Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771210-44064S1

Date of Document: 1999-03-01

بازي چرخ بشكندش... در حاشيه دستگيري حجت الاسلام والمسلمين محسن كديور بي وجه نخواهد بود اگر ايران را يكي از خبرسازترين كشورهاي جهان به ويژه طي دوسال اخير - قلمداد كنيم. از انتخابات دوم خرداد به اين سو، همواره خبرهاي مهمي از ايران صادر شده كه بزرگترين مراكز تحليل سياسي و رسانه هاي جمعي را لرزانده و روندي خلاف تبليغات عمومي و متعارف عليه انقلاب و نظام جمهوري اسلامي ايران را به افكار عمومي جهان تحميل كرده است. آخرين فصل اين جريان پرشور، همانا انتخابات شوراها و انتقال بخش مهمي از قدرت و مديريت دولتي به خود ملت بود. انتخاباتي كه عليرغم برخي نارواييها، انصافا به استيفاي حقوق واقعي شهروندان نزديك شد و اينك مردم منتظرند تا نتيجه اين انتخابات و تحقق آرزوهاي قانوني خود را با اعلام نتايج، به عيان ملاحظه كنند. در چنين شرايطي كه ملت جشن ميلاد هشتمين ستاره آسمان امامت را توام با نخستين تجربه راستين مشاركت ملي برگزار مي كند، به ناگاه، خبر ناخوشايند و پرابهام دستگيري و بازداشت موقت حجت الاسلام والمسلمين محسن كديور اين فضاي مبارك را برمي آشوبد. آنچه كه اخبار و اطلاعات واصله در اين زمينه حكايت مي كند، ضد و نقيض و كلياتي قابل تاويل است كه به عنوان اتهام عليه اين روحاني انديشمند و محقق پركار اعلام شده است. چنين احكام كلي و يكسويه اي، نظير تشويش اذهان عمومي يا تضعيف نظام و... همواره دستمايه اي براي بهره گيري جريان خاص سياسي عليه رقبا بوده است. شائبه زماني دستگيري اين مجتهد و متفكر برجسته نيز موءيد اين مدعاست وگرنه وي كسي نيست كه در خفا بگويد و بنويسد، حاصل پژوهشها و انديشه هايش را در شفافيت و صراحتي عالمانه همواره بيان كرده و كسي نمي تواند مثلا اتهاماتي نظير اهانت به مقام رهبري و اهانت به حضرت امام خميني (ره ) را در مورد ايشان باور - و اثبات - نمايد. لذا لازم است هر چه سريعتر انگيزه هاي اين قضيه بيان شود و بيش از اين بحران و آشوب فكري در فضاي حوزه و دانشگاه و مجامع سياسي آفريده نشود! بايد بيان شود كه آقاي كديور با استناد به كدام قانون و به جرم چه تخلفاتي بازداشت شده اين است پرسش در طول يك روز اخير توسط صدها و صدها تلفن و مراجعه حضوري افرادمختلف از روزنامه همشهري پرسيده شده و بي شك نشان دهنده تاثير موضوع بر افكار عمومي و حساسيت برجسته ترين طبقات فرهنگي و سياسي در كشور ماست، لذا تعلل در اين امر مي تواند زبانه هاي آتشي را تيز كند كه نه به سود نظام است و نه به نفع كشور. فقط خوراك تازه اي براي تبليغات عليه ايران اسلامي به جام رسانه هاي صهيونيستي مي ريزد. گويا متوليان اين حادثه، اخبار اخير را نشنيده اند كه راديو آمريكا و اكثر رسانه هاي مهم غربي، اخيرا متن مجعول و تبليغاتي تازه اي در زمينه ضعف و نقض حقوق بشر در ايران منتشر كرده است و يا اينكه عده اي از نمايندگان مجلس ايتاليا، جمعي از رجال سياسي و مطبوعاتي فرانسه، چند تن از صاحبنظران آلماني و.. تحت تاثير القائات منافقين و صهيونيستها مجددا به مسئله نقض حقوق انسانها در ايران پرداخته و در آستانه سفر رئيس جمهوري، صحنه سازيهاي غريبي در انظار ملتها به راه انداخته اند. به راستي فقط مدعا و شاهد زنده اي كم بود كه لابد با واقعه اخير از آن هم بي نياز شدند. (چه نيازي به شواهد تاريخ مصرف گذشته!! ) همين موضوع هم اينك انعكاسهاي ويژه خود را در تحليلها و اخبار آغاز كرده است. قوانين جزايي كشور، موارد بازداشت موقت را به روشني مشخص كرده است. غير از موارد مصرحه در تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء و اختلاس و كلاهبرداري -كه توسط مجمع تشخيص مصلحت نظام ارائه گرديد - ماده 129 آيين دادرسي كيفري موارد ابهام را كاملا از ميان برداشته است. براي جلوگيري از فرار يا پنهان شدن متهم، بازپرس مي تواند از چند نوع قرار تامين استفاده كند- 1 التزام عدم خروج از حوزه قضايي با قول شرف 2 - التزام عدم خروج با تعيين وجه التزام تا ختم محاكمه و اجراي حكم 3 - اخذ كفيل در صورتي كه متهم تقاضا نمايد به جاي كفيل، وجه نقد يا مال منقول يا غيرمنقول بدهد و بازپرس مكلف به قبول اين مورد است - 4 اخذ وثيقه; اعم از وجه نقد يا مال منقول و غيرمنقول - 5 توصيف احتياطي با رعايت شرايط مقرر در ماده 130 مكرر. ماده 130 مكرر در موارد زير توقيف متهم را جايز مي داند: - 1 در جنايات مطلقا - 2 در امور جنحه وقتي متهم ولگرد بوده و كفيل يا وثيقه ندهد- 3 در هر موردي كه آزاد بودن متهم ممكن است موجب امحاي آثار و دلايل جرم شده و يا باعث مواضعه و تباني با شهود و مطلعين واقعه گرديده و يا سبب شود كه شهود از اداي شهادت امتناع كنند. و يا در زماني كه بيم فرار يا پنهان شدن متهم باشد و به طريق ديگري نتوان از آن جلوگيري ممكن كرد است گفته شود كه دادسراي eويژه روحانيت پاي بندي نسبت به موازين دادگستري ندارد و براساس مقررات شرعي عمل مي كند - ضمن اينكه همين مسئله اينك مورد eمنازعه رجال و مجتهدان كشور است - در اين مورد چگونه مي توان مجتهدي صاحبنظر و مفتي را كه از مدرسان نامدار حوزه است به استناد ديدگاههايش eروانه زندان درست كرد است كه مسائلي نظير فقدان بازپرسي، كيفيت خاص پذيرش وكيل و بسته و محرمانه بودن احكام دادگاه ويژه روحانيت، هم اينك صورت عرفي پيدا كرده، اما هيچيك از اين دلايل، اين نهاد را از eسايه قانون اساسي و برابري حقوقي شهروندان ممتاز نمي كند. در جايي كه مقام رهبري، ولايت فقيه را در چارچوب قانون تفسير مي نمايند - عطف به سخنراني حضرت آيت الله خامنه اي در ديدار اخير با اعضاي مجلس خبرگان - ديگر چه جاي درنگ و تامل. تشويش اذهان عمومي اگر مصداقي داشته باشد در چنين مواردي متجلي مي گردد، لذا از فراگيري اين بحران تازه چه كسي يا كساني سودها خواهند؟ برد درست يك روز پس از انتخابات شوراها، در زادروز ثامن الائمه ( ع ) مجتهدي، نام آور و متفكر eروانه زندان مي شود. كسي كه برخلاف شوائب برخي جريانهاي سياسي، هم و غم خود را بر تحقيق و تبيين فقه سياسي اماميه قرار داده و eاز متفكران برجسته معاصر در ايضاح ديدگاههاي شيعه بوده است. آثار و مقالات آقاي كديور، اولا صورت رسمي و درسي دارد، ثانيا در منظر افكار عمومي و اهل فن ارائه مي شود، اگر انتقادي بر آن وارد باشد پاسخي استدلالي از سوي فقيهان ديگر را مي طلبد، نه آنكه با آلايش سياسي قضيه، انديشه ها كور و دهانها دوخته شود. به راستي چه سود از اينكه كشور را از چاله اي به چاهي، از مصيبتي به فاجعه اي، و از بحراني به آشوبي؟ بكشانيم تحريك مردم و پايمال سازي حقوق اوليه در كدام زمان موءثر بوده كه در اين مورد؟ باشد آيا وقايع اخير و صرف انرژيها و تشديد تضادها به سود چه كسي جز دشمنان نظام تمام خواهد ؟ شد در مواردي نظير بازداشت موقت شهردار تهران، آيا لازم بود آن همه تزاحمها و درگيريها و تحريكات صورت؟ گيرد چه كساني كمر به توجيه آن حكم قضايي شتابزده بستند و اگر تدبير رهبر انقلاب نبود چه سرانجامي؟ مي يافت... در حال حاضر، كشور ما بيش از هرچيز نيازمند ثبات و وقار است. چشمهاي بيشماري به ما خيره شده و نخستين دولت مستقل اسلامي در جهان، هوشمندانه در حال تعامل با ملت و ايجاد زمينه هاي متعالي براي استعلاي سياستهاي كشور به سر مي برد. تضعيف eروحيه مردم و پراكندن تخم ياس در ميان ايشان هزينه اي گزاف خواهد داشت. بيگانگان نيز كمال استفاده را در همه وجوه خواهند برد. اما به راستي اگر اين دامن، تر نيست، پس چرا به سوي آتش مي رود و آيا اگر آتش درگرفت، دوباره چگونه مي توان آن را رفو كرد و بر تن آويخت. حكايت برخي جريانها و تصورات سياسي در كشور ما، حكايت آن سرنشين كشتي است كه روزي در اقصاي اقيانوسها از چهره مسافري ملول شد. به عنف از او خواست پياده شود. فرياد زور كشيد گرفت و كتك زد، اما مسافر بر سر حرف خود بود. نه ميان امواج جاي پياده شدن است و نه صاحب حقي را بايد از رسيدن مقصد، به ناحق بازداشت! آخرالامر براي آنكه مسافر به مقصد نرسد شروع كردكشتي را در ميان دريا آتش ديگر بزند مسافران بر جان خويش بيم گرفتند و اورا به دريا افكندند! از وقايع تلخ گذشته و هزينه هايي كه برعهده ملت و حيثيت بين المللي نظام قرار گرفته بايد عبرت گيريم. اجتهادهاي خودسرانه در اموري كه تبعات اجتماعي و سياسي منفي دارد، مي بايد در پرتو اصل لاضرر و لاضرار في الاسلام مورد توجه قرار گيرد. نمي توان حق شرعي و قانوني - و حتي طبيعي و انساني - شهروندان را ناديده گرفت و توقع احترام داشت. براي اظهار موجوديت نيز نمي توان به اصل طاعت از دست نيايد گنهي بايد كرد توسل جست. بايد هزينه كرد. با اخلاص، با احترام به مردم، با عمل و خدمت به همه آحاد مردم، حتي اهل ذمه و حتي اهل شرك و كفر غيرحزبي. ائمه ما با گفتگو و استدلال و عمل خير بدان مقامات رسيده و همگان را مجاب مي فرمودند. پريروز تولد امام علي بن موسي الرضا (ع ) بود و حكايت گفت و شنود ايشان با آن عالم كافر - عمران صائبي - سخت عبرت آموزاست. امام مجابش كرد، بلكه مسلمانش كرد و او نيز گروهها گروه را به سوي اسلام فراخواند. اگر كسي جز اين راهي پيش گيرد و دام نهد و راه مكر بنياد كند، بازي چرخ، بيضه را در كلاهش خواهد شكست و چنين حريمي هيچگاه محترم نخواهد ماند. والله اعلم