Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771205-44021S4

Date of Document: 1999-02-24

شوراها; نظارت ومشاركت نقش شوراهاي اسلامي در فرآيند توسعه ملي و دلايل وضرورت تشكيل آنها (بخش پاياني ) - 6 شوراهاي اسلامي از طريق همكاري با دستگاههاي دولتي و مجريان باعث بالا رفتن ظرفيت و توان دولت و نيروهاي اجرايي و تكميل كار نهادها، سازمانها و دستگاههاي دولتي مي شوند: اگر در شرح وظايف و اختياراتي كه قانونگذار براي شوراهاي اسلامي قايل شده است تامل صورت گيرد، يكي از وظايف عمده آنها كه از برجستگي خاصي نيز برخوردار است همكاري با دستگاهها و نهادهاي دولتي و كمك و ياري رساندن به مجريان در تامين خواسته هاي منطقي مردم اگر مي باشد بپذيريم كه همكاري يكي از اركان وظايف شوراها محسوب مي شود، نكته مهمي كه متعاقب پذيرش اين اصل مطرح مي گردد تنظيم مكانيزم و نحوه قرار گرفتن و حضور شوراها در كنار مسئولين اجرايي و همكاري با آنان مي باشد. به نظر مي رسد اين كاركرد يعني شيوه حضور موءثر شوراها در كنار مسئولين و مشاركت فعال آنها در امر توسعه و سازندگي در قالب دو محور زير قابل اجرا است: - 1 انتقال دقيق و صحيح نيازمنديها مشكلات و مسائل مناطق و حوزه ها به مسئولين اجرايي در قالب طرحها و برنامه هاي مشخص و تعريف شده. - 2 مشاركت فعال در امر سازماندهي و هدايت نيروهاي بومي و مردمي در حل مشكلات اجتماعي - فرهنگي وساماندهي كمك هاي مردمي در امر سازندگي. بدون ترديد از آنجايي كه اهداف و برنامه هاي رشد و توسعه همه جانبه ملي داراي ابعاد وسيع و گسترده مي باشد كه تحقق آن مستلزم حضور و مشاركت جدي و فعال مردم و توده هاست، بنابر اين شوراهاي اسلامي به عنوان يكي از جلوه هاي تحقق مشاركتهاي مردمي در اين زمينه نقشي فراتر از پيگيري اجراي طرحهاي رفاهي و عمراني را خواهد داشت و مي تواند در زمينه ها و عرصه هاي وسيعتري به عنوان بازوان اجرايي در كنار دستگاه هاي دولتي در خدمت آنان قرار گيرند. شوراهاي اسلامي از طريق هماهنگي و همكاري با سازمانهاي دولتي و مجريان، در حقيقت كار آنها را تكميل نموده و برخلاف ادعاي برخي به جاي آن كه رقيب يا مزاحم آنان باشند، همچون نيروي جوشان تمام نشدني با حضور فعال و موءثر خود، دولت را در انجام وظايفش ياري و مساعدت و كمبودها را جبران مي كنند و از اين طريق توان و ظرفيت دولت و دستگاههاي اجرايي را در انجام وظايف خود بالا مي برند. عرصه هايي مانند ارائه خدمات بهداشتي و درماني، آموزشي، تامين اجتماعي، بسترسازي فرهنگي در امر رشد سريع ماليات هاي مستقيم و غيرمستقيم، پر كردن اوقات فراغت آحاد جامعه به ويژه نسل جوان، اجراي برنامه هاي فرهنگي - هنري، برخورد با منكرات، گسترش معروفها و شعائر مذهبي و ديني از طريق نظارت مردمي، تقويت روابط اجتماعي، خدمات اجتماعي و امور خيريه و عام المنفعه، تعاوني هاي توليدي، توزيعي و مصرف، انجمنهاي اسلامي ارشادي، خدمات مشاوره اي، رسيدگي به دعاوي قضايي و حقوقي محلي و.. از جمله زمينه ها و بسترهاي گسترده اي هستند كه دولت هر قدر توانمند و از برنامه هاي جامع و پويا برخوردار باشد، عملا بدون مشاركت و همكاري مردم قادر به پاسخگويي مطلوب به آنها نخواهد بود و اجراي چنين تعهداتي از جانب دولت نياز به همكاري و همياري مردم دارد. شوراهاي اسلامي مناسبترين بستري هستند كه مي توانند توان و ظرفيت دولت را از طريق جلب و سازماندهي مشاركت، همكاري و همياري مردم بالا برده و تعهدات دولت را در اين امور تحقق بخشند. - 7 تشكيل شوراهاي اسلامي از طريق جلب مشاركت فراگير سياسي - اجتماعي مردم موجب تقويت و اقتدار ملي مي گردد: بسياري از انديشمندان معتقدند افزايش مشاركت فراگير و هدايت شده مردم در حيات سياسي - اجتماعي موجب تقويت اعتماد سياسي، اجتماعي و فراهم آوردن زمينه هاي اجماع سياسي در مردم و ايجاد احساس يگانگي آنان با نظام سياسي و به طبع تقويت اقتدار ملي مي گردد. طرفداران اين نظريه كه عمدتا به ديدگاه كلاسيك دمكراسي مشهور است معتقداند مشاركت مردمي همچون منبع توليد انرژي خلاق و حياتي است كه باعث بسيج توده ها و ورود آنان به صحنه هاي سياسي اجتماعي مي گردد. علاوه بر آن افزايش مشاركت مردمي به مثابه منبع افزايش يكپارچگي و وحدت ملي محسوب مي شود و از اين طريق باعث تقويت قدرت نظام سياسي و افزايش اقتدار ملي مي گردد. بر اساس اين اصل اگر شوراهاي اسلامي را به مثابه جلوه اي از مشاركت مردمي و حضور عيني توده ها در صحنه هاي مختلف جامعه محسوب نمائيم، از طريق تشكيل شوراها و درگير شدن تعداد زيادي از مردم در اداره امور جامعه، افراد فرصت اظهار علايق و خواسته هاي خود را به دست مي آورند و از اين طريق خير و مصلحت اكثريت جامعه تامين، ثبات سياسي تضمين و نظم اجتماعي افزايش مي يابد. علاوه بر آن با تشكيل شوراهاي اسلامي دو اصل عمده حكومت دمكراسي و مردمي كه يكي بحث و گفتگوي عمومي و ديگري اصل فراگيري و اعطاي حق شركت در امور سياسي و اجتماعي است، تحقق خواهد يافت. - 8 شوراهاي اسلامي به حل تضادها و تعارضات سياسي - اجتماعي در سطح جامعه كمك خواهد نمود و مي تواند تضادهاي منتشره و افسارگسيخته در سطوح مختلف جامعه را نظم داده و بر آنها نظارت نمايند: كشور ايران داراي بافت و ساختار پيچيده و متنوع و از امكانات بالاي بحران زا برخوردار مي باشد. جوان بودن ساختار جمعيت، تنوع قومي و وجود گروههاي تحصيل كرده خواستار مشاركت از جمله اين پتانسيلها مي باشد. بديهي است در چنين جامعه اي جلوگيري از ايجاد و شكل گيري اجتماعات و محافل سياسي - اجتماعي و عدم وجود ابزار و شرايط لازم جهت سازماندهي موج عظيم نيروهاي توده اي در قالب تشكلها و نهادهاي اجتماعي هدايت شده موجب ايجاد تضادهاي انباشته شده و افسارگسيخته اما پنهان با پتانسيل بالا خواهد شد و زمينه را براي بروز ناآرامي هاي سياسي - اجتماعي در شكل شورشهاي ناگهاني و گاه بدون دليل فراهم خواهد نمود. بسياري از متفكرين و دانشمندان از جمله آندرين ( ) 1985 و گمسون ( ) 1987 با الهام از ديدگاه دارند و رف معتقدند در جوامع جهان سوم كه از پتانسيل و ظرفيت تنش زاي بالايي برخوردارند ايجاد نهادها و سازمانهاي واسط و مشاركت جو مثل تشكلهاي مردمي، سازمانها، انجمنها و احزاب مي توانند از بروز تضادهاي انباشته شده و افسارگسيخته در جامعه جلوگيري نموده و علاوه بر آن علاقه و گرايش آحاد جامعه به شركت در امور سياسي - اجتماعي را تقويت و از اين طريق تعارضات منتشره و افسار گيسخته را به ويژه در ميان قشر جوان مهار و كنترل نمايد. شوراهاي اسلامي به عنوان يك عامل رابط و ميانجي و عاملين فعال بين بدنه جامعه از يك سو و هيات حاكمه و صاحبان اقتدار از سوي ديگر نقش واسط، ميانجي و نهاد مدني را ايفا نموده و ضمن كاهش بي تفاوتي سياسي ( Political(و Apathy افزايش مشاركت به ويژه در ميان گروههاي داراي پتانسيل بالا نظير تحصيلكرده ها و جوانان، زمينه تحقق كنش تاريخي (كنشي كه موجب تحول و دگرگوني و منظور جامعه مي شود ) را فراهم آورده و از بروز حركات ناپخته ناشي از غليان احساسات، هيجانات و انباشت نارضايتي و نهايتا شورشهاي اجتماعي جلوگيري نمايد. - 9 شوراهاي اسلامي تجلي گاه بروز خرد جمعي و افزايش دهنده شعور سياسي جمعي در اجتماع ملي خواهند شد: شوراهاي اسلامي به عنوان يك نهاد مشاركت جو علاوه بر آنكه نقش موءثري در شناساندن جامعه و ساختار اجتماعي آن به اعضاي خود دارند، از طريق تفهيم حقايق اجتماعي به اعضاي جامعه اولا سهم به سزايي در جامعه پذيري افراد داشته و ثانيا از طريق رشد قابليتها و استعدادهاي فردي و جمعي در شرايطي كه در مرحله انتقال و عبور از جامعه سنتي به جامعه مدرن قرار داريم جامعه را براي پذيرش مسئوليتهاي بيشتر و انواع پيچيده تري از مشاركت اجتماعي و سياسي كه از اختصاصات جامعه جديد و مدرن است آماده مي سازد. - 10 با تشكيل شوراهاي اسلامي سياست عدم تمركز اجرا مي گردد: به دليل وسعت جمهوري اسلامي و حدود جغرافيايي آن و كثرت جمعيت و تكثر و تعدد اقوام و مليتهاي مختلف اجراي سياست عدم تمركز با تشكيل شوراهاي اسلامي مقدور و ميسر مي گردد. - 11 شوراها موجب سپرده شدن كار مردم به مردم مي شود: دولت با بررسي كارها و مسئوليتهاي مختلفي كه بر عهده دارد آنچه را كه بيشتر در رابطه با مردم است و توسط خود مردم بهتر انجام مي گيرد انتخاب مي كند و از طريق شوراها به مردم واگذار مي كند. - 12 سرعت بخشيدن به جريان كارها و امور مردم بخصوص در امور محلي: بدون شك اجراي برنامه هاي اجتماعي، اقتصادي، عمراني، بهداشتي، فرهنگي و... در همه مناطق و استانها از هم جدا و يكسان نيست، برطرف كردن موانع و هموار نمودن راه اجراي اين برنامه احتياج به بررسي مقتضيات محلي و شرايط محيطي دارد، شوراها مي توانند در رفع اين موانع و هموار كردن راه اجراي اين برنامه ها دولت را ياري نمايند. - 13 شوراها موجب رفع تبعيض مي گردند: مناطق مختلف كشور به دليل نداشتن امكانات و دور بودن از مركز قادر به استفاده و بهره مندي از امكانات دولت نيستند و اكثرا درآمدهاي سرشار يك منطقه دوردست كمتر عايد مردم خود آن منطقه مي شود، شوراها از طريق برنامه ريزي و سازماندهي همياري و مشاركت مردم مي توانند رفع تبعيض كنند. - 14 ايجاد شبكه اي از نظارت اجتماعي در كليه نقاط كشور: شوراها به عنوان جلوه عيني حضور مستقيم مردم در دورافتاده ترين نقاط كشور اداره امور را زير نظر مي گيرند و با نظارت بر جامعه محدود خود، از انحراف دستگاههاي اداري - اجرايي جلوگيري نموده و به جريان امور سرعت مي بخشند. - 15 هدايت و رهبري امور محلي و منطقه اي: شوراها به دليل آشنايي با شرايط و مقتضيات محل بهتر از مامورين دولت مي توانند جريان امور مخصوص به خود را هدايت نمايند و رهبري محلي را بدست گيرند. اين كار موجب تقويت ابتكارات محلي و اعتماد به نفس در مردم، توليد انگيزش، سازماندهي تلاشهاي مردمي و انعكاس نيازهاي واقعي مي گردد. - 16 آگاه نمودن مردم نسبت به جريان امور و مشكلات مسئولين: جلب گسترده مشاركت مردم مي تواند از طرفي مردم را نسبت به مشكلات و موانع موجود در سر راه مسئولين آشنا سازد و كمكي در جهت حمل و رفع آن موانع باشد و از طرفي ديگر حضور مردم در صحنه مي تواند از سوءاستفاده دستگاهها و سازمانهاي دولتي جلوگيري نمايد. - 17 نيروسازي و رشد استعدادهاي مردمي: در جريان اجراي قانون انتخاب شوراهاي اسلامي، اولا يكي از مهمترين فصول قانون اساسي كه بعد از قريب 15 سال مسكوت مانده بود به تحقق ثانيا مي پيوندند مشاركت مردمي در تامين نيروي انساني و نيروي كار و همچنين كمك در تامين بودجه و منابع مالي و اجراي طرحهاي عمراني، رفاهي و فعاليتهاي فرهنگي محسوب مي شود. ثالثا نيروي فكري و توان علمي و خلاقيتها، ابتكارات و استعدادهاي مردمي در اجراي طرحها و برنامه ها و تعيين اولويتها مورد استفاده قرار مي گيرد. رابعا شوراها موجب احياء شخصيت افراد، شكوفايي استعدادها و تقويت روحيه اعتماد به نفس در مردم مي گردد و از اين طريق فرايند نيروسازي محقق مي گردد. - 18 شوراهاي اسلامي از طريق جلب مشاركت گروههاي خاموش و ساكت در صحنه مسايل اجتماعي و سياسي از حاشيه نشيني نخبگان جلوگيري مي كند: بسياري از دانشمندان حاشيه نشيني نخبگان را از جمله معضلات عمده كشورهاي جهان سوم مي دانند. آنان معتقدند دركشورهاي عقب مانده يا در حال توسعه به علت ساختار متمركز سياسي جامعه، قدرت سياسي در دست گروههاي محدود يا قشرهاي خاصي قرار دارد و علاوه بر آن بستر و شرايط لازم براي تحقق تحرك سياسي وجود ندارد و بنابراين بسياري از افراد و نخبگان جامعه به علت عدم وجود شرايط و زمينه هاي لازم فرصت و امكان مشاركت در فراشدهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي را بدست نمي آورند در واقع به حاشيه نشيناني تبديل مي شوند كه از دانش، توان، نيرو و انديشه هاي آنان در برنامه ريزيهاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي عملا هيچگونه استفاده اي به عمل نمي آيد. طبق نظر اين دانشمندان عدم حضور قشرهاي مختلف نخبه در صحنه هاي سياسي، اجتماعي و عدم بهره گيري از چنين نيروهايي نه تنها به گوشه نشيني هرچه بيشتر اين گروه از افراد دامن ميزند و آنان را دچار بي تفاوتي سياسي (Apothy Political) مي سازد، بلكه كناره گيري آنان از صحنه فعاليتها و برنامه ريزيها باعث مي شود جامعه از آراء، انديشه ها و پيشنهادات آنان محروم بماند. اين دانشمندان براي رهايي چنين جوامعي از اين مشكلات و براي جلوگيري از حاشيه نشيني نخبگان، بر ايجاد و تشكيل سازمانهاي محلي و نهادهاي مدني و واسط تاكيد نموده و افزايش مشاركت سياسي، اجتماعي اقشار مختلف مردم بويژه نخبگان را در قالب نهادهاي سياسي كارا و منسجم به صورت ساماندهي و هدايت شده توصيه مي كنند. به عبارت ديگر اين متفكرين معتقدند براي اجتناب از شيوع بي تفاوتي سياسي و تشكيل گروههاي خاموش و ساكت در جامعه مي بايست ضمن فراهم ساختن بستر، زمينه و شرايط لازم براي تحقق مشاركت مردم در فراشدهاي سياسي، اجتماعي، پابه پاي گسترش و عموميت يافتن مشاركت، نهادهاي جديد سياسي، اجتماعي براي سازمان دهي مشاركت مردم خلق و ايجاد گردد و سپس مشاركت مردمي در قالب آنها سازماندهي شوند. با توجه به اين نكته، يكي از روشها يا نهادهايي كه مي توان در كشور ايران به كمك آن از شكل گيري گروههاي خاموش و يا حاشيه نشيني نخبگان جلوگيري نمود، شوراهاي اسلامي است. زيرا شوراها به عنوان يك نهاد مدني به علت وسعت و گستردگي و عموميت كه از آن برخوردار است، نه تنها زمينه را براي مشاركت فعال، داوطلبانه و سازماندهي شده اقشار و گروههاي مختلف فراهم مي سازد، بلكه شوراها بستر و مجراي قانوني و پذيرفته شده است كه در مقايسه با ديگر نهادهاي مدني مثل سازمانهاي غيررسمي، احزاب و سنديكاها و نظاير آن، در فرهنگ ملي - مذهبي ايرانيان از مقبوليت بيشتري برخوردار است و از بطن فرهنگ و جامعه ايراني برخاسته و لذا با روحيات، فرهنگ و شخصيت ملي ايرانيان سنخيت بيشتري دارد و با روحيه آنان سازگارتر است. داود ميرمحمدي منابع و ماخذ در گروه اجتماعي روزنامه موجود است.