Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771204-44010S1

Date of Document: 1999-02-23

نقاش زندگي خود باشيد قلم مو را برداريد و در رنگ فرو بريد و زيباترين تصاوير زندگي را خلق كنيد در فيلم گبه ساخته محسن مخملباف به جمله اي برخوردم: زندگي رنگ است. به نظرم جمله زيبايي آمد. به اطراف نگاه كنيد. خودمان، دنياي اطرافمان، بدون رنگ هيچ چيز مفهومي ندارد و يا در حالت طبيعي نيست. اما آيا تا به حال به اين فكر افتاده ايد كه ما خودمان هم رنگي داريم و يا مجموعه اي از رنگها هستيم. اما ما هركدام چه رنگي هستيم: آبي، سبز، خاكستري، سياه، قرمز، نارنجي و... رنگهايي كه نشانه و سمبلي هستند و رنگهايي كه نشانه و سمبلي نيستند و ما مي توانيم با آنها سمبل ها و نشانه هاي جديد بسازيم و يا شايد ما مجموعه اي از رنگهاي مختلف هستيم و سراسر زندگي ما از رنگهاي مختلف پر بوده است: گاهي آبي، اندكي سبز، مقداري خاكستري، قهوه اي، مشكي. حالا خود را مانند ظرفي در نظر بگيريد كه تمام اين رنگها در آن ريخته شده و رنگي جديد پديد آمده است و اين ظرف شما هستيد. از اين تركيبات جديد ميليونها رنگ جديد پديد هر مي آيد چقدر رنگهايي كه در درون شما هست روشنتر باشد، رنگ بدست آمده روشنتر و شفافتر است و بالعكس هرچه رنگهاي درون شما تيره تر باشد، رنگ بدست آمده تيره تر مي شود. حالا بوم اين كارگاه نقاشي صورت، بدن، رفتار و يا جسم و روان آيا شماست شما انساني پر از انرژي، با نشاط، شاد و موفق؟ هستيد صورتي خندان و بشاش؟ داريد و يا سرشار از اعتماد به نفس؟ هستيد در آن صورت بدانيد كه درصد بالاي رنگهاي تشكيل دهنده شما روشن است و يا بالعكس آدمي عصبي، ناراحت و پريشان؟ هستيد همواره نگران و مضطرب؟ مي باشيد زخم معده، سردرد و دهها ناراحتي و مشكل ديگر؟ داريد در آن صورت درصد بيشتر رنگهاي تشكيل دهنده شما تيره است. در آئينه به خود نگاه كنيد، حركات و رفتار خود را در نظر بگيريد. شما چه رنگي؟ هستيد در خيابان، مغازه ها، در ميهمانيها به افراد مختلف نگاه كنيد. چه رنگهايي را ؟ مي بينيد وقتي در خيابان در حال قدم زدن هستيد مانند اينست كه در يك نمايشگاه بزرگ نقاشي راه مي رويد و وبا كمي تمرين براحتي مي توانيد انسانهاي مختلف با رنگهاي مختلف را ببينيد و شناسايي كنيد. رنگها دروغ نمي گويند و هيچ كس ديگر نمي تواند شما را گول بزند. رنگ صورت، حركات، رفتار و صدها مورد ديگر هركدام نشانه اي هستند. اما خوشبختانه ما يك تابلو با يك نقش ثابت نيستيم. ما تشكيل شده ايم از ميليونها ميليون تابلو. كارگاه رنگسازي ما دائم در حال فعاليت است. ما مي توانيم تركيببندي رنگهايمان را عوض كنيم. ما مانند نقاشي هستيم كه مجموعه كاملي از رنگهاي مختلف روبرويمان است و حالا بايد يكي يكي آنها را انتخاب و بر بوم بزنيم. اگر با اين ديد به زندگي خود بنگريد، كدام رنگها را انتخاب؟ مي كنيد آبي و سبز و يا مشكي و؟ خاكستري متاسفانه عده زيادي از مردم در اين انتخاب نقشي ندارند و ديگران براي آنها اين كار را انجام مي دهند. اگر خود تصميم نگيريد، ديگران براي شما تصميم خواهند گرفت و مسلما نتيجه آن چيزي نخواهد بود كه شما دوست داريد. اگر شما خانه خود را به شخصي بدهيد و از او بخواهيد كه به سليقه خودش آن را براي شما رنگ بزند و پس از اتمام كار برگرديد ممكن است از آن رنگ خوشتان نيايد و يا ممكن است زياد بد نباشد و يا به نظر شما خوب باشد ولي از قبل مشخص نيست چه چيزي از كار حال درمي آيد اگر از اول شما به استاد نقاش رنگ مورد علاقه خود را اعلام مي كرديد نتيجه كار همان مي شد كه مي خواستيد. حال وقتي نمي توان رنگ زدن چند ديوار را به شخص ديگري واگذار كرد چطور سرنوشت و زندگي خود را در اختيار ديگران قرار مي دهيد! برخي ديگر آن قدر از رنگهاي محدود در زندگي خود استفاده مي كنند كه كارگاه نقاشي آنها به طور مداوم و خودكار يك رنگ معين را مي سازد. براي همين به طور مستمر به صورت يك تابلو و نقاشي هستند و ديدن يك تابلو به يك شكل ثابت هيچ جذابيتي رفتار ندارد و حركات و حالات آنها هميشه به يك صورت است. آيا دقت كرده ايد كه براي بيان حالات خود از چه كلماتي استفاده مي كنيد. آيا اين كلمات محدود و يا بي شمار هستند. براي بيان حالات مثبت خود از چه كلماتي استفاده ؟ مي كنيد فقط خوشحالي و نشاط و يا صدها كلمه ديگر. براي بيان حالات منفي خود از چه كلماتي استفاده مي كنيد: ناراحتي، غم، غصه. آيا دامنه لغات مورد استفاده شما زياداست يا كم. جعبه رنگ شما چند رنگ؟ دارد به هر حال آنچه تحقيقات روانشناسي در مورد انسانهاي موفق نشان داده اينست كه انسانهاي موفق انسانهاي تغييرپذيري هستند، به سرعت تصميم مي گيرند و هميشه در حال تغيير، اصلاح و بهبود كارها، رفتار و حركات خود مي باشند و بدين ترتيب از رنگهاي بي شمار و مختلفي استفاده مي كنند. اگر زندگي افراد موفق در نقاط مختلف جهان در زمانهاي مختلف را در نظر بگيريد مي بينيد كه آنها داراي ويژگيهاي مشتركي بوده اند: عزم راسخ، اراده، شور و شوق، مسئوليت پذيري، اعتماد به نفس، مثبت بودن، هدفهاي بزرگ داشتن، عمل كردن و موارد ديگري كه جزء اين خصوصيات است. اگر به هريك از اين موارد بالا رنگي روشن را اختصاص بدهيم و برعكس براي هريك از ويژگيهاي عدم كاميابي و عدم موفقيت مانند ترس، منفي بودن، اضطراب، احساس گناه و... يك رنگ تيره تر در نظر بگيريم، مي توانيم رنگهاي مورد نظر خود را انتخاب كنيم و سرنوشت خود را رقم بزنيم. انسان وقتي متولد مي شود به صورت يك بوم سفيد نقاشي است كه توسط محيط، خانواده، دوستان، فاميل، اجتماع و غيره شروع به گرفتن رنگ مي كند. خاطره ها، عقايد، اعتقادات گوناگون و هزاران مورد ديگر بر اين پهنه سفيد نقش مي بندد و بازتاب انسان بر هريك از عوامل و رويدادهاي خارج به اين تصاوير نقش بسته در درون برمي گردد. هرچه اين تابلو داراي نقشهاي زيباتر با رنگهاي شاد و شفاف باشد بازتاب آن نيز زيباتر و مثبت تر خواهد بود و بالعكس هرچه در اين تابلو از نقشهاي تاريك و سياه و درهم برهم، وحشتناك و شكست نقش شده باشد بازتاب آن در آينده همان خواهدبود كه در آن هست. يعني بنا به ضربالمثل معروف از كوزه همان برون تراود كه در اوست. البته همان طور كه گفته شد اين بدين معني نيست كه كسي كه زندگي سراسر نكبت بار، توام با شكست و يا در محيط خانواده اي نامناسب بار آمده ديگر قدرت برگشت و كسب موفقيت و پيروزي ندارد، بلكه برعكس همان طور كه گفته شد ما بطور مداوم در حال تغيير هستيم و خداوند اين قدرت را به ما داده كه سرنوشت خود را تعيين كنيم. ولي زماني ما مي توانيم امري را اصلاح كنيم كه مشكل را بدانيم و همينطور از مطلب بالا به اهميت امر تعليم و تربيت و آموزش توسط پدر و مادر و جامعه و محيط اطراف بر كودك پي مي بريم. دوست داريد فرزند خود را چگونه؟ ببينيد موفق يا ناموفق. ولي به هر حال آنچه مسلم است اين امر ذره اي به شانس و اقبال ارتباط ندارد. همانطور كه يك نقاش نمي تواند انتظار داشته باشد كه خطوطي درهم، نامشخص و ناهماهنگ بكشد و در انتها موناليزا از كار دربيايد، هيچ پدر و مادري نمي تواند تاثير آنچه كه در كودكي آگاهانه و يا ناآگاهانه به فرزند خود القاء كرده را در رفتار، كردار و آينده او ناديده بگيرد. اما خوشبختانه ما قابل تغيير هستيم. هر روز صبح كه بيدار مي شويم روزي نو و فرصتي را داريم كه مي توانيم همه چيز را تغيير تمام دهيم خصوصيات و ويژگيهايي كه نمي خواهيم را دور بريزيم و آنچه كه مي خواهيم جايگزين كنيم. ما هيچ اجبار و ديني به كسي نداريم كه هميشه كوله بار درد و رنج و عدم موفقيت را به دوش بكشيم. هر لحظه مي توانيم آن را به زمين گذاشته و از شر آن خلاص شويم. پس چرا الان آن زمان نباشد. به قول بندلر: ما هميشه به اشتباهاتي كه در گذشته مرتكب شده ايم مي خنديم پس چرا حالا نخنديم. حتي علم پزشكي ثابت كرده كه بعد از مدتي تمام سلولهاي قديمي جاي خود را به سلولهاي نو و جديد پس مي دهند چرا ما از اين قدرت بي نهايتي كه خداوند در اختيار ما گذاشته استفاده نكنيم. ما مانند يك تابلو هستيم كه در هر برخورد با اشخاص مختلف آن را به ديگران نشان مي دهيم. مسلما هيچ كس دوست ندارد تابلويي زشت، تيره و ناهماهنگ را آنچه ببيند مسلم است اين است كه گذشته پايان پذيرفته و تمام شده ما است در زمان حال زندگي مي كنيم و آينده را در پيش رو داريم. به جاي غصه خوردن در مورد گذشته و عدم موفقيت ها، در زمان حال زندگي كنيم و آن را سرشار از زيبايي و شادي كنيم. اين را بدانيم كه هر غصه، خشم و ناراحتي مانند اين است كه قلم مو را برداشته و خطي سياه بر صفحه زندگي خود بكشيم و هر بخشش، خنده و موفقيت خطي سفيد بر روح و ضمير ما نقش مي كند. هر خط سياه بر روي سياهي، سياهي را پررنگ تر و سياه تر مي كند و هر خط سفيد بر روي آن، آن را كم رنگ تر و كم جلوه تر. همينطور اين نكته مهم را بدانيم كه زيباترين تابلوهاي نقاشي با يك ضربه قلم مو بوجود نيامده بلكه حاصل برخورد هزاران هزار ضربه قلم مو بر روي بوم است. اگر بزرگترين نقاشان با يك حركت ناهماهنگ قلم مو نااميد مي شدند هيچ وقت بزرگترين آثار نقاشي بوجود نمي آمد. همانطور كه ضربه آخر قلم مو هم تمام كننده نقاشي نيست. استادان نقاشي مي دانند كه كوچكترين ضربه قلم مو تاثير زيادي در كل كار دارد و هر اشتباه قابل تصحيح و جبران است. پس قلم موي زندگي خود را در دست بگيريد و آن را سرشار از نور، روشنايي، عشق و سلامتي و موفقيت كنيد. همانطور كه در ابتداي خلقت خداوند از روح خود در كالبد ما دميد، ما شايسته زيباترين نقشها هستيم. بدانيد هر خشم رنگ سياهي است كه بر لوح ضمير خود مي پاشيد. به قول دكتر ديويد شوارتز: پيش از اينكه از مسئله اي سخت ناراحت شويد و واكنشي از خود نشان دهيد ابتدا از خودتان بپرسيد: آيا اين مسئله آن قدر اهميت دارد كه اجازه دهم بر روي كار و زندگيم اثر؟ بگذارد خواهيد ديد كه نود درصد از مسائل و مشكلات به خودي خود حل خواهد شد. فكر مي كنيد انسانهاي نمونه و برجسته داراي چه تركيب رنگي؟ بوده اند سهراب سپهري چه رنگي؟ داشت حافظ، سعدي، مولوي، موتزارت، بتهوون، اديسون، هوندا و ديگر برجستگان و همينطور برعكس چنگيز، آتيلا، هيتلر، موسوليني و هزاران جنايتكار ديگر چه رنگي؟ داشته اند اما اين را بدانيد كه تنها خود ما هستيم كه انتخاب مي كنيم. هر معلولي در نتيجه علتي است. از امروز نقاش زندگي خود باشيد. قلم مو را برداريد و در رنگ فروبريد و زيباترين تصاوير زندگي را خلق كنيد. زندگي خود را به صورت شاهكار بي نظيري درآوريد. ولي در انتخاب رنگها دقت كنيد! مهرداد افشار