Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771205-44022S2

Date of Document: 1999-02-24

بايد چيزي توليد كنيم كه بهتر از تايتانيك باشد آياهزار 200دانش آموز معتاد؟ داريم - بخش پاياني * اگر ما توليدات درست و صحيحي را متناسب با نيازهاي دانش آموزان ارائه دهيم و بتوانيم كيفيت توليدات فرهنگي خودمان را بالا ببريم، به تدريج در اين بازار آشفته، توليدات فرهنگي به سمت توليدات خوب و باارزش گرايش پيدا خواهد كرد اشاره: ديروز بخش نخست گفت وگو با دكتر سيدمختار موسوي، مدير كل مشاوره و برنامه ريزي امور تربيتي وزارت آموزش و پرورش و مسئول دفتر اجرايي ستاد مبارزه با مواد مخدر وزارت آموزش و پرورش در باره معضلاتي كه در ميان دانش آموزان كشور وجود دارد را با هم خوانديم. امروز آخرين بخش اين گفت وگو را مي خوانيم. * اگر از بحث اعتياد و دفتر ستاد اجرايي مبارزه با مواد مخدر بگذريم مسائل ديگري نيز در مدارس ما وجود دارد مثلا گفته شده كه در تهران گروههايي مشابه رپ و هوي متال وجود دارد كه برخي از دانش آموزان دبيرستاني عضو آنها هستند. همچنين نتايج يك تحقيق در دانشگاه تربيت مدرس نشان مي دهد كه حدود 86 درصد جوانان و نوجوانان يازده تا هجده ساله فيلم تايتانيك را ديده اند و 36 درصد اين افراد نيز نوار موزيك متن اين فيلم را دارند. يعني اين مسائل و اين فيلمها براي آنها جاذبه زيادي دارد كه جذب آن مي شوند. نوارهاي شعر خانم مريم حيدرزاده هم تا آخر آذر امسال بيش از 400 هزار نسخه فروش داشته است. به نظر جنابعالي، اين آمارها چه واقعيتهايي را بيان مي كند و امور تربيتي، در مقابل، چه جاذبه هايي مي تواند براي دانش آموزان ايجاد؟ كند - اگر پديده غلطي در جامعه وجود داشته باشد، بنده براي مقابله با آن، معتقد به توليد در مقابل توليد هستم. يعني معتقد هستم كه اگر ما توليدات درست و صحيحي را متناسب با نيازهاي دانش آموزان ارائه دهيم و بتوانيم كيفيت توليدات فرهنگي خودمان را بالا ببريم، به تدريج در اين بازار آشفته، توليدات فرهنگي به سمت توليدات خوب و باارزش گرايش پيدا خواهد كرد. اضافه برآن، ما تحقيقات متعددي داريم كه نشان از پايبندي دانش آموزان به اسلام و انقلاب اسلامي و كشورمان و دين و ديانت دارد. شما توجه كنيد كه حداقل در مورد پديده اي مثل دوم خرداد مي توانيد قضاوت كنيد و ببينيد كه امروز كه يك روز اعتماد ملي تلقي مي شود، به نظر من، اينجا جوان ها با پذيرفتن چارچوبهاي حكومت، نظر خودشان را اين مي دهند موضوع، بيانگر اين مسئله است كه آنها به اصول پايبند هستند و اگر ما نتوانستيم توليدات درستي به آنها عرضه كنيم، اين نقص از ما است. شما درباره فيلم تايتانيك اين حرف را من مي زنيد در مورد تعداد زيادي از توليدات داخلي خودمان مي گويم. سريال امام علي ( ع ) را كه از تلويزيون پخش مي شد، تحقيقات نشان مي دهد كه جوانان فراواني مشتاق اين سريال بودند و اين نشان مي دهد كه اگر بتوانيم توليدات درستي را ارائه كنيم، موءثر خواهد ما بود