Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771124-43912S4

Date of Document: 1999-02-13

توصيه هاي پنج گانه رهبر معظم به دولتمردان،، علما انقلاب جوانان و جناحهاي سياسي به مناسبت بيستمين سال پيروزي انقلاب اسلامي رهبر معظم، انقلاب گروهي از محكومان دادگاهها را عفو كردند گروه سياسي: مقام معظم رهبري چهارشنبه گذشته به مناسبت بيستمين سالگرد انقلاب اسلامي پيام مهمي خطاب به مردم و مسئولان صادر كردند. گزيده اين پيام به شرح زير است: ملت بزرگ ايران در انقلاب اسلامي كبير خود كه در چنين روزهائي در سال به 1357 اولين پيروزي تاريخي خود رسيد يكي از زيباترين و شگفت انگيزترين نمايش ها را از اين گونه در صحنه تاريخ اجراء كرد. رژيم پهلوي كه در بي كفايتي و فساد و سرسپردگي به بيگانگان در ميان حكومت هاي فاسد اين منطقه از همه روسياه تر بود درطول ده ها سال حكومت خودبزرگترين ضربه ها را بر ملت و كشور ايران وارد آورده بود، ملت را با ديكتاتوري خشن و سركوب بي رحمانه از صحنه سياسي كشور بيرون رانده، منافع كشور را قرباني بند و بست با قدرت هاي مداخله گر و كمپاني هاي غارتگر كرده، جوانان را با رواج ابتذال و شهوتراني از انديشيدن به سرنوشت كشور بازداشته و صداي هر معترض و آزاديخواهي را در گلو شكسته بود. با نابودكردن كشاورزي ملي و وابسته كردن صنعت ناقص و معيوب، و بازگذاشتن دست بيگانگان حريص و نوكران دربار و غارت منابع نفتي و بذل و بخشش ثروت ملي به اربابان آمريكائي و اروپائي و ويران كردن روستاها و تبديل ايران به بازار كالاهاي بي ارزش خارجي و پس مانده محصولات كشاورزي آمريكا وبرنامه هاي خائنانه ديگري از اين قبيل، اقتصاد كشور را دچار انحطاط مزمن و وابسته به اراده قدرت هاي خارجي كرده و رگ حيات ملت را به دست دشمنان سپرده بود. ايمان و فرهنگ و اعتقادات ملت ايران را به تمسخر گرفته و با تحقير آن و ترويج تحميلي فرهنگ غرب، به مبارزه اي جدي با خودباوري و اعتماد بنفس اين ملت بزرگ كمر بسته بود. دين و روحانيت راكه درطول چند قرن هميشه منشاءحق طلبي و عدالت خواهي وآزادگي و سنگر اصلي مقاومت در برابر تهاجم بيگانگان و ستمگران و مستبدان بودند، مورد سخت ترين انتقام ها قرار داده و با همه وسائل زور و تهديد و تهمت و تبليغ با آنها رفتار مي كرد در حالي كه فقر و تنگدستي و گرسنگي و سطح پائين زندگي گلوي اكثريت ملت ايران را اسراف مي فشرد، و ولخرجي و تجمل و زندگي هاي افسانه وار و كاخ هاي شاه و خانواده و رجال درباري و فرماندهان نظامي اش از يكطرف و غارت منابع ملي بوسيله كمپاني هاي بيگانه و دلالان داخلي شان از طرف ديگر روزبه روز عرصه را بر مردم تنگ تر مي كرد. احكام نجاتبخش اسلام بدست گنهكار سران رژيم بكلي از صحنه ي زندگي اجتماعي خارج شده و حتي رعايت تقواي ديني و نماز و عبادت در محيطهاي زير نفوذمستقيم رژيم مانند محيطهاي نظامي و آموزشي، مورد تمسخر و در مواردي جرم بود. كمترين انتقادي از رژيم ظالم و سفاك با برخوردهاي خشن و خونين روبرومي شد و ساواك جهنمي شاه كه بوسيله سياي آمريكا و صهيونيست هاي ضدبشرسازماندهي و تجهيزشده بود سخت ترين شكنجه ها ومخوف ترين زندان ها را براي سركوب كساني كه جرات مقابله با آن رژيم را به خود