Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771120-43894S3

Date of Document: 1999-02-09

روزنامه نگاران انقلابي، انقلابيون روزنامه نگار نگاهي به خدمات روزنامه نگاران قبل و بعد از انقلاب (بخش پاياني ) اشاره: رنج نامه روزنامه نگاران عنوان بخش نخست مقاله اي بود كه به خدمات و رنج هاي روزنامه نگاران از ابتداي تاسيس روزنامه در ايران تا پايان سال 1355 پرداخت. اينك در ادامه مقاله نويسنده به بررسي مبارزات و نقش روزنامه نگاران در پيروزي انقلاب اسلامي از سال 1356 تاكنون پرداخته است كه از نظرتان مي گذرد. درسال 56 13 كه خفقان از حد برون شد يكصد نفر از نويسندگان، خبرنگاران و مترجمان مطبوعات كشور در مورد فشار و سانسور حاكم بر مطبوعات اطلاعيه اي دادند. اين اطلاعيه تقريبا با فصل نويني از تاريخ مبارزات مردم مسلمان ايران عليه دستگاه پهلوي مصادف شد و روزنامه نگاران به تدريج وارد مرحله اي ديگر از حيات حرفه اي خود شدند. اين مرحله از فصل پاياني 1356 آغاز شد و تا اعتصاب مطبوعاتيان و پس از آن تا 22 بهمن 1357 ادامه يافت. در اين دوره بيانيه ها و اطلاعيه هاي متعددي از سوي نويسندگان، خبرنگاران و خبرنگاران عكاس در پشتيباني از نهضت اسلامي ايران صادر شد. طبقه آسيبپذير مطبوعات طعم تلخ فقر و ناداري را چشيدند و با قرض امور خانوادگي خود را گذراندند ولي اجازه كاركردن در آن فضا را به خود ندادند و اعتصاب كردند. رژيم در همان موقع به مهره هاي كاشته شده خود در مطبوعات دستور داد چند نشريه منتشر كنند تا خلاء پرشود اما مردم توجهي نشان ندادند و اين نشريات اقبال عامه نيافتند. رژيم پهلوي موقعي كه با مقاومت مطبوعاتيان مواجه شد، چند تن از روزنامه نگاران را حبس كرد اما نتيجه بخش نبود. در همان سال به ماموران دستور دادند به صفوف خريداران روزنامه حمله يورش كنند ماموران شهادت چهار نفر از خريداران روزنامه را در حين خريد روزنامه در پي داشت و رژيم در آخرين نفس هاي خود به هر كاري دست زد ولي موفق نشد جلوي انقلاب اسلامي مردم ايران را بگيرد. به ناچار از در مصالحه درآمد و نزديك به پيروزي انقلاب گردانندگان رژيم به خيال خود براي جبران گذشته به وزارت اطلاعات و جهانگردي دستور دادند كه فرمان ممنوعيت مميزي در مطبوعات را صادر اين كند كار را هم كردند ولي ديگر تاثير نداشت و انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد. انقلاب كه به پيروزي رسيد و بهار آزادي پديد آمد، مطالعه كتاب و مطبوعات بيشتر شد. تيراژهاي ميليوني در آن سالها باعث شد افزون بر مطبوعاتي ها كه در درون خود دهها گروه و دسته داشتند دو گروه سالم و سودجو به اين جمع اضافه شود. گروه سالم را افرادي تشكيل مي دادند كه براي خدمت به انقلاب اسلامي ايران ترجيح دادند در مطبوعات كار كنند. حضور اين گروه باعث شد روزنامه نگاري نويني در ايران پديد آيد. تعداد اين افراد روزافزون شد به شكلي كه امروز پس از دو دهه از دل اين گروه گردانندگان يكي دو تشكل مطبوعاتي بيرون آمده اند و امروز بعضي از آنان از جمله صاحبنظران طراز اول مطبوعات و علوم ارتباطات در ايران هستند. از درون اين