Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771128-43953S2

Date of Document: 1999-02-17

وزوز گوش، بيماري اسرارآميز! مارتين لوتر مبتلا به آن بود. همينطور ژان - ژاك روسو. اين اختلال لودويگ فان بتهون را آزار مي داد و در حال حاضر نيز، زندگي يورگن را خراب كرده است; او با صدايي حزن آلود مي گويد: حتي از بدو تولد همه چيز به نظرم وحشتناك مي آمد. نمي توانم بخوابم. نمي توانم كار كنم تمامي خوشيهاي زندگي براي من بي معني شده اند. يورگن، كارگزار بيمه و 36 ساله براي گروهي از افراد مبتلا به وزوزگوش در شهر بن سخنراني مي كند. وزوزگوش اختلالي است كه موجب بروز نوعي طيف ازصداهاي غيرعادي در گوش مي شود، صداهايي كه علت خارجي ندارند. مشكل اينجاست كه هنوز سازوكارهاي وزوزگوش شناخته نشده اند، حتي محققان اطمينان ندارند كه اين اختلال نوعي بيماري باشد. وزوزگوش اقسام مختلفي دارد، در برخي انواع آن، صداها به بلندي مته چكش هستند يا شبيه جريان خروشان آب و يا صداي دسته اي زنبور اما هر كسي كه وزوزگوش را تجربه كرده باشد، اذعان مي دارد كه در موارد حاد، صداها زجر آورند و از لحاظ رواني مي تواند تاثيرات مخربي داشته باشد. آمار تهيه شده از سوي يكي از سازمانهاي بهداشتي در لندن به منظور بالا بردن دانش عمومي، نشان مي دهد كه تقريبا از هر 10 نفر 1 نفر مبتلا به اين عارضه است. صداها در 15 درصد از مبتلايان به حدي اضطراب آورند كه آرامش ذهني آنها را از بين مي برندو باعث فراموشكاري، افسردگي حاد وحملات عصبي ناشي از ترس مي شوند. جي. فلش استاد آناتومي و رئيس بخش شنوايي دانشگاهي در آلمان مي گويد: بلندي صداها مهم نيستند، بلكه موضوع اصلي اجتناب ناپذير بودن خود صداها هستند. حقيقتا دانشمندان نمي دانند اين اختلال چرا و چگونه پديد مي آيد و معمولا آن را نشانه اي بر بروز بيماري هاي ديگر از جمله اشكال در گوش داخلي و ارتباط آن با راه شنوايي و مراكز شنوايي در مغز مي دانند. در اين حالت تصور مي شودحلزون گوش (عضو حلزوني شكل و گوش داخلي كه امواج صوتي را به ضربات عصبي تبديل مي كند ) دچار نارسايي شده باشد. قرار گرفتن در معرض صداهاي ممتد و بلند، باعث اختلال در كار اين عضو مي شود. برخي ديگر از محققان عنوان مي دارند كه وزوزگوش ها، صداهاي پس زمينه خود مغزند كه تقويت شده اند، يعني ترق توروق هاي تصادفي و صداي نورونهايي كه غالبا واضح نيستند. طبق اين نظريه، نورونها به علتي نامشخص در مغز صداهايي توليد مي كنند. در نتيجه، شخص صدايي را مي شنود كه منشا خارجي ندارد. جاناتان آشمور استاد زيست فيزيك دانشگاه لندن مي گويد: مغز، صداهاي خودش را توليد مي كند، اما از آن جايي كه شخص ديگري قادر به شنيدن آن نيست، نمي توان آن را به طور عيني اندازه گيري كرد. اغلب افرادي كه مبتلا به وزوزگوش هستند، سرانجام با شرايط موجود سازگار بيشتر مي شوند پزشكان، بيماران را از اقدام به معالجاتي كه مضرند، منع مي كنند; مثل: تزريق كورتن، مصرف داروها يا درمان با فشار اكسيژن (روشي كه بيمار به مدت 30 دقيقه در اتاقي تحت فشار اكسيژن خالص قرار مي گيرد ) ولي به نظر مي رسد روان درماني موءثرترين شيوه باشد. از هشت ميليون آلماني مبتلا به يك وزوزگوش، ميليون نفر از روان درماني استفاده مي كنند. دكتر جرهارگوبل، رئيس بخش شنوايي كلينيكي در آلمان توضيح مي دهد: سعي مي كنيم به بيماران آموزش بدهيم به وزوزگوش هاي خود توجه نكنند. او معتقد است اكثر انواع وزوزگوش در اثر فشارهاي عصبي توليد مي شود و از اين رو يوگا و يا مديتيشن را توصيه مي كند. روش مخصوص وي تركيبي است از روان درماني و استفاده از ابزاري مثل سمعك كه مانع از بروز صدا در گوش مي شود. وي مي گويد: اين امر حائز اهميت است كه به افراد اميدواري بدهيم كه احتمال كاهش و از بين رفتن وزوزگوش وجود دارد. اگر به مردم بگويم بيماري آنها خطرناك است و راه علاجي هم ندارد، شهامت خود را از دست مي دهند. حداقل، مبتلايان مي توانند با بكارگيري شيوه هاي ذكر شده و با كمك دوستان خود، ناراحتي هاي ناشي از بيماري را كاهش دهند. نوشته: جيمزگري منبع: تايم جولاي 1998 ترجمه: مهتاب عظيمي فرد