هم درصدد هستيم در حوزه پرورشي توليدات خوبي عرضه كنيم، بيش از آنچه به محدوديت جوانان و نوجوانان معتقد باشيم، به مصونيت آنها اعتقاد داريم. معتقد هستيم كه با روشهاي مصونيت آور، مي توانيم باتوجه به اين كه جوانان ما جوانان خوبي هستند و مسائل را خوب مي فهمند، يك فضاي مفاهمه و مشاركت را با آنها گسترش دهيم. اين كه امور تربيتي براي آنها چه كرده است در سياست ما، بحث از مشاركت است. اما اين كه چقدر در اين كار موفق خواهيم شد، بايد عرض كنم كه تربيت يك امر تدريجي است و طي ساليان مختلف در وجود يك فرد شكل مي گيرد و پايدار مي شود و يك امر تزريقي نيست كه مثل يك آمپول آن را تزريق كرد تا يك دفعه آنها دگرگون شوند. دانش آموزان، دوازده سال در اختيار ما هستند. ما بايد به تدريج از طريق برنامه ها، طي دوازده سال با آنها كار كنيم و هدفهاي تربيتي مان را محقق كنيم. ضمن اين كه، تنها بخشي از تربيت دانش آموزان به عهده ما چون است بخش ديگر آن بيرون از مدرسه است و مربوط به خانواده ها، رسانه ها و اجتماع است. ما هنوز تحقيقي نكرده ايم كه ببينيم سهم ما در تربيت آنها چقدر است، ولي يك سقف مشخصي دارد و بايد يك هماهنگي بين همه ارگانها بشود و از طرفي هم واقعا به خود جوان ها و نوجوان ها اعتماد كنيم و با اميدي كه الان در دل آنها هست، بتوانيم بر مشكلات جامعه فائق شويم. * اشاره كرديد به اين كه آموزش و پرورش، تنها بخشي از امور تربيتي دانش آموزان را به عهده دارد و مابقي آن به عهده خانواده، اجتماع، رسانه هاست. سواي حوزه آموزش و پرورش، نظر شما درباره اين كه چرا جوانان و نوجوانان كمتر به سمت الگوهايي كه براي آنها در نظر گرفته شده است، روي مي آورند و بيشتر مسائل ديگري براي آنها جاذبه دارد، چيست - ببينيد بايد ويژگي هاي سنين نوجواني را درست مورد كنكاش قرار دهيم و بر اساس هدفهاي خودمان و براساس آن ويژگي ها توليدات خوبي را عرضه كنيم و به طور جدي از مشاركت خود آنها استفاده كنيم. به نظر من قدري در كشور ما از اين بابت خلا وجود دارد كه بايد اين خلا رفع شود. صرف روي آوردن دانش آموزان و خانواده ها به چيزهايي كه با سليقه ما جور درنمي آيد، بيانگر اين نيست كه آنها در حقيقت نسبت به ارزشها پشت كرده اند. يا صرف ديدن يك فيلم تايتانيك، نشان نمي دهد كه دانش آموزان با نظام قهر اين هستند نوع نتيجه گيري ما را به جايي نمي برد. ولي عرض كردم توليد خوب در مقابل توليدات دنيا. يعني اين كار را به عنوان يك رسالت جدي همه انجام دهيم. از سوي ديگر ما به طور جدي در خانواده هاي خودمان ضعف داريم. در تحقيقي كه در سالهاي گذشته در معاونت پرورشي انجام شده، بالاترين مشكلات دانش آموزان، مشكلات خانوادگي اعلام شده است. وقتي در جامعه مان، تعداد بي سوادان بالا است و جامعه در حال تحول هم هست و در حقيقت ميانگين سواد كتبي مردم ما، چيزي حدود چهارم ابتدايي است، در چنين جايي دانش آموزان را مقصر قلمداد كردن، به نظر من ظلم است و بايد رفت سراغ اشكالات برنامه اي و شكافتن