Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771128-43952S2

Date of Document: 1999-02-17

نوجوانان را دريابيم! دوران نوجواني هم از نظر نوجوانان و هم از نظر والدين از قديم دوراني دشوارتر از سالهاي كودكي قلمداد شده است و به راستي مرحله اي پركشمكش و گاه دشواري در زندگي است. بدون شك تغيير ابعاد بدن، بيدار شدن غرايز و احتياجات جنسي كه براي اولين بار در بلوغ احساس مي شود براي هر نوجوان حادثه اي عظيم حادثه اي است كه تعادل او را مختل مي كند و كل وجودش را دچار دگرگوني مي سازد. علاوه بر بلوغ جسماني و جنسي در اين دوره نوجوان به تفكر تجريدي مي رسد. تفكري كه از موقعيت فعلي و يافته هاي قابل لمس فراتر رفته، گذشته و آينده و ممكن و مجرد را نيز شامل مي گردد، زيرا ذهن او توانائي استدلال در مورد قضايا و افكار و انديشه هاي گوناگون را دارد. در مورد قضايا استدلال كرده و موارد ناشي از آنها را بررسي مي كند. اين ناعادلانه است كه درست در زماني كه نوجوان با سرعت بي سابقه اي بلوغ جسماني و عقلاني را پشت سر مي گذارد اجتماع از او بخواهد كه مستقل باشد و روابطش را با بزرگسالان و همسالان تغيير دهد و سازگاري جنسي و آمادگي شغلي و... پيدا كند. بلوغ واژه بلوغ به اولين مرحله نوجواني اطلاق مي گردد. يعني آن زمان كه بلوغ جنسي عارض مي شود كه با جهش نموي نوجوان كه به ميزان ازدياد سريع قد و وزن اطلاق مي شود مقارن است. اين سن در دختران 1410 سال و در پسران 1612 سالگي است كه در اين سنين ازدياد قد - وزن و ازدياد هورمونهاي جنسي كه به ازدياد غرايز جنسي مي انجامد بوجود مي آيد. سن شروع رشد جنسي در پسران و دختران متفاوت مي باشد. بعضي پسران داراي رشد زودرس جنسي هستند. در دختران زودرسي و ديررسي رشد جنسي تغييرات رواني و رفتاري خاصي در آنها ايجاد نمي نمايد، ولي در پسران ديررس مشاهده شده كه از تعادل كمتري برخوردارند. مضطرب و خجالتي تر هستند واز قدرت رهبري كمتري برخوردارند كه اين زودرسي و ديررسي به عواملي چون وضع اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و فيزيولوژيكي بستگي دارد. تغييرات رشدي و نياز به سازگاري با آن باعث مي شود كه نوجوانان به خصوصيات جسماني خود توجه بسياري كنند. نوجوان برحسب استعدادهاي ذهني و خصوصيات اخلاقي اش واكنش هاي گوناگوني به تغييرات بلوغ در خود نشان مي دهد. براي اين كه كودك از خود احساس هويت روشني به دست آورد بايد بتواند در طول زمان به نوعي احساس ثبات و تداوم برسد. خصوصيات رفتاري عام در نوجواني براي ترك دوره كودكي يعني ترك آنچه ديگر نيست و به منظور اثبات وجود خود به منزله يك فرد مستقل و خود نام نوجوان پيش از هر چيز شروع به طرد آناني مي كند كه تا آن هنگام مورد پرستش او بودند. يعني خانواده و الگوهاي مورد تقليد آنها به آنچه آنان دوست دارند پشت پا مي زنند و از اين طريق مي خواهند كه استقلال خود را نشان دهند. دراين مرحله ديگر به قدرت لايزال و خدشه ناپذير بزرگسالان اعتقاد ندارد و با واقعيت بيشتري آنان را درك مي كند. اما ستايش و تحسين او باعث نمي شود كه هرگز در خصوص نفوذ آنان دچار ترديد نشود. از پدر و مادر خود انتقاد مي كند. نوجوان از پدر و مادر خود عار دارد. گاه اين عار داشتن علتهاي پذيرفتني دارد. زيرا واقعا آنان قابل انتقادند و گاه بدون منطق است. در واقع مي توان گفت تمايل اكثريت نوجوانان اين است كه پدر و مادر خود را از چشم ديگران ببينند و در مورد آنها قضاوت كنند. همچنين نوجويي و نياز به نو شدن در نوجوان به صورتهاي مختلفي بروز مي كند. در شيوه لباس پوشيدن، در طرز