Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771206-44031S2

Date of Document: 1999-02-25

صنعت نشر كتاب كودك در انتظار راهكارهاي نوين گفت وگو با چند تن از دست اندركاران كتابهاي كودك و نوجوان از زاويه اي ديگر; اخذ مجوز چاپ كتاب كودك، ناشران را در ورطه گردابي از مشكلات، نظير فقدان ساختار و منطق، تكراري بودن سوژه، شبهه كپي برداري از تصاوير خارجي و كارتوني بودن گرفتار بعضي مي سازد از ناشران كودك اذعان مي كنند، فقدان مقررات مدون و مكتوب براي كسب مجوز، به جاي ارتقاي سطح قصه پردازي، آگاهي دهي و الگوسازي در متن و ايجاد خلاقيت در تصويرسازي كتابهاي كودك، بيشتر ناشران را، به فكر يافتن راههاي ميان بر و خارج از ضوابط مي اندازد. ناشري كه مدتهاست به دنبال مجوز يك كتاب كودك، بين طراح و موءلف و ارشاد سرگردان است، در اين باره مي گويد: از شنيدن خبر كسب مجوز شش كتاب رنگ آميزي به طور همزمان و از زبان خود ناشر شوكه در شدم حال حاضر، گرفتن مجوز كتاب كودك و مخصوصا رنگ آميزي بسيار مشكل است و چگونگي صدور مجوزها باعث حيرت من شده است. متاسفانه كتابهايي كه قبل از آمدن مسئولان فعلي، مجوزشان صادر شده، اجازه تجديد چاپ ندارند و هيچ مرجعي هم وجود ندارد كه بنا را بريك تحقيق علمي و حساب شده بگذارد و به ما ثابت كند كه اين كتابها چه مضرات فرهنگي يا معنوي را درپي داشته كه الان غير مجاز اعلام شده اند. بدين ترتيب، عموم ناشران و بالاخص ناشران كودك، امنيت شغلي خود را در معرض تهديد مي بينند و مطمئن نيستند سرمايه گذاري را كه در حال حاضر روي كتابي انجام مي دهند، در آينده سرنوشتي مثل كتابهاي قبلي كه غير مجاز اعلام شده، پيدا نخواهند كرد. ناشر ديگري، ضمن عدم معرفي خود به عنوان يكي از اصول لازم الاجرا در رعايت امنيت شغلي، اظهار مي دارد: من مطلع هستم كه يكي از شاعران و تصويرگران كتاب كودك كه از كاركنان وزارت ارشاد است، در چاپ كتابهايش با هيچ مشكلي مواجه نمي شود. مخصوصا سه كتاب رنگ آميزي اخيرش، كه با توجه به مصرفي بودن كتاب رنگ آميزي، بازار خيلي خوبي هم دارد. يك مرتبه هنگام بحث و اصرار من در مورد علت رد مكرر طرح هاي طراحم، يكي از كاركنان دايره صدور مجوز به من گفت: شما اگر با افراد قوي كار كنيد، فقط وجود نام ايشان در پاي طرح يا متن كتاب، باعث مي شود ما به سرعت مجوز را صادر كنيم. اين حرف براي من شبهه ناك بود و فكر مي كنم اگر قرار باشد تمام كارها در دست عده خاصي باشد، ديگر كشف استعداد جديد و بها دادن به جوان ها در حد شعار باقي بماند. به علاوه همانطور كه بين موءلفان و طراحان از لحاظ سطح توانايي، تفاوتهايي وجود دارد، ناشران هم از لحاظ توانايي مالي، تفاوتهايي با يكديگر دارند و فكر نمي كنم هر ناشري استطاعت كار با طراحان و موءلفان معروف را داشته باشد. ناشر ديگري ابراز، مي دارد: وقتي با آقايان محترم دايره صدور مجوز چاپ كتاب كودك، از بحث در مورد تصويب طرح ها و متن كتابم به نتيجه نرسيدم، از راه ديگري