مي دادند، آماده داشت. نهضت اسلامي به رهبري امام خميني عظيم در ميانه سالهاي 1341 تا 1357 درچنين شرائطي آغاز شد و رشد و تكامل يافت. امام بزرگوار ما با تكيه به تعاليم اسلام ناب محمدي (ص ) و، با اعتماد به ايمان ديني مردم، و با شجاعت و اخلاص و توكل كم نظير خود، راه مبارزه را در ميان سختي ها و مصائب طاقت فرسا گشود وپيش رفت و صبورانه و پيامبرگونه ذهن و دل مردم رابا واقعيتهاي تلخ و راه علاج آن آشنا كرد. با پيروزي انقلاب اسلامي وسر برافراشتن جمهوري اسلامي بطور همزمان دوجريان عظيم در سراسر گيتي آغاز شد: اول: روند ستايش و اميد و درس گيري از سوي ملتهاي مستضعف و زير به ستم، خصوص در كشورهاي اسلامي و نيز مسلمانان سراسر جهان و همه آزادانديشان عالم. دوم: روند نگراني و توطئه و دشمني از سوي دولتهاي مستكبر و صهيونيستهاو سرمايه داران غارتگر بين المللي و نيز وابستگان آنها در برخي كشورهاي ديگر. جريان اول كه سرگذشتي ناگفته و عمدا مكتوم مانده و بسي درس آموز و عبرت دارد، يكي از پديده هاي كم نظير تاريخ است و سزاوار است محققان جوان و پيگيرما در زمينه هاي سياسي و اجتماعي و تاريخي درباره آن به كنكاش برخيزند. eخلاصه سرگذشت آن است كه با تشكيل جمهوري اسلامي در ايران، مسلمانان درهمه جهان هويتي تازه يافتند و احساس عزت و شخصيت اسلامي، در آنان دميده شد، كوششي كه در طول دهها سال از سوي قدرتهاي استعماري و استكباري براي تحقير مسلماني و مسلمانان به كار رفته بود، نقش بر آب گشت و در همه جاي دنياي اسلام روحيه افتخار به اسلام و مسلمان بودن رو به رشد و گسترش گذاشت. نهضت هاي فرهنگي و سياسي از سوي جوانان و آزادگان مسلمان در چهارگوشه عالم شكل گرفت، از غير مسلمانان كسان بسياري به اسلام و مكتب انقلابي آن ايمان آوردند كسان بسيار ديگري به ديانت و رسالت دين در تحولات اجتماعي دل بستند، و عظيم، همچون رمز هويت اسلامي و پرچمدار مبارزه با استكبار وفرعونها و زور بين المللي شناخته شد. كسانيكه توفيق نظاره و تامل در تظاهرات ملتها و ابراز احساسات عميق آنان نسبت به جمهوري اسلامي و امام راحل ومسئولان برجسته آن را پس از انقلاب تا امروز داشته اند و شوق و شور و ستايش و تحسين بي سابقه آنان را نسبت به اين بنيان رفيع و همچنين نسبت به مسئولان و شعارها و پرچم كشورمان در تمام مدت سال ديده يا شنيده اند، مي توانندعظمت اين پديده را ادراك كنند. جريان دوم، يعني روند دشمني ها و كينه ها و توطئه ها از نخستين روزهاي پيروزي انقلاب آغاز شد و به تدريج با زائل شدن حيرت و گيجي و سردرگمي اي كه سياستمداران دولت هاي استكباري و غارتگران و صهيونيستها بر اثر پيروزي انقلاب اسلامي در اين نقطه حساس جهان بدان دچار شده بودند، گسترش و عمق وتنوع يافت. پيشرو و پرچمدار اين خصومت آشتي ناپذير دولت آمريكا و زائده صهيونيست آن در خاورميانه كه بودند با سقوط رژيم پهلوي، مطيع ترين متحد و مزدورخود در منطقه را از دست داده و از منافع نامشروع سياسي و اقتصادي خود درايران محروم شده بودند. شرح اين روند خباثت آميز و بغض آلود و برخاسته از كينه اي عميق در سطورو صفحاتي معدود نمي گنجد و ظرفيت ده ها كتاب و هزاران صفحه براي تبيين آن لازم است، كه بحمدالله نوشته هاي