رفتار، در استعمال لغات، در خط و افكار، نوجوان خواهان آن است كه متفاوت از ديگران خصوصا بزرگسالان باشد. او از طريق رفقا و از ديد آنان است كه در مورد ارزشهاي گوناگون داوري مي كند. نوجوان در نوجواني بيش از هر دوره ديگري تمايل به همسالان و دوستان پيدا مي كند. در نوجواني دوستان حالت آرماني پيدا مي كنند و مانند آينه تصويرمطمئن كننده جوان را به او بازمي گرداند. پيوستن به گروه همسال به او آرامش و امنيت مي دهد. در نوجواني با بيداري هيجانات احساسي هم مواجه مي شويم كه ناشي از تجديد فعاليت غريزه جنسي است. قواي غريزي قواي نيرومند و خلاقي است كه در صورت والايش مي تواند يا به خدمت زندگي معنوي و هنري درآيد يا به صورت فعاليت هاي ورزشي، فرهنگي و اجتماعي پيش برود. نخستين امري كه بر اثر پيوندهاي دوستي مي شكفد محبت است. محبت در ابتدا از جنبه ديگر عشق يعني غريزه جنسي جداست، اما تشديد غريزه باعث مي شود دختر و پسر هريك به طور طبيعي به جنس مخالف گرايش پيدا در كنند اين هنگام عشق مساله بزرگ زندگي بخصوص مي شود عشقي كه رنگ خود را ازرويا و تخيل مي گيرد و واقعيت در برابر آن جلوه اي ندارد. بخصوص دختر، به كمك تار وپود خيال براي خود دنياي رويائي مي سازد. محتواي اين گونه روياپردازيها برحسب علائق نوجوان و محيط تربيتي اش متفاوتند و در مجموع هرگاه دختران پيش از موعد و بطور پيشرس با واقعيت تماس بگيرند زندگي عاطفي خود را تضعيف و به آن لطمه مي زنند. خانواده و كمبودهاي عاطفي در اينجا لازم است فهرست وار به برخي كمبودهاي عاطفي در نوجواناني كه دچار انواع انحرافات مي گردند اشاره شود: - گستاخي مفرط و خودخواهي لجوجانه اي كه در برخي افراد قانون شكن ملاحظه مي شود بستگي به تنفر و كينه اي دارد كه در دوران نوجواني آنان پديد آمده. - ننر و لوس بارآوردن كودك به خصوص هنگامي كه كودك يكي باشد احتمال بزهكاري در دوران نوجواني را فراهم مي آورد. - والدين نبايد به نوجوانان امر و نهي كنند كه نتيجه منفي به همراه دارد. - ارضاي تمايلات باطني و خواهشهاي رواني كودك و نوجوان از اساسي ترين مسائل تربيتي است. - اولين نياز هر كودك محبت مادري است و همين محبت است كه به وي احساس امنيت و اعتماد به نفس را در نوجواني اهدا مي كند. - در خانواده اي كه والدين به اندازه كافي به بچه ها توجه نمي كنند بچه ها دچار عقده خودكم بيني و كم شخصيتي خواهندبود و براي جلب توجه دست به اعمال خلاف اخلاق و قانون مي زنند. - نوجوان نبايد احساس كند كه طرز فكر پدر و مادرش نسبت به مسائل امروز كهنه و پوسيده است. - سوءاستفاده از جاذبه جنسي براي تامين منافع اقتصادي و تجاري نيازهاي جنسي را تحريك و باعث انحراف جنسي در نوجوانان مي شود. - كمبود محبت و نوازش، خفت و تحقير در بسياري از دختران نوجوان سبب مي شود براي جبران آن به سهولت فريب افراد چاپلوس را بخورند و به انحراف كشيده شوند. - كثرت و تعداد اولاد و افراد خانواده و اختلاف پدر ومادر باعث انحراف جنسي و اخلاقي فرزندان نوجوان آن ها مي شود. - خانواده هاي جاهل، متعصب يا فاقد معلومات كافي راجع به مسائل جنسي موجبات انحراف نوجوانان را فراهم مي آورند. - دوستان ناصالح باعث انحراف جنسي فرزندان هستند. - تظاهرات جنسي والدين در برابر كودك از جمله شرايط ناكام كننده جنسي و انحراف در نوجوانان است. - تبليغات، تقليد، داستان سرائيهاي غيراخلاقي و افراط آميزو تصاوير تحريك آميز از عوامل بسيار موءثر در جرايم جنسي مي باشد. كتايون حسيني واجاري برگرفته شده از كتابهاي پاول هنري ماسن (رشد و شخصيت كودك ) دكتر احدي و... (روانشنا س رشد )