اقدام كردم. به ايشان گفتم، در صورتي كه مجوز را برايم صادر نكنند، تمام كتابهاي كارتوني موجود در بازار را جمع آوري مي كنم، از وزير محترم ارشاد وقت مي گيرم و از ايشان مي خواهم نبوغ، خلاقيت، يا هر چيز متفاوتي را كه در اين كتابها وجود دارد و در متن و طرح هاي كتاب در دست چاپ من نيست، برايم مشخص كنند. از ايشان مي خواهم قضاوت كنند اگر تصاوير كارتوني در اين كتابها وجود ندارد كه هيچ، ولي اگر وجود دارد، مجوز آنها را بخواهند و ببينند آيا واقعا تاريخ صدور تمام آنها مربوط به دوره قبلي مسئولان ارشاد است. اين ناشر در ادامه مي گويد: راستش را بخواهيد، اصلا كار به آنجا نكشيد و مجوز صادر شد، ولي واقعا عزمم را جزم كرده بودم و اگر لازم مي شد، به هر نحو ممكن صداي اعتراضم را به گوش وزير عشق مي رساندم به كار، فشارهاي اقتصادي زندگي و وجود انواع هزينه ها، حتي تا قبل از تصويب كتاب، انسان را به سرسختي و استفاده از اهرمهاي قانوني وامي دارد. متاسفانه از سوي بعضي از مسئولان دايره يادشده، عنوان مي شود كه تمامي كتابهاي كارتوني در حال چاپ و يا موجود در بازار، مجوزشان قبلا صادر شده، در حالي كه اين مطلب از لحاظ اقتصادي كاملا غير عقلاني زيرا است هزينه تاليف، حروفچيني، ويراستاري و طراحي حدود چند صد هزار تومان مي شود و حتي برخي طراحان، بدون قبول هيچ گونه مسئوليتي در مورد رد يا قبول طرحشان، فقط پول خود را طلب مي كنند و به اين ترتيب مبالغي كه تا مرحله صدور مجوز، توسط ناشر هزينه مي شود، معادل رقمي است كه هيچ ناشري حاضر نمي شود دو سال تمام آن را راكد نگهدارد. مخصوصا باتوجه به اين نكته كه يكي از بزرگترين موانع چاپ كتاب كودك، صدور مجوز است و تازه بعد از صدور آن، كارها به قول معروف روي غلتك مي افتد و با سرعت انجام مي پذيرد. البته اگر چه ناشران، موءلفان و طراحان ناراضي از نحوه عملكرد دايره صدور مجوز چاپ كتاب كودك در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، تمامي جامعه دست اندركاران نشر را دربرنمي گيرند و بي ترديد در همين حال و هوا هم تعداد زيادي از ناشران قادر به فعاليت و چاپ كتاب هستند و به راستي سخت گيري در مورد ناشراني كه تمامي صفحات كتابهايشان با تصاوير بزرگ، اما مطالب كم حجم پر شده و متهم به كم فروشي هستند، لازم است، ولي با اين وجود، سوءالي كه به ذهن متبادر مي شود اين است كه شائبه مخدوش بودن عملكرد دايره مذكور از كجا سرچشمه؟ مي گيرد منشاء انواع توهمات موجود و اعتراضهاي همين تعداد ناشر چيست و ؟ كجاست حتي اگر، اين دسته از افراد دچار كج فهمي شده باشند، آيا برخي ابهامات موجود، دليل اين كج فهمي ها ؟ نيست به طور قطع، سياستهاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اهدافي منطقي و اصولي را براي افق هاي آينده صنعت نشر كتاب كودك در ايران مدنظر دارد كه همانا پرورش و شكوفايي استعداد موءلفان و طراحان، جلوگيري از كپي برداري از كارتونهاي پخش شده از سيما و اهميت به تاليف در مقابل ترجمه، بخشي از اين هدفهاست. با اين حال بايد پرسيد آيا دايره متولي اين امر، ابزار لازم براي رسيدن به اين اهداف والا را؟ دارد آيا نظر شخصي چند نفر تحت عنوان بررسي كتاب كودك كه به هر حال قادر به برقراري روابط خصوصي و صميمي با ديگران هستند، در همه حال تزلزل ناپذير است. آيا پايايي نظريات اين افراد، عصمت و خدشه ناپذيري مورد انتظار جامعه نشر را به همراه دارد! به ظن قوي، عموم ناشران هيچ علاقه اي به پي گيري مواردي كه به دليل عدم صدور مجوز، وقت، سرمايه و انرژي ايشان را تلف كرده ندارند، اما روند انتشار كتاب با وجود چنين موانعي، دل نگراني دست اندركاران اين حرفه را به همراه دارد. در واقع لزوم هر چه ضابطه مندتر شدن شرايط كسب مجوز، همراه با جزييات و ريزه كاريهاي دقيق، به عنوان قانوني مستند و مداوم، لازمه ادامه كار ناشران است. بدست آمدن چنين راهكارهايي، نياز به صرف انرژي و وقت توسط اهل فن و صاحبنظران اين حرفه دارد، اما به نظر مي رسد در اين ميان يكي از پيشنهادات به درستي جاي تامل دارد. اساس اين پيشنهاد اعطاي مجوز انتشار پياپي به ناشران، همانند مطبوعات است. يعني ناشران نيز چون مطبوعات، تازماني كه مرتكب انجام عملي مغاير با قانون نشده اند، اجازه چاپ كتاب داشته باشند و صدور پروانه نشر به منزله جواز چاپ كتابهاي متعدد و مكرر باشد. گرچه عملي شدن اين پيشنهاد در گرو تصويب قانون است، ولي وقوع آن مي تواند صنعت نشر را به تكاپو وادارد و حتي زمينه ساز و تجربه اي كوچك براي اعمال آن در مورد عموم كتابها باشد. ضمن آن كه بايد انتظار داشت ناشران براي حضور موفق تر در بازار، به ابداع و نوآوري روي بياورند. در مورد مسايل احتمالي نيز، مي توان كليه ناشران را متعهد به رعايت اصول و قوانين كرد و مسئوليت هرگونه تخلفي را متوجه ايشان دانست واز طرفي با توجه به اينكه تيراژ كتابهاي كودك، حول و حوش بيست هزار نسخه است و توزيع اين تعداد كتاب حداقل چند هفته اي به طول مي انجامد، مي توان در صورت بروز هر تخلفي به جمع آوري آن روي آورد. امكان عملي بودن اين پيشنهاد وقتي بيشتر به نظر مي آيد كه تصور كنيم روزنامه هاي مختلف با شمارگان چند ده تا چند صدهزار نسخه اي، هر روز به سرعت در سراسر نقاط كشور توزيع مي شوند و با اين وسعت و سرعت توزيع، جز در مواردي نادر، شاهد تخلف و نقض قانون از سوي آنها نبوده ايم. جالبتر آنكه روزنامه ها و ساير نشريات هفتگي و ماهانه و فصلي، اغلب از توان مالي بالا، حمايت احزاب و جمعيتهاي مختلف و استقبال افكار عمومي هم بهره مند هستند و به همين دلايل براي انجام مانورهاي مختلف، پشتوانه قابل توجهي را به همراه دارند. ولي در قياس با مطبوعات، ناشران و مخصوصا ناشران گمنام كتاب كودك، از چنين اقتدار مالي و پايگاه اجتماعي بي بهره هستند. در مجموع، آنچه كه از وزارت ارشاد انتظار مي رود، تصويب قوانيني است كه با نص صريح، قابل اجرا و پي گيري، اهداف صنعت نشر را در كنار تمامي ابعاد فني و تكنيكي آن شامل شود. * محرم حيدري