Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771210-44060S3

Date of Document: 1999-03-01

عواملي كه چهره ء عبور و مرور را ترسيم مي كنند... عابر پياده، اتومبيل يا؟ راننده به مناسبت برگزاري چهارمين كنفرانس مهندسي ترافيك ايران * راننده وسيله نقليه كه انتظار دارد عابران پياده از محلهاي مجاز از خيابان عبور كنند، بايد به حق تقدم عبور پيادگان در اين محلها احترام بگذارد * زمان عكس العمل در برابر خطر، براي يك راننده عادي، درحدود نيم تا چهار ثانيه است آيا هنگامي كه از خيابان مي گذريد، هرگز پيش خود فكر كرده ايد كه بين شما به عنوان عابر پياده و اتومبيل به عنوان يك وسيله نقليه كه نحوه عملكرد آن در اختيار راننده مي باشد و شخص راننده چه رابطه اي وجود؟ دارد در اين مقاله سعي شده است اين رابطه تشريح شده وراه مقابله با هرگونه خطرات احتمالي كه عابر پياده را تهديد مي كند، بررسي گردد. اين موضوع ازآنجا اهميت پيدا مي كند كه درحال حاضر نرخ تصادفات رانندگي در ايران بسيار بالا بوده و روزي نيست كه شاهد حوادث تلخ و ناگوار در عرصه حوادث رانندگي در شهر و جاده ها نباشيم. زمان عكس العمل يا زمان مقابله با هر چيزي كه راننده در طول مسير حركت خود با آن مواجه مي شود عبارتست از زماني كه راننده يك وسيله به يك مانع برخورد مي كند; مثل برخورد با عابري در وسط خيابان، رسيدن به چراغ قرمز، ديدن يك چاله در سطح خيابان تا زماني كه همان راننده از خود اعمالي را بروز مي دهد كه ازآن مانع به سلامت عبور كند. اين زمان كه معمولا /0 5از تا 4 ثانيه طول مي كشد بستگي به پيچيدگي مانع يا مشكل، چگونگي دريافت آن از طرف راننده، شرايط محيط و شرايط فني اتومبيل، شرايط راه و جريان عبور اتومبيلهاي ديگر دارد و شامل مراحل زير است: - 1 درك: راننده ابتدا وضع بوجود آمده را درك مي كند. (مدت زمان درك باتوجه به نوع مانع متفاوت است ) - 2 تمايل: راننده پس از درك وضع بوجود آمده تمايل به عكس العمل از خود نشان مي دهد. - 3 احساس: همگام با رسيدن به مرحله تمايل در راننده به علت بوجود آمدن وضع خوب يا بد احساسي به دست مي آيد. ترس يا عصبانيت قبل يا بعد ازتصادف، نتيجه احساسي است كه در راننده پس ازمرحله درك و تمايل بوجود آمده است. - 4 اراده: در پايان كليه مراحل عكس العمل بوده و اين مرحله در بين رانندگان مختلف با توجه به مهارت، اخلاقيات و رفتاري كه دارند، تقارن داشته و هر كس به نوعي آنرا بروز مي دهد. حال با توجه به دانستن مراحل مختلف عكس العمل، موضوع رابطه بين عابر پياده، اتومبيل و راننده را بررسي كرده و موقعيت هر يك از سه عامل را به طور جداگانه و در ارتباط با هم مورد سنجش قرار مي دهيم. الف: عابر پياده عابر پياده يكي از استفاده كنندگان از سيستم حمل و نقل و ترافيك است كه مي تواند دربهبود و يا اختلال وضعيت ترافيك يك شهر موءثر باشد، عابر پياده چون وسيله اي نيست كه توسط ديگري هدايت شود، مي تواند هيچ حد و مرزي بين خيابان و پياده رو و نقاط خط كشي مخصوص عابر پياده براي خود نشناسد و از هر كجاي خيابان كه دلش مي خواهد عبور كند. از سوي ديگر بازهم عابر پياده مي تواند باتوجه به مقررات عبور و مرور، انساني منضبط و قانوندان بوده، با رعايت مقررات دربهبود ترافيك شهري، نقشي كاملا مثبت ايفا نمايد. حال ببينيم اگر عابر پياده نخواهد به هنگام عبور ازعرض خيابان از نقاطي كه براي او تعيين شده عبور كند، چه اتفاقي خواهد افتاد. رانندگان وسايل نقليه كه سواره رو را محل تردد خود مي دانند، هنگام برخورد با اينگونه عابرين دو حالت ممكن است از خود نشان دهند: - 1 بدون توجه عابر عبوركرده خطر وقوع تصادفات رابه جان بخرند. - 2 به عابر توجه كرده سرعت خود را كاهش دهند و به عابر اجازه عبور دهند كه مورد اعتراض رانندگان پشت سري خود قرار مي گيرند. در هر دو حالت جريان ترافيك كند شده، تراكم بوجود مي آيد. بنابراين عابر پياده در صورتي كه از خط كشي مخصوص خود عبور نكند، گذشته از آنكه جان خود را به خطر مي اندازد، حركت متعادل جريان ترافيك را نيز مختل مي كند. ب: اتومبيل اتومبيل خود في نفسه نمي تواند درحركت جريان ترافيك اختلال بوجود آورد، مگر در دو مورد. يكي آنكه به غلط و به خلاف در ميانه جريان حركت عادي ترافيك قرار بگيرد. (توقف در نقاط ممنوع كنار خيابان يا وسط خيابان به هنگام خرابي ) و دوم اينكه توسط راننده اي غير آشنا به مقررات رانده شود. دراين صورت است كه اتومبيل