Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771210-44053S2

Date of Document: 1999-03-01

هنر رهايي از تعلقات به مناسبت برپايي نمايشگاهي از آثار هنري هادي ضياءالديني * صحبت از رنج و درد، هيچ مانعي براي خلق زيبايي توسط هنرمند نيست. به نظر من، حتي در خون هم زيبايي وجود دارد و اين وظيفه هنرمند است كه اثر خلق شده اش باعث شود بيننده را جذب كند. نمايشگاهي از آثار نقاشي هادي ضياءالديني از 29 بهمن تا اسفند 8 در گالري افرند برپا شد. ضياءالديني متولد سال كردستان 1335 است. وي تحصيلات ابتدايي را در سنندج به پايان رسانده و در سال 56 وارد دانشكده هنرهاي زيبا شده يكي است از استادان وي درباره آثار ضياءالديني مي گويد: از مشخصات كاري او اختصار و طراحي تند است و خست در خط و سايه كه با كمترين مقدار بيشترين بيان را مي آفريند. عواطف دروني و بيروني را در لحظه مي قاپد و هميشه در محتوا، نگاهي به زيبايي ها و دردهاي قوم خود داشته است. ضياءالديني خود گفته است: در سنندج كسي نيست كه از خانه اش بيرون آمده باشد و من او را طراحي نكرده باشم. در نمايشگاه اخير، او موضوعاتي چون لحظات روشنايي و عواطف مادر و فرزند و گيسوان بلند و زنان و مردان با قامت بلند را تصوير كرده در است اين آثار، رنگها همه ملهم از فضاي موطن اوست. او از نقش و نگار پارچه ها گرفته تا ثروت و زينت آلات شهرش را به روي بوم آورده و كارهايش را براساس ترانه هاي فولكلوريك كردستان (به رته و نانه ) (يعني، شعرهايي كه پاي دار قالي خوانده مي شود ) به تصوير كشيده است. رنج ها، دردها، شاديها، عشقها، اميدها و افسانه ها و اسطوره ها را مي توان در كارهايش و در رنگهاي گرمي كه به كار برده، پيدا كرد. او در مورد آثار خود مي گويد: محتوا برايم ازهمه چيز بيشتر اهميت دارد و علاقه من به شهر و مردم كردستان باعث شده كه هميشه روال كار من تحت تاثير فضاهاي حسي آنها باشد. من خواستم زبان ملتم باشم و هميشه ويژگي هاي خاص زندگي و جنبه هاي معنوي مي تواند عوامل مهمي در انتقال شخصيت آن ملت باشد. من هنر كرد را به گونه هاي مختلف تجربه كردم و مهمترين اين تجارب كار برروي اشعاري است كه پاي دارقالي ها سروده بدون شده اند توجه به صنايع ادبي و برگرفته شده از عشق و اميد و درون خواننده بوده و نمايانگر خلوت سراينده است. وي در جواب اين كه آيا اين اشعار بهانه اي بوده تا نمودي از روح يك ملت دستمايه قرار گيرد و با چه سبك و روشي به اين دنياي بصري راه يافته، مي گويد: در كارهايم هيچ تئوري و هيچ سبكي حكمران نبوده و فقط از تمام دستاوردهاي بشري در زمينه هنرهاي تجسمي بدون قايل شدن به هيچ محدوديتي استفاده كردم تا به خلوصي كه در اشعار عاميانه هست نزديك شوم. صحبت از رنج و درد هيچ مانعي براي خلق زيبايي توسط هنرمند نيست. به نظر من حتي در خون هم زيبايي وجود دارد و اين وظيفه هنرمند است كه اثر خلق شده اش باعث شود بيننده را جذب كند. اين هنرمند در مورد فرم هاي پيچشي كه در تمام كارهايش ديده مي شود، مي گويد: پيچ و تابها را مي توان در همه شرايط اجتماعي و تاريخي و جغرافيايي سرزمين ام مشاهده كرد. مثلا رقص دراويش و آن فرمهاي رقصان و پيچان آنها و اروسي هاي خانه و... محتوا و موضوع تعيين مي كند كه من از چه فرمها و رنگهايي استفاده كنم. من دنبال امضايي كه صرفا مرا به عنوان يك فرد مطرح كند و منيت مرا ارضاء كند نيستم. من از هنر غرب براي خودم بت نساخته ام و هميشه خواسته ام رهايي از تعلقات داشته باشم و به نوعي خلوص وجودي خودم را طالب بودم. از كارهاي ضياءالديني مي توان به چند مجسمه كه در كردستان برسر ميادين نصب شده ياد كرد و نقش برجسته اي كه درحال حاضر در دست تهيه دارد و از روي يك نقش برجسته مكشوفه از تپه زيوه كار مي كند. اين نقش برجسته مكشوفه بر روي عاج بوده كه ضياءالديني كار را بر روي فلز انتقال داده است. او شاگردان بسياري را در كردستان تعليم داده كه به مدارج بالايي دست يافته اند. برگزاري نمايشگاهي از آثار ضياءالديني در فروردين آينده در كشور سوئيس، ازجمله برنامه هاي آتي اين هنرمند است.