Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771120-43895S6

Date of Document: 1999-02-09

سازمان هاي غيردولتي محيط زيست شركاي و آموزش بزرگسالان: جامعه ء مدني قرن بيست و يكم * سازمان هاي محيط زيست، بازيگران اصلي جامعه مدني ملي و جهاني هستند و پس از كنفرانس محيط زيست و توسعه ملل متحد (ريو) 1992 انگيزه و قدرت بسياري كسب كرده اند * آيا اهداف و تجربيات شهروندان و جوامع در كشورها و ملل مختلف با افزايش سازمان هاي غيردولتي و تخصصي بين المللي كه غالبا پايه و اساس مردمي محدودي دارند، به درستي در عرصه جهاني عرضه؟ شده اند صحنه جهاني در دهه گذشته، شاهد تحولات چشمگيري در زمينه جهان شمولي (Globalization) بوده ايم، پيشتر، كارگزاران اصلي صحنه جهاني، دولت ها و شركت هاي چند مليتي بودند. اما با سقوط پرده آهني و تقويت ارتباطات جهاني، كارگزاران جديد پا به عرصه گذاشته و مديريت بخش سوم خود را، كه نه دولتي و نه بازرگاني بود، برعهده گرفتند. اين كارگزاران جديد، ريشه در حركت هاي مردمي و سازمان هاي همگاني جامعه مدني دارند كه تنها، زماني در سطح ملي حضور داشتند. اكنون، آنان در جامعه مدني جهاني سازمان يافته اند. همگام با دخالت جامعه مدني ملي در حمايت، نوآوري و سازمان دهي افكار مردم در جهت طرح بينش ها و مشكلات شان، جامعه مدني جهاني نيز نقش مشابهي در صحنه بين المللي خواهد داشت. جامعه مدني جهاني كه مورد تاييد و حمايت رسانه هاي بين المللي قدرتمند است و همچنين مورد استقبال سامانه ملل متحد و موجب احترام يا بيم شركت هاي چند مليتي است كه نمايانگر منابع عظيم مشتري هستند، توانايي رشد سريع و تبديل شدن به سومين قدرت مطرح در عرصه دولت جهاني را دارا است. اين تحول چندين چالش را در برابر بينش سنتي حركت هاي مردمي و سازمان ها مطرح يكي مي سازد از چالش ها، آن است كه آيا اهداف و تجربيات شهروندان و جوامع در كشورها و ملل مختلف، با افزايش سازمان هاي غيردولتي و تخصصي بين المللي كه غالبا پايه و اساس مردمي محدودي دارند، به درستي در عرصه جهاني عرضه؟ شده اند چالش ديگر، چگونگي برقراري تعامل متعادل و مطلوب ميان جامعه مدني جهاني و بخش هاي خصوصي و عمومي است كه مسئله پذيرش سازمان هاي غيردولتي با تاييد دولت ها و شركت هاي نيرومند را ناديده سازمان هاي مي انگارند محيط زيست، بازيگران اصلي جامعه مدني ملي و جهاني هستند و پس از كنفرانس محيط زيست و توسعه ملل متحد (ريو) 1992 انگيزه و قدرت بسياري كسب كرده اند، اما آنان بايد درك خود از اين نقش جديد را وسعت بخشند و بايد پيوندها و ارتباطات را از سطح محلي به جهاني تقويت كنند و پايه و اساس قومي (base Community) را به عنوان ابزار نيرومند بين المللي وسعت بخشند. در صحنه بين المللي، اين نيازها در ساير سازمان هاي غيردولتي نيز به چشم مي خورد و مستلزم همكاري سازمان هاي غيردولتي فعال در ساير حيطه ها مي باشد. به ويژه آن كه، پتانسيل لازم براي همكاري پويا ميان سازمان هاي فعال آموزش بزرگسالان نيز وجود دارد. مسئولان محيط زيست، به عنوان مدرسان آموزش بزرگسالان هدف اكثر سازمان هاي محيط زيست، تغيير رفتارها و نگرش ها و عرضه راهكارهاي مناسب براي توسعه ناپايدار كنوني است. منطق فراسوي اين تلاشها، بيشتر در تلفيق دانش بومي سنتي پيرامون توازن ميان انسان و طبيعت و تحقيقات علمي جديد در خصوص تاثير