Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771212-44081S2

Date of Document: 1999-03-03

مديريت مشاركت جو اصل مشاركت به اندازه خود دمكراسي قدمت دارد. مقياس و جامعيت حكومت نوين و لزوم اتخاذ تصميمات قاطع و سريع كه با دشواريهايي همراه است و ناكامي سازماني را ايجاد مي نمايد، مشاركت اجتماعي را ضروري مي نمايد. دركناربحث داغ شوراها، مديريت مشاركتي ضروري مي نمايد كه با اشاره كوتاهي از فرمايشات مولاي متقيان علي (ع ) كه مي فرمايند: من استغني بعقله ذل، كسي كه به عقل خودش قناعت كند، ذلالت يافته است به توصيه هاي لازم مديريت مشاركت جويانه مي پردازيم كه از منابع مختلف و معتبري اخذ گرديده است. - 1 مشاركت تقبل آگاهانه انجام بخشي از امور است كه در شكل معاضدت اجتماعي و همكاري يكديگر و از سرميل و رغبت و به قصد بهبود زندگي اجتماعي، سازماندهي مناسب خود را نيز دارا مي باشد. - 2 مشاركت باعث مي شود كه كاركنان براي دستيابي به اهداف بلند برانگيخته شوند و با كوششي فزاينده اهداف سازماني را در شمار هدفهاي شخصي خود قرار دهند و بر ميزان كارايي خود بيفزايند. - 3 مشاركت كاركنان درامور اداري باعث مي شود كه از اندازه مقاومت و ايستادگي آنان در برابر دگرگوني و نوسازي و نوآفريني كاهش پذيرد و راه سازگاري را در پيش گيرند. - 4 جلب مشاركت كاركنان هويت آنان را با سازمان ژرفا مي بخشد و تعارض و ستيزه ها و هم چشميهاي سنگين را كاهش مي دهد. - 5 مشاركت يك عنصر كليدي در برنامه توسعه و حلقه گمشده اي در اين فرايند است و لذا مديران بايستي بدانند كه مشاركت فرآيندي چند بعدي است كه در پاسخگويي به شرايط ويژه در نقاط مختلف اشكال متفاوتي به خود مي گيرد. - 6 مشاركت نه فقط يك هدف مي تواند باشد بلكه پيش شرط و ابزاري براي هر راهبرد موفقيت آميز است و شكست راهبردهاي مديريتي قبلي از فقدان عامل شركت مربوط مي شود. - 7 درمشاركت توجه به عامل انساني شرط اول است لذا بايستي با راه درست و به موقع ازآن استفاده نمود. - 8 بكارگيري مشاركت كاركنان به وفاداري بيشتر و نيرومندتر آنان كشيده مي شود و افزودن بركارايي نيازمند نرمش در كار مي باشد. - 9 مشاركت باعث درهم ريختن عادات كهنه بي اعتمادي پنهانكاري و عدم همكاري از يك سو و پديد آوردن گشودگي، اعتماد و چاره جويي همگاني و مشترك از سوي ديگر مي شود. - 10 سازمانهايي كه كاركنان آن به مديريت مشاركتي خو نگرفته باشند، فراخواني كاركنان به مشاركت در تصميم گيري و ديگر امور بايستي اندك اندك صورت گيرد و عكس اين حالت بدبيني و اضطراب پديد مي آورد و به بي اطميناني مي افزايد. - 11 خشنودي شغلي پيامد دستيابي به ارزشهاي شغلي است و ارزشهاي شغلي كاركنان در فرآيند مشاركت مي تواند پاسخ داده شود، لذا مديراني كه مشاركت را بكار نمي برند با ناكام كردن نيازهاي بنيادي كاركنان به آنان آسيب مي رسانند. - 12 در مديريت مشاركت جويانه به نيازهاي افراد و عزت نفسشان توجه مي گردد. در اين صورت كاركنان احساس مسئوليت كرده و كار را به بهترين صورت انجام مي دهند. - 13 در مشاركت كار و كوشش جمعي بارزتر و محسوستر و ثمربخش ترمي گردد و لذا مشاركت واقعي، خيرانديشي، صراحت و صداقت ميان افراد و كاركنان و بالمال جامعه را ترويج مي دهد. - 14 ايجاد روحيه مشاركت جويانه و پرورش آن بايستي همراه با زدودن بي تفاوتي، بدبيني، خودسري ها و تكروي ها باشد و فقط در اين صورت است كه مي توان با اتخاذ تدابير تدريجي به پرورش قابليت ها پرداخت. - 15 نيل به مشاركت آگاهانه ارادي داوطلبانه و ماندگار محتاج احترام به حيثيت و شخصيت فرد، گروه و جامعه است و مقبوليت شيوه تحري و اصل آزادگي، برابري و اخوت را مي طلبد. - 16 عرصه مشاركت عرصه تكثر قدرت در تصميم گيريهاست كه فرصتهاي نوجويي