تمامي خلافهاي رانندگي را ممكن است با هدايت راننده ناشي خود انجام دهد. از طرف ديگر اتومبيل ممكن است داراي نقص فني باشد، يعني ترمزهاي آن كه عامل اصلي در خط ارتباطي بين خودرو، عابر پياده و راننده به شمار مي رود، خراب باشد و در اين صورت است كه عملكرد درستي در زمان روبه رو شدن با عابر پياده نخواهد داشت و هم عابر پياده و هم راننده را به خطر خواهد انداخت. بنابراين رابطه بين اتومبيل، عابر پياده و راننده، شبيه رابطه عكاس است كه با دوربين عكاسي و كسي كه جلو دوربين آماده گرفتن عكس است. هرگاه عكاس ناشي باشد و يا دوربين خراب باشد و يا سوژه از مقابل دوربين كنار رود، نتيجه خراب شدن عكس است. در اين مورد نيز هر سه عامل عابر پياده، خودرو و راننده، مي توانند خطرساز باشند. به اين ترتيب مي توان نتيجه گرفت كه براي جلوگيري از بروز خطر و عملكرد صحيح زمان واكنش توسط راننده به هنگام مشاهده عابر پياده، بايد اتومبيل از نظر فني در موقعيت كاملا سالمي باشد تا بتواند درست عمل كند. ج: راننده اتومبيل انسان در دو موقعيت ترافيكي مهم جلوه مي كند و از اركان عبور و مرور به شمار مي رود: - 1 هنگامي كه عابر پياده است. - 2 هنگامي كه راننده وسيله نقليه است. در بحث عابر پياده به خصوصيات او اشاره كرديم، اينك درموردانسان راننده توضيح مي دهيم. رفتارراننده اتومبيل كه ملهم از شرايط محيطي، رواني و فيزيكي اوست، در رانندگي او دخالت دارد و مي تواند سبب مشكلات بزرگي در ترافيك باشد. مثلا زمان واكنش كه در يك راننده عادي در /0 5حدود تا 4 ثانيه است درراننده اي كه مشروبات الكلي نوشيده و يا مسكن هاي قوي مصرف كرده است، گاهي اوقات تا چهار برابر زمان عكس العمل عادي است. هنگام برخورد راننده اتومبيل و عابر پياده درسواره رو، دو حالت معمولا اتفاق مي افتد: - 1 زماني كه عابر از روي خطا از محل غير خط كشي عبور مي كند و يا با قرمز بودن چراغ عبوربراي او، از لابه لاي اتومبيلها مي گذرد كه در هر دو صورت حق تقدم با راننده است. - 2 زماني كه عابر به طرز صحيحي از محل خط كشي مخصوص خود عبور مي كند و يا زماني كه با توجه به سبز بودن چراغ عابر در چهارراه، مي خواهد عبور كند واتومبيلها نمي گذرند كه در اين مورد حق با عابر است. چرا اين دو (راننده وعابر ) كه هر كدام در موقعيتهاي مختلف درجاي ديگري قرار مي گيرد، نسبت به يكديگر بي اعتنا و هر دو نسبت به مقررات راهنمايي و رانندگي بي توجه هستند. راننده هنگام روبه رو شدن با عابر پياده، ناخودآگاه خود را در زماني كه عابر پياده بوده و اتومبيلها حق او را گرفته اند، بنابراين او نيز به خود اجازه مي دهد تلافي آن موقع رابه سر عابر پياده درآورد. حتي در زماني كه حق با عابر پياده است، به حق او احترام نگذارده، بي اعتنا به مقررات ترافيكي، عابر پياده را ناديده بگيرد. همين مسئله در مورد عابر پياده نيز صادق است. او كه ممكن است خود راننده اتومبيلي باشد، بدون اهميت دادن به اولويت در عبور، راننده اتومبيل را ناديده انگاشته از هر كجا كه دلش مي خواهد عبور مي كند. هردوي اينها يك مسئله را فراموش كرده اند و آن اينست كه عامل سوم يعني اتومبيل هم عملكردي دارد كه اگر به موقع درست عمل نكند، حادثه در انتظار آنهاست. اگرترمزها در اتومبيل به هنگام روبه رو شدن با خطر درست نگيرند، تصادف باعابرحتمي است. ترمزها كه عامل اساسي در كنترل اتومبيل به شمار مي روند، مكانيزم بسيار ساده اي دارند كه چنانچه توسط راننده به طور مرتب چك نشوند، عملكرد صحيح خود را از دست داده، در زماني كه بايد انجام وظيفه كنند، از عملكرد صحيح خودداري كرده، حادثه ساز مي شوند. راننده اتومبيل همان گونه كه انتظار دارد عابرين درسواره رو خيابان، مسير عبور او را مسدود نسازند، خود نيز بايد اين انتظار را از خود داشته باشد كه به هنگام مشاهده عابر پياده كه به طور صحيح از محل مجاز عبور مي كند، حق تقدم را به او بدهد. يا زماني كه درچهار راه، چراغ براي عبور عابر پياده سبز است، با شكستن خط عبور پياده، راه او را سد نكند. رابطه ميان عابر پياده، اتومبيل و راننده، رابطه اي است انساني كه از روحيات و فرهنگ مردم يك كشور براي زندگي اجتماعي سرچشمه گرفته است و اين ارتباط مادامي كه مردم به همكاري متقابل، احترام گذاردن به يكديگر و رعايت قوانين ايمان نداشته باشند، ارتباط معقول و درستي نخواهد بود. به همين خاطر است كه متاسفانه امروزه ما شاهد بي نظمي در عبور و مرور هستيم.