آگاهانه اي زمينه در دسترس همگان است. نگاهي به فهرست اين تلاشهاي خصمانه كه شامل اقدام هاي سياسي و تهاجمات نظامي و تدارك كودتاها و شورش آفريني در مناطق متعددي از كشور و محاصره ها وتوطئه هاي اقتصادي و حبس ذخائر ارزي و به كارگيري صدها راديو و روزنامه ودهها هزار مقاله و گفتار تبليغاتي، و در سال هاي اخير، شبيخون همه جانبه فرهنگي است، مي تواند عمق دشمني غارتگران بين المللي و صهيونيست ها وقدرتهاي استكباري و در راس همه، دولت آمريكا را با اسلام و انقلاب اسلامي وملت انقلابي ايران نشان دهد. در سازندگي مادي كشور آنچه در اين بيست سال اتفاق افتاده، در همه دوران حكومت جباران پهلوي و پيش از آن بي سابقه است و حجم خدماتي كه دراين مدت به دست فرزندان كشور و پروردگان انقلاب تقديم ايران عزيز شده است فهرستي بلند و افتخارآميز دارد، و البته در راس همه آنها و مهمترين خدمت انقلاب در زمينه بناي علمي و عمراني كشور، روح خودباوري و اعتمادبه نفسي است كه سرمايه از دست رفته ملت ايران در طول قرنهاي اخير بود ونابودكردن آن، گناه بزرگ پادشاهان بي كفايت ودست نشانده غرب بوده است. امروز ايراني احساس مي كند كه خود قادر به اداره كشور، قادر بر سازندگي، قادر بر عبور از موانع و قادر بر ابتكار و نوآوري است، و اين همان سرمايه لايزالي است كه هر ملتي را در رسيدن به هدفهاي خود كامياب مي سازد، و همين است كه در بيست سال گذشته آن همه افتخارات را در زمينه هاي علمي و صنعتي ونظامي و سياسي نصيب ملت ايران كرده است. در سازندگي معنوي محصول تلاش بيست ساله انقلاب، رشد دين و معنويت، رشداستقلال و عزت ملي و رشد آزادي و روشن بيني سياسي قشرهاي مختلف، و هر يك جاي خود مايه ي مباهات و سربلندي ملت ايران و موجب تحسين و ستايش ملتهاي ديگر و برجستگان منصف است. مقايسه دستاوردهاي ملت ايران در اين سه مقوله با دوران حكومت سلطنت بسي آگاه كننده است، دوراني كه معنويت و دين در انزواي كامل، و فساد و بي بندوباري در همه جا رايج بود، بيان و قلم صاحبان انديشه و علم، ممنوع و اختناق سياسي، تيره كننده فضاي كشور بود، ملت ايران مقهور سياست هاي بيگانگان و به كلي از صحنه مسائل جهان و منطقه و حتي مسائل كشور خود محروم بود، ايران محل اجراي اراده آمريكا و انگليس و صهيونيزم و سرمايه داران بيگانه، و ايراني اسير سياست هاي آنان وشاه وابسته و دست نشانده بود... اكنون در پايان سخن چند توصيه را متواضعانه به ملت عظيم الشان ايران ومسئولان و زبدگان عرض مي كنم - 1 به دولتمردان و مسئولان كشور در قواي سه گانه و نيروهاي مسلح عرض مي كنم قدر خدمتگزاري به اين ملت بزرگ و اين كشور مبارك را بدانيد. خدمت صادقانه ي شما خدمت به اسلام و بشريت است. اين فرصت كم نظيري است كه صالحان و صديقان در آرزوي آن بوده اند. با همه ي توان از اين فرصت براي كسب رضاي الهي و تقرب به خداوند بهره گيريد و با اخلاص و پارسائي و مجاهدت، در راه رفع مشكلات كشور و ملت، و ساختن ايراني آباد و پيشرفته، و رفع كامل بي عدالتي و تبعيض، و قطع وابستگي اقتصادي و فرهنگي و بريدن طمع غارتگران بيگانه وسوءاستفاده كنندگان داخلي، گامهاي بلندي را با توكل به خداوند برداريد. مبادا وسوسه قدرت طلبي يا جمع زخارف مادي