گروه محقق و مدرس روزنامه نگاري بيرون آمد. گروه ديگري كه بعد از انقلاب اسلامي به جمع مطبوعاتيان اضافه شدند سودجويان فرصت طلبي بودند كه به خيال ميليونر شدن به اين حرفه روي آورده بودند. امتياز نشريه و دفتر اجاره مي كردند، آلبوم عكس مي خريدند و چند نويسنده را به استخدام در مي آوردند و نشريه اي را منتشر مي كردند. اينان اقبال عامه را به مطبوعات ديده بودند و با اين نيت كه پولدار شوند به دنياي مطبوعات آمدند كه پس از چندي با پايين آمدن تيراژ نشريات و برخوردهايي كه با مطبوعات صورت گرفت، رفتند و به حرفه هاي ديگري روي آوردند. مطبوعاتياني كه در دوران حكومت پهلوي فعاليت حرفه اي داشتند بعد از انقلاب اسلامي به چند دسته تقسيم شدند. گروهي بازنشستگي خود را اعلام كردند و كنار رفتند. تعدادي خواسته يا ناخواسته به خارج از كشور رفتند و جمعي در مطبوعات ماندند. كساني كه ماندند را مي توان به دسته هاي مختلف تقسيم كرد. هم مي توان از افرادي نام برد كه با تمام وجود بدون ملاحظه اين و آن و فقط به خاطر انجام وظيفه حرفه اي روزنامه هاي آبرومندي را راه اندازي كردند و هم مي توان از افراد نق زن كه حياتشان را در ممات ديگري مي بينند، نام برد. نمي خواهيم از رويدادهاي مطبوعاتي پس از انقلاب بگوييم، تقريبا تا حدودي همه حضور ذهن دارند. اما ذكر دو سه نكته ضروري است; يكي اين كه روزنامه نگاري هم مثل همه حرفه ها و صنف هاست و انواع و اقسام آدمها را دارد. ولي چرا هيچ كس تا به حال درباره تمام قصابها و يا تمام بقالها به طور كلي و جمعي اظهار نظر نكرده است، اما تا بحث به روزنامه نگاري مي رسد بعضي هابه جمع بندي مي رسند و آن را همزاد روشنفكري بيمار و وابسته و بي ديني و چيزهايي از اين قبيل مي دانند و بعضي مي گويند: همه و تعدادي نيز با واژه غالبا سعي دارند كل جامعه مطبوعاتي كشور را زير سوءال ببرند. آيا مي دانند كه مطبوعات در ايران چه خدمتي به پيشرفت دانش، فرهنگ، زبان و دين ما كرده است. آيا شناخت از مطبوعات ديروز و امروز ما دارند يا؟ خير و مي دانند چند درصد روزنامه نگاران امروز در دوران نظام جمهوري اسلامي به اين حرفه روي آوردند و چند درصد از گذشته باقي مانده اند و آيا تمامي كساني را كه از گذشته باقي مانده اند، مي شناسند يا؟ نه آيا به صداقت، خوش فكري، استادي و محاسن آنان كه از گذشته مانده اند آگاهند يا؟ خير آيا مي دانند همان كساني كه از گذشته باقي مانده اند چه خدمتي به روزنامه نگاري امروز ايران كرده اند يا؟ خير و... با ذكر يك نكته اين وجيزه را به پايان مي بريم. اميدواريم چون از سر صداقت و با خلوص نيت مي نويسيم تعبير و تفسير نشود. در گذشته و به ويژه در دو دوره 1304 و1342 1320تا تا دولتهاي 1357 حاكم مي كوشيدند به هر حيله اي متوسل شوند تا نفرهاي مخالف خود از جمله روزنامه نگاران را به خدمت دستگاه بگيرند و با اعطاي پست و مقام و امكانات زمينه جلب و جذب ايشان را فراهم آورند اما بلاتشبيه امروز گروهي مرز خودي و غيرخودي مي كشند و سعي در متقاعد كردن همه دارند و تلاش مي كنند بر همه بقبولانند كه خودي هم در صف غيرخودي است! سيد فريد قاسمي