ويژگي هاي درون خانواده ها و از طرفي، رفت سراغ اين كه الگوي توليد خوب فرهنگي را در جامعه نهادينه كرد. * با توجه به صحبتهاي شما، اگر اصلا از اول انقلاب تاكنون ما امور تربيتي نداشتيم و امور تربيتي در مدارس ما نبود، چه اتفاقي مي افتاد. - خب، البته در اين سوءال شما بايد كمي عميق تر وارد شويم كه اگر امور تربيتي نبود، چه اتفاقي مي افتاد. مي توانست اتفاقات متعدد مثبت و منفي روي دهد. ولي واقعا امور تربيتي بر اساس يك نياز اجتماعي و ويژگي هايي كه انقلاب اسلامي طلب مي كرد، به وجود آمد و در دوران بيست ساله گذشته فراز و نشيبهاي متعددي را هم طي كرده است. از جمله مشكلات جدي امورتربيتي اين بوده است كه از رده مسئولان بالا گرفته تا سطح خانواده ها، هر كسي از ظن خودش يار امور تربيتي شده است. اين مشكل البته به نوعي در كل آموزش و پرورش ما هست. شايد بارها گفته شده است كه نوعي - حالا نمي دانم چه تعبيري كنم - عوام زدگي در برداشت از تعليم و تربيت در اين كشور هست كه افراد، ضمن آن كه منتقد هستند به مسائل تربيتي، از طرفي در اين زمينه صاحبنظر و راي نيستند. ما هم اگر بخواهيم ارزيابي علمي درست از امور تربيتي داشته باشيم، بايد شاخص ها و معيارهاي روشن علمي ارائه دهيم و گرنه دچار خطا مي شويم. امور تربيتي به بخش زيادي از هدفهايي كه در ابتدا بنيانگذاري شده، هنوز نرسيده است. ولي اين موضوع ناشي از اين كه هدفها غلط بوده يا هدفهاي درستي نبوده است، نيست. اين كه شايد دچار تلاطم ديدگاههاي متعدد تصميم گيران شده است. شايد در نظر بگيريد در سال 67 مصوبه اي در شوراي عالي انقلاب فرهنگي مطرح مي شود كه در اين مصوبه امور تربيتي در تغيير نظام، هويت مديريت پرورشي به خودش مي گيرد و طرحي با عنوان معاون پرورشي در اينجا پيش بيني مي شود. منظور اين است كه يك مربي تربيتي، تنها متولي تربيت نيست، بلكه همه متولي تربيت هستند، اما امورتربيتي را براي اين مي خواهيم كه بتواند نقش مديريتي براي فعاليتهاي پرورشي در مدرسه ايفا يعني كند هماهنگ كردن، سازمان دهي و ارزيابي را در اين مدارس به عهده بگيرد. اين طرح 9 سال است كه تصويب نشده است. اگر اين طرح 9 سال پيش تصويب مي شد شايد امروز بهتر مي توانستيم قضاوت كنيم. الان يك سالي است كه اين طرح را به جريان انداخته ايم و در سازمان امور اداري و استخدامي مطرح شده، ولي هنوز هم تصويب نشده است. به همين دليل عرض مي كنم كه امور تربيتي در نهاد خود داراي هدفها و برنامه هاي دقيق و درستي بوده است و همگام با تحولات كشور مي توانسته و توانسته است خدمات بزرگي ارائه دهد. ولي به هر حال در طول اين مسير، دچار طوفانهايي شده از جمله تعبير مقام معظم رهبري به اين كه خشكيده است اين حوزه در مدارس. ولي اگر امور تربيتي نبود، طبيعي است مجموعه آثار مثبتي كه الان حاصل شده است هم اما نبود اين كه آيا امور تربيتي بايد بازسازي شود، جواب بله است. ما هم اعتقاد داريم كه بايد نگاهي نو به امور تربيتي داشته باشيم و بايد آن را