Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771202-43992S1

Date of Document: 1999-02-21

بنيانگزاران مذاهب و آيين هاي مدني در تاريخ * نگاهي به تاريخ امپراتوري هخامنشيان اثر پي يربريان، ترجمه دكتر مهدي سمسار انتشارات زرياب تهران 1377 * به اين ترتيب افسانه سرايي هاي مغرضانه مورخان يونان باستان كه غالبا با هدف باشكوهتر نماياندن اسكندر مقدوني صورت گرفته و اصل و نسب خاندانهاي بزرگ پارسي و سنن مدني و نظرگاههاي جهاني و پيشرفته ايشان را درپاي چند مدعاي حقير و ناپذيرفتني مدفون مي كند، از مجراي اين بحث خارج و ضعفهاي پرشمار آن نمايانده مي شود بي توجهي نسبت به بخش هاي مهمي از تاريخ باستاني ايران، بيش از هرجاي ديگر، در ميان خود ما ديده اما مي شود به رغم اين سهل انگاري غم انگيز علمي، گاه جرقه هايي رخشان پديد مي آيد كه همچون نقطه عطف نويني همگان را به تكاپو و تلاش وامي دارد و اميد تحرك و پويشي مجدد را در دلها زنده مي كند. انتشار كتاب مفصل و عميق پروفسور پي يربريان درباره خاستگاه تاريخي پارسها و كيفيت برآمدن و باليدن و گستردن امپراتوري هخامنشيان، بي گمان يكي از همين حوادث فرهنگي اميدبخش محسوب مي شود. زيرا پرتوي تازه بر مبناي مجموعه اي عظيم از داده هاي تاريخي، باستانشناسي، قوم شناسي، خط و زبان شناسي و دهها دانش ديگر مي افكند و جمع بستي از آخرين ره آوردهاي پارس شناسي در عاليترين مجامع پژوهش تاريخي و باستاني را ارائه بي گمان مي كند اين كتاب مهمترين اثر درباره هخامنشيان است كه در زبان فارسي وجود دارد و در سطح جهان نيز از بسياري جهات كتابي منحصر بفرد و ممتاز محسوب مي شود. تا پيش از اين اثر، سواي تاريخ عمومي و برخي آثار كم حجم، دو اثر عالي در زبان فارسي درباره هخامنشيان موجود بود. اول و مقدم برهمه، كتاب ايران باستان مشيرالدوله پيرنيا كه بخش هخامنشيان آن كتابي مفصل و پرمايه بوده كه همواره به عنوان مستند نخست فارسي زبانان مورد توجه قرار مي گرفته است و دوم كتاب تاريخ شاهنشاهي هخامنشي اثر ا. ت. اومستد كه با ترجمه دكتر محمد مقدم توسط انتشارات اميركبير سه بار به چاپ رسيده كه آخرين نوبت آن در سال بوده 1372 است. اين آثار ذيقيمت و عالي، هر يك گوشه اي از پيشينه، فرهنگ، دينها، آيين ها، نظام سياسي، روابط اجتماعي، موقعيت و مناسبات ارضي و اقتصادي و ساير موضوعات مربوط به عصر هخامنشيان را بازگو كرده اند; اما تاريخ امپراتوري هخامنشيان بريان، دائرتالمعارفي درباره اين سلسله شكوهمند و مقتدر و شايسته ايران زمين را در اختيار خوانندگان مي نهد. اين امر از نخستين صفحات كتاب هويداست، آنجا كه با چند پرسش كليدي، دستاوردها و ادعاهاي پر ابهام و يا فاقد پشتوانه بسياري از محققان و مورخان را ويران مي كند ومي گويد: اصطلاح امپراتوري، ناگزير يك قدرت سرزميني را ايجاب مي كند; و اين همان مسئله بنيادي است كه پيدايش و ساختمان امپراتوري هخامنشي در برابر ما مي نهد. تنوع فوق العاده قومي - فرهنگي و نيروي حياتي استثنايي اشكال سازماني محلي امپراتوري، به آن دو جنبه مي دهند: يك جنبه، آن را به صورت فدراسيوني مبهم جلوه گر مي سازد كه در زير فرمانروايي