و نوآوري و نوآفريني را پديدار مي سازد و هم خودگونه اي آموزش، تصميم گيري عقلايي محسوب مي گردد. - 17 با مشاركت هوشمندانه مي توان مطلوب سازي و بهينه گرداني پويا و مستمر امور و پديده ها را ايجاد نمود و با برنامه ريزي محققانه مي توان آن را پايدار كرد. - 18 مشاركت نوعي سازماندهي دانايي است كه در هر سري دانشي است و در درازمدت آنچه كه تكليف هر سازمان يا كشوري را روشن مي كند محصولات كار مغزي است كه به نوعي بكارگيري تمامي دانش و دانايي موجود در برون و درون سازماني است. - 19 مشاركت ارزشهاي انساني را درسازمان پاس مي دارد و به نيازهاي كاركنان براي ايمني مناسبات اجتماعي و خودشكوفايي پاسخ مي گويد. همچنين كاركنان تراز بالا و دانش آموخته به مشاركت بيشتر گرايش نشان مي دهند تا كاركنان رده هاي پايين. - 20 بزرگترين بهره مشاركت آن است كه حق طبيعي كاركناني را كه مي توانند عضو ياري دهنده و سودبخش گروهي باشند كه در آن كار مي كنند به آنان بازمي گرداند. - 21 پشتيباني مديري سبك مديريتي شكيبايي زيردستان يا خودكامگي آنها بر ساختار، جهت گيري و فراگرد مشاركت موءثر است. لذا بايستي دقت نمود كه شش پيش نياز مردم سالار كردن سازمان را رعايت نمود. - 22 گرچه مشاركت درمان واقعي براي بيماريهاي سازماني است اما اطلاعاتي موجود است كه نشان مي دهد كه مشاركت هم مديريت را ياري مي رساند و هم مي تواندآنرا دچارمشكل نمايد. - 23 مديريت مشاركتي سه تفاوت عمده با ديگر انواع مديريت دارد الف - ميزان پاسخگويي سازماني را بالا مي برد. ب - مشروعيت سياسي را افزايش مي دهد. ج - بهره هاي كاركردي رامشخص مي سازد. - 24 فراگرد مشاركت فراگرد نيرومندسازي سازماني است كه بر سه ارزش بنيادي تاكيد مي نمايد. الف - سهيم كردن مردم در قدرت و اختيار ب - راه دادن مردم به نظارت بر سرنوشت خويش. ج - بازگشودن فرصتهاي پيشرفت برروي مردم. - 25 مديريت مشاركت جويانه پنج الگوي جديد در محيط سازماني ايجاد مي نمايد. الف - شنيدن صداي ديگران را آسان مي سازد. ب - احساس تعلق را بالا مي برد. ج - در حاشيه بودن را از بين مي برد. د - ناتوان را نيرومند مي سازد. ر - فرهنگ سكوت را در هم مي شكند و انديشه را كه گرانترين سرمايه انساني است، براي پديدار شدن سرمايه فكري هموار مي سازد. - 26 قبل از اقدام به هرگونه برنامه ريزي مديريت مشاركت جويانه بايستي تحليل و بررسي جامعه شناسي از رفتار اجتماعي كاركنان انگيزه هاي ثمربخش آنان انجام گيرد. زيرا مشاركت پديده اي ذهني است و تا مادامي كه در فرهنگ سازماني جاي خود را نگشايد نمي توان بدان دامن زد و لذا يكسري از قالبهاي ذهني بايستي از سطوح سازماني زدوده شوند. - 27 در امر مديريت مشاركتي هرگونه فشار فاقد اثرات سازنده و جهت دار در بالندگي سازماني است. - 28 مشاركت مقوله اي انساني است كه از روحيات خلق و خوي و انتظارات و توقعات و آرمانهاي مردم تاثير پذيرفته و الفت يافته است. لذا ازنظر روانشناسي پيچيده و ظريف مي باشد و لذا در بكارگيري آن محتاج به روانشناسي اجتماعي رفتاري نيز هست. - 29 مقوله مشاركت از آن رو اهميت مي يابد كه گسترش و تنوع خدمات مورد نياز جامعه ازيك سو و نقش غالب دولت در هدايت و ارشاد شئونات اقتصادي - اجتماعي كشور از سوي ديگر، آميزش با ارزشها و انديشه هايي كه واگذاري كار مردم را توصيه و تشويق مي كنند، نگرش عميق را ايجاد مي نمايد. - 30 شايد به نظربرسد كه پرداختن وسيع به مشاركت كاركنان و بررسي همه جانبه، آنرا ضروري نمي نمايد و با اينكه وجود زمينه هاي سنتي و ديرينه مشاركت در جامعه، تقويت و پرورش اين زمينه ها واحيانا ايجاد انگيزه هاي مناسب در عرصه مشاركت كافي باشد، اما تجارب نشان مي دهد كه بداهت هر امري نشانه سادگي و سهولت دستيابي به آن نيست.