Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771212-44082S2

Date of Document: 1999-03-03

استاد آشتياني احياگر سنن فلسفي و حكمت ايراني عكس از علي دهباشي گفت وگو با استاد حسن لاهوتي در گراميداشت مقام علمي استاد سيد جلال الدين آشتياني * استاد آشتياني با انتشار مقالات و كتب فلسفي و عرفاني خود موجب تجديد و ادامه حيات فعال و پوياي تحقيقات فلسفي شدند و در رونق و پيشرفت آن سهمي موءثر داشتند جستار گشايي: اين صفحه، و صفحه آتي گروه معارف به بزرگداشت استاد حكمت و فلسفه، عرفان ومعارف و حقايق، و داناي رموز و معاني و دقايق، استاد سيدجلال الدين آشتياني اختصاص يافته است. در اين زمينه، خواستيم آشنايان با اين فرهنگمردرا، با جزئيات دقيقتري از ابعاد و ارزشهاي وجودي و معرفتي ايشان آشنا كنيم. چه كسي سزاوارتر از استاد حسن لاهوتي، مولوي شناس معاصر كه در جوار شمس وجود آشتياني زيسته و باليده و هم اكنون نيز به سر مي برد. در اين پرسش و پاسخ تنها پرتوي بر وجود خواهيم داشت، تا دانسته شود كه قدر او تا كجا و مراتب فضل و نبوغ و كوشش ايشان تا چه حد فراخ است. رشته سخن را به استاد لاهوتي مي سپاريم. گروه معارف * در چند ساله اخير تحولات مهمي در عرصه شناخت و پژوهش در فلسفه اسلامي پديد آمده و كتابها و مقالات بي شماري در اين باره نگاشته شده جنابعالي است سهم استاد آشتياني را در اين تحولات چندين ساله در اشاعه فلسفه اسلامي چگونه ارزيابي؟ مي كنيد - استاد حسن لاهوتي: قبل از پاسخ به اين سوءالي كه مطرح فرموديد بايد عرض كنم كه حقير صرفا از جهت علاقه دروني، به تحقيقات و مطالعات فلسفي و عرفاني اسلامي توجه دارم و نه از جهت تحقيق و غور و بررسي در آن. بنابراين مي خواهم عرض كنم كه اينگونه سوءالات را درباره استاد آشتياني دانشمنداني مي توانند پخته جواب دهند كه خود از محققان رشته هاي فلسفه و عرفان اسلامي اصولا باشند بايد عرض كنم كه هنوز هيچ كس از محققان ما به فكر بررسي افكار و انديشه هاي استاد آشتياني نيفتاده اند تا به تحقيق سهم خدمات ارزنده ايشان به فلسفه اسلامي روشن شود، اما آنچه كه به نظر حقير مي رسد آن است كه استاد آشتياني پس از فراغت از تحصيل، به تعبير امروزيها - چون دانشمند هرگز از تحصيل علم فارغ نمي شود - و پس از آغاز زندگي دانشگاهي خود در دانشگاه مشهد علاوه بر تدريس دروس فلسفي و عرفاني در سطوح كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكترا تحقيقات دامنه داري را در اين زمينه آغاز كردند كه يكي پس از ديگري به صورت مقالات و كتب مختلف منتشر شد. ايشان زماني انتشار مقالات تحقيقي خود را در زمينه فلسفه و عرفان اسلامي آغاز كردند كه دامنه اين تحقيقات در ايران ما به وسعت امروزي نبود و حتي دانشجويان دانشگاه و طلاب حوزه هاي علميه هم به شدت امروز توجهي به تحصيل فلسفه و عرفان اسلامي نشان نمي دادند. بنابراين استاد آشتياني با انتشار مقالات و كتب فلسفي و عرفاني خود موجب تجديد و ادامه حيات فعال و پوياي تحقيقات فلسفي شدند و در رونق و پيشرفت آن سهمي موءثر داشتند. بيان گرم و توضيحات متكي بر استدلال