسبت چهارصدمين سال ولادت او به اشاره مرحوم علامه طباطبائي قرار شد آثاري از او چاپ شود، چه آثاري از اين حكيم بي بديل در دسترس؟ بود اكنون پس از گذشت چند دهه شايد فراموش شده باشد كه در آن زمان به جز اسفار و شواهد و چند رساله چاپ سنگي كه نادر بود دسترسي به نوشته هاي اين ستاره درخشان آسمان فلسفه در دوران اخير امكان نداشت مگر براي آنان كه مي توانستند از نسخ خطي آثار او استفاده كنند. اين امر درباره رسائل حاجي نيز صادق است و در واقع بسياري از اين رسائل براي اولين بار توسط استاد آشتياني ويراسته شد و با تحليل و نقد دقيق به طبع رسيد. دكتر سيد حسين نصر - خردجاودان 1517