Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771125-43921S2

Date of Document: 1999-02-14

بحران نشر كتاب گفت و گو با عبدالحسين آذرنگ محقق وكارشناس كتاب ونشر درباره وضعيت نشر و كتاب در بعد از انقلاب (واپسين بخش ) * عليرغم داعيه ها و ماهيت فرهنگي انقلاب ايران، چرا نشر هنوز به صورت جدي با بحران خريدار و خواننده روبه رو؟ است - آذرنگ: از شما دوست روزنامه نگار، كه مدام مي خواهيد مشكلات جامعه راپيدا كنيد و بر آنها انگشت بگذاريد، سوءال مي كنم: كتابهايي كه منتشر مي كنيم به روستاهايمان ؟ مي رود به مدارسمان راه پيدا؟ مي كند بچه هاي ما در مدارس و حتي در دانشگاه، حق دارند در ورقه امتحاني به جاي درج جواب از كتاب درسي از كتاب ديگري جواب؟ بنويسند كتاب به ميان زنان خانه دار، به ميان كارگران، به درون زندانها، بيمارستانها، به كودكستانها و مهدكودكها، به مراكز سالمندان و غيره و غيره رفته؟ است اگر نرفته است، با احتساب تخميني ارقام جمعيت همين عده، چه قدر از كل جمعيت باسواد كشور - بيسوادها به كنار - باكتاب سروكار ؟ ندارد خوب است كه خودمان را فريب ندهيم و خودمان را دستي دستي به گمراهي نكشانيم. كتاب بايد به اعماق جامعه، به ميان همه قشرها، صنفها، دسته ها، گروهها، رده هاي سني و غيره راه بيابد و افراد جامعه قدرت خريدن كتاب، توان خواندن كتاب و امكان امانت گرفتن كتاب از كتابخانه هاي مختلف را داشته باشند. تا زماني كه سياست نشر كتاب در كشور به سمت تامين اين جنبه هاي اساسي حركت نكند، كتاب و نشر كتاب با بحران روبه روست. تا زماني كه نظام تك متني ازبين نرود و انواع كتابها به مراكز آموزشي راه نيابد و منابع مختلف جاي حجيت معلم و متن واحد درسي را نگيرد، تا آن گاه كه آگاهي از عقايد، نظريات، انديشه ها، راه حلها و تلقي هاي متفاوت به ارزشي بس فراتر از تسلط به مفاد يك متن تبديل نشود، تا روزي كه همه ناشران كشور، بدون هيچ تبعيض و تفاوتي در روند تهيه و توليد و توزيع همه نوع كتاب، و ازجمله كتابهاي درسي و نيمه درسي و كمك درسي، منصفانه، عادلانه و متساويانه سهيم نشوند، نشر كتاب در ايران با بحران خواننده و خريدار دست به گريبان خواهدبود. * وضعيت كنوني نشر كتاب را در ايران چگونه ارزيابي ؟ مي كنيد - آذرنگ: هم جنبه هاي مثبت دارد، هم جنبه هاي منفي. بايد شجاع باشيم و راستگو و با مشكلات، تنگناها، كاستيها، عيبها و نقصهايمان بدون تعارف و مجامله روبه رو شويم. نبايد به هنگام طرح مشكل احساس كمتري و كهتري كنيم. اگر صريح و بي پرده بر دشواريها انگشت بگذاريم، تلاش جدي براي يافتن راه حلها شروع خواهد شد. آمار و ارقام گواهي مي دهد كه منحني نشر كتاب به سمت سودآوري نمي رود، مگر كه در وضع عمومي اقتصادي تغيير جدي حادث شود. و در چنين حالتي اصلا نمي توان متوقع بود در عرصه نشر، سرمايه و كار و توليد ايجاد شود. بنابراين بنيه فرهنگي ما به طرف تقويت نخواهد رفت. نشر اگر سرمايه، سود، تخصص، مهارت، انديشه و نيروي كار جذب كند، وضعيت فعلي روبه پيشرفت و اصلاح مي گذارد و اگر اينها را دفع يا كم كند، ديگر جواب معلوم نيست. * چه پيشنهادهايي براي دست اندركاران كتاب - برنامه ريزان، متوليان دولتي سرمايه گذاران و ناشران، مولفان و مترجمان، خريداران و خوانندگان -؟ داريد - آذرنگ: چند پيشنهاد را به طور مشخص خدمتتان عرض مي كنم، لطفا بدون تقدم و تاخر خاصي در نظر بگيريد. به ناشري بايد جواز نشر و تاسيس موسسه انتشاراتي داد كه اتحاديه ناشران او را رسما به عضويت بپذيرد و به تسلط او بر تخصص نشر صحه بگذارد، اما پيش از اين خود اتحاديه بايد استانداردهايي كسب كند كه در همه جا معمول است. اصولا جواز هيچ شغل و حرفه اي را به كسي كه دوره هاي خاص آموزشي را نگذرانده و عضويت رسمي در اتحاديه و صنف خودش را نپذيرفته است، نبايد داد. اين يك قاعده كلي است و در جامعه ما اين قاعده به طرز بد و جاهلانه اي نقض شده است. مراعات كردن درست استانداردها شرط نخست انجام دادن هر كار و وظيفه اي است. اتحاديه ناشران، نخست از همه بايد مجموعه اي باشد از كساني كه همان قدر به نشر تسلط دارند كه انجمن پزشكان به پزشكي، اتحاديه حسابداران به حسابداري و غيره. بعد هم دولت بايد پايش را از اين گليم بگذارد بيرون. اگر خيلي لطف دارد و مهرباني، كناري بايستد و با سياستها و برنامه هاي حمايتي مالي اش مشوق و پشتيبان نشر باشد. بكن مكن براي دولت و نشر، هر دو، خطرناك است. نگران هم نباشد كه اگر حمايت مالي نكند، تعداد عناوين پايين مي آيد و به اعتبار كشور لطمه مي خورد. خير، اين طور نيست و اصلا لطمه نمي خورد. اگر در زمينه هايي كه ضروري است درست سرمايه گذاري و برنامه ريزي كند، هر منحني هم كه پايين آمده باشد، بعد از مدتي خيز مي گيرد و بالا مي رود. دولت به جاي اين كارها بهتر است برود در زمينه تكنولوژي و توليد ماشين آلات چاپ، كاغذ، مركب، عكاسي، صحافي سرمايه گذاري كند; برود روي آموزشهاي نشر در سطوح مختلف و تربيت نيروي انساني متخصص، ماهر و نيمه ماهر سرمايه گذاري كند; به تحول در نظام آموزش فني و حرفه اي بيانديشد و آموزش چاپ و نشر را در اين نظام جدي كند; به دگرگوني در نظام آموزشي بپردازد; كتابخانه هاي همه مدارس كشور را در همه سطوح فعال كند; كتابخانه هاي بيمارستانها، كارخانه ها، زندانها، كانونهاي مختلف، شبكه كتابخانه هاي روستايي، كتابخانه هاي عمومي را فعال و زنده كند; كتابخانه ملي را از اين وضع فلاكت زده و حقير نجات دهد; اجازه ندهد دانشگاهها و دانشكده ها بدون كتابخانه هاي مجهز و بدون استانداردهاي لازم قارچ وار برويد، شايد هم سرطان وار; اجازه ندهد سطح كتابخانه هاي تخصصي پايين بيايد يا احيانا كتابخانه هاي تخصصي به كتابخانه هاي عمومي تبديل شود; به نشر روزنامه ها و مجله هاي ساده و جاذب و توزيع آنها ميان روستاها، محيطهاي كارگري، ميان نوسوادان كمك كند; تصميم گيري، برنامه ريزي و سياستگزاري در نشر را بر مطالعه و تحقيق مبتني سازد، و يافته هاي پژوهشي را مبناي تصميم قرار دهد; دولت اگر دست به اين جور كارها بزند، نشر كتاب و كتابخواني را در آينده متحول خواهد ساخت. كتاب خريدن، جايزه دادن - كه هيچ دولت دورانديشي خودش را وارد معركه مقايسه و ارزشيابي نمي كند - برگزاري نمايشگاه با مديريتهاي ضعيف و ناكارآمد، قرار دادن ويترينهاي كتابهاي تازه در خيابانها كه به جاي تاثير مثبت به ويژه بر كساني كه نمي توانند كتاب بخرند تاثير منفي و عصباني كننده گذاشته است و امثال اين جور كارها كمك اساسي به نشر نيست، ولو آنكه در كوتاه مدت اقدامي مثبت به نظر برسد. در كشوري كه صنعت نشرش هنوز يك بانك اطلاعاتي، و حتي يك مجموعه ساده كتاب تخصصي و سند ندارد و اطلاعات و ارقام پايه نشر را نمي توان به دست آورد، نشر كتاب براي دولتش اسباب سرافرازي نيست. دولت مي تواند از خودش هم شروع كند و نخست به خودش آموزش بدهد و اطلاعات و تحليل خودش را از مسائل نشر در عصر اطلاعات و ارتباطات نو و روزآمد كند. اگر امور علمي و فرهنگي جامعه به دست ديوانياني بيافتد كه به اين مسائل به صورت امور اداري بيانديشند، هدفهاي فرهنگي انقلاب نقض شده است. اگر مسئولان دولتي در زمينه نشر از طريق آموزشهاي مداوم و مستمر، دانش خود را نوسازي نكنند، به عوامل بازدارنده تحول علمي - فرهنگي تبديل خواهند شد. تحول در آموزش نشر نيز مي تواند در اتحاديه ناشران و دولت همپا و همسو باشد.