Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771212-44085S11

Date of Document: 1999-03-03

استراتژيهاي ابدي صهيونيسم! ريشه هاي راديكاليسم خشونت و دموكراسي ( ) 5 در رابطه با صهيونيسم و استراتژي كلي اين پديده نامشروع، متاسفانه درنگ كافي صورت نگرفته است. برخي از اعجاب و بزرگنمايي، و گروهي با لاقيدي و بي توجهي از كنار آن مي گذرند. عليرغم تنازع و تضادماهوي انقلاب و نظام جمهوري اسلامي ايران با صهيونيسم بين الملل و رژيم اشغالگر قدس، متاسفانه همه محاسبات به درستي و درنهايت دقت و كمال صورت نگرفته است. رخدادهاي اخير در كشور ما و افشاي ردپاي صهيونيستها در گسترش خشونت و بدنام كردن نظام و كشور، تنها رويه و سطح اين ماجراي غريب است. ماجرايي كه اگر چشم بگشاييم و اندكي تامل كنيم ممكن است رد آن را حتي در آشناترين راهها و پاكترين مغزها بيابيم. هنگامي كه شوربي منطق و بي نظمي و خودسري وركود جانشين عقل وقانونگرايي و مديريت و رونق شود، طبيعي است كه بهترين شرايط براي ارسال كدهاي رمزدار آغاز مي شود. اين كدها محركهاي ساده اي هستند كه پرچم ساده لوحان را به اهتزاز درآورده و در غريو و هيابانگ آن، صداي خوش و آرام فرهنگ و برنامه و كار و خلاقيت خاموش مي شود. به راستي رژيم صهيونيستي از جهان اسلام چه مي خواهد جز كشورهايي خفته در ظلمت ديكتاتوري و فقير و جنگ زده و منقطع از كل جهان. چه شرايطي بهتر از مناقشات طاقت سوز داخلي و مرزي و برون رمزي همراه با تشنج و بحرانهاي بيهوده مي تواند اين شرايط مناسب را براي صهيونيست ها تدارك؟ نمايد صهيونيسم ابلاغگر پيام مطلق گرايي و پشتيبان گروههاي مطلق انگار و خودمحور است. خودمحوري و مطلق انديشي است كه حكم مي كند تا اقليتي محدود براي كل جامعه خود و جهان تصميم بگيرند و بدون در نظر گرفتن جوانب و نتايج آن دست به عمل بزنند. خشونت و جنگ و حتي فقر و بي نظمي براي آنان بستر مناسبي فراهم مي آورد تا با توجيه عملكردها و انديشه هاي خود، دشمنهاي تازه بيافرينند و جبهه هاي تازه بگشايند. بدتر از اين، هنگامي است كه دولت هايي فراگير نيز چنين پديده اي را مي پذيرند و خود داعيه دار ساماندهي بي ساماني مي شوند. از اين منزل تا نسل كشي و تصفيه هاي خونين قومي و ايدئولوژيكي راهي نيست. از تجربه هاي گذشته اگر چشم بپوشيم، سرنوشت مردم افغانستان، اقليتهاي كرد تركيه و عراق، وضعيت مردم بوسني و حتي كرواتها، برخي منازعات آلبانيايي و آلباني تبارها و بالاخره فشارهاي وارد بر ملت فلسطين گواه سودجويي كلان صهيونيست ها از ناآرامي هاي جهان اسلام است. در همه موارد فوق، ردپاي صهيونيسم بين المللي و رسانه اي آشكارا هويداست. اما در كشور ما، اين ردپا به سادگي يافته نمي شود. هشدارهاي اخير نيز ناظر بر سطح قضيه است تا عمق آن. در اينجا مي بايد مشروعيتي تام و مقبول براي خشونت گرايان و مطلق انديشان فراهم شود. كساني بايد با ادله اي ذهني، رسالت پاكسازي جامعه را براي خود قائل شوند و حتي شريكان خود را نيز قرباني كنند تا در گرداب اين درگيري ها زنده بمانند و توجيه شوند. به زودي فاصله آنها با منطق و انديشه به حدي دور مي گردد كه جنگ و خشونت به هدف تبديل مي شود. بدين معني كه مي جنگند و تبليغ جنگ و خشونت مي كنند تا زنده بمانند. (براي اطلاعات دقيق تر به كتاب تدارك جنگ بزرگ از، منطبعات مركز خدمات فرهنگي رسا رجوع شود. ) جالب نظر اينكه صهيونيست ها نيز نظير همتايان نادانشان، دستاويزهاي قديس ماب دارند. از پيشگوييهاي انبياي بني اسرائيل روايتي مي آورند و عبارات تورات را تفسير مي نمايند. بزرگنمايي جريانهاي اقتدارگرا و مطلق انديش و خشونت طلب به صورت معكوس در رسانه هاي صهيونيستي، باتوجه به شناختي كه آنان از ماهيت اين گروهها دارند، كاملا قابل درك است. تجاوز بعثيان عراق به ايران بزرگترين خدمت به صهيونيست ها بود و منازعات بعدي فقط آنها را تقويت كرد. امام بزرگوار كه همان زمان همه اين مسائل را دريافته بود، ضمن فرمان بر دفع فتنه - به حكم خداوند - فرمودند: ما براي صلح جهاني مي جنگيم. صلح جهاني يكي از آرمانهاي از ياد رفته انقلاب بوده است و اينك تمدنهاي بزرگ به درايت معنوي ايران مي توانند پرچمدار اين آرمان مبارك باشند. م. رضوي