شما را از كار بزرگي كه بر عهده داريد بازدارد. لحظه تاريخي اي كه ما در آن قرار داريم بسي مهمتر و حساستراز آن است كه از ما خدمتگزاران كسي حق داشته باشد، آن را با سرگرم شدن به جمع ثروت براي خود يا فرزندان و كسان خود، ضايع كند و لعنت خدا و خلق رامتوجه خود سازد. - 2 به علما ي بزرگوار ديني و آگاهان و روشنفكران و فرزانگان و دانشمندان مختلف عرض مي كنم: نسل جوان و مستعد و فضاي آماده و آزاد كشور، بزرگترين فرصت تعليم و تربيت را در اختيار شما گذاشته است، از اين فرصت ديرياب كه به بركت انقلاب اسلامي و در سايه مجاهدتهاي بسيار به دست آمده، حداكثراستفاده را ببريد. دل ها را به نور معارف اسلامي روشن، فكرها را با منطق استوار، مسلح و آفاق آينده را براي ملت ايران مجسم كنيد. در دلها نور اميدبتابانيد و سايه شوم ياس و سرخوردگي را كه دشمن مي خواهد با تبليغات خودبر دلها بيفكند، برطرف كنيد. ذهن ها را از تحجر و ايستائي و نيز از بي بندوباري فكري و ياوه گرائي بر حذر بداريد، و در اين برهه حساس تاريخ ايران وظيفه بزرگ خود را كه داراي آثاري ماندگار و تعيين كننده است، همچون تكليفي الهي و مقدس بدانيد. به 3 جوانان عزيز عرض مي كنم فرصت جواني را براي خودسازي فكري و روحي و جسمي مغتنم كشور بشماريد خود را بشناسيد و جايگاه رفيعي راكه ايران وايراني به بركت انقلاب اسلامي در جهان و در منطقه و در ميان امت بزرگ اسلامي به دست آورده قدر بدانيد، خود را به علم و معرفت و پارسائي مجهز كنيد وهمچون جوانان دوران پيروزي انقلاب و دفاع مقدس، خود را الگو و اسوه جوانان كشورهاي ديگر سازيد... به 4 عموم ملت عزيز و عظيم عرض مي كنم: همه موفقيت هاي دوران مبارزات و پس از پيروزي مرهون هوشياري و صبر انقلابي و حضور دائمي شما در صحنه است، فداكاري و ايمان و مجاهدت شما است كه رهبر كبير انقلاب را به كاري چنان بزرگ موفق ساخت و صبر و همدلي و همكاري شماست كه مسئولان كشور رابه ارائه خدمات شايسته توانمند كرد. امروز نيز بحمدالله دولتي رئيس خدمتگزار، جمهوري شايسته، نمايندگاني دلسوز، قوه قضائيه اي مستقل، نيروهاي مسلحي كارآمد و مسئولاني انقلابي به خدمت مشغول اند. پيوند ميان خود و مسئولان رامستحكم كنيد و خدمتگزاران خود را كه ازميان شما و براي شمايند ياري دهيد. وحدت كلمه و حضور خود را در صحنه حفظ كنيد و ياد امام و انقلاب را زنده نگه داريد. - 5 به جناحها و دستجات و گروههاي سياسي داخلي نيز عرض مي كنم: همت خود را بر رشد فكري و سياسي مردم بگماريد و كسب قدرت را هدف ندانيد. تلاش سياسي سالم و به دور از درگيري و تهمت و شايعه سازي اگر با اخلاص و قصدنيك باشد عبادت است و در دل مردم نيز موءثر و براي آنان جذاب است، ولي اگراغراض گروهي بر آن سايه افكند و روش هاي قبيله اي بر آن حاكم گردد، خدا و خلق را خشنود نخواهد كرد. كار جناحي و حزبي نبايد وحدت ملي را خدشه دار كند و كشمكش هاي گروهي را به ميان مردم بكشاند. در پايان سر بر درگاه لطف و مغفرت خداوند متعال نهاده هدايت و توفيق و كمك ذات اقدس الهي را براي همگان مسئلت مي كنم و از حضرت ولي الله الاعظم ارواحنا فدا دعا براي نصرت اسلام و مسلمين و پيروزي و كاميابي ملت ايران در همه ميدانها را تمنا مي كنم.