علمي - فلسفي و خصائص والاي انساني ايشان سبب مي شد كه طلاب و دانشجويان به فلسفه اسلامي علاقه پيدا كنند و جذب محضر پربركت ايشان شوند. در آن سالهايي كه در مشهد دانشجو بودم و زبان انگليسي مي خواندم و از باب علاقه گاهي در كلاس درس استاد حاضر مي شدم شاهد بودم كه بعضي طلاب جوان و دانشجويان رشته هاي ديگر و حتي گاهي برخي افراد علاقه مند كه دانشجو هم نبودند با چه علاقه اي در محضر درس استاد كه در آن روزگار شايد سي و پنج شش سال بيشتر از عمر مباركشان نمي گذشت، سراپا گوش مي نشستند و استفاده مي كردند، اما همانطوري كه گفتم استاد فعاليت علمي خود را منحصر به تدريس در كلاس نكردند و از همان نخستين روزهاي آغاز زندگي دانشگاهي خود به تاليف مقالات و كتب تحقيقي پرداختند، كه مجموع آنها بيش از هفتاد عنوان است. هستي از نظر عرفان و فلسفه، كه تاكنون لااقل سه بار تجديد چاپ شده است اول بار در سال 1338 منتشر شد و ظاهرا انتشار مقاله در مجلات را از دو سه سال بعد، يعني از اوايل دهه 1340 آغاز فرموده اند كه بيشتر در مجلاتي نظير راهنماي كتاب، وحيد، معارف اسلامي و نشريه دانشكده الهيات مشهد، كيهان انديشه و فصلنامه وقف ميراث جاودان و امثالهم به چاپ رسيده است. موضوعات اين مقالات را به سه دسته مي توان تقسيم كرد) 1 شرح حال علماي بزرگي نظير آقاي سيد محمدكاظم عصار، آقا سيد احمد تهراني، حاج ملاهادي سبزواري، ملا مهدي نراقي، حاج ميرزا سيد محمدحسين طباطبايي ميرزا سيد حسن بجنوردي; ) 2 توضيح برخي از مسائل باريك عرفاني و فلسفي، نظير ابن عربي و مساله ولايت اصاله، الوجود عند صدرالدين شيرازي ختم، ولايت در انديشه ابن عربي معاد جسماني; ) 3 نقد آراء فلسفي، از قبيل نقد تهافت غزالي. تعداد كل مقالات استاد آشتياني را نمي توان به طور دقيق برشمرد، چون در مجلات مختلف پراكنده است اما آقاي حقه از 25 عنوان مقاله نام برده اند. ( ) 1 استاد آشتياني بيش از تاليف مقاله به كتاب توجه داشته اند. و اما متون فلسفي و عرفاني چاپ شده استاد آشتياني را مي توان به دو دسته كلي تقسيم كرد) 1 تاليفات مستقل كه حاصل تحقيقات و انديشه هاي پرارزش ايشان است و با استناد به آيات قرآن و احاديث و آراء بزرگان از فلاسفه و عرفاي اسلامي تاليف شده است و تعدادش به شش عنوان مي رسد كه به ترتيب تاريخ اولين سال انتشار عبارتند از: هستي از نظر عرفان و فلسفه ( ) 1338 شرح حال و آراء فلسفي ملاصدرا ( ) 1339 شرح مقدمه قيصري بر فصوص الحكم ( ) 1343 تفسير سوره توحيد ( ) 1366 شرح بر زادالمسافر ملاصدرا ( ) 1369 شرح فصوص الحكم فارابي ( ).اين 1353 آثار گرانبها بيانگر ژرفاي انديشه و عمق مطالعات و احاطه علمي حضرت استاد آشتياني است كه ديدگاه هاي فلسفي و عرفاني ايشان را به وضوح آشكار مي سازد) 20 تصحيحات; منظور كتابهايي است كه در اصل به صورت نسخه خطي بوده و به همت والاي ايشان پس از مقابله با چندين نسخه ديگر به صورت تصحيح انتقادي به زيور چاپ آراسته شده و در دسترس دانش پژوهان و طالبان فلسفه و عرفان اسلامي قرار گرفته است. تعداد اينگونه آثار بيش از 35 مجلد نسبتا قطور است كه