Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771208-44051S3

Date of Document: 1999-02-27

چگونه تعداد ضربان قلب بالا مي رود بيماريهاي ويژه ورزشكاران؟ كدامند بيماريهاي بسياري وجود دارد كه در افراد عادي جامعه بسيار نادر است; از جمله بيماريهاي ويژه ورزشكاران. كساني كه گرفتار اين بيماريها مي شوند، به نوعي با ديگران تفاوت دارند; زيرا اين افراد به شيوه هاي بسيار فعال و پرتحرك زندگي مي كنند. اين مقاله به 9 مورد از بيماريهاي ورزشكاران مي پردازد. در ورزشكاراني كه تمريناتشان از مرز فيزيولوژي و روانشناختي بدنشان فراتر مي رود، نوعي بيماري خاص ديده مي شود كه با وجود مقبوليت همگاني اش هنوز ناشناخته است. در اين بيماري، به نظر مي رسد كه نظام طبيعي تمام دستگاههاي بدن ورزشكار در هم فرو مي ريزد. اين حالت باعث مي شود كه فرد ورزشكار هم از نظر ورزش كردن و هم از نظر سلامت عمومي دچار لطمه بزرگي شود و هفته ها وگاهي ماهها طول مي كشد تا او به حالت اوليه اش برگردد. عامل اين مساله، افزايش حجم يا شدت تمرينات در مدت زماني كوتاه يا نه چندان طولاني، آن هم به صورت وسيع در فردي مي باشد كه قبلا داراي تمرينهاي پايه اي با سرعتي ثابت بوده است. البته اين بيماري صرفا در اثر چند روز انجام مكرر يك ورزش بروز نمي كند. در تمرين بيش از حد، بين زمان تمرين و زمان استراحت، عدم تناسبي وجود دارد. اگر بين حجم تمرينات و زمان استراحت و به دست آوردن انرژي از دست رفته توازن وجود نداشته باشد، فرد به تدريج توانايي هاي خود را از دست مي دهد وخستگي جسمي و رواني بر وي غلبه مي كند. در طب ورزشي اين بيماران را به عنوان (سندرم تمرين بيش از حد ) مي شناسند و براي اجزاي مربوط به آن، اسامي زير را به كار مي برند: تمرين بيش از ظرفيت و كشش فرد، روندي را گويند كه طي آن، ورزشكار را تحت فشار قرار مي دهند تا از اين طريق در او، تطابق و جبران مازاد تواناييش را ايجاد اين كنند روش شامل افزايش حجم يا شدت تمرينات بيش از آنچه كه فرد به آن عادت داشته است، مي باشد. ضعف وخستگي ناشي از تمرين يا خستگي حاد، واكنش طبيعي فرد است كه به دنبال يك يا چند روز تمرين سخت در ارتباط با محرك فوق الذكر بروز مي كند. نوعي تمرين بيش از حد است كه در پي تمرينات شديد كوتاه مدت رخ مي دهد. گاهي هم در پي يك دوره برنامه ريزي و زمان بندي شده تمرينات پيش مي آيد. سندرم تمرين بيش از حد يا عدم توانايي در ادامه تمرينات ورزشي، مرحله نهايي خستگي شديد و مزمن است كه در اثر تمرين بيش از حد حادث مي شود. كشيدگي بيش از حد عضلاني، آسيب حاد بافتي است كه در اثر يك جلسه تمرين شديد كه بيش از حد تحمل عضلات باشد، ايجاد مي شود. اين حالات الزاما همراه با تمرين بيش از حد نيست. برخي از محققان عقيده دارند كه اين بيماري، يك طيف است. اين طيف از سندرم خستگي حاد شروع مي شود و به ترتيب در اثر تمرين بيش از حد و در نهايت به ناتواني در انجام حركات ورزشي ختم مي شود. در سندرم تمرين بيش از حد، اعضاي متعددي از بدن درگير هستند، ولي نحوه بيماري زايي آن هنوز كاملا روشن نشده است. ورزشكار دچار احساس بريدن، خستگي و مشكلات در خوابيدن و اشتها مي شود. ضربان قلب در حالت استراحت و همچنين زمان لازم براي بازگشت تعداد ضربان به حالت اول، افزايش مي يابد ورزشكار دچار، كاهش وزن مي شود و درهنگام تمرين كردن احساس مي كند كه پاهايش سنگين شده اند. اغلب در عضلات درد وجود دارد كه به هنگام تمرين خيلي آزارنده مي شود. علائم اين بيماري در ميان افراد مختلف متنوع است. به ندرت پيش مي آيد كه تمام علائم در يك فرد بروز كند. جدول شماره يك، فهرست مشكلات شايع رواني، فيزيولوژيك و اجرايي را روشن مي كند. تمرينات بيش از حد تقريبا روي تمام ارگانهاي بدن تاثير