Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771119-43891S1

Date of Document: 1999-02-08

به مناسبت جشنهاي بيستمين سالگرد پيروزي انقلاب ( ) 7 صدور انقلاب در مدار گفتگوي تمدنها يك مسئله ديگر كه صورت بياني تازه اي از آن در دكترين گفتگوي ي تمدنها رئيس جمهور خاتمي تجلي يافته، بحث صدور انقلاب است. با تعمق در ماهيت فرهنگي و ديني انقلاب اسلامي 1357 در مي يابيم كه هدف از صدور انقلاب همانا تعامل و گفت وگو با مجموعه هاي سياسي و تمدني اسلامي و خارج از جهان اسلام ساده لوحانه است است اگر كسي تصور كند بايگانهاي نظامي فرامرزي و يا جنگ سياسي و تبليغاتي بر مبناي مهار تمايلات جوامع، امكان گسترش دايره آرمانهاي انقلاب و تفكر منتج از آن ميسر خواهد بود! بايد وارد گفت وگويي بزرگ، تمدني و دورانساز شد. در همان روزهاي نخستين پيروزي انقلاب، كه شربت گواراي جمهوري اسلامي پس از هزاران سال كام ملت ما را شيرين مي ساخت، البته هنوز هنگامه تامل و انديشيدن در ژرفاي وقايع و بنيادهاي فكري و اصولي انقلاب ميسر نبود. حتي غريب نبود كه عزيز نازنيني با تمسك به اصل صدور انقلاب، مجموعه اي از عاشقان انقلاب را مسلح كند و به فرودگاه ببرد و دولت وقت را در محظور گرفتن يك هواپيما براي رفتن به ميدانهاي نبردي در خارج از مرزها قرار دهد. شور و غوغاي نخستين روزهاي جمهوري، همگان را در شرايطي غريب قرار داده بود و هر كس مي خواست باري از اين رسالت سنگين تاريخي را بر دوش كشد و وظيفه اي به انجام رساند. اما مسائل به زودي شفاف شد و رنگهاي راستين خود را به ديده هاي منتظر نشان داد. مسئله مهمي كه در آن روزهاي پر غوغا چندان مورد تامل قرار نگرفت، سخنان پي درپي و از جمله بيانات درخشان امام خميني در گفتگو با حامد الگار بود (اين گفتگو در جلد يازدهم صحيفه نور به طور كامل ذكر شده است )اگر بخواهيم نكته ها و دقايق مربوط به موضوع اين يادداشت را از آن گفتگو - و دهها سخنراني ديگر امام ( ره ) - استخراج كنيم، مي بايد بخش اعظم آن را در اينجا بياوريم. ماحصل بحث اينكه، امام راحل سلام الله عليه بر اين نكته تاكيد داشتند كه دنيا و به ويژه غرب، بايد بفهمد كه ذات و گوهر پيام و حرف و حديث ما در اين انقلاب چه بوده؟ است چرا ما با خودكامگي شاهنشاهي به نبرد؟ برخاستيم چه كمبودها و رنجها و مصائبي ديديم و چه آرزوها و عقايدي؟ داريم باري، اين معنا، همان مبحث شريف و گسترده گفت وگوست كه دير يا زود مي بايد آغاز مي شد. همچنانكه در صدر اسلام، پيامبر گرامي اسلام (ص ) با ارسال دعوتنامه هايي براي سران روم و ايران و حبشه و... آنان را با حقيقت پيام توحيد آشنا مي فرمود و تعمق در اين خير مطلق و بازگشت از ضلالت را به ايشان تفهيم مي كرد. حتي در منظر سياست داخلي نيز قرآن كريم به مسلمانها چنين امر فرموده است: فبشر عبادي الذين يستمعون القول فيتبعون ترديدي احسنه نيست كه گسترش اسلام نيز، عمدتا در پي دعوت و مجاب ساختن جوامع ديگر صورت گرفت و اتفاقا هر كجا كه زور نابجايي به كار گرفته مي شد، نتيجه كمتري به دست مي آمد. در انقلاب ما امام خميني پيام آور چه چيز بود: من نويد استقلال، عظمت، رفاه، معنويت و نويد روح پاك و روح آزادمنشي به شما مي دهم; به شرط آنكه همه با هم باشيد. در اين پيام لطيف، كه هيچ نشاني از خشونت ندارد، حقيقتي بزرگ نهفته است. مي بايد با روح آزادمنش روح، پاك و معنويت، به آرمانهاي بزرگ اسلام و انقلاب رسيد. انقلاب اسلامي نويدبخش استقلال، عظمت، رفاه و معنويت است و به دست آزادمنشاني كه صاحب ارواح پاكند متحقق مي شود. اين است پيام ما براي جهانيان. نه جنگ و خشونت، نه فرياد و ظاهرگرايي، نه فشار و تحميل، نه تظاهر و خودنمايي، و نه تخريب و تحميق.. انقلاب ما انفجار نور بود. بايد با روشني از مرزها خارج شويم، همچنانكه انبياء چنين كردند و امام چنين روشي داشت: من عصا و نور بگرفته به دست شاخ گستاخي تو خواهم شكست گفتگوي تمدنها تجديد و تجدد همان آرمان بزرگ است. زمان گفت وگو فرا رسيده و جهان بايد بداند ما در پي چه آرمانهاي درخشاني بوده و هستيم. دروغهاي رسانه هاي صهيونيستي را بايد درهم شكست و نام مقدس ايران اسلامي و بزرگترين و عالي ترين دموكراسي اسلامي را به مثابه نمونه و الگوي جهان امروز سربلند سازيم. اين همان عصا و نوري بود كه خاتمي در گفتگو با سي ان ان و سخنراني در سازمان ملل به دست گرفت و با تجليل از امام، انقلاب و آرمانهاي بزرگ اسلام و ايران، جهان مغرور و متفرعن غرب، به ويژه آمريكا را، در محاق پاسخگويي و دفاع قرار داد. تا فردا...