همگي به تعليقات راه گشا و عالمانه و مقدمه هاي مفصل تحقيقي ايشان مزين است; از جمله مهمترين اين آثار مي توان از شرح قيصري بر فصوص الحكم محي الدين بن عربي نام برد كه امسال برنده جايزه كتاب سال جمهوري اسلامي ايران شد; لمعات الهيه ملاعبدالله زنوزي، تمهيد القواعد ابن تركه، رساله المشاعر صدرالمتالهين، رسالتالنصوص قونوي، شرح فصوص الحكم اثر موءيدالدين جندي; الشواهد الربوبيه صدرالدين شيرازي، مجموعه رسائل حكيم سبزواري، مشارق الدراري (شرح تائيه ابن فارض ) اثر گرانقدر سعيدالدين فرغاني، مصباح الهدايه امام خميني، و چهار مجلد مفصل منتخباتي از آثار حكماي الهي ايران نام برد. اين چهار مجلد را به عبارتي مي توان تاريخ فلسفه از ميرفندرسكي و ميرداماد تا عصر حاضر خواند كه حاوي ده ها رساله عالمانه است كه استادآشتياني آنها را پس از تصحيح انتقادي چاپ كرده و بر هر مجلد مقدمه اي تحقيقي در معرفي آثار حكماي الهي اين دوران نوشته اند. انتشار اين رساله ها كه بسياري از آنها تا زمان انتشار ناشناخته و مكتوم مانده بود، در كنار مقدمه هاي عالمانه استاد آشتياني بر آثاري چون الشواهد الربوبيه و شرح مشاعر ملاصدرا، همچنين آثار پراهميت فلسفي و عرفاني اسلامي كه استاد آشتياني آنها را از صورت نسخ خطي و از گوشه گوشه كتابخانه ها خارج ساخته و به زيور طبع آراسته و در دسترس علاقه مندان قرار داده اند، امروز به صورت گنجينه ذيقيمتي درآمده است كه قبل از اين دسترسي به آن براي دانشجويان و طلاب عاشق فلسفه و عرفان اسلامي غيرممكن بود و يا لااقل آسان نبود. يكي از بزرگترين خدمات استاد آشتياني به فلسفه و عرفان اسلامي احياء همين مواريث گرانبهاست كه هر يك از آنها تاكنون چندين بار به چاپ رسيده و در دسترس دانشجويان، طلاب و محققان قرار گرفته و در مراكز بزرگ علمي اسلام شناسي دانشگاه هاي دنيا بازگو كننده آراء و افكار متفكران از فلاسفه و عرفاي بزرگ اسلامي ماست كه مبناي تحقيقات پژوهشگران و دانشوران ايراني و اسلام شناسان خارجي را فراهم آورده است. شايان توجه آنكه، انتشار اين آثار ارزنده راه را براي تحقيقات مفصل تر در زمينه تاريخ و سير فلسفه اسلامي در ايران فراهم ساخت و سبب رواج فعاليت هاي علمي گسترده و اشاعه فلسفه اسلامي در ايران شد و توجه مراكز اسلام شناسي دانشگاه هاي دنيا و اسلام شناسان را به فلسفه و عرفان اسلامي جلب كرد و مبناي تحقيقات بعدي قرار گرفت. * به نظر بيشتر انديشمندان و صاحبنظران انديشه و فرهنگ اسلامي - ايراني، استاد آشتياني حامل زنده سنت فلسفه ايراني - اسلامي و در واقع نمايانگر فضاها و حلقه هاي سلسله مفقوده فلسفي است. نظر شما در اين باره؟ چيست استاد حسن لاهوتي: توضيح ساده و مختصر اين سوءال را مي توان بدين گونه مطرح ساخت كه استاد آشتياني بيشتر كوشش خود را مصروف روشن ساختن و معرفي آثار و حكماي الهي آن دوراني از تحقيقات فلسفي و عرفاني ساختند كه كمتر مورد مطالعه قرار گرفته و مي توان گفت كه پنهان مانده بود و از آن تعبير به حلقه هاي مفقوده سلسله فلسفه و حكمت اسلامي كرده اند. ( ) 2 در واقع استاد آشتياني از طرفي در آثار خود به تحقيق درباره پيوند فكري شيخ الرئيس ابوعلي سينا (قرن 4 و) 5 و خواجه نصير طوسي (قرن ) 7 پرداختند و اين رابطه را در تحقيقات خود معرفي كردند و از طرفي ديگر توجه خود را به روشن ساختن فعاليت هاي فكري و تحقيقات و تاليفات دانشمندان قرن هاي هشتم و نهم و دهم كردند كه واقعا به فراموشي سپرده شده بود و به معرفي اعضاي مكتب اصفهان و مكتب شيراز پرداختند و تحقيقات خود را درباره حكماي عصر صفويه تا دوران قاجاريه ادامه دادند و در شناساندن حكماي از ياد رفته اين دوران گام هاي پرارزشي برداشتند و زواياي تاريخ فلسفه اين دوران را از پرده تاريكي و ابهام برون تحقيقات آوردند مفصل، و مي توان گفت منحصر به فرد ايشان، در مورد شاگردان خواجه نصير طوسي; قطبالدين شيرازي، خاندان دشتكي، خضري، ابن تركه، و آثار صدرالمتالهين ملاصدرا، ملا محسن فيض كاشاني، اردستاني، ملا علي زنوزي نمايانگر كوشش مجدانه استاد آشتياني در نماياندن اين فضاها و حلقه هاي مفقوده اين سلسله است. اين تحقيقات مفصل ناشي از عشق عميق به احياءمواريث فلسفي و عرفاني اسلامي - ايراني كه فاصله اي چندين قرني از ابن سينا تا حكماي قاجاريه و بعداز آن تا زمان حاضر را دربرمي گيرد و سبب شد تا استاد آشتياني بر كليه آراء و تفكرات متفكران بزرگ از فلسفه و عرفان اسلامي ايران احاطه كامل يابد. شايد غلو نباشد اگر بگوييم كه استاد آشتياني همه مطالبي را كه از راه تحقيقات پردامنه شبانه روزي در اين سي چهل ساله اندوختند و همه مطالبي را كه نزد استادان بزرگ زمانه خود آموختند، از يك سو به سبب عشق وافر و از سوي ديگر به كمك هوش سرشار خدادادي، حدت ذهن و به سبب برخورداري از نيروي تفكر و استدلال و تعمق، در سينه خود يكجا جمع آوردند و حكم دائرتالمعارفي را پيدا كردند كه پاسخ همه سوءالات فلسفي را از نخستين روزگار پيدايش فلسفه اسلامي در ايران تا روزگار ما در سينه خود آماده داشتند. * درباره فضايل و خصائص اخلاقي استاد آشتياني قدري صحبت بفرماييد - استاد حسن لاهوتي: يكي از برجسته ترين و نمايان ترين خصائصي كه پيش و بيش از همه در اولين نگاه به چشم مي رسد روحيه تحقيقي است كه به عالي ترين درجه در حضرت استاد آشتياني وجود دارد. در توضيح اين نكته بايد عرض كنم كه حقير در طي اين سي وچند سال از نزديك شاهد بوده ام كه ايشان با چه عشق و علاقه اي دقيقه دقيقه عمر پربركت خود را صرف تحقيق و تفحص در نكات و دقائق مختلف علمي رشته مورد علاقه خود، يعني عرفان و فلسفه، مي فرمودند; يعني اگر غير از اين مي كردند امروز اين نتايج درخشان را در كارنامه علمي ايشان نمي ديديم. استاد آشتياني هميشه تدريس و تحقيق را در كنار هم و به موازات هم در برنامه كار دانشگاهي خود قرار داده بودند. بنابراين وقت ايشان، صرف نظر از ساعاتي كه به ضروريات زندگي و انجام تكاليف عبادي اختصاص داشت، سراسر به مطالعه و پژوهش و تاليف مي گذشت. جمعه و شنبه، روز تعطيل و غيرتعطيل، ايام تعطيلات بهاري، تابستاني و زمستاني نزد ايشان، مفهومي جز فرصت هاي مغتنم جهت كار تحقيقاتي و تاليف و تعليق و مطالعه و بررسي نسخ خطي و چاپي