انسان بر محيط است. اين پيام فعالانه از طريق آموزش و پرورش، مبارزه و يا رسانه هاي گروهي به عامه مردم و سياستگذاران به منظور نفوذ در نگرش ها و كنش آنان منتشر مي شود و به متابعت از آن، گروههاي زيست محيطي قوم مدار غالبا نوآوري هاي ويژه اي را سازماندهي مي كنند كه براي مسئوليت پذيري قوم ها در برابر شرايط خود و عرضه راه حل ها و انگاره هاي عملي ديگر، آنان را بسيج مي كند. در اين روند، تاكيد خاص بر سياستگذاري محلي و توسعه مردمي گذاشته شده است. نقطه تلاقي آموزش بزرگسالان و محيط زيست وقتي سازمانهاي محيط زيست به نشر اطلاعات و سازماندهي ابتكارات قومي مي پردازند، در حقيقت آموزش غيررسمي بزرگسالان را اجرا مي كنند. اين آموزش، نه بر پايه اصول نظري كه به منزله ابزار تجربي است، اما غالبا براساس سنت ها و فلسفه هايي است كه ويژه يك فرهنگ خاص محسوب مي شوند. در توسعه آموزش بزرگسالان، تمايل روزافزون مسئولان آن است كه آموزش بزرگسالان طريقه توانمندسازي افراد براي آگاهي افزايي از خويشتن و به عنوان بخشي از يك فرهنگ، تاريخ و جامعه و همچنين شيوه ترغيب مردم به ايفاي نقش فعال در گروه هاي مردمي و جامعه تلقي شود. با در نظر گرفتن برنامه هاي آموزشي و ساير فعاليت ها، جالب است كه شاهد ايفاي نقش مهم توسعه اجتماعي و محيط زيست در آموزش بزرگسالان باشيم. چالش هاي مشترك فعاليت هاي آموزش بزرگسالان و سازمان هاي محيط زيست و نقش فزاينده محيط زيست در آموزش بزرگسالان، بيانگر نوعي مشاركت و همكاري است و بايد آن را در روند پنجمين كنفرانس بين المللي آموزش بزرگسالان (آلمان ) 1997 جستجو كرد و همچنين بايد به عنوان بخشي از پيگيري هاي روند مذكور در قالب برنامه هاي مشترك ميان آموزش بزرگسالان و سازمان هاي محيط زيست توسعه و اجرا شود. آينده چندين چالش را پيش رو مي آورد كه سازمان هاي محيط زيست و آموزش بزرگسالان، مي توانند از سطح جامعه تا جهان در آن سهيم شوند. در ميان اين چالش ها، مي توان به موارد ذيل اشاره كرد: ) 1 برنامه ريزي و اجراي فعاليت هاي جامعه مدار در زمينه آموزش بزرگسالان و محيط زيست در جنوب و اين شمال فعاليت بايد به عنوان مثال بر: بسيج عمومي و تصميم گيري، نقش زنان به عنوان مدرسان محيط زيست، دانش بومي، تغيير نگرش ها بر روند توليد، مصرف و... متمركز شود. ) 2 همكاري و نفوذ در برنامه هاي بين المللي و دولت هاي ملي به منظور: الف ) گنجاندن (مسائل ) محيط زيست در آموزش بزرگسالان; ب ) استفاده ابزاري از آموزش بزرگسالان براي ترغيب توسعه پايدار; ج ) درك نقش خاص دانش گروه هاي بومي بر مسائل زيست محيطي; د ) احياي يادگيري بومي بزرگسالان در ارتباط با محيط زيست; ) 3 سازماندهي و برگزاري كارگاه هاي منطقه اي در زمينه آموزش بزرگسالان و محيط زيست به منظور: الف ) تبادل تجربيات; ب ) توسعه همكاري هاي منطقه اي; ) 4 تقويت همكاري ميان سازمان هاي محيط زيست و آموزش بزرگسالان در بافت جامعه مدني جهاني: الف ) تقويت تعامل و ارتباط ميان شبكه هاي كاري موجود. ب ) اتخاذ اقدامات مشترك با همكاري ملل متحد و يا ساير دفاتر چند منظوره. ج ) توسعه درك و تفاهم مشترك پيرامون توسعه جامعه مدني جهاني و اتخاذ اقدامات مناسب. د )توسعه اصول رفتار و شيوه تعامل و ارتباط با بخشهاي خصوصي و عمومي. منبع: شماره 49 مجله آموزش بزرگسالان و توسعه 1997 ترجمه: مرجان مرندي