سوء مي گذارند; اما بيشترين عوارض متوجه دستگاههاي قلبي - عروقي، عصبي - غددي، رواني و خود عضلات است. مسائل قلبي - عروقي بهترين علامت تمرين بيش از حد عبارت است از افزايش تعداد ضربان پايه قلب. اكثر ورزشكاران كارآزموده استقامتي تعداد ضربان پايه شان در صبح زود حدود 50 يا كمتر به است اين پديده اصطلاحا برادي كاردي ورزشكاران گفته مي شود. علت آن، افزايش فعاليت پاراسمپاتيك در اثر پرورش ورزشكار هر است چه تناسب ورزشكار بيشتر شود، اين كاهش ضربان نيز بيشتر مي شود; ولي اگر ورزشكار تحت فشار ناشي از تمرينهاي زياد وبي تناسب قرار گيرد، اين ضربان افزايش مي يابد. افزايش پنج ضربه در دقيقه، بيانگر تمرين بيش از حد است. افزايش ده ضربه در دقيقه، تشخيصي محسوب مي شود. در برخي از ورزشكاران كه اين برادي كاردي كاملا مستقر شده، حتي افزايش دو ضربه در دقيقه نيز برايشان قابل تشخيص است. برخي از محققان معتقدند كه ضربان قلب در حالت خواب، معيار دقيقتري براي اين كار از است طرف ديگر، در برخي از ورزشكاران، سندرم ورزش بيش از حد بدون افزايش ضربان قلب در حال استراحت ايجاد مي شود. در ايجاد عوارض قلبي اين سندرم دو عامل را دخيل مي دانند; يكي خستگي بطن چپ و ديگري كاهش حجم خون است. در مطالعات متعددي ديده شده است كه در دوندگان مسافتهاي طولاني يا ترياتلونهاي ماژور، حجم ضربه اي قلب كاهش مي يابد. در نتيجه، قدرت انقباضي قلب نيز كاهش مي يابد. در مسافتهاي فوق العاده طولاني، حتي ممكن است فرد دچار نارسايي بطن چپ و سرفه هاي خوني شود. علاوه بر وضعيت انقباضي عضله قلب، عامل عمده در حجم ضربه اي، حجم خون است. تمرينات استقامتي باعث افزايش حجم خون مي شود. علت اين امر، هم افزايش پلاسما و هم افزايش حجم گلبولهاي قرمز است. در مطالعاتي كه روي ورزشكاران حرفه اي - كه البته مدتي تمرين نكرده اند - انجام شده، ديده شده است كه در همان ابتدا، حجم خونشان در اثر كاهش حجم پلاسمايشان كاهش مي يابد. در ورزشكاراني كه تحت تمرينات بيش از حد قرار مي گيرند نيز احتمالا كاهش حجم خونشان ناشي از كاهش حجم پلاسمايشان است. علاوه بر اين، چون بين تغييرات حجم پلاسماي داخل عروقي و تغييرات اجزاي پروتئين پلاسما ارتباط ثابت شده اي وجود دارد، از دست رفتن حجم بدن - شامل حجم عضلات - ممكن است روي مقدار پروتئين پلاسماي داخل عروق اثر بگذارد. جنبه هاي هورموني اختلال در هيپوتالاموس، يكي از علل احتمالي سندرم تمرين بيش از حد به شمار مي رود. در مقايسه اي بين چهار ورزشكار بيش از حد تمرين يافته و پنج دونده ماراتن بدون علائم باليني، اين اختلالات مشاهده شده. پاسخ كورتيزول پلاسما، هورمون آدرنو كورتيكوتروپيك هورمون رشد و پرولاكتين به هيپو گلسيمي ناشي از تجويز انسولين مختل شده بود. پژوهشهاي اخير نشان داده است كه پاسخ بتا - اندروفين غده هيپوفيز به هورمون آزادكننده كورتيكو تروپين در ورزشكاران مبتلا به تمرين بيش از حد كاهش يافته است (توضيح آن كه بتا - اندروفينها، مخدرهاي داخلي بدن هستندكه در هنگام استرس و درد آزاد مي شوند ). مطالعات متعددي نشان داده كه سطح تستوسترون در دوندگان، دوچرخه سواران وقايقراناني كه بيش از حد تمرين كرده اند، كاهش يافته است. كاهش تستوسترون همراه با افزايش كورتيزول، مبين فعاليت كاتابوليك بدن و درنتيجه، كاهش حجم عضلاني بدن است. كاهش نسبت تستوسترون به كورتيزول به %ميزان 30 را به عنوان معياري براي تمرين بيش از حد پيشنهاد كرده اند. ممكن است يك علت از دست رفتن وزن نيز همين تغيير از آنابوليك به كاتوبوليك باشد. كاتكولامينها نيز در اين سندرم دست دارند. رهش شبانه كاتكولامينها در ورزشكاراني كه مبتلا به اين سندرم بودند، كاهش يافته بود. برعكس، سطوح كاتكولامين ناشي از ورزش و فعاليتهاي