و يا بحث و فحص پيرامون مسائل فلسفي و عرفاني نداشت. ايشان خانه و دانشگاه و كتابخانه و كلاس درس و چايخانه را از هم جدا نمي دانستند - همه جا خانه عشق است چه مسجد چه كنشت، حتي وقتي به سفر مي رفتند - كه بسيار هم كم سفر بودند - اول چيز و بلكه تنها چيزي را كه با خود همراه داشتند مطالبي بود كه در آن ايام فكر و ذهن ايشان را به خود مشغول كرده بود. ايشان حتي وقفه اي يك روزه را هم در كارهاي تحقيقاتي خود روا نمي ديدند. شايد به همين سبب بود كه هيچ يك از اشتغالات مادي زندگي نتوانست ايشان را به سوي خود كشد; حتي فريبنده ترين مظاهر زندگي، ازقبيل كسب پول و تلاش در گردآوردن مال و منال دنيوي، نتوانست مسير ايشان را تغيير دهد. مطمئن هستم كه اگر نياز به امرار معاش نمي بود، ايشان از بابت تدريس دانشگاه نيز يك شاهي طلب نمي كردند; كما اينكه در اين بيست سال بعداز انقلاب كه علاوه بر دانشگاه در حوزه علميه مشهد هم عرفان و فلسفه تدريس مي فرمودند، ذره اي چشمداشت مادي نداشتند و هميشه به همان حقوق مختصر دانشگاهي بسنده مي فرمودند. بارها از زبان ايشان شنيده ام كه مگر بابت خدمت به اسلام و مسلمانان از چند جا بايد حقوق گرفت; زيرا، هرچند شايد فردي كارهاي متنوع و مختلف انجام دهد از آنجا كه هدف يكي است و منظور عبادت حق و خدمت خلق است، نمي شايد كه بهر هر يك مزدي جداگانه گرفت. استاد آشتياني، به معني واقع، عاشق صادق تفكرات فلسفي اسلامي هستند كه در راه احياي معارف اسلامي از جان و دل كوشيدند و عمر پربركت خود را وقف تعالي آن كردند و بحق مي توان گفت كه در زمره راسخون في العلم به شمار مي آيند. از ديگر خصوصيات بارز و كم نظيري كه درباره استاد آشتياني مي توانم نام ببرم توجه خاص ايشان به دانشجويان و طلاب باهوش علاقه مند به تحصيل است. هرجا كه به چنين فردي برمي خوردند به همه طرق مادي و معنوي او را تشويق و مساعدت مي فرمودند و تا جايي كه در توان داشتند سعي مي كردند وسيله تحصيل و پيشرفت وي را فراهم سازند. اين را هم سربسته عرض كنم كه كمتر دانشجوي نيازمندي از خوان كرم و انعام استاد آشتياني محروم مي ماند. استغناي طبع به منتهاي درجه، دست بخشنده در حد بذل موجود، حسن خلق، بي ريايي، عطوفت، راستي و درستي و ايستادگي در برابر جباران و زورگويان مستبدالراي خودخواه، پرهيز از تجمل، ساده زيستن و عشق به انسان هاي متقي درست كردار، طينت پاك و صفاي باطن از جمله صفات والايي است كه در استاد آشتياني جمع آمده و ايشان را محبوب قلوب ياران و ارادتمندان ساخته است. تقوا و پارسايي و تعظيم شعائر مذهبي، عشق به حضرت خاتم النبيين و ائمه اطهار (ع ) نه تنها در رفتار ظاهري استاد آشتياني و در نوشته هاي ايشان به غايت متجلي است كه روح و روان ايشان را در سيطره خود گرفته است. از سفارشات مكرر ايشان اقامه نماز و ذكر خداوند جل جلاله بخصوص به لفظ مبارك الله است. سالها بايد كه تا يك سنگ اصلي ز آفتاب لعل گردد در بدخشان يا عقيق اندر يمن پانوشتها: - 1 رك: خرد جاودان به كوشش علي اصغر محمدخاني و حسن سيدعرب نشر فرزان روز 1377 ص 38 - 2 همانجا ص 15 ادامه دارد