Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771129-43962S1

Date of Document: 1999-02-18

جدايي ابدي از بهشت به مناسبت درگذشت ايريس مورداك رمان نويس انگليسي ايريس مورداك يكي از بزرگترين رمان نويسان قرن بيستم انگلستان در 79 سالگي درگذشت. خانم مورداك از پنج سال قبل مبتلا به آلزايمر شده بود و سرانجام روز دوشنبه 19 بهمن ماه در بيمارستاني در شهر آكسفورد درگذشت. وي 27 رمان نوشته بود كه از آن جمله سرجداشده مرد اتفاقي و دريا، دريا را مي توان نام برد. جان بيلي شوهر خانم مورداك كه استاد دانشگاه و از منتقدان سرشناس ادبي است در بازگويي خاطرات 43 سال زندگي مشترك مي گويد: ايريس به آلزايمر مبتلا شده. اما در حال فرورفتن به اعماق تاريكي نيست; او پابه پاي تاريكي آلزايمر حركت كرده و ديگر به مقصدش رسيده است. من نيز به مثل او به جايي كه بايد رسيده ام. ايريس مورداك يكي از افتخارآميزترين نويسندگان معاصر انگلستان كتابهاي خود را آثاري هنري توصيف مي كرد كه داراي ابتدا، ميانه و انتهاست. او از 9 سالگي به نوشتن روي كرده بود. اما اولين رمانش زير شبكه را در 35 سالگي منتشر كرد. در سال 1978 جايزه بوكر، معتبرترين جايزه ادبي در زبان انگليسي را براي رمان دريا، دريا دريافت داشت. مورداك بسيار مي نوشت و طرحهاي غامضي از آنچه كه اسرار و چالشهاي تاريك و ژرف ميان خير و شر توصيف كرده بود پي مي انداخت. شخصيتهاي رمانهاي او بسيار عاطفي هستند و كليت رمانهايش عميقا نمادين است. جين ايريس مورداك در 15 جولاي 1919 در دوبلين به دنيا آمد. پدر و مادرش انگليسي و ايرلندي بودند. در انگلستان در موءسسه فوربل و سپس در مدرسه بدمينتون تحصيل كرد و دردانشكده سومرويل آكسفورد فلسفه و زبانهاي كلاسيك آموخت تا در سال 1942 فارغ التحصيل شد. در دوره تحصيل دانشگاهي كمونيست پرجنبوجوشي بود اما التهاب كمونيستي او چندان به طول نينجاميد و از حزب جدا شد. در سالهاي جنگ جهاني دوم در وزارت خزانه داراي انگلستان كار مي كرد و از سال 1944 به كار در اردوگاههاي پناهندگان در اتريش و بلژيك پرداخت. در همين دوره بود كه نهضت اگزيستانسياليستها او را متاثر ساخت. در سال 1953 تحقيقي درباره ژان پل سارتر فيلسوف فرانسوي منتشر كرد. سابقه فعاليتهاي كمونيستي او در آكسفورد موجب شد كه نتواند بورسيه تحصيل در ايالات متحده امريكا دريافت دارد. اما 29 ساله بود كه جواز تدريس فلسفه در آكسفورد را گرفت. از سال 1948 تا 1963 به مدت 15 سال تدريس فلسفه را دنبال كرد. اما در اين سال با عنوان اينكه كار طاقت فرسايي است دست از آن كشيد. در سال 1961 رمان سرجداشده به يكباره به توفيق عظيمي دست اين يافت رمان بيشتر قالب كمدي داشت و سرشار از عواطف بسيار شديد بود. مجموعه آثار ايريس مورداك علاوه بر 27 رمان چندين نمايشنامه، چندين اثر فلسفي و يك كتاب شعر است. اين آثار به تمام زبانهاي معروف دنيا ترجمه شده است. مورداك بعداز سالها تدريس فلسفه در دانشگاه به رمان نويسي روي آورد و به تامل در رابطه بين فلسفه و هنر، تضاد خير و شر، راست و دروغ، اخلاق و ضداخلاق پرداخت. وي از تجربه كار در اردوگاههاي پناهندگان در بلژيك و اتريش تاثرات عميقي يافته و حاصل مشاهداتش را انحطاط كامل جامعه بشري مي خواند. به اعتقاد او وظيفه فلسفه هدايت بشر به سوي خير و معيار خير از نظر او آن چيزي است كه موجب مي شود آدمي در اردوگاههاي پناهندگان عاري از هرگونه خودخواهي به خدمت بپردازد. مورداك، ژان پل سارتر را در پاريس ملاقات كرده بود و اولين رمانش در زير شبكه متاثر از افكار و انديشه هاي اگزيستانسياليستي