Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771126-43930S2

Date of Document: 1999-02-15

روزنامه فيگارو: فشار حرفه اي عامل اصلي بيماري افراد شاغل است گروه اجتماعي - براساس تحقيقاتي كه در اروپا صورت گرفته، پزشكان و روانپزشكان ريشه برخي بيماريهاي افراد شاغل را در فشار حرفه اي مي دانند. به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي، روزنامه فيگارو در مقاله اي در اين زمينه مي نويسد: كمر درد، دردمفاصل، خستگي و درد عضلات، بي خوابي و فشار خون، از جمله بيماريهايي هستندكه جزء مسائل روزمره اكثر كاركنان و كارمندان شده است. طبق تحقيقات انجام شده بر روي 15800 نفر در 15 كشور اروپايي 30 درصدافراد شاغل مبتلا به دردكمر و 28 در صد مواجه با استرس هستند و 17 درصدنيز از درد عضلات رنج مي برند و بالاخره 9 درصد هم قرباني برخوردهاي رواني و يا تحقيرآميز بوده اند. فيگارو در تحليل اين آمار مي نويسد: ريشه بيماريهاي مربوط به فشارشغلي به ويژه بيماريهاي رواني ناشي از آن در كشورهاي مختلف يكسان نيست وپزشكان و روانشناسان در مورد بهبود وضعيت فعلي اصلا خوشبين نيستند. به گفته نوئل كوفمن پزشك كار، افزايش آمار بيماريهاي مربوط به مشاغل يك امر منطقي است چرا كه تعداد كارمندان به جهت ملاحظات مالي كاهش يافته ولي نه تنها حجم كار كم نشده بلكه با توجه به عامل زمان وفوريت كارها، فشار به طبقه شاغل افزوده شده است. وي مي افزايد: به كارمندان و مديران اين طور تفهيم شده است كه علت وجودآنها كسب نتايج مي باشد و در صورت عدم دستيابي به اين اهداف سريع، به آنها فهمانده مي شود كه لياقت و كارآيي لازم را ندارند و با توجه به اين جو، كارمندان و مديران به طور مستمر در استرس بسرمي برند. بنا به نوشته فيگارو، كريستف دوژور مدير آزمايشگاه روان شناسي مركز حراست ملي هنرها و حرفه هاي فرانسه نيز در مورد اين آمارگفته است: به نام كارآيي، شاغلان را به رقابت واداشتن در مواردي باعث بي اعتمادي كار شاغل شده است تا جايي كه به مشتريان توصيه مي كردند كه به شركت رقيب مراجعه كنند و اين امر به خاطر جو كينه و بي اعتمادي حاكم بر بعضي از شركتها پيش آمده بود. آنها با كارشكني و اخلال در كار شركت خوددر پي از كار انداختن عمدي آن بودند. دوژور مي افزايد: بيشتر بيماريها براثر فشارهاي رواني پيش مي آيد چراكه كارمند نمي تواند خود را از اين فشارها رها كند و در نتيجه، آثار آن به صورت بيماري خود نمايي مي كند. امروزه كارمندان به خوبي مي توانند خودرا با شرايط جديد كاري تطبيق دهند ولي احترام به انسانيت فرد تقليل يافته است. كارمندان آماده به كار هستند ولي آنها قادر به تنظيم آن نيستند و به خاطر ترس از دست دادن شغل خود نمي دانند كجا و كي چه، بايد بكنند.