روزانه در مطالعات انجام شده روي اين ورزشكاران افزايش يافته بود. جنبه هاي عضلاني نوعي سندرم استفاده بيش از حد از عضله در كساني كه مسافتهاي بسيار طولاني را مي دوند ومي خواهند به ركوردهاي جديد دست يابند، شناخته شده است. كراتي نين كيناز سرم افزايش مي يابد و اندازه عضله بدون كاهش چربي بدن، تحليل مي رود. به اين سندرم اصطلاحا آزردگي تاخيري عضله مي گويند كه مي تواند جزئي از سندرم تمرين بيش از حد به شمار رود. برخي از ورزشكاران ممكن است در اثر عدم مصرف كربو هيدرات كافي براي برآوردن انرژي لازم براي افزايش تمرينات، دچار ضعف عضلاني مزمن در شوند مطالعه اي كه روي 12 شناگر سطح بالاي مرد انجام شد، بر اثر دو برابر كردن مسافت تمرين به مدت 10 روز متوالي چهار نفر از اين افراد نتوانستند اين افزايش را تحمل كنند و سرعتشان به ميزان چشمگيري كاهش يافت. در اين چهار نفر، سطح گليكوژن عضله به ميزان قابل توجهي كاهش داشت كه ناشي از مصرف پايين هيدروكربنها بود. آنچه مسلم است، افزايش تمرينات نيازمند افزايش تغذيه مناسب است. جنبه هاي رواني افزايش چشمگير در حجم تمرينات و شدت آنها باعث افزايش خستگي، افسردگي، خشم و اختلالات خلقي مي شود. احساس نشاط و سلامت فرد كاهش مي يابد و براي يك تمرين خاص نياز به فعاليت و تلاش بيشتري است. پژوهشگران دريافته اند كه اختلالات خلقي، با شدت سندرم تمرين بيش از حد ارتباط مستقيمي دارند و مي توان از آن به عنوان شاخصي براي جلوگيري از سندرم تمرين بيش از حد استفاده كرد. تشخيص و درمان به منظور پيشگيري و شناسايي سندرم تمرين بيش از حد، بايد وضعيت فيزيكي و رواني فرد را به خوبي تعيين و ثبت كرد. اين اطلاعات بايد در زماني طولاني به ثبت برسند و با ارزيابيهاي قبل همان ورزشكار مقايسه شوند. مشخصه هاي ويژه مفيدي كه درجستجوي سندرم بالقوه يا در شرف وقوع به كار مي آيند، عبارتند از: افت 1 اجراي تمرينات; . كاهش 2 وزن; افزايش 3 ضربان قلب در حال استراحت; . كاهش 4 وضعيت عمومي سلامت; افزايش 5 تشنگي و آب خوردن در هنگام غروب; . اختلال 6 خواب يا دير به رختخواب رفتن. گاهي ممكن است اين بيماري صرفا باعث افت كارايي فرد شوند وهيچ علامت ديگري به دنبال نداشته باشد. براي جلوگيري از اين بيماري، مربي بايد تمرينها را متعادل و براساس تواناييهاي هر فرد انتخاب كند. هر ورزشكار از نظر تحمل استرس و ظرفيت بازپروري منحصر به فرد محسوب مي شود. مربيان بايد ساير منابع استرس را در زندگي ورزشكار شناسايي، و حجم كار را بر اساس شرايط تعيين كنند. بايد رژيم تمريني ورزشكار به دوره هاي كوتاه ورزش سنگين و زمانهاي متناسب براي استراحت و احياي انرژي از دست رفته تنظيم شود. ورزشكاران بايد براساس برنامه شان پيش بروند و نبايد بر اساس ميلشان تمرين كنند. هيچ علامت ويژه و شاخص اختصاصي خوبي براي شناسايي اين بيماري وجود ندارد. با اين همه، زماني كه بيماري به جايي مي رسد كه افت ناگهاني در كارايي همراه با عدم تحمل تمرينات بروز مي كند، بايد مداخله كنيم. درمان كسي كه در شرف اين بيماري است، عبارت مي باشد از برگرداندن حجم تمرينات به حالت قبل. در واقع، كم كردن تمرينات در مدت دو هفته قبل از شروع مسابقات مي تواند قدرت عضلاني را به حداكثر برساند و كارايي را درحد عالي نگه دارد. ورزشكاري را كه صرفا دچار اين حالت شده است مي توان با 3 تا 5 روز استراحت صرف به حالت اول برگرداند. زماني كه سندرم تمرين بيش از حد به حداكثر ابعاد خودش مي رسد، ديگر ورزشكار چاره اي ندارد جز آن كه از چندين هفته تا چندين ماه ورزش نكند و فقط استراحت كند. مطالعه اي كه روي ورزشكاران دچار تمرين بيش از حد انجام شده است كه نشان مي دهد بعد از سه تا پنج هفته، كارايي آنها افزايش مي يابد. نوشته: دكتر مژگان آورند