و فلسفه معاصر فرانسه بود. او در اين رمان كمدي در قالب ضدقهرماني سارتري مسلك به مداقه در احوال زندگي در پاريس و لندن مي پردازد. شاهزاده سياه به اعتقاد بسياري از منتقدان بهترين اثر مورداك بود. پاره اي منتقدان نيز معتقدند دريا، دريا شايسته اين توصيف است. مورداك در داستان نويسي انواع سبكها را آزموده بود. از رمان فلسفي گرفته تا سمبوليسم، افسانه و كمدي. و در همه اينها عواطف انساني محور و پايه اصلي كار او بود. خانم مورداك مي گفت: هروقت كتابي را تمام مي كنم سي دقيقه استراحت مي كنم و سپس نوشتن كتاب بعدي را شروع مي كنم. او بنابه رسمي هميشگي دستنوشته هاي كتابي را كه تمام كرده بود در كيسه اي پلاستيكي مي گذاشت و براي ناشرش مي فرستاد. مورداك تاملات فلسفي را تا كهنسالي ادامه داد و در سال 72 1992 در سالگي كتاب 500 صفحه اي ماوراءالطبيعه راهنماي اخلاق را نوشت. وي مي گفت: من از خدا به سوي خير حركت كرده و در اين راه، دين را با خود همراه داشته ام. خانم مورداك در سالهاي اخير همچون گذشته در مدنظر منتقدين قرار ليكن نداشت بلنداي آثارش، انساني بودن آن، تنوع و گستردگي آثار و اصالت انديشه هايش جايگاه رفيع وي را در مقام يكي از شاخص ترين نويسندگان نسل او محفوظ مي داشت. ابتلاي مورداك به بيماري آلزايمر اتفاق اندوهباري براي نويسنده اي بود كه همواره بر حافظه تكيه و تاكيد داشت. جان بيلي شوهر او كه در سالهاي بيماري از وي پرستاري مي كرد در مقاله اي در مجله نيويوركر مي نويسد: اين اواخر ديگر حافظه اش اصلا كار نمي كرد. نمي دانست كه 27 رمان و كتابهايي در زمينه فلسفه نوشته، از دانشگاههاي معتبر دكتراي افتخاري دريافت كرده است. اظهار نظرها مالكولم برادبري، رمان نويس انگليسي: خانم مورداك شخصيت برجسته اي همتاي نويسندگاني چون آنتوني برجس و ويليام گولدينگ او بود يكي از چهار يا پنج رمان نويس بزرگ انگلستان در نيمه دوم قرن حاضر است. از او نه فقط پايان غمناك قصه يك زندگي بلكه افكار مشعشع به يادگار داريم. جان كيسي، استاد دانشگاه و منتقد انگليسي: او نزديكترين كس به ژان پل سارتر در ميان انگليسي ها بود. بسيار نادر است كه فيلسوفي فلسفه را به قالب ادبيات درآورد. او اين كار را كرده بود. او روشنفكري به معناي واقعي كلمه بود. كار او از اين جهت حائز اهميت والايي بود كه مي توانست مابعدالطبيعه را به تمام زندگي روزمره تعميم دهد. او فيلسوف، متفكر و حكيم بود. اي. ان. ويلسون، نويسنده انگليسي: او درآمد خوبي از كتابهايش كسب مي كرد و پيوسته كمكهاي شاياني به موءسسات خيريه مي كرد. ممكن نبود كسي او را ببيند و دلبسته اش نشود. آنهم نه دلبسته يك موجود انساني، بلكه دلبسته و عاشق عشقي بزرگ، آن خير مطلق كه افلاطون از آن سخن مي گفت و او خودش نيز با بلاغت تمام درباره آن مي نوشت. كارمن كاليل، ناشر خانم مورداك: نوشته هاي او طوري بود كه هر نقطه و ويرگول درست سرجايي بود كه بايد باشد. اگر ويراستاري يك ويرگول را جابجا مي كرد او آنا متوجه هربار مي شد كه ناهار را با او بودم وقتي مي خواستم از او جدا شوم انگار مي خواستم از بهشت بيرون بروم. ازبس كه او مهربان و پاكدل و عجيب پرجاذبه بود. مرگ او جدايي ابدي همه ما از بهشت است. اندروموشن، شاعر انگليسي و استاد ادبيات دانشگاه: مورداك خانم متشخصي بود كه درخواست مصاحبه را قبول نمي كرد و براي معرفي كتابهايش اقدامي به عمل نمي آورد. كتابهايش از حيث سبك و انديشه مقام والايي داشت. عالي ترين دستاورد او آشتي دادن سبك روايي عيني و كاملا زميني با مفاهيم بسيار عاليه فلسفي بود. فاضلي بيرجندي