مورد بازنگري قرار دهيم و بايد همگام با تحولات جامعه و نيازهاي آينده، امور تربيتي را سروساماني دوباره بدهيم. * اشاره كرديد به اين كه امور تربيتي در نهاد خود داراي هدفها و برنامه هاي دقيق و درستي است. با توجه به اين موضوع مربيان تربيتي مي توانند داراي بيشترين نقش در امور تربيتي باشند. از طرفي پرداختن به امر تربيت از حساسيت ويژه اي برخوردار است و وارد شدن به مقوله تربيت ظرافت خاصي را مي طلبد. مي خواستم بدانم آيا كساني كه براي امور تربيتي مدارس انتخاب مي شوند، از تخصص و مهارت كافي در اين زمينه برخوردار هستند. يعني به اندازه اي آموزش ديده اند كه در مقوله هاي تربيتي با آگاهي وارد شوند و با حساسيت و ظرافت امور تربيتي آشنا باشند. مثالي كه مي توان درباره فعاليت هاي مربيان تربيتي زد درباره جشن تكليف دختران 9 ساله است. در بعضي از دبستان ها مشاهده شده كه مربيان تربيتي در جشن تكليف اين دختران، اين مطالب را كه پسرخاله محرمه يا نامحرمه را با ريتم خاصي مي گويند و دختربچه ها هم با همان حالت و به صورت دسته جمعي پاسخ مي دهند كه نامحرمه، نامحرمه، در حالي كه شايد اين دختربچه ها معني محرم يا نامحرم را اصلا ندانند چي هست و يا حتي فرق بين دختر و پسر را ندانند و اصلا به سن بلوغ نرسيده در باشند نتيجه وقتي كه با پسرخاله يا پسرعموي خود بازي مي كند، سوءالهايي برايشان مطرح شود كه هنوز زود است. نظر شما در اين زمينه؟ چيست و آيا مربيان تربيتي از ميان افراد متخصص انتخاب؟ مي شوند - ببينيد در مجموع نيروهاي آموزش و پرورش، مربيان تربيتي و اصلا نيروهاي حوزه پرورشي كلا از نظر مدارج تحصيلي در شرايط برتري نسبت به خيلي ها قرار دارند. ولي آن چه شما سوءال كرديد كه چه روشهايي را براي تربيت در مدرسه در نظر بگيريم، اولا اين روشها ثابت نيست و برحسب ويژگي هاي دانش آموزان و ويژگي هاي حتي مناطق متفاوت است. ما سعي مي كنيم كه در قالب آموزش هاي ضمن خدمتي كه به مربيان مي دهيم، آنها را در معرض روشهاي نوين قرار دهيم. امادرمورد جشن تكليف كه مثال زديد، اتفاقا از جمله طرحهاي بسيار موفق امور تربيتي است. به هر حال از نظر شرعي اكثر مراجع ما فتوا مي دهند كه دختران در ايران در سالگي 9 بالغ مي شوند ولي مربيان ما فقط در قالب يك جشن تكليف كه بحث را با آنها مطرح نمي كنند. مثلا طرح كرامت با واحدهاي كار پرورشي دوره ابتدايي را مطالعه كنيد، مي بينيد كه اين كارها به تدريج انجام مي شود و جشن تكليف در حقيقت يك روز به يادماندني در ذهن دانش آموزان است كه وقتي از دانش آموزان عكس گرفته مي شود و آنها عكسهاي خود را نگه مي دارند، خاطرات لذت بخشي براي دانش آموزان است. البته ممكن است در خيلي جاها نيز كج سليقگي وجود داشته باشد. من منكر كج سليقگي نيستم، اما هدف طراح و هدف ما اين است كه اين كارها به نحو درست و متناسب با روشهاي موءثر و كارآمد انجام شود، كه بايد تلاش كنيم چنين اتفاقي رخ دهد. * از اين كه وقت خود را در اختيار ما گذاشتيد، سپاسگزارم.