دور دست شاه بزرگ است كه حضور او منحصرا از طريق دريافت خراج و سربازگيري احساس مي شود; و جنبه ديگر.. تاكيد بر تحرك و كارايي سازمان يافته مداخلات مختلف الشكل مركز، و فرايندهاي پرقدرت فرهنگ پذيري آن به دارد اين ترتيب افسانه سرايي هاي مغرضانه مورخان يونان باستان كه غالبا با هدف باشكوهتر نماياندن اسكندر مقدوني صورت گرفته و اصل و نسب خاندانهاي بزرگ پارسي و سنن مدني و نظرگاههاي جهاني و پيشرفته ايشان را درپاي چند مدعاي حقير و ناپذيرفتني مدفون مي كند، از مجراي اين بحث خارج و ضعفهاي پرشمار آن نمايانده مي شود. پروفسور بريان كه متخصص شامخ تاريخ شرق ميانه در عصر پارسها و سلوكيان است، پيش از اين كتاب، چند اثر ديگر از جمله داريوش پارسيان و امپراتوري (در سال ) 1992 و پيرامون دولت و شبانان در شرق ميانه باستاني (در سال ) 1984 را منتشر ساخته بود. كتاب مهم وي درباره زندگي و عصر اسكندر مقدوني نيز اثري ممتاز بوده و توجه همه پژوهندگان تاريخ قديم را به خود جلب كرده بود. پروفسور بريان در طي اين اثر دوهزار صفحه اي ( دقيقا صفحه 1968 در برگردان فارسي ) باطي فرايند پيچيده اي از ارائه مدارك، نقادي منابع و استدلال برداده ها و اطلاعات برگزيده تاريخي، چنين چشم اندازي را روياروي خوانندگان باز مي گشايد: اقوام پارسي از سال 550 پيش از ميلاد از خاستگاه اوليه خود، در ايران جنوبي (پارس ) با گامهاي بلند وارد تاريخ جهان شدند و به رهبري كورش بزرگ و جانشينان او، امپراتوري عظيمي را كه ميان آسياي مركزي و مصر عليا و رودخانه هاي سند و دانوب گسترده شده بود، پديد آوردند. استقرار اين امپراتوري كه اقوام، زبان ها و فرهنگهاي بسيار گوناگون و متنوع را در بر مي گرفت، يك انقلاب بزرگ در تاريخ جهان بود، زيرا براي نخستين بار، دنيا شاهد پيدايش يك دولت واحد و متمركز شد كه قبل از آن مانند و مثالي براي آن ديده نشده بود... تاريخ هخامنشيان كه تازماني دراز، در زير سايه سنگين اعتبار شرق هزاران ساله و يونان جاودان از نظرها پنهان مانده بود، در بيست سال اخير، خيزشي به كلي تازه يافته است و كشف اسناد و مدارك معتبر، چه در زمينه متون و چه در قلمرو آثار باستان شناختي، مسكوكات و برجسته نقش ها رونق باز يافته اي به تجسس هاي پژوهندگان داده است. امروز، كتاب حاضر، اين اسناد فراوان و گوناگون را در اختيار خواننده مي گذارد تا او بتواند، به ياري روايتها و اسناد مكتوب و منقوش، نويسنده را در مسير تاريخي اش در پهنه زمان و مكان تعقيب كند و در پي درك اين مطلب رود كه چگونه يك امپراتوري پهناور و مقتدر، زاده مي شود، گسترش مي يابد و رو به زوال مي گذارد. اهميت اين كتاب، شايد از يك جنبه ديگر بيشتر قابل تامل باشد و آن اينكه پژوهشهاي بيست ساله اخير درباره گذشته باستاني ايران و بلكه كل شرق ميانه و حتي آسيا، كمتر انعكاسي در كشور ما داشته است. ما نه فقط در اين زمينه كه مستقيما مربوط به ماست هيچگونه تشريك مساعي جدي نداشته ايم، بلكه در زمينه انعكاس و انتشار و ترجمه آنها نيز بذل جهد چنداني نكرده ايم. شايد كتاب دو جلدي تاريخ امپراتوري هخامنشي منشاء چنين تحركي را بتواند فراهم آورد. م - رضوي