Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771203-43998S2

Date of Document: 1999-02-22

وظيفه كشف استعدادهاي پنهان نگاهي به مقوله نقد هنري و هنرمند آيا منتقد هنري دنباله رو خبر شده؟ است آيا منتقد هنري منتظر مي ماند تا خود هنرمند يا نقاش به ارائه آثارش بپردازد و شايد منتقد وظيفه كشف آثار هنري را به فراموشي سپرده؟ است؟ چرا اينها پرسشهايي است كه همواره در زمان برگزاري نمايشگاههاي آثار تجسمي به ذهن هنرمندان خطور مي كند كه چرا آن دوران پرتب و تاب بازديد يك منتقد از آتليه هنرمندي گمنام كه منجر به معرفي هنرمند به مردم مي شد به سر آمده است. و چرا بعد از نمايش آثار هنري است كه منتقد چون ديگر مردم به تحليل و بررسي آثار هنرمندان مي پردازد. در واقع، منتقدان براساس برنامه نگارخانه ها به سراغ هنرمندان اين رشته مي روند و به تبع آن علاقه مندان به آثار تجسمي نيز براي آشنايي با هنرمندان سبكها و شيوه هاي مختلف، بايد منتظر برگزاري نمايشگاهي باشند كه مدت آن را گالري داران تعيين مي كنند. آيا نقاشي هم مانند فيلم است كه تا وقتي بر پرده سينماها اكران نشده، نبايد نقد و يا بحثي در مورد آن صورت؟ گيرد آيا براي يك تابلوي نقاشي زمان و مكان وجود دارد و يا اصلا مقوله نقد آثار هنري در بحث خبر؟ مي گنجد زماني بود كه هنرهاي تجسمي و بخصوص نقاشي، در آتليه هاي اندكي در شهر به معرض ديد عموم قرار ولي مي گرفت اكنون با گسترش فضاهاي فرهنگي و هنري و تعداد نگارخانه ها و گالري ها اين امكان فراهم شده تا هنرمندان و آثارشان را در سطح وسيع تري مشاهده كنيم و خوشبختانه شايد بتوان چنين ادعا كرد كه هر منطقه در تهران، گالري و نمايشگاه خاص خود را با دارد اين حال، عده اي نقاش و هنرمند هستند كه خلوت آتليه خود را به هياهوي گالريها ترجيح مي دهند. اينجاست كه يك منتقد آگاه مي تواند به كشف استعدادهاي پنهان بپردازد. در حال حاضر، آنچه در اين عرصه از اهميت بيشتري برخوردار است و شايد كمتر مورد توجه منتقدان آثار هنري قرار گرفته، موضوع كشف هنرمند است و نه فقط حمايت از اكنون هنرمند هنرمنداني وجود دارند كه فقط به اين دليل كه از سوي نگارخانه ها خبري مبني بر برپايي نمايشگاه آثارشان اعلام نمي شود، علاقه مندان به دنياي هنر با آنها و خصوصيات كارشان كمتر آشنا شده اند. جميله پورنيا در زمره چنين نقاشاني است. خلق آثار او نتيجه ارتباطي است كه با گذشته و يا با موضوعات و پديده هاي اطراف خود برقرار مي كند. اين نقاش كه هيچگاه به دنبال سبكي در نقاشي نبوده است، حس خود را بي هيچ تكلفي از دنياي پيرامون خود در قالب نگارها و تصاوير دلنشيني بيان كرده و به بازنمايي واقعيت پرداخته است. پورنيا نقاشي را از دوران كودكي شروع كرده و به طور تجربي آن را ادامه داده است. آشنايي با پروانه اعتمادي نقاش معاصر، به عنوان نقطه عطفي در زندگي هنري او به شمار از مي آيد نظر پورنيا، استاد، نقش مهمي در هدايت و پيشرفت شاگردان خود دارد تا در مسير هنري شايسته اي قدم بردارند. ولي در نهايت همه چيز به حس آدمها برمي گردد. از اين رو اگر نقاش حس واقعي خود را فارغ از اينكه اثرش چه عاقبتي پيدا مي كند به تصوير بكشد، بيننده با آن ارتباط برقرار خواهد كرد. از نظر اين نقاش به محض اينكه در مورد نقاشي فكر كني كه حاصل كار براي فروش، برگزاري يك نمايشگاه و يا اهدافي از اين قبيل است، از حس واقعي دور شده اي و كار خوبي نيز ارائه نشده است. اين چنين است كه پورنيا به دور از جنجال و هياهو به كار خود مشغول است. وي مي گويد: وقتي موضوعي نظرم را جلب مي كند و مرا به هيجان مي آورد، در هر شرايطي كه باشم بي درنگ مشغول كار مي شوم و آنچه در ذهن دارم آميخته با حسي كه در من ايجاد شده در صفحه نقاشي بيان مي كنم. هنرمند واقعي كسي است كه به دنبال نظر جامعه نمي رود. در واقع دنباله روي از جامعه را در كار خود مردود مي داند و تنها با تكيه بر ذهنيات و احساسات دروني خود به خلق اثر هنري مي پردازد. اين جملات پورنيا اشاره به اين مطلب دارد كه هنرمند بايد به دنياي درون خود رجوع كند. چرا كه به نظر او در غير اين صورت، هنرآفرين هم خود را و هم مردم را به بازي خواهد گرفت و از اين پس مشكل بتوان عنوان هنرمند را به معناي واقعي كلمه بر چنين كسي مي توان نهاد گفت رواج كارهاي بازاري و گرايش به سمت تجاري شدن هنر از تبعات توجه صرف و سليقه مردم است. ولي هنر واقعي بالاخره راه خود را پيدا همانگونه مي كند كه پورنيا نيز معتقد است، هنر واقعي، هنري پيشتاز و جدا از اجتماع است. به عبارت ديگر، هنر ناب مقوله اي است كه تحت تاثير هيچ عامل بيروني قرار نمي گيرد و فقط زائيده ذهن و افكار خود هنرمند باشد. برعكس زماني وجود دارد كه جامعه براي بيان مسايل خود به مقوله هنر نياز پيدا مي كند و در اينجاست كه هنر به طور مستقل به كمك جامعه مي شتابد و با شيوه ها و ابزارهاي مختلف خود به انعكاس مسايل مذكور مي پردازد. سهيلا نياكان