Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771202-43996S3

Date of Document: 1999-02-21

رشيديه ميراثي فرهنگي كه گمنام مانده است ايران و ايراني به فرهنگ وتمدن پربارش زنده است و آنچه نام ايران را در جهان بلندآوازه ساخته بي شك فرهنگ و تمدن غني آن است در اين عرصه جايگاه رفيع ميراث فرهنگي به عنوان اسناد گوياي اين تمدن عظيم بر همگان روشن است. از جمله اين آثار فرهنگي بقاياي ربع رشيدي يا رشيديه است كه سالهاست در گوشه اي از تبريز در گمنامي محض و در سكوتي مرگبار به خواب رفته و كسي نيست كه از اين بناي تاريخي سراغي بگيرد، اينجانب به عنوان يك علاقه مند آثار تاريخي و كسي كه سالهاست از كنار ربع رشيدي مي گذرم در قبال اين اثر واقعا گمنام احساس وظيفه مي كنم، اما هيچ كاري از دستم ساخته نيست جز اينكه از طريق روزنامه شما اطلاعاتي هر چند كوتاه در اختيار خوانندگان همشهري قرار دهم تا هم هموطنانم اين اثر تاريخي را بشناسند و هم مسئولين به جاي حرف، عمل كنند و وضعيت اين اثر تاريخي را روشن كنند. در دوران حكومت محمود غازان خان ايلخان مسلمان مغول او را وزيري بود دانشمند وايراندوست به نام خواجه رشيدالدين فضل الله همداني و هم او باني مجتمع علمي ربع رشيدي بود، رشيديه در زمان خود (حدود 718 ه -. ق ) حقيقتا براي خود يك شهرك دانشگاهي عظيم بود كه همه چيز داشت، از مسجد ودانشگاه و بيمارستان گرفته تا باغ گياهان داروئي و ضرابخانه و كارخانه هاي كاغذسازي و كاشي سازي و چيزهاي ديگري كه براي يك شهر مترقي البته در آن زمان مي شد تصور كرد. اين شهرك علمي ميعادگاه هزاران طالب علم و صدها تن از استادان علوم و فنون گوناگون از اقصي نقاط جهان بود، ولي افسوس كه دوران شكوفايي رشيديه كوتاه بود و بعد از آن كه ابوسعيد (آخرين ايلخان مغول ) خواجه رشيد را به قتل رساند دستهاي غارتگر از هر سو به طرف رشيديه دراز شد و چنان تاراجي را به نمايش گذاشتند كه تاريخ كمتر به ياد دارد. ولي اين پايان كار نبود چندين زلزله مهيب رشيديه را چنان لرزاند كه براي هميشه فرو افتاد. سال 1020 هجري فرا رسيد شاه عباس صفوي در سفر به تبريز دستور بناي قلعه تبريز را بر روي ويرانه هاي ربع رشيدي صادر كرد و آنچه امروزه از برج و باروهاي سنگي در اين مكان به چشم مي خورد مربوط به همين دوران است. با گذشت سالها باز هم رشيديه به فراموشي سپرده شد به طوري كه حتي امروز براي بسياري از تبريزيها هم اثر گمنامي به شمار مي رود. اينك اين محل بيشتر به زباله داني شباهت دارد تا آثار تاريخي و حتي از يك تابلوي راهنما كه گوياي نام اين اثر باشد محروم است. اميدواريم مسئولين ذيربط هر چه سريعتر قدم پيش گذارند و چاره اي بيانديشند چرا كه حيف است اثري با اين پيشينه درخشان گمنام و ناشناخته بماند. مهدي بزاز دانشجوي تاريخ دانشگاه تبريز