Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771210-44063S1

Date of Document: 1999-03-01

چوگان، باستاني ترين و پرشورترين ورزش ايراني * ورزش چوگان در ايران دو حامي بزرگ دارد: مقام معظم رهبري و رياست محترم جمهوري اشاره: ايرانيان باستان به ورزش اهميت ويژه اي مي دادند. از آن روست كه داريوش در سنگ نبشته تاريخي خود در بيستون مي نويسد: من كماندار و اسب سوار خوبي اين هستم روحيه ورزش دوستي ايرانيان با گرويدن آنان به اسلام تقويت گرديد و آيين اسلام يكي از مشوقان اصلي به ورزش بوده است. چنانكه پيامبر گرامي اسلام ( ص ) جوانان را به شنا و اسبسواري ترغيب مي فرمودند. چوگان از باستاني ترين و پرشورترين ورزشهاي ما ايرانيان بوده و داراي پيشينه اي تاريخي در ايران است. ورزش چوگان از ايران به جاهاي ديگر مشرق زمين سفر كرده متاسفانه است امروزه به اين ورزش با نشاط و مهيج توجه چنداني نمي شود و جز تني چند در ايران و آن هم به صورت محدود به اين ورزش باستاني نمي پردازند. استاد دكتر آذرنوش كه پژوهشگر زبان و ادبيات عرب و داراي تاليفات بي شماري در اين باره است، از چوگان بازان نامي كشور به شمار آيد. شايد ميان اين دو روحيه دانش دوستي و علاقه به ورزش چوگان، تعارضي ظاهري بيابيم، اما به گفته دكتر آذرنوش نه تنها پرداختن به اين ورزش يا هر ورزش ديگري مانع از كار تحقيق و پژوهش نمي گردد بلكه آن را تقويت مي كند. به طوري كه ايشان گفت; همه فراورده هاي علمي و تحقيقي من در واقع حاصل پرداختن به اين ورزش نشاطاور است. با توجه به اينكه جناب رياست محترم جمهوري بارها در سخنان خود جوانان را به روي آوري و توجه به اين ورزش ملي تشويق نموده اند و با عنايت به اينكه جوانان عزيز كشورمان با روي آوري به اين ميراث فرهنگي ملي در حفظ آن بكوشند، جستار زير را كه در چندبخش تنظيم شده و بخش نخست آن امروز تقديم شما خواهد شد، از نظرتان مي گذرانيم. گروه ورزشي دوستان، در زمانهاي دور، در زمانهاي اساطيري، سياووش چوگان مي باخت. هخامنشيان در دو هزار و پانصد سال پيش از اين، سپس اشكانيان و ساسانيان، طي هزار سال، آن را وسيله شايسته اي براي پرورش جسم و جان فرزندان خود ساختند، و براي آن آيين ها نهادند، سازمان ها به پا كردند، استاد گزيدند تا نيروهاي جوان را در سايه اين ورزش، هم دلاور و رزمجو سازند و هم آدابدان و نظام پذير. اندام هاي خوش پرورده و زيباي سواران، در حركاتي موزون و دلپذير، با حركات شورانگيز و هيبت زاي اسبان تربيت يافته و پيچاپيچ عضلات فولادين آنها، همساز و هماهنگ مي شود و مناظري پديد مي آورد كه پس از دو سه هزار سال هنوز بينندگان را خيره مي سازد. در عصر اسلام، از اميران و اميرزادگان ايراني گرفته تا خليفگان عرب، همه شيفته چوگان بودند و اين شيفتگي در سراسر تاريخ ايران ادامه يافت تا آن كه صفويان بزرگترين و مهمترين ميدان پايتخت خود، يعني نقش جهان را كه محل برگزاري باشكوهترين مراسم دولتي بود، آماده بازي چوگان كردند. دو دروازه سنگي، يكي روبه روي مسجد امام و ديگري نزديك بازار، هنوز از دوران شكوهمندي چوگان سخن مي گويند. اما چوگان تنها ورزش نيست، زيرا شهرت فراگير و زيبايي افسانه آميز آن، به سرعت هاله اي تابناك از ادب و فرهنگ برگرد آن تنيد و از آن پس چوگان جزيي فناناپذير از سنت هاي ايراني شد، در شعر و ادب نفوذ كرد، گوي و چوگان رمز انبوهي استعاره گرديد، رساله هاي عرفاني با نام گوي و چوگان نگاشته، سپس موضوع هنر نقاشي شد و از عصر تيموري تاكنون، هزاران تابلوي ريز و درشت، همه پرجنب و جوش و خيال انگيز، روي پارچه و كاغذ و چوب، يا قالي و گليم و ظروف گوناگون هنري نقش بست. هنوز هم در زبان روزمره، هركس را كه ادعايي كند به اين گوي و اين ميدان دعوت مي كنيم. دوستان، اينك بازي چوگان، با همه كهنسالي و علي رغم كوله بار فرهنگي عظيمي كه به دوش مي كشد، به سبب ندانم كاري و فرهنگ نشناسي برخي از مسئولان، در حال احتضار است. دوستان! دريابيدش كه به زودي از دست خواهد رفت. امروز همه كشورهاي جهان، دسته هاي چوگان باز نيرومند آرژانتين دارند با هزاران چوگان باز، آن را ورزش ملي و حتي منبع درآمدهاي اقتصادي كرده و اسبهاي گرانبهاي چوگان به سراسر جهان صادر مي كند. پس از آرژانتين، آمريكا و انگليس سر قهرماني جهاني دارند. هندوستان خود را زيستگاه و بلكه خاستگاه چوگان مي پندارد، پاكستان چوبخيزران و گوي چوگان به جهانيان مي فروشد، برخي از كشورهايي كه چوگان (يا صولجان ) را از فرهنگ كهن اسلامي ايراني به ارث برده اند، علي رغم آفتاب سوزنده و گرماي جانكاه، زمين هاي چمن و حتي سالن هاي سرپوشيده كولردار براي اين بازي ساخته اند. اما در ايران! دريغا كه 70 چوگان باز پيش از انقلاب اينك به ده دوازده بازيكن تقليل يافته اند. اينان نيز عبارتند از: دو سه جوان، دو سه مرد ميانسال و چند مرد كهنسال زهوار گسيخته كه با عشقي بي آلايش و اعتقادي راسخ به بعد فرهنگي و ايراني چوگان از زندگي روزمره خود مي زنند و مال و وقت خود را صرف اين بازي مي كنند و در ته دل به خود مي بالند كه علي رغم همه دشواري ها و كج انديشي ها، تاكنون توانسته اند چوگان را زنده نگه دارند. همه وسايلي كه امروز در اختيار بازيكنان است و حتي زميني كه روي آن بازي مي شود، همه به هزينه و همت آنان به وجود آمده است. اما چوگان در كشور ما اگر دو حامي بزرگ نداشت، بي ترديد طي يكي دو سال گذشته مرده بود. رهبر معظم انقلاب، پيش از آن كه رهبر سياسي و اجتماعي ايران باشد، اديبي فرهيخته و فرهنگ شناسي جامع الاطراف است. ايشان در سايه اطلاعات گسترده خود از ادبيات فارسي و عربي، عميقا به اعتبار تاريخي چوگان براي ملت خود آگاهند. به همين جهت طي يك سال گذشته، در گفتارهاي حكيمانه خود با جوانان و ورزشكاران، سه بار تاكيد كرده اند كه به جاي ورزشهاي وارداتي و با اسم هاي غريب فرنگي، بازي باستاني ما مورد توجه مردم و دولتمردان قرار گيرد. رياست جمهوري كه درست مانند رهبرانقلاب، نخست اديب و فيلسوف است و سپس سياستمدار، در پاسخ نامه ها و تقاضاهاي دردمندانه چوگان بازان، دستور صريح داده اند كه به اين امر عنايت خاص مبذول شود. اما دوستان! چه بگويم كه برخي از عزيزان دست اندركار، به اين فرمانهاي گرانمايه كه از سر خردمندي و تاريخ داني و جهان بيني صادر شده، گردن نمي نهند و به بهانه صرفه جويي سه چهار ميليون تومان در سال، به آساني تيشه به ريشه چوگان مي زنند و آن چند چوگان باز بي گناه ايران دوست را، ثروتمند و خودسر و تك رو و انحصارطلب و حتي گاه طاغوتي مي خوانند تا هر چه زودتر غرض ناخجسته خود را جامه عمل بپوشانند. اينك ناقوس مرگ چوگان را به صدا درآورده اند و قصد دارند با آغاز بهار 1378 چندان به هزينه ها بيفزايند كه همه مايوس شوند و دست از آن بشويند. برخي از اين مديران كه تجارت پيشگي بر روح و ذهنشان غالب است و پنداري با فرهنگ كهن ايران هيچ روي خوش ندارند، برايشان تفاوتي نمي كند كه ستونهاي تخت جمشيد پابرجا باشد يا فروريزد، ديواره هاي مساجد اصفهان ويران شود يا سالم باشد، چوگان بميرد يا ادامه يابد. آنچه مهم مي نمايد آن است كه در كشاكش هاي اداري و كينه توزيهاي شخصي پيروز آيند. خداوندا! كشور ما را از اين كج انديشي ها نجات بخش. امروز اين چند چوگان باز غمگين دلسوخته، باز دست به دامان رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي و رياست محترم جمهوري حجت الاسلام خاتمي مي شوند تا دستور اكيد صادر فرمايند و مسئولان بي اطلاع را بر اهميت موضوع متنبه سازند. اين عزيزان كم الطفات كه حتي يك بار به ديدن بازي چوگان نيامده اند - حال آن كه مسئوليت مستقيم آن را به عهده دارند - و حتي از پذيرفتن دعوت براي ديدار آخرين مسابقه و اعطاي جايزه برندگان سرباززدند، نياز به راهنمايي آشكار و فرمان صريح دارند و اگر چنين نشود، ترديد نيست كه جاه طلبي و مال دوستي غالب خواهد آمد و حتي مسئولان پاك طينت و دلسوز هم تحت تاثير چند فرصت طلب كه به آساني مي توانند بهانه هاي بي اساس بتراشند و به آساني ديگران را متهم سازند، قرار خواهند گرفت. ادامه